میگویی این شرایط فتنه است، میگوید حضرت علی فرمودهاند در فتنه چونان شتر 2 ساله باش....و همین را از نگاه امیرمومنان به فتنه میدانیم. اما بیتفاوتی در دشواریهای اجتماعی با رویه علی(ع) همخوانی ندارد. فتنه در نهجالبلاغه به معانی گوناگونی به کار رفته است. اما بازخوانی معانی فتنه، تعابیر فتنه و راهکارهای فتنه در خطبههای نهجالبلاغه فارغ از یافتن تعابیر و مصداقهای فردی، رویهای راهگشا در پیروی از ایشان است.
ماهیت فتنه
خطبه50: جز این نیست که آغاز پیدایش فتنهها پیروى از هواهاى نفسانى است و نیز بدعتهایى که گذاشته مىشود، بدعتهایى بر خلاف کتاب خدا. آنگاه کسانى، کسان دیگر را در امورى که مخالف دین خداست، یارى مىکنند. اگر باطل با حق نمىآمیخت بر جویندگان حق پنهان نمىماند و اگر حق به باطل پوشیده نمىگشت، زبان معاندان از طعن بریده مىشد ولى همواره پارهاى از حق و پارهاى از باطل درهم مىآمیزند. در چنین حالى شیطان بر دوستان خود مستولى مىشود. تنها کسانى رهایى مىیابند که الطاف الهى شامل حالشان شده باشد. حضرت در خطبه 38 به تشریح شبهه میپردازند: شبهه را از آن روى شبهه گفتهاند که به حق شباهت دارد، هر چند باطل است. ولى دوستان خدا، بدان گرفتار نشوند که چراغ یقین در دست دارند و رهبرشان هدایت و رستگارى است. اما دشمنان خدا را ضلالت و گمراهى بدان فرا مىخواند و راهنمایشان کورى است. نه آن کس که از مرگ بترسد از مرگ رهایى خواهد یافت و نه آن کس که دوستدار زیستن جاوید است از عمر ابد بهرهمند شود.
تبیین فتنه در اجتماع
خطبه 92: اى مردم! من چشمان فتنه را برکندم و جز من کسى را دل این کار نبود. و این در زمانى بود که آشوب آن، جهان را تیره و تار کرده بود و گزند آن همه را رسیده بود. اکنون پیش از آنکه مرا نیابید، هر چه خواهید از من بپرسید. سوگند به آنکه جان من در قبضه قدرت او است، از هر واقعهاى که از این زمان تا روز قیامت اتفاق مىافتد، اگر از من بپرسید شما را پاسخ خواهم داد و نیز از آن گروه که صد کس را هدایت کنند و صد کس را گمراه، خبر مىدهم و مىگویم که دعوت کننده آنها کیست و پیشرویشان کیست و رهبرشان کدام است. و مىگویم که اشتران خود را به کجا مىخوابانند و در کجا بار مىگشایند و کدام یک از آنان کشته مىشود و کدام یک خود مىمیرد. اگر من در میان شما نباشم و دشواریها و حوادث ناگوار بر شما فرود آید، بسیارى از پرسندگان سر در جیب حیرت فرو کنند و بسیارى از پاسخدهندگان از پاسخ عاجز آیند و این به هنگامى است که جنگها در میان شما به درازا کشد و لهیب آن افروخته شود و جهان بر شما تنگ شود، روزهاى بلا و مصیبتتان به درازا کشد تا آنگاه که خدا آن گروه از نیکوکاران را که در میان شما باقى ماندهاند، پیروزى دهد. هنگامى که فتنهها روى درآمدن دارند، حق و باطل به هم آمیخته شود و چون بازگردند، حقیقت آشکار شود. به هنگام روىآوردن ناشناختهاند و چون بازگردند، شناخته آیند. فتنهها چون بادها در گردشاند. به شهرى مىرسند و از شهرى مىگذرند. آگاه باشید که ترسناکترین فتنهها، فتنه بنىامیه است که مىترسم گرفتار آن شوید. فتنه بنىامیه فتنهاى است کور و تاریک. فرمانرواییاش همه را در برگیرد، ولى گزندش گروهى خاص را رسد. هرکس آن فتنه را ببیند گزندش به او رسد و آنکه نبیندش از گزندش برکنار ماند. به خدا سوگند پس از من بنىامیه را فرمانروایانى نابکار خواهید یافت. چون ماده شترى پیر و بدخو که به هنگام دوشیدن به دهان گاز گیرد و دستها بر زمین کوبد و لگد اندازد و نگذارد کسى شیرش را بدوشد. بنىامیه در میان شما همواره چنین باشند و در میان شما باقى نگذارند، مگر کسى که به حالشان سودمند بود یا دستکم زیانى از او نزاید. بلا و فتنه این قوم در میان شما بر دوام بود تا انتقام گرفتن شما از یکى از ایشان چونان انتقام گرفتن بردهاى از صاحبش شود یا تابعى از متبوعش. فتنه و فساد بنىامیه را، که به سراغ شما مىآید، چهرهاى است زشت و هولانگیز، شیوه کارش به شیوه زمان جاهلیت ماند، نه نور هدایتى در آن پدیدار است و نه نشانهاى از راه حق در آن دیده شود و ما اهل بیت از گناه آن فتنهها بهدوریم و نتوانیم از دعوتکنندگان باشیم. سرانجام، خداوند آن فتنهها را از شما دور گرداند، چون دورکردن پوست از تن حیوان.
حرفهایی برای آینده
خطبه100: ...اى مردم! دشمنى با من شما را به گناه نکشاند و نافرمانى از من شما را به سرگشتگى دچار نسازد. چون چیزى از من شنوید به گوشه چشم، به انکار به یکدیگر اشارت مکنید. پس سوگند به آنکه دانه را شکافته و جانداران را آفریده که آنچه به شما خواهم گفت، سخنى است از پیامبر امّى (ص). آنکه این سخن به شما مىرساند، دروغ نگوید و آنکه این سخن شنیده، نادان نبوده است که فهم سخن نکند. گویى مىبینم مردى را در گمراهى سرآمد همه گمراهان که در شام چون زاغ بانگ مىکند. پرچمهایش را در اطراف کوفه برافراشته. چون دهان گشاید، چونان توسنى که لجامش را مىکشند، سرکشى آغاز کند و در زمین جاى پاى محکم سازد. دیو فتنه، فرزندان خود را در زیر دندان خرد بساید و دریاى دمان جنگ موجها برانگیزد، روزها تیره و تار شود و شبها با رنج و خستگى همراه. چون کشتهاش بارور شود و ثمرهاش برسد، همانند اشتر مست از خشم، پاره گوشت را از کنار دهان بیرون افکند و بسى چون صاعقه بسوزاند و براى لشکرهاى فتنه علم بربندد و به راهشان اندازد و آنان چونان شب تاریک و دریاى متلاطم پیش آیند. اى بسا، چنین توفانهایى کوفه را در هم کوبد و گردبادها زیر و زبرش سازد. پس از اندک زمانى جنگجویان، شاخ در شاخ در هم آویزند، آنکه بر پا تواند ایستاد درو شود و آنکه درو شده، زیر پاها خرد و ناچیز شود.
ظلمت شب
خطبه 101: فتنههایى است چون ظلمت شب. کس را یاراى آن نیست که در برابرشان برپاى خیزد. هیچیک از درفشهایش واپس نخواهد نشست. فتنهها همانند اشترى مهار کرده و پالان بر پشت نهاده، که آنکه مهارش را مىکشد به شتابش وادارد و آنکه بر آن سوار شده تا حد توان مىدواندش به سوى شما مىآیند. آن فتنهجویان قومى هستند که سختدلى و آزارشان بیش و رخت و جامهشان اندک است. گروهى با آنان در راه خدا جهاد مىکنند که در چشم خودخواهان مشتى فرومایهاند. در روى زمین هیچ جا کسى آنان را نمىشناسد ولى در آسمان نزد همه شناختهاند. اى بصره! در آن زمان واى بر تو، از لشکرى که نشانى است از انتقام خداوندى. چنان آیند که نه غبارى برانگیزند و نه آوازى برآورند. ساکنانت به مرگ سرخ گرفتار آیند و گرسنگیشان به خاک هلاک افکند.
راهکار
خطبه 150 (خطبهاى که حضرت (ع) در آن به حوادث بزرگ اشارت دارد): ... اى مردم! زمان فراز آمدن چیزهایى است که شما را وعده دادهاند و نزدیک است که فتنهاى را که نمىدانید چیست، دیدار کنید. بدانید که از ما هر که آن را دریابد با چراغ روشنى که در دست دارد، آن تاریکیها را طى کند و پاى به جاى پاى صالحان نهد، تا بندهایى را که بر گردنهاست بگشاید و اسیران را آزاد کند و جمعیت باطل را پریشان سازد و پراکندگان اهل صلاح را گرد آورد و این کارها پوشیده از مردم به انجام رساند. آنکه در پى یافتن نشان او است، هر چه به جستوجویش کوشد، از او نشانى نیابد. پس گروهى در کشاکش آن فتنهها بصیرت خویش را چنان صیقل دهند که آهنگر تیغه شمشیر را. دیدگانش به نور قرآن جلا گیرد و تفسیر قرآن گوشهایشان را نوازش دهد و هر شامگاه و بامداد جامهاى حکمت نوشند. زمان جاهلیشان به طول انجامید تا خوارى و عقوبت را به کمال رسانند و مستوجب حوادث سخت روزگار شوند. تا نزدیک شد که مدت پایان گیرد و گروهى به تبهکاریها دل خوش کردند و آسودگى خویش در فتنهها یافتند و تا آتش فتنه را برافروزند، شمشیر برکشیدند و مؤمنان در پیکارشان شکیبایى و پایدارى ورزیدند و بر خدا هم منت نگذاردند و فدا کردن جان خویش در راه خدا را کارى بزرگ نپنداشتند. تا آنگاه که قضاى الهى به پایان گرفتن ایام محنت موافق افتاد و از روى بصیرت شمشیر زدند و به فرمان اندرزدهنده خود، به پروردگارشان تقرب جستند. در این هنگام خدا جان پیامبر خود (ص) را بستد. قومى به عقب بازگشتند و در راههاى گوناگون که به هلاکتشان مىانجامید، گام نهادند. بر آن آرای باطل که در دلشان مىگذشت، اعتماد کردند و از خویشاوند بریدند و از وسیلهاى که به دوستى آن مأمور شده بودند [ یعنى اهل بیت] دور شدند و بنا را از بنیان محکمش برافکندند و در جاى دیگر، نه شایان آن، برآوردند. اینان معدن هر خطا بودند و به منزله دروازههایى که هر که خواهان باطل و گمراهى مىبود، از آنها داخل مىشد. در حیرت و سرگردانى راه مىسپردند و به شیوه آل فرعون در بیهوشى و گمگشتگى و غفلت سر مىکردند. برخى از ایشان از آخرت بریدند و به دنیا گرویدند و پارهاى پیوند خویش از دین گسستند.
کشته فتنه
خطبه 151: ... شما اى قوم عرب، هدف تیرهاى بلایى هستید که نزدیک است بر شما فرود آید. از سر مستى نعمت بپرهیزید و از خشم و سخط خداوند بترسید. چون فتنهها گرد انگیختند و کژراهههاى آن اندک اندک آشکار شدند، همچنان، استوار در جاى خود بمانید و چون چنین فتنهها از بطن روزگار چهره نمایاند و از نهانگاه خود ظاهر شود و آسیابش به چرخش درآید، از جاى نشوید و پایدارى ورزید. راههایى که گذرگاه فتنه است، راههایى کور و ناپیدایند. فتنه از این راهها فرا مىرسد و رسواییها به بار آورد. آغازش، آغاز جوانى را ماند با سرعت و نشاط و آثارش چون زخم سنگ بر جاى ماند، بهبود نایافتنى. ستمگران روزگار با یکدیگر پیمان بستهاند که میراثبران فتنه باشند. پیشینیان پیشواى آنهایى هستند که در پى آمدهاند و آنان که در پى آمدهاند، پیرو پیشینیان خویشند. بر سر این دنیاى فرومایه با یکدیگر رقابت و ستیز مىکنند و براى آن مردار گنده بدبو به دشمنى برمىخیزند، به گونهاى که پس از اندک زمانى آنکه تابع است از متبوع خود بیزار شود و آنکه پیشواست از پیرو خود ببرد. با دلى انباشته از کینه یکدیگر را ترک مىگویند و چون رویاروى آیند یکدیگر را لعنت کنند. آنگاه فتنه دیگر آشکار شود، لرزاننده، کوبنده و شتابنده. دلهایى که آرامش یافتهاند، در کشاکش تردید افتند و مردانى که به راه سلامت گام نهادهاند، دچار گمراهى شوند. دلها و رأیها به اختلاف گرایند و اندیشه درست و نادرست به هم مشتبه شوند. هر کس در صدد دفع آن برآید، فروکوبدش و آن را که سعى خویش در نابود کردنش به کار برد، نابود کند. چونان گورخرانى که در گلهاند و یکدیگر را به دندان مىآزارند. ریسمان گره بسته، گسیخته شود و چهره حقیقت پوشیده ماند.
راهی برای عبور
خطبه 155: هنگام وقوع فتنهها هرکه تواند که خویشتن را به اطاعت پروردگار وادارد، چنان کند. اگر از من فرمان ببرید، اگر خدا خواهد شما را به راه بهشت مىبرم، هر چند راه سخت و با تلخکامى آمیخته باشد. اما بر فلان زن، اندیشه زنان غلبه یافت و کینه در سینه او جوشیدن گرفت، همچون بوته آهنگران که در آن فلز گدازند. اگر او را فرا مىخواندند که آنچه با من کرد با دیگرى کند، نمىپذیرفت. به هر حال، حرمتى که در نخست داشت همچنان بر جاى است و حساب او با خداست...
ایمان راهى است روشن و واضح، با چراغى پرتوافکن. به ایمان است که به کارهاى نیکو راه توان برد و به کارهاى نیکوست که ایمان را توان دانست. ایمان، سبب آبادانى علم است و مردم به علم است که از مرگ مىترسند و به مرگ، زندگى دنیا به پایان مىرسد و به وسیله دنیا آخرت به دست آید [و به سبب قیامت، بهشت براى نیکوکاران نزدیک آورده شود و جهنم براى عصیانگران افروخته شود]. جایى نیست که مردم را از قیامت باز دارد. مردم در میدان قیامت مىتازند تا به نهایتش رسند... از قرارگاه گور بیرون آیند و به آنجا که پایان مقصدشان است به راه افتند. هر سرایى را مردمى است که آن سراى را به سراى دیگر بدل نکنند و خود از آنجا به جاى دیگر نروند. امر به معروف و نهى از منکر، 2 صفت از صفات پروردگار عزو جلاند که نه نزدیک شدن اجل را سبب شوند و نه از رزق کاهند. بر شما باد به کتاب خدا که ریسمان محکم است و نور آشکار و داروى شفابخش، فرونشاننده تشنگیهاست و هر کس را که در آن چنگ زند، نگه دارد و هر که بدان درآویزد، رهایى یابد. کژى نپذیرد تا نیازش به راست کردن باشد و از حق عدول نکند تا به راه حقش بازگردانند. هر چند که بر زبانها تکرار شود یا در گوشها فرو شود کهنه نشود. هرکه از آن سخن گوید، راست گوید و هر که بدان عمل کند، پیش افتد. مردى برخاست و گفت: یا امیرالمؤمنین ما را از فتنه خبر ده. آیا در این باب از رسول خدا (ص) سخنى پرسیدهاى؟ فرمود: هنگامى که این آیه نازل شد: «آیا مردم پنداشتهاند که چون بگویند ایمان آوردیم رها شوند و دیگر آزمایش نشوند؟» دانستم، که تا رسول خدا (ص) در میان ما است، فتنهاى بر ما فرود نیاید. پرسیدم: ای رسول خدا! این فتنهاى که خدا از آن خبر داده چیست؟ گفت: یا على! امت من بعد از من گرفتار فتنه خواهد شد. گفتم: ای رسول خدا! آیا تو در روز احد که جماعتى از مسلمانان به شهادت رسیده بودند و من شهید نشده بودم و این بر من دشوار مىآمد، مرا نگفتى: بشارت باد تو را که شهادت در پى تو است؟ پیامبر (ص) مرا گفت: چنین است که گویى. در آن هنگام چگونه صبر خواهى کرد؟ گفتم: ای رسول خدا، آنجا جاى صبر نیست، بلکه جاى شادمانى و سپاسگزارى است. گفت: یا على! این مردم فریفته داراییهاى خود شوند و از اینکه دین خدا را پذیرفتهاند بر خداى منت نهند و رحمت او را تمنا کنند و از خشم او خود را در امان پندارند. با شبهههاى دروغ و هواهاى سهوآمیز، حرام خدا را حلال شمارند و شراب را نبید نام نهند و حلال کنند و ربا را عنوان خرید و فروخت دهند. رشوه را هدیه خوانند. گفتم: ای رسول خدا، در آن زمان مردم را در چه پایگاهى فرود آرم: از دین برگشتگان یا فریبخوردگان؟ فرمود، آنها را در پایگاه فریبخوردگان بنشان.
آینده ناگوار
خطبه 229: (در این خطبه به پیشامدهاى ناگوار آینده اشاره شده است) ...اى مردم، زمام این اشتران را که بار گناهانتان را بر پشت دارند، از دست رها کنید و از گرد سلطان خود پراکنده مشوید تا چون کارى کنید خود را نکوهش کنید. خویشتن را در لهیب فتنهاى که به شما روى آورده میفکنید و از راههاى فتنه بازگردید و جاده را براى آن خالى گذارید. به جان خودم سوگند که در شعله آن مؤمن بسوزد و آنکه مسلمان نیست، در امان ماند[مثل من در میان شما چون چراغى است در تاریکى که هر که پاى به درون تاریکى نهد از آن نور گیرد. اى مردم! بشنوید و به خاطر بسپارید و گوش دل حاضر آرید تا نیک دریابید].