تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۱۳۸۴۸۳
نویسنده: رضا عاصف ناشر: دانشکده و پژوهشکده اطلاعات و امنیت اشاره: اداره جنگ روانی، که یکی از ادارات ستاد اطلاعات دفاعی انگلیس است در بخش جهانی خود که به افکار عمومی جهان مربوط می‌گردد، تلاش می‌کند افکار عمومی را منحرف ساخته و حمایت کشورهای دوست را جلب نماید و دشمن را از دوستانش دور کند.

به گزارش خبرگزاری فارس ،اداره جنگ عملیات و جنگ روانی انگلیس، یکی از پرکارترین ادارات ستاد اطلاعات دفاعی این کشور به شمار می‌رود.
واحدهای عملیات روانی (psyops )دارای تجارب بسیار فراوانی از عملیات و جنگ روانی در سرزمین‌های مختلف می‌باشند.
در این گونه عملیات، دو هدف عمده تعقیب می‌شود: یکی جلب اعتماد و همکاری توده غیرنظامی برای کمک به عملیات نظامی و تضمین یک جریان مداوم اطلاعاتی و دوم: تضعیف روحیه نیروهای مقابل و تشویق آنان به تسلیم.
طراحی یک عملیات روانی، عناصر متعددی را در تمام زوایا برای یافتن نقاط ضعف و راه های تبلیغات مؤثر، در بر می‌گیرد.
این گونه تبلیغات می‌تواند از طرق مختلف اجرا گردد، بدین جهت ارتش و ستاد اطلاعات دفاعی همکاری نزدیکی با مؤسسات سیاسی و اطلاعاتی برای انجام موفقیت‌آمیز این طرح‌ها دارند.
از این جهت در روشی که ارتش انگلیس برگزیده است یک کمیته مشترک از نمایندگان اطلاعاتی، اداره عملیات روانی، کارمندان روابط عمومی وزارتخانه‌های ذی‌ربط، نمایندگی‌هایی از سرویس‌های خبری و... تشکیل می‌گردد.
کارمندان اداره عملیات روانی اضافه بر مراکز استقراری در انگلیس، در چند مرکز خارج از کشور مشغول به کار می‌باشند.
آموزش جنگ روانی و عملیات روانی توسط یکی از کالج‌های دفاع ملی زیر نظر ستاد اطلاعات دفاعی اداره می‌شود که شروع جدی این آموزش‌های علمی به سال 1945 میلادی بر می‌گردد.
این کالج در دو رشته آموزشی فارغ‌التحصیل دارد که شامل گرایش اجرای عملیات روانی و گرایش طراحی و تهیه الگوی مناسب عملیات و جنگ روانی می‌باشد.
این کالج دانشجویان را در دو گروه مجزا و در دو محل خاص آموزش می‌دهد. افسران ارتش انگلیس در محلی مجزا و افسران ارتش‌های کشورهای دوست و مأموران و مقامات بلند پایه به سایر کشورها به عنوان میهمان در محلی دیگر، این دو گرایش را طی می‌نمایند.
افسران و مهیمانان برگزیده این دو رشته، جهت دیدن دوره‌های خاص و بالاتر به ( مدرسه جنگ) آمریکا اعزام می‌شوند.
اضافه بر کالج عملیات روانی، مربیان این کالج دوره‌های متعددی نیز در کشورهای مورد نظر برگزار می‌کنند.
این اداره ( اداره عملیات و جنگ روانی) روز به روز در ارتش انگلیس در حال گسترش می‌باشد زیرا این عقیده در ارتش انگلیس جا افتاده است که توانایی انگلیس در دفاع از خود، روز به روز به عقاید و آراء عمومی، بیشتر، از طریق رسانه‌های گروهی ساخته می‌شود تا از طریق افزایش سرباز و جنگ افزار نظامی.
استفاده از جنگ روانی، از قدیم در انگلیس رایج بوده است.
شاید بتوان گفت که از سال‌های اولیه تأسیس سازمان‌های اطلاعاتی انگلیس (‌چهار صد و پنجاه سال پیش)، استفاده و بهره‌برداری از جنگ روانی نیز در این کشور متداول گشته است.
زمانی که انگلیس سلطه خود را در جهان گستراند، دریافت که می‌تواند بر جهان و دولت‌ها و مردم اثر‌گذار و شیوه‌هایی را نیز برای این کار ابداع نمود.
زیرکی، هوشمندی و آگاهی از سرشت افراد، و حدس و گمان، نخستین معلوماتی بودن که انگلیسی‌ها را در آگاهی یافتن از روان و اذهان دیگران یاری نمود. کشف اسراری که رفتار و گفتار افراد را تحریک می‌کند، نیز یکی دیگر از تجربیات انگلیسی‌ها به شمار می رفت. آنان دریافتند که اساس درگیری‌های انسان‌ها همین است و هدف نهایی خود را کشف این اسرار قرار دادند.
انگلیسی‌ها عقیده داشتند که هدف از جنگ روانی، چیرگی بر عقل و روان انسان‌ها می‌باشد و بدون به کارگیری نیروی نظامی و خون‌ریزی می‌توان اندیشه و روحیه ملت‌ها را تحت تاثیر قرار داد. از نظر تاریخی، شواهد و نمونه‌های بسیار عملی از نخستین روزگاران وجود دارد. مثلا تابوهایی هستند که شیوه‌های مختلفی از نحوه بازدید نظامی ( مانورها) و چگونگی تقدیم هدایا یا تنبیه افراد و حکومت‌ها به نمایش گذاشته‌اند تا به این طریق بر دشمنان خویش اثر گذارند.
جنگ روانی در جنگ جهانی اول و دوم، بیش از پیش در انگلیس توسعه یافت و به یک سلاح قاطع انگلیس تبدیل گردید. علت عمده‌ای که به سیاست‌مداران انگلیس، " پیر مکار " یا " روباه مکار " اطلاق می‌شود، بیشتر به دلیل استفاده گسترده از روش‌های عملیات و جنگ روانی بوده است.
انگلیسی‌ها در عملیات و جنگ روانی از یک سری اصول به منظور اثرگذاری بر افکار و احساسات و رفتاری گروهی از مردم در زمان جنگ یا وقوع حوادث استفاده می‌کردند و آن اصول را به عنوان اسرار، به شدت در سازمان خود حفظ می‌نمودند. اداره عملیات و جنگ روانی، امروزه تجارب بسیار زیادی به اتکای پیشینه بسیار قدیمی در خود انباشته نموده است.
اداره عملیات و جنگ روانی در بخش جهانی خود که به افکار عمومی جهان مربوط می‌گردد، سعی می‌نماید افکار عمومی را منحرف ساخته و کمک و حمایت کشورهای دوست را جلب نماید و دشمن یا دشمنان را از دوستانشان دور سازد.
در کشورهای غیر دوست ( دشمن) تلاش دارد بین فرزندان ملت تفرقه انداخته و همچنین در این کشورها، به ایجاد آشوب و تشدید اختلافات نژادی و قومی می‌پردازند.
" اداره عملیات و جنگ روانی " به لحاظ ساختار و زمینه فعالیت‌های روانی، از سطوح مختلف بهره‌برداری می‌نماید.
در " سطح استراتژیک " ، انگلیسی‌ها معتقدند که ویژگی این سطح این است که در هر زمان و مکان، عملیات و جنگ روانی باید جریان یابد.
در این جنگ ابتدا هدف و سیاستهای کلی مشخص می‌گردد و سپس همه فعالیت‌های لازم جهت نیل به انها صورت می‌پذیرد. از نظر مکانی نباید این عملیات را محدود به سرزمین یا منطقه‌ای خاص نمود. تجارب انگلیس نشان داده است که تداوم و استمرار جنگ روانی مانند جریان مستمر یک رودخانه است که سبب حاصل خیزی اطراف آن برای کاشتن محصولات مورد نظر می‌باشد.
در " سطح تاکتیکی " باید از نظر سیاسی، نظامی و اقتصادی یا از همه نظر رودرروی دشمن قرار گرفت. هدف از این سطح، پایان بخشیدن یا قطع درگیری و شکست دشمن است.
در " سطح الحاقی "، هدف انگلیسی‌ها از جنگ روانی، تثبیت و تقویت روحیه پیروزمندانه‌ای می‌باشد که در نتیجه جنگ تاکتیکی یا استراتژیکی حاصل آمده است.
قانون اصلی این سطح، قانون " عشق و مرگ " می‌باشد. بدین معنی که انگلیس تلاش می‌کند دو قطب ایجاد نماید که یکی برای مرگ که از طریق اعمال خشونت و زور و ارعاب صورت می‌گیرد و دیگری برای عشق و لذت ـ عیش و نوش ـ که از طریق تشویق، به ویژه خوش رفتاری با گروه‌هایی که حاصر به همکاری هستند انجام می‌گیرد.
" اداره عملیات و جنگ روانی " در سطوح استراتژیکی و تاکتیکی و الحاقی اهداف عمده‌ای را دنبال می‌نماید.
ایجاد تغییرات در شخصیت افراد یا گروه‌ها ( اعم از نظامی یا غیرنظامی ) در سطح تاکتیکی مورد نظر است و چنانچه این نتیجه تغییراتف متوجه اهداف یا اصول و مبانی فکری آنها باشد، در سطح استراتژیکی بررسی می‌شود و در سطح الحاقی، هدف کلی در هم شکستن روحیه دشمنان می‌باشد تا این که از نظر روانی چنین پندارند که توان پایداری نداشته و سرانجام، پایان جنگ را در خواست نمایند.
بنابر این، اهداف عملیات و جنگ روانی در سه سطح فوق را می‌توان در موارد زیر تجزیه و تحلیل کرد:
1 ـ ایجاد عدم اعتماد میان فرماندهان نظامی و عدم اطمینان در مورد جنگ افزار و تجهیز‌اتشان.
2 ـ ایجاد جو نگران کننده، بدین‌ترتیب که بر نادرستی اهداف جنگی تأکید می‌گردد و همچنین در مورد توان نظامی آنان جهت نیل به پیروزی ایجاد شک و تردید نموده و چنان القاء می‌گردد که خواسته‌های آنان غیرعادلانه بوده و سرانجام با ضرر همراه خواهد بود. لذا نیروهای مسلح را به فرار یا تسلیم تشویق می‌نمایند.
3 ـ خدشه‌دار کردن ایمان کشور مورد نظر نسبت به اهداف و مبانی خویش.
4 ـ افزایش شکاف و اختلاف بین دولت و ملت.
5 ـ تضعیف جبهه داخلی کشور مورد نظر، بدین‌ترتیب که ناتوانی دولت در نیل به خواسته‌های ملت بیان گردد.
6 ـ تفرقه‌افکنی بین کشور مورد نظر و هم پیمانانش و ایجاد موانعی در جهت هر گونه نزدیکی سیاسی یا اقتصادی بین آنان.
7 ـ تقویت همکاری بین نیروهای هم پیمان و ایجاد روابط بسیار صمیمانه با این کشورها.
همان گونه که ملاحظه می‌شود، موضوع جنگ روانی، ( فرد) است. بدین صورت که اصول و اندیشه‌ها و روان فرد آماج حملات قرار گیرد.
سلاح عملیات و جنگ روانی نیز شامل کلیه مطالب شنیداری و دیداری در همه ابعاد و قالب‌های ممکن می‌گردد، به طوری که همین گفتار و نوشته‌ها در افراد تاثیر‌گذارد و مغز انسان نیز از همین سخنان، تصویرهایی بسازد که معانی ویژه‌ای را تداعی نماید و به عملکرد معینی منجر شود.
" اداره عملیات و جنگ روانی " شیوه‌های متعددی را اجرا می‌نماید.
با وجود این که شیوه‌های مختلفی توسط متخصصین به کار گرفته می‌شود ولی همواره بر شیوه‌های زیر تأکید شده است:
1 ـ تبلیغات تهاجمی و خاکستری
2 ـ فشارهای اقتصادی
3 ـ مانورهای سیاسی
4 ـ عملیات بازدارنده نظامی
5 ـ تغییر افکار
6 ـ شایعات