تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۱۳۷۹۲۳
شبنم نادری مقدمه: «همه جنگ، داخل جبهه ها نیست، بسیاری از مسائل جنگ، داخل خانه هاست؛ در راه هاست؛ داخل دل هاست؛ در مجموعه های تصمیم گیری است؛ در مجامع بین المللی است.»1 در قسمت های قبل به طور مفصل به بررسی مفهوم جنگ نرم، سابقه پیدایش جنگ نرم، اهداف جنگ نرم، دلایل استفاده از جنگ نرم در شرایط کنونی، شیوه های اعمال جنگ نرم، ابزار جنگ نرم، دلایل کلید خوردن جنگ نرم بر علیه جمهوری اسلامی ایران و اینکه چه افراد و گروه های هدف جنگ نرم هستند، پرداختیم، اکنون نوبت آن است تا راهکارهای مقابله با این جنگ نوظهور را عنوان کنیم.

از آنجایی که جنگ نرم جنگی پیچیده تر و نامحسوس تر از جنگ سخت است به همین نسبت راه مقابله با آن نیز باید با دقت و حساسیت استفاده گردد. در جنگ سخت دشمن در مقابل ما قرار دارد و به راحتی می توان اهداف و توطئه های او را دید. مبارزه در جنگ سخت آسان تر است اما در جنگ نرم دشمن با استفاده از ابزارهای متفاوت به ما حمله می کند. بنابراین نمی توان فهمید که از کجا ضربه می خوریم و این مبارزه با دشمن در جنگ نرم را سخت تر کرده است. تنها راه مقابله با جنگ نرم این است که باید کشورهایی که مورد هجوم جنگ نرم قرار می گیرند آمادگی فرهنگی و علمی خود را در سطوح بسیار بالایی افزایش دهند تا بانیان این جنگ نتوانند اهداف خود را در موضوعات مختلف اجرایی کنند.
آیه 194 سوره بقره می فرماید: «فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم»؛ یعنی وقتی دشمنان با شما وارد جنگ شدند، شما هم با آن ها مقابله به مثل کنید. اگر جنگ، جنگ نظامی است باید از طریق نظامی وارد شد؛ «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه ». اگر جنگ، جنگ اقتصادی است، به همان شیوه و اگر جنگ، جنگ فرهنگی و فکری است باید مقابل به مثل ما هم به همان صورت شکل بگیرد.
به طور کلی و با توجه به بیانات روشنگرانه مقام معظم رهبری به عنوان پرچمدار مبارزه با این جنگ و رهنمودهای تبیین گر ایشان می توان راه های مقابله با جنگ نرم دشمن را در موارد زیر برشمرد:
1- افزایش بصیرت در همه عرصه‌ها:
افزایش بصیرت می تواند در مواقع حساس از بلاهایی که ممکن است گریبان ملتی را بگیرد جلوگیری نماید. بی بصیرتی می تواند عرصه جامعه را برای حضور دشمن در نقش های مختلف فراهم نماید. گاهی در شرایط سرنوشت ساز بی بصیرتی می تواند حتی خواص یک جامعه را دچار اشتباه در شناخت حق از باطل کرده و آنها را به خطا بکشاند. مقام معظم رهبری در سخنان خویش همواره همه مردم به ویژه خواص جامعه را به افزایش بصیرت برای شناخت دشمن دعوت کرده اند.
«بنده بارها این جبهه های سیاسی و صحنه های سیاسی را مثال می زنم به جبهه جنگ. اگر شما تو ]ی[ جبهه جنگ نظامی، هندسه زمین در اختیارتان نباشد، احتمال خطاهای بزرگ هست. برای همین هم هست که ]به[ شناسایی می روند. یکی از کارهای مهم در عمل نظامی، شناسایی است؛ شناسایی از نزدیک، که زمین را بروند ببینند: دشمن کجاست؛ چه جوری هست؛ مواضعش چگونه است؛ عوارضش چگونه است؛ تا بفهمند چه کار باید بکنند. اگر کسی این شناسایی را نداشته باشد؛ میدان را نشناسد؛ دشمن را گم بکند؛ یک وقت می بینید که دارد خمپاره اش را، توپخانه اش را آتش می کند به طرفی که اتفاقا این طرف، طرف دوست است، نه طرف دشمن، نمی داند دیگر.
2- نقش خواص در روشن نمودن حقایق:
یکی از کارهای مهم نخبگان و خواص، تبیین است؛ نخبگان موظفند حقایق را بدون تعصب و بدون حاکمیت تعلقات جناحی و گروهی روشن کنند. نقشی که عماریاسر در جنگ صفین ایفا می کرد تبیین حقیقت در میان صفوف جبهه نبرد بود تا بتوانند تردید و شبهه را از میان آنها برطرف نماید.
نخبگان و خواص وظیفه دارند بصیرت را نه تنها در خودشان بلکه در میان عامه مردم نیز به وجود آورند. متأسفانه برخی خواص نه تنها نمی توانند به اطرافیانشان بصیرت بخشند بلکه در برخی موارد خود نیز دچار ناآگاهی و بی بصیرتی می شوند. گاهی با سخنان نادرست و زمانی باسکوت و زمانی نیز با عملکرد منفی خود به نفع دشمن گام برمی دارند. مقام معظم رهبری در این خصوص می فرمایند:
«آدم گاهی می بیند که متأسفانه بعضی از نخبگان خودشان هم دچار بی بصیرتی اند؛ نمی فهمند؛ اصلا ملتفت نیستند. یک حرفی یکهو به نفع دشمن می پرانند؛ به نفع جبهه ای که همتش نابودی بنای جمهوری اسلامی است به نحوی. نخبه هم هستند؛ خواص هم هستند؛ آدم های بدی هم نیستند؛ نیت بدی هم ندارند؛ اما این است دیگر؛ بی بصیرتی است دیگر. این بی بصیرتی را به خصوص شما جوان ها با خواندن آثار خوب، با تأمل، با گفت وگو با انسان های مورد اعتماد و پخته- نه، گفت وگوی تقلیدی که هر ]کسی هر[ چه گفت، شما قبول کنید، نه، این را من نمی خواهم، از بین ببرید. کسانی هستند که می توانند با استدلال، آدم را قانع کنند؛ ذهن انسان را قانع کنند. و حتی حضرت ابی عبدالله الحسین(ع) هم از این ابزار در شروع نهضت و در ادامه نهضت استفاده کرد.»2
3- مدیریت متمرکز و هدایت‌کننده در امور فرهنگی
دشمنان جمهوری اسلامی ایران باورهای سیاسی و دینی و نیز عادات حسنه ملت ما را با تکیه بر ابزارهای فرهنگی هدف گیری کرده اند و این کار را بسیار دقیق انجام می دهند و اکنون فرهنگ اسلام ناب که انقلاب اسلامی براساس آن بنیان نهاده شده است، دقیقا هدف تهاجم دشمنان اسلام قرار دارد بنابراین برای مقابله اصولی و برنامه ریزی شده با تهاجم دشمن، لازم است مدیریت متمرکز و هدایت کننده ای در امور فرهنگی به وجود آید و با توسل به ابزار و نیروی فرهنگی، تهاجم دشمن را علاج و تأثیر آن را خنثی کند.3
عرصه سیاسی عینا همین جور است. اگر بصیرت نداشته باشید؛ دوست را نشناسید؛ دشمن را نشناسید؛ یک وقت می بینید آتش توپخانه تبلیغات شما و گفت وشنود شما و عمل شما به طرف قسمتی است که آن جا دوستان مجتمع اند، نه دشمنان. آدم ]باید[ دشمن را بشناسد. در شناخت دشمن خطا نکنیم. لذا بصیرت لازم است؛ تبیین لازم است».
4- از بین بردن جهل و ناآگاهی از طریق واداشتن افراد و مخاطبین به تفکر و آگاهی
اولین کاری که در مقابله با هرگونه عملیات نرم رقیب می تواند صورت بگیرد، «آگاهی بخشی» است تا هم رقیب بفهمد که ما متوجه اعمال او هستیم و هم ملت خودمان این آمادگی را دریابند. وقتی که از طریق آگاهی دهی، «مصون سازی» ایجاد شود، گام بزرگی برداشته شده است. در قرآن کریم خداوند می فرماید: یا ایهاالذین امنوا ان جاءکم فاسق بناء فتبینوا ان تصیبو قوما یجب ها له فتصبحو علی ما فعلتم نادمین)4 ای کسانی که ایمان آورده اید اگر شخص فاسقی خبری برای شما آورد، درباره آن تحقیق کنید. تبیین کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید.
آنچه پرواضح می نماید این نکته است که تفکر و آگاهی می تواند به افزایش بصیرت به افراد کمک نماید. آگاهی در سطح یک جامعه می تواند از طرق مختلف به مردم داده شود. در این میان نقش رسانه های دیداری و شنیداری و مکتوب بسیار حائز اهمیت است. گاهی دادن آگاهی به مردم می تواند گاهی از طریق ساخت یک سریال تلویزیونی، گاهی نوشتن یک مقاله و یا کتاب و گاهی هم به وسیله یک سمینار یا جشنواره و... باشد. پیدا کردن ابزار مناسب برای ارائه بهتر آگاهی به عهده متولیان فرهنگی است. هرچه ابزار متنوع تر، جذاب تر، و نوین تر باشد قابلیت های تاثیرگذارتر و آگاهی بخش تری خواهد داشت.
اما در خصوص معیار و ضوابط آگاهی دادن به جامعه نیز باید بر محور عقلانیت و صداقت تکیه نمود. چه بسا دادن اطلاعات گنگ، نامفهوم، دوپهلو و مبهم به جای ثمربخش بودن بسیار مخرب تر نیز جلوه کند. بهترین حالت در جنگ آن است که از حالت تدافعی خارج شویم و به جای اینکه فرصت ها و هزینه های فکری و جسمی خود را صرف نقد ابزارهای دشمن بنماییم به تولید و گسترش محصولات غنی فرهنگی بپردازیم.
5- افزایش نگاه امیدوارانه در جامعه
یکی از راهکارهای دشمن برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده خود ایجاد موج بدبینی و القاء تفکر ناامیدی و یاس در جامعه است. متاسفانه در این خصوص نیز گام هایی برداشته است. ناامیدی مردم از بهبود شرایط اقتصادی، ناامیدی از ایجاد شرایط کار و رفع معزل بیکاری، ناامیدی از خرید مسکن مناسب، ناامیدی از بهبود وضعیت ترافیک و حل معضلات شهری، ناامیدی از پیشرفت علمی و صنعتی، ناامیدی از فراهم شدن شرایط ازدواج و... از مصادیق بارزی است که اکنون در جامعه وجود دارد و هر روز نیز بیشتر می شود. نگاه ناامیدانه و بدبینانه و نگاه «چه فایده ای دارد؟»، بی تحرکی، بی علمی و انزوا را در پی خود می آورد و این نقطه مطلوب دشمن است. وجود مشکلات اقتصادی و اجتماعی در هر جامعه ای محتمل است اما نگاه امیدوار می تواند زمینه تسهیل به رفع مشکلات و رشد و پیشرفت در جامعه را ایجاد کند و در مقابل نگاه بدبینی و یاس روند حل مشکلات جامعه را کند کرده و جامعه را در شرایط عقب ماندگی نگاه می دارد.
6-بالا بردن ظرفیت مسئولیت پذیری در میان مسئولان
جنگ نرم فرایندی هدایت شده (پروژه) و به شدت متاثر از محیط داخلی و بین المللی است. در محیط داخلی، زمینه های تهدیدات نرم بسیار گسترده و پیچیده اند، به نحوی که از سوءرفتار یک مقام مسئول در برخورد با مردم تا سوء مدیریت در بخش های اجرایی و فساد اداری و... می تواند عاملی برای ایجاد زمینه های جنگ نرم و نارضایتی عمومی باشند. به همین دلیل در عرصه داخلی تمام دستگاه های دولتی در جلوگیری از شکل گیری زمینه های جنگ نرم مسئولیت دارند. اساساً بدون بالا بردن ظرفیت مسئولیت پذیری تمام دستگاه های دولتی نمی توان با تهدیدات نرم و جنگ نرم مقابله کرد.
7-استفاده از مدرن‌ترین شیوه‌های تبلیغ در امور فرهنگی و دینی
یکی از مهم ترین اقدامات در این زمان، نقش تبلیغات دینی است. چرا که از ابزارهای اساسی و دائمی جنگ نرم، تبلیغات می باشد و این ابزار کارساز را تنها از طریق ارشاد و تبلیغ دینی از طریق رسانه، محافل مذهبی و... می توان به کار گرفت.
یک سخن قوی، محتوای متقن و بیان نافذ به مخاطب، مستلزم استفاده از شیوه های هنری، تسلط بر مخاطب روحی و روانی و بهره گرفتن از شرایط زمان و مکان است. شیعه باید مدرن ترین شیوه های تبلیغ را برای رساندن پیام حق خود به دیگران مورد استفاده قرار دهد.5
8-هوشیاری دستگاه اطلاعاتی کشور در مصاف جنگ نرم
دستگاه اطلاعاتی کشور نسبت به تمامی سطوح جامعه اعم از سیاست، اقتصاد و فرهنگ باید هوشیاری جدی داشته باشد؛ چرا که هر چند جنگ نرم اقدامی فرهنگی است اما در راه رسیدن به اهداف خود از هر وسیله ای استفاده می کند. در این راستا، تقویت توانمندی های کنترلی سازمان های امنیتی ضروری است. مسلم است که دشمن هیچ گاه نمی تواند در لباس دشمن وارد مرزهای جغرافیایی و فرهنگی و حتی عقیدتی شود. زیرا اگر با چهره ای مشخص به میدان مبارزه وارد شود به راحتی قابل شناسایی است و زود شکست می خورد. شناخت دشمن در جنگ نرم با لباس دوست بسیار مشکل است. ورود به مرزهای کشور با عنوان توریسم و خبرنگار و گردشگر. نفوذ در فضای مجازی و سایت های ضداخلاقی با نام و عناوین فریب دهنده و گاه خیرخواهانه، پوشیدن لباس عرفان و تصوف و ترویج مباحث خرافاتی و ارائه اندیشه هایی با نام اندیشه اسلامی و پنهان شدن در لابلای این عناوین برای تبلیغ افکار منحرف خود از جمله مواردی است که باید دستگاه اطلاعاتی کشور نسبت به آن با حساسیت بیشتری عمل نماید.
9- لزوم توجه به حرکت‌های علمی
یکی از علایق دشمن برای پیشبرد جنگ نرم عقب ماندگی علمی در کشور هدف است. زیرا همواره عقب ماندگی علمی، استقلال را از بین برده و وابستگی را تشدید می کند. بالا رفتن سطح علمی جامعه می تواند از میزان وابستگی های اقتصادی و سیاسی کاسته و نظام را در شرایط جنگ نرم بیمه نماید. لذا یکی از ابزار مبارزه دشمن در جنگ نرم ایجاد تشنج و به تعطیلی کشاندن مراکز دانشگاهی و علمی است تا با سرگرم کردن دانشجویان و محققان زمینه پیشرفت را در کشور کند کرده و سپس آن را از بین ببرند.
10- لزوم بومی‌سازی علوم انسانی
باتوجه به آنچه مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید دانشگاهها فرمودند، وزارت علوم باید در راستای اصلاح مبانی علوم انسانی و بومی سازی آن مبتنی بر اندیشه های اصیل اسلامی و ایرانی گام بردارد؛ چراکه تفاوت آشکار این مبانی با اصول اسلامی سبب جدایی قشر فرهنگی و روشنفکر جامعه از نیازهای فرهنگی یک جامعه اسلامی شده و برنامه ها و تصمیمات از سوی آنها برای جامعه تجویز می شود که نه تنها مشکلات را حل نمی کند بلکه چه بسا همسو با برنامه های دشمن قرار گرفته و جامعه را به سوی سکولاریسم و دیگر اندیشه های ضداسلامی پیش می برد.
11- تدوین استراتژی در حوزه خارجی و داخلی برای مقابله با جنگ نرم
از آنجایی که برای مقابله با تهدیدات نرم داشتن استراتژی بیش از داشتن قدرت مؤثر است، در نتیجه شایسته است استراتژی مقابله ای با پروژه جنگ نرم در دو حوزه داخلی و بین المللی تدوین و نقش هر یک از نهادهای دولتی در آن مشخص و تبیین شود. باتوجه به نقش اساسی عامل خارجی در جنگ نرم، باید با طراحی سیاست خارجی منطقی و تهاجمی از دخالت سایر کشورها در امور داخلی و تعرض به حاکمیت کشور جلوگیری کرد.
12- پیشبرد طرح‌های توسعه‌ای
انجام هرچه سریع تر طرح های توسعه ای به ویژه در مناطق محروم و مرزی در ابعاد مختلف جهت از بین بردن ظرفیت های واگرایی و زمینه های اعتراض اجتماعی مانند فقر، ناامنی، تورم، بیکاری، ترافیک و... می تواند ابزار مخالفت را از کسانی که در جستجوی نقاط ضعف در نظام هستند گرفته و آنها را ناکام نماید. مسلماً هرچه شرایط اقتصادی و رفاهی مردم بهتر باشد امید و انگیزه آنها برای دفاع از نظام اسلامی قوی تر خواهد بود.
13- افزایش کارآمدی نظام اداری و اجرایی کشور.
14- فراهم آوردن زمینه عضویت نخبگان در نهادهای دولتی و سیاسی با هدف جلوگیری از جذب آنان در جبهه مخالفان.
* باتوجه به بیانات ارزشمند مقام معظم رهبری درخصوص وظایف دانشجویان به عنوان افسران و اساتید دانشگاهها به عنوان فرماندهان جنگ نرم این دو گزینه را به عنوان اصلی ترین ابزار مقابله با جنگ نرم به صورت جداگانه در قسمت بعد بررسی می نماییم.