تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۱۳۸۳۹۱

محمد منصوری
انقلاب مخملی از انواع انقلاب است که هدف از ایجاد آن براندازی حاکمان نظامی یک کشور و ایجاد یک حاکمیت جدید در نظام سیاسی اجتماعی می‌باشد. این نوع انقلاب‌ها معمولاً در دوران انتخابات یک کشور روی می‌دهد و هدف اصلی آن زیر سؤال بردن انتخابات و در نتیجه ادعای باطل بودن آن می‌باشد. در ابتدا اعتراضات نسبت به انتخابات با عنوان تقلب حزب حاکم و در چارچوب قانون، بدون خشونت و مسالمت‌آمیز صورت می‌گیرد و به‌ تدریج با دخالت بیگانگان، مدیریت رسانه‌ای و متغیرهای اجتماعی همانند آموزش، ایجاد شناخت و آگاهی نسبت به مسایل مختلف، بسیج افکار عمومی، سعی می‌شود میزان مشروعیت و مقبولیت احزاب مخالف نظام در افکار عمومی بالا رود و همزمان با راه‌اندازی راهپیمایی‌های خیابانی گسترده که معمولاً یک رنگ را در آن نماد قرار می‌دهند و ایجاد فشار روانی بر مردم و افراد در نظام سیاسی حاکم آن‌ها را مجبور به ابطال انتخابات یا برگزاری مجدد آن می‌نمایند. این احزاب سرانجام به‌دلیل فشار روانی وارد بر جامعه و معرفی خود به‌عنوان تنها انتخاب باقیمانده برای اداره کشور‏، نظام حاکم را سرنگون و نظام جدیدی را برپا می‌کنند.
تفاوت انقلاب مخملی با دیگر انقلاب‌ها:
در انقلاب‌های مخملی دگرگونی‌های ریشه‌ای و بنیادین در نظام حاکم صورت نمی‌گیرد بلکه در واقع این حاکمان نظام هستند که تغییر می‌کنند، برخلاف انقلاب‌های سنتی که به‌دگرگونی‌های بنیادین نظیر حکومت‌کنندگان و سازمان حکومت، ارزش‌ها، اهداف و آرمان‌ها می‌انجامد و یک نظام سیاسی اجتماعی را ساقط کرده و شکل دیگری از نظام‌سیاسی اجتماعی را جایگزین آن می‌کند. و تفاوت آن با جنبش‌های اجتماعی در این است که احزاب بیشتر درصدد تصاحب نظام به‌نفع خود هستند اما در جنبش‌های اجتماعی هدف ترمیم نظام سیاسی اجتماعی و یا اصلاح‌ بخشی از امور است.
ویژگی‌های انقلاب مخملی:
انقلاب‌های مخملی معمولاً در ایام انتخابات روی می‌دهند که فضای آزاد بیشتری به‌وجود می‌آید. پس از اعلام نتایج انتخاباتی با تحریک رسانه‌های داخلی و خارجی وابسته به‌قدرت‌های بیگانه و تبلیغات در سطوح گسترده‏، معترضان به نتیجه آن، با در دست داشتن یک‌نماد که اغلب یک رنگ یا گل‌رنگی است؛ در خیابان‌ها اقدام به راهپیمایی‌های گسترده نموده و با شعارهایی مبنی‌بر دموکراسی‌خواهی، علاوه بر متهم نمودن حاکمان نظام و مسئولین برگزاری انتخابات به‌دخالت و دست‌بردن در انتخابات، خواستار لغو و ابطال نتیجه انتخاباتی می‌شوند که اغلب این راهپیمایی‌ها اغتشاشات و خشونت‌هایی نیزه به‌همراه دارد.
معترضان مسئولین نظام حاکم را به دروغگویی، اقتدارگرایی و ناکارآمدی درحل مشکلات عمومی جامعه و در واقع عملکرد ضعیف متهم می‌کنند. رسانه‌های داخلی و خارجی طرفدار نخبگان سیاسی احزاب مخالف نیز با تبلیغات گسترده در بحرانی جلوه‌دادن اوضاع کشور و به‌ راه‌اندازی جنگ روانی سبب تحریک عامه مردم گردیده و آنان را به‌همراهی معترضان فرا می‌خوانند. از بین بردن وحدت و یکپارچگی یک ملت و دامن‌زدن به مسائل قومی، نژادی و مذهبی در هر کشوری از مهمترین ویژگی‌های انقلاب مخملی است که بنا به بافت جمعیتی آن اعمال می‌شود.
بازیگران انقلاب‌های مخملی:
در براندازی‌های نرم نقش دانشجویان و نهادهای غیردولتی، نخبگان سیاسی- اجتماعی و علمی و اقوام و اقلیت‌ها در داخل و قدرت‌های بیگانه در خارج ضروری و پراهمیت است. به‌طوری‌که به سازماندهی گسترده و مستمر جنگ‌روانی- رسانه‌ای از یک‌سو موجب تضعیف انسجام اجتماعی و احساس تعلق مردم به‌حاکمیت که نتیجه آن بی‌اعتمادی به‌ مسئولان و کارگزاران نظام است می‌شوند و از سوی دیگر مردم را به ایجاد زمینه تغییرات سیاسی؛ اصلاح و آزادسازی اقتصادی و اصلاحات آموزشی تشویق می‌نمایند.
یکی از اصلی‌ترین نهادهای برنامه‌ریز و هدایت‌کننده، بنیاد(Open Society) یا «جامعه‌باز» متعلق به«جورج سوروس» از شاگردان کارل ریموند پوپر نظریه‌پرداز لیبرال دموکراسی است که با سرمایه یهودیان آمریکایی اداره می‌شود و نقشی جدی در تغییر دولت‌ها به‌نفع آمریکا دارد. دولت آمریکا با تزریق ثروت‌های کلان به ناراضیان، شرایط سیاسی اجتماعی را به‌ بحران تبدیل کرده و در نهایت با نشاندن عوامل بومی جیره‌خوار آمریکایی جریان را به‌نفع سیاست‌های آمریکا تغییر می‌دهد. بنیاد سوروس دومین سازمان رسانه‌ای جهان است که بیشترین شبکه‌های تلویزیونی، خبرگزاری‌ها، سایت‌ها، خبرنامه‌ها و روزنامه‌ها را در سطح جهان مدیریت و هدایت می‌کند.
هدف این بنیاد در کشورهای مختلف چیزی نیست جز ”براندازی نرم و خاموش“ و دیگر فعالیت‌های آن نظیر: کمک‌های انسان‌دوستانه، بهداشت‌عمومی، رعایت حقوق بشر، اصلاحات اقتصادی، حقوقی و سیاسی، حمایت از رسانه‌های مستقل و ... همه جنبه پوششی و کارویژه برای منحرف نمودن اذهان را پیدا می‌کند. آخرین تحرکات برای انقلاب رنگی در ایران، توسط بنیاد سوروس با واسطه افرادی چون هاله اسفندیاری، کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو انجام شد. در این راستا بنیاد سوروس از مؤسسات و مراکزی که به‌دنبال ایجاد«نافرمانی مدنی» در جمهوری اسلامی ایران هستند، حمایت می‌کند. مهم‌ترین مورد آن، حمایت و پشتیبانی بنیاد سوروس از مرکز آمریکایی ”ویلسون“ است که «هاله اسفندیاری»(همسر شائول بخاش، یهودی معروف) از مدیران بخش خاورمیانه‌ای آن می‌باشد. طبق اعتراف اسفندیاری، بنیاد سوروس با حمایت از برنامه خاورمیانه‌ای مرکز ویلسون، به‌دنبال ایجاد یک شبکه ارتباط غیررسمی در ایران در جهت عملی نمودن اهداف براندازی نرم بوده است.
کیان تاجبخش مدیر و نماینده بنیاد آمریکایی سوروس در ایران نیز اجرایی کردن اهداف بنیاد سوروس را از طریق راه‌اندازی کارگاه‌های مطالعاتی با حضور دانشجویان و جوانان و تدریس اصول و مبانی شبکه‌سازی اجتماعی به‌مثابه اصلی‌ترین مبنای براندازی نرم حکومت‌ها دنبال نمود. وی از سال 1383 با حضور در کلاس‌های ”جامعه‌شناسی شهری“ پیرامون کیفیت”شبکه‌سازی اجتماعی“ در مقام یک ”سرمایه اجتماعی“ به ایراد سخنرانی می‌پردازد. و با چاپ کتاب”سرمایه اجتماعی اعتماد، دموکراسی و توسعه“ در مهرماه 1385 یک نظریه اجتماعی و استراتژیک و الگویی ساختاری را برای سرمایه‌های پنهان براندازی نرم صورت‌بندی می‌کند و نسخه ایرانی اندیشه‌های براندازانه فرانسیس فوکویاما را در این حوزه به ادبیات شبه روشنفکری ایران وارد می‌نماید.