تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۱۳۸۵۳۲
حسن مرادی جانشین بسیج دانشجویی و کارشناس مسائل سیاسی در گفت‌وگو با یالثارات تشریح کرد
سعید شایسته اشاره: با فروپاشی شوروی مرحله جنگ سرد به هر شکل پایان یافت و قدرت‌های توسعه طلب دوران صلح سرد را پس از یک زمان کوتاه ماه عسل تجربه کردند. اما امروز از طریق به کارگرفتن عوامل قدرت نرم به سمت تحمیل شرایط جنگ نرم برای خارج کردن رقیب از میدان پیش می‌روند روندی که اتفاقاً برای رویارویی با ایران و انقلاب اسلام نیز در پیش گرفته‌اند. در همین خصوص به گفتگو با آقای حسن مرادی کارشناس مسائل سیاسی پرداخته‌ایم. ایشان ضمن تأکید بر این نکته که سران استکبار با توجه به اقتضائات جهانی مجبورند که رویه جنگ نرم را برای براندازی در ایران به کار گیرند معتقد است که رویه جنگ نرم را برای براندازی در ایران به کار گیرند معتقد است اگر بخواهیم کارنامه دفاعی کشورمان را در برابر جنگ نرم دشمن تحلیل کنیم باید افتخار کنیم که دشمن با همه برنامه‌ریزی‌ها نتوانسته است به اهداف خود در این حوزه دست یابد. مرادی هدف اصلی دشمن را براندازی می‌داند و به همین دلیل است که وی تأکید دارد ایران هم در برابر این هجمه روانی و نرم دشمن بیکار ننشسته است.

*چه عواملی باعث شد تا آمریکا و غرب رویه و الگوی مبارزاتی خود در برابر ایران را از روش‌ها و شیوه های سخت به الگوهای جنگ نرم تغییر دهند؟
**علل مختلفی باعث تغییر رویکرد آمریکا شده است. اما اجازه بدهید یک توضیحاتی ابتدا در رابطه با جنگ نرم بدهم. واژه جنگ نرم (Soft war) در برابر جنگ سخت (Hard war) کاربرد دارد البته گاهی به جای جنگ از واژه‌های تهدید یا قدرت استفاده می‌شود ولی در نهایت معمولا به یک مفهوم ختم می‌شود.
اصطلاح جنگ نرم را تا حدودی باید یک واژه یا اصطلاح جدید قلمداد کنیم که این اصطلاح پس از اصطلاحاتی چون تهدید نرم و قدرت نرم در عرصه سیاسی مورد استفاده قرار گرفته است. واژه "جنگ نرم" از آن جمله کلماتی است که مقام معظم رهبری با تأکید ویژه، اقدام به پر رنگ نمودن آن در فرهنگ سیاسی امروز جامعه نموده‌اند.
نباید تصور کنیم که این اصطلاح فقط در کشور ما واژه جدیدی محسوب می‌شود، اساساً این اصطلاح در عرصه بین‌المللی نیز، واژه بدیع و نویی محسوب می‌شود. نه به این معنا که قدرت نرم اصطلاح جدیدی باشد، بلکه همه مشتقات از واژه قدرت نرم و جنگ نرم عمر چندانی در عرصه سیاسی کشور ما ندارند. به راحتی می‌توان عمر کوتاهی در حد پنج سال برای این اصطلاحات در نظر گرفت.
*پس باید خاستگاه جنگ نرم را در غرب جستجو کرد، درست است؟
**بله، پایه‌گذار این اصطلاح در ادبیات سیاسی را باید آقای جوزف نای دانست. ایشان توجه جدی به قدرت نرم و جنگ نرم کرد و با تئوریزه و تبیین کردن این موضوع در عرصه سیاسی، مولفه‌های قدرت نرم را ذکر کرد که می‌توان پس از آن زمان، به صورت جدی‌تری که الگوی جدیدی از رویارویی‌ها را براساس جنگ نرم در جهان شکل گرفته است، مشاهده کرد.
*واقعا چه ضرورتی داشته است که طی سال‌های اخیر رویکرد جنگ نرم در دستور کار استعمارگران و جنگ‌طلبان قرار بگیرد؟
**تغییر روش از جنگ سخت به جنگ نرم به خاطر مجموعه اتفاق‌هایی است که در طی سال‌های گذشته زندگی بشر از سویی و نیز مسائل و رخدادها و ناکامی‌ها در راهبردها و سیاست‌های آمریکا به وقوع پیوسته است. ما شاهد بودیم که کشورها با استفاده از ابزار قدرت، در صحنه فراملی و بین‌المللی به زورآزمایی پرداخته‌اند. این از گذشته تا به حال وجود داشته و دارد.
امروزه به دلیل پیشرفت‌های شگرف بشری در دانش‌های مختلف و پیدایش نسل جدیدی از رسانه و نیز گسترش جوامع آزاد و مردم‌سالار‏، همچنین افزایش قدرت دولت‌ها در مقابله با تهدیدات نظامی و امنیتی، رویکرد حکومت‌های استکباری به جنگ نرم بیش از سابق شده است. ساموئل هانتینگتون که کتاب جنجالی او «برخورد تمدن‌ها» تبدیل به بیانیه اعلام جنگ محافظه‌کاران جدید شده‌ بود، در این کتاب می‌نویسد که دشمن، طیف راست اسلامی نیست، بلکه دین خود قرآن است.
در همه جنگ‌ها در گذشته دیده می‌شود که منابع اصلی، قدرت نظامی کشورها بوده است که این را می‌توان در ارتش‌ها و ادوات نظامی خلاصه کرد. بعدها عنصر اقتصاد نیز به یکی از منابع قدرت در جنگ‌ها تبدیل شد و امروز می‌بینیم که یکی دیگر از منابع قدرت، روحیه و هویت ملی و انسجام ملی و فرهنگ یک کشور شده است. بدون شک آن روز که رهبر عزیز انقلاب در خصوص شبیخون بی‌رحم فرهنگی هشدار دادند و همگان را به هوشیاری و اقدام موثر در مبارزه با این آفت راهنمایی نمودند، ناقوس جنگ نرم بر علیه نظام جمهوری اسلامی ایران نواخته شده بود و همت همه را برای توجه ویژه به این موضوع می‌طلبید.
از ابزارهای موثر و کارآمد در جنگ نرم، به راه انداختن نبرد رسانه‌ای بین دو کشور متخاصم است که در بسیاری از موارد نتایج غیر قابل باور و شگفت‌انگیزی را در پی خواهد داشت. برخی از صاحب‌نظران حوزه ارتباطات، وسایل ارتباط جمعی را دارای چنان قدرتی می‌دانند که می‌تواند نسلی نو و ناسازگار نسبت به نسل‌های پیشین، در تاریخ انسان بیافریند و همه رفتارهای آنها را کنترل و رهبری کند. در حوزه‌های سیاسی و فرهنگی نیز، رسانه‌ها به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های برتری و سیطره سیاسی یک کشور بر دیگر کشورها یا یک فرهنگ بر دیگر فرهنگ‌ها، تبدیل شده‌اند. هر کشوری که از قدرت رسانه‌ای بیشتری برخوردار است در گسترانیدن تور سلطه بر دیگر کشورها موفق‌تر است و همین مسئله سبب پیدایش نوع دیگری از امپریالیسم، به نام امپریالیسم رسانه‌ای شده است. با توجه به همین تاثیرات شگرف بود که نبرد رسانه‌ای در کنار روش‌های دیگر، مورد توجه و تأکید ویژه واشنگتن برای براندازی جمهوری اسلامی ایران، قرار گرفت.
رهبر انقلاب اسلامی جنگ نرم را واقعیت امروز دانستند و فرمودند: وقتی انسان، تجهیز، صف‌آرایی، دهان‌های با حقد و غضب گشوده شده و دندان‌ها با غیظ فشرده شده علیه انقلاب، امام خمینی و آرمانهای نظام اسلامی را می‌بیند، وجود این جنگ نرم را باور می‌کند، هرچند ممکن است عده‌ای اینها را نبینند. و می‌فرماید: از مدت‌ها پیش یک حرکت فرهنگی و سیاسی از طرف مخالفین اسلام و نظام‌ برای تاثیر‌گذاری بر ذهنیت جامعه که در برگیرنده فکر، اخلاق و ایمان مردم است، آغاز شده و امروز جریان تندتر و پر شتاب‌تری در این زمینه وجود دارد. در جنگ نرم، دشمن با واقعیت کاری ندارد بلکه او واقعیت را برای مخاطب می‌سازد.
*منظورتان این است که استفاده از عناصر فرهنگی برا ی رویارویی غرب با اسلام به ویژه ایران، از قبل بوده است؟
**دقیقاً؛ توجه به مسائل فرهنگی کشور و جامعه هدف، از مدت‌ها قبل در دستور کار استعمارگران به خصوص دشمنان اسلام و ایران قرار داشته است که این توجه در برخی موارد به صورت جزئی بوده اما اینکه عنصر فرهنگ به عنوان یک مولفه وزین و قابل اتکا در رویارویی‌ها قرار بگیرد، این مسائل به دهه‌های اخیر برمی‌گردد.
*مولفه فرهنگ را به عنوان یک منبع فوق‌العاده موثر در سمت ایران می‌توان در جریان جنگ تحمیلی مشاهده کرد. می‌شود گفت که در جریان جنگ تحمیلی، ما هم استفاده ویژه‌ای از قدرت فرهنگی برای غلبه بر دشمن کردیم و این هنر حضرت‌امام(ره) بود؟
**مگر غیر از این است. در رویارویی ما با عراق و صدام که به عنوان نماینده دنیای استکبار می‌جنگید، در هشت سال دفاع مقدس، منبع اصلی ما ادوات نظامی نبودند بلکه فرهنگ اسلام ناب بود. مگر ما چقدر ادوات نظامی داشتیم؟! اما شاهد بودیم که از سال دوم به بعد، موجی از صدور قطعنامه‌ها به راه افتاد! میانجی‌گری‌های مختلف و دیدیم که چه اتفاقی افتاد! مولفه‌های نظامی ما که هیچ تغییر نکرده بود. بسیاری از امکانات نظامی ما هم در همان سال اول از دست رفت. این تغییر معادله جنگ به نفع ما، همه از آنجا ناشی شد که منبع و مولفه قدرت فرهنگی به شدت فعال شد. حضرت‌امام هنری که داشت این بود که این قدرت نرم فرهنگی را فعال کرد. قدرت نرم فرهنگی ما وارد صحنه شد و همه عرصه‌های جنگ را تحت‌تاثیر خود قرار داد. این واژه به خصوص بعد از انتخابات اخیر ایران وارد مباحثات روزمره اجتماعی ما شده و از بحث‌های آکادمیک (دانشگاهی) فاصله گرفته است. در عین حال از آنجا که از جنگ نرم به عنوان یک تهدید مهم علیه انقلاب یاد می‌شود، توجه به ابعاد و مولفه‌های آن ضروری است.
*مثلاً چه تاثیراتی گذاشت؟
**به واسطه همین قدرت فرهنگی بود که قدرت جمهوری اسلامی چندین برابر شد. مولفه فرهنگی به عنوان منبع قدرت نقش بسیار بزرگی بازی کرد.
*توضیحات شما خیلی خوب است، اما سؤال من همچنان به قوت خود باقی است. چرا جنگ نرم به صورت ویژه در دستور کار غرب قرار گرفته است؟
**برای پاسخ به سؤال شما باید این مساله را یادآوری کنم که غرب و به طور خاص آمریکا که جزئی و نماینده‌ای از غرب محسوب می‌شود، نگاه خوبی به اسلام ندارد. هراس از اقتدار و پیشرفت اسلام آنچنان است که این کشورها از هر راهی برای متوقف کردن قطار حرکت اسلام در جهان استفاده می‌کنند. اما اینکه چرا برای مبارزه با اسلام، رویارویی نرم و جنگ نرم را انتخاب کرده‌اند، من شخصاً تحلیلی از این جابه‌جایی الگوهای رویارویی با اسلام و ایران از سخت به نرم دارم و آن اینکه باید دلایل مختلفی را برای این مساله مدنظر قرار داد. یکی از دلایل، وضعیت غرب و آمریکاست. آمریکا تجربه‌های جنگ سخت برای از پا درآوردن جمهوری اسلامی ایران را آزمایش کرده است.تجربه‌ اجرای کودتا در کشور، تجربه ترورها و شورش‌های شهری را نیز در دستور کار قرار داده است. قبلا هم اشاره کردیم که این تلاش‌ها به نتیجه‌ای که مورد نظر غرب بود نائل نشد.
غرب بعد از این حرکت‌های نظامی بود که به این فکر افتاد تا سفره اقدامات نظامی را جمع کند. زیرا جز ضرر و خدشه‌دار شدن چهره‌ این کشورها در عرصه بین‌الملی، چیز دیگری عایدشان نشده بود.
تهیدیدات نرم، اکنون به الگوی تقابل استراتژیک مابین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا بدل شده است. با توجه به قدرت فزاینده جمهوری اسلامی ایران در حوزه‌های گوناگون، دشمنان ملت ایران بر این اعتقادند که تهدیدات فیزیکی و سخت‌افزاری در مهار توانایی‌های ملت بزرگ ایران فاقد کارآیی است، بنابراین تهدید آنها اشکال و صورت جدیدی به خود گرفته است، که تهدیدات نرم از مصادیق بارز آن است. هرچند شواهد زیادی وجود دارد که دشمنان ملت ایران به‌ویژه آمریکا در این رویکرد نیز توفیق چندانی نداشته‌اند.
بخش زیادی از این عدم توفیق را باید ناشی ازمولفه‌‌های قدرت نرم بدانیم که در جمهوری اسلامی وجود دارد. هدف آمریکا از به‌کارگیری قدرت نرم در برابر ایران اغوا و فریب افکارعمومی جامعه ایرانی است.
*این برچیدن سفره جنگ سخت، چه پیامدهایی را برای کشورمان در پی داشت؟
**دشمنان که به نا کارآمدی شیوهای برخورد سخت با کشور ما پی برده‌ بودند، آرام آرام همان قدرت نرم و مولفه فرهنگ را مدنظر برنامه‌های خود قرار دادند.
از سوی دشمنان دیدند پس از جنگ اتفاق‌هایی خوب و قابل توجهی به نفع آنان در ایران در حال وقوع است.
*مثلا چه اتفاقی؟
**در برخی سیاست‌ها و الگوها و برنامه‌ها و منش مدیریتی ما در زمان پس از جنگ، تغییراتی حاصل شد که این تغییرات در جلب توجه نرم دشمنان به کشور نیز بی‌تاثیر نبود و باید عرض کنم همین تغییرات، ایده‌هایی را نیز برای دشمنان در حوزه تغییر ماهیت نظام به وجود آورد.
*به نظر می‌رسد یکی از دلخوشی‌ها برای جنگ نرم در کشور، همین دلگرمی‌های غرب باشد که از درون نظام متولد شدند. می‌شود در خصوص این جریان بیشتر توضیح دهید؟
**غرب به خوبی فهمیده است که جریانی در داخل ایران مشغول فعالیت است که تجدیدنظر در اصول و ماهیت نظام را سرلوحه برنامه ‌ها و مطالعات خویش قرا داده است. این تجدید نظر ابتدا در سطح برخی رفتارهای حاکمیتی مطرح شد.
اما وقتی این اقلیت، قدرت گرفت، سمت و سوی تجدیدنظر خود را به حوزه سیاست‌های کلان نظام معطوف کرد. این گروه اساسا به تجدید نظر و تعدیل در سیاست‌های انقلابی ومکتبی علاقه زیادی داشتند. این تعدیل و تجدیدنظر هم حوزه سیاست خارجی را در برمی‌گرفت و هم سیاست‌های داخلی نظام را.
در دورانی حتی تغییر و حذف ساختارها هم در دستور کار این گروه قرار گرفت. گروهی که طی این سال‌ها مهترین نقش را در راهبری و اجرایی کردن استراتژی براندازی نرم در کشور به عهده گرفته بودند.
مثلا آن لوایح دو قلویی که در مجلس ششم مطرح شد، اساسا می‌خواست در ساختار قدرت، چیزهایی را حذف و مسائلی را اضافه کند. این حذفیات و اضافات در حوزه‌هایی می‌خواست صورت بگیرد تا قدرت مانور این گروه را بیش از پیش کند.
*این تغییرات چه ارتباطی با جنگ نرم غرب علیه ایران دارد؟
**اینها هم تلاش خود را در جهت اهداف جنگ نرم غرب انجام می‌دادند اما به صورت کاملا پوششی. تغییر پایه‌های نظام، هویت نظام، آرمانها و اهداف نظام... همه اینها جزء پایه‌های اصلی جنگ نرم است که گروه مستقر در داخل کشور در همسویی با غرب، همه این اهداف را پیگیری و اجرایی می‌کرد.
*غرب چه عکس‌العملی درخصوص این تلاش‌ها داشت؟ می‌شود اینها را ابزارهایی تمام و کمال برای برنامه‌های غرب دانست؟ درست است؟
**اینها مورد توجه ویژه آمریکا و غرب قرار گرفتند. آرام آرام حمایت‌های تلویحی از این گروه در دوران هشت سال اصلاحات تلویحی آغاز شد. منتها هر چقدر ما جلوتر آمدیم، این ابزارهای اجرایی رویارویی نرم خودشان را عریان‌تر نشان می‌دادند.
ابعاد جدیدی از برنامه‌ها و استراتژی‌های جنگ نرم آشکار شد. ما آرام آرام دیدیم که گروه داخلی حامی غرب، ‌دیگر بی‌محابا نزدیکی خود به غرب را برای همه اعلام کرد. یعنی بخشی از اصلاح‌طلبان چنین مسیری را طی کردند.
*اینها متعلق به هشت سال اصلاحات بودند یا خیر.، قبل از اصلاحات در دوران هشت سال سازندگی نیز می‌توان این گروه را در لایه‌های سیاسی نظام دید؟
**این گروه سیاسی به لحاظ یک تفکر حاکمیتی منسجم که در همه حوزه‌ها حرف داشت، در دوم خرداد سال 76 خود را خیلی ویژه نشان داد، ولی باید گفت که پایه‌های این تفکرات، تجدیدنظر‌ها و تغییرات، در دوران سازندگی پایه‌ریزی شد. دشمنان جمهوری اسلامی به‌ویژه دولت آمریکا به خوبی دریافته بودند تا زمانی که مردم به قدرتی که در رأس هرم آن، یک فقیه بصیر، شجاع و مبسوط الید وجود دارد، وفادارند و به آن به عنوان یک نظام قانونی، مشروع و مقدس می‌نگرند، نمی‌توانند سلطه خود را بر آنان تحمیل سازند. این واقعیت به شکل کاملاً روشن و عریان در سخنان استانلی روم، معاون رییس سازمان امنیت ملی آمریکا خودنمایی می‌کند. او صریحاً اعلام کرده بود:
آنچه تاکنون همه تحریکات ما را برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران با ناکامی مواجه ساخته است، اعتقاد مردم ایران به ولایت‌فقیه است. چرا که ولایت‌فقیه برای ما و گنجینه‌های اطلاعات ما یک واژه بی‌تعریف است. به طوری که ما به‌هیچ‌وجه نمی‌توانیم محل حضور و ظهور و حتی میزان برد احکام ولی‌فقیه را پیش‌بینی کنیم.
ما نا امید نیستیم؛ خوشبختانه احزاب و آدم‌های تازه نفس در ایران، در یک حرکت جمعی با ظرافت و وسواس دارند این خار را از چشم ما بیرون می‌کشند.
مارک پالمر، چهره برجسته و با نفوذ سیاست خارجی آمریکا، در گفتگویی با خبرنگار روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز، صراحتاً با ایده تهاجم نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران مخالفت کرده و اعلام نموده بود ایران به لحاظ وسعت سرزمینی، کمیّت جمعیت، کیفیت نیروی انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در منطقه خاورمیانه و هارتلند نظام بین‌الملل به قدرتی کم‌بدیل تبدیل گردیده که دیگر نمی‌توان با یورش نظامی آن را سرنگون کرد. سیاست جنگ نرم، هر روز که می‌گذرد، در آمریکا طرفداران بیشتری پیدا می‌کند.
سیاستمداران و دولت‌مردان آمریکا نیر در جدیدترین بررسی‌ها و مطالعات خود، رویکرد جدی به جنگ نرم را در مواجهه با نظام جمهوری اسلامی مورد توجه قرار داده‌اند.
*آیا پس از پایان دوران اصلاحات، باز هم آمریکا برای پیشبرد جنگ نرم خود علیه ایران، از این گروه استفاده کرد؟ مشخصا می‌خواهم بدانم در سه، چهار سال اول دولت دکتر احمدی‌نژاد، آمریکا برای پیشبرد جنگ نرم چه کرد و چه برنامه‌ای داشت؟
**غرب و آمریکا تا مدتی پس از پیروزی آقای احمدی‌نژاد وامانده و دچار حیرت بودند. آنها نمی‌دانستند چه باید بکنند. زیرا فکر می‌کردند با گروه اقلیتی که در داخل کشور حمایت و پشتیبانی کرده بودند، اقبال در قدرت بودن همیشه به طرف اصلاح‌‌طلبان باقی خواهد ماند که دیدیم چنین نشد. حتی وضعیت به‌گونه‌ای بود که برخی از سیاسیون اصلاح‌طلب از آمریکا می‌خواستند برای حفظ وضعیت موجود اصلاح‌طلبان از رویارویی نظامی با ایران بپرهیزند.
با این تفاسیر بود که آمریکایی‌ها دچار یک سرگردانی تحلیلی شدند. آنها نمی‌توانستند برای خود این را مشخص کنند که نوع برخورد با ایران چگونه باید باشد، نرم یا سخت؟ و نهایتاً نتوانستد تصمیم مشخص را بگیرند. این تشتت را می‌توان در برآوردهای اطلاعاتی‌شان دید. این مشکلات تحلیلی از آخرین سال‌های مدیریت آقای خاتمی تا ابتدای ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد ادامه یافت تا اینکه نتایج انتخابات همه را شگفت‌زده کرد.
*حال سؤال این است که با همه این سردرگرمی‌ها که اکنون به نظر می‌رسد، توجه آمریکا به سوی جنگ نرم بیش از گذشته جلب شده است. غرب و علی‌الخصوص آمریکا برای آینده رویارویی خود با ایران چه برنامه‌هایی خواهد داشت؟
**غرب یقینا برنامه‌ها و سناریوهای پیچیده‌ای را برای این جنگ مدنظر قرار خواهد داد. همه هدف هم این خواهد بود که از طریق جنگ نرم، براندازی کامل صورت بگیرد. بنابراین بخشی از این رویارویی، در حوزه هویت و ماهیت نظام خواهد بود. بخشی دیگر در حوزه منافع استراتژیک و فوق‌العاده حیاتی تعریف خواهد شد. آمریکا و غرب معتقدند اگر اسلام و نماینده آن یعنی ایران در هر یک از این بخش‌ها بتوانند موفق شوند و حرفی برای گفتن داشته باشند، به طور قطع و یقین منافع غرب و آمریکا به خطر خواهد افتاد. بنابراین فرهنگ، هویت و دین ایران از اهداف اصلی و حیاتی غرب در رویارویی نرم با ایران و اسلام به شمار خواهد رفت.
غرب در رویارویی نرم مجبور است تمام نقاط الهام‌بخش را از بین ببرد. تمام روزنه‌هایی که به نوعی از آن هویت و فرهنگ اسلامی متصاعد می‌شود را باید پر کند. آمریکا و غرب یقینا به دنبال این خواهند بود که نفوذ معنونی انقلاب و اسلام را در داخل و خارج کشور کاهش دهند. اگر هم در نهایت لازم شد، در کنار برنامه‌ها و جنگ‌های نرم، ضربه نهایی را با جنگ‌های سخت و ضربه‌های نظامی به کشورمان وارد کنند.
*شما معتقدید در کنار این جنگ نرم، باز هم از روش‌های جنگ سخت نیز استفاده خواهد شد؟
**آمریکا و غرب تمام روش‌ها را برای ضربه زدن به ایران در نظر گرفته‌اند منتها برای اعمال هر کدام محدودیت‌هایی دارند. این محدودیتها برای استفاده از روش‌های نظامی بیشتر خواهد بود. این محدودیت‌ها هم ناشی از وضعیت استراتژیک ایران، اوضاع داخلی آمریکا و همچنین وجهه سیاسی آمریکا در جهان است.
*آقای مرادی! جنگ نرم چه گروه‌هایی را از داخل کشور مورد هدف قرار می‌دهد؟
**غرب قطعا محتاج گروه‌هایی در داخل کشور خواهد بود. اینها سرمایه‌گذاری خاصی را برای گروه‌هایی سیاسی که نگاهی به خارج از کشور دارند، انجام می‌دهند و خواهند داد.
منتها بعضی از این گروه‌های متمایل به غرب، گروه‌های هستند که مبانی‌شان با آرمان‌های انقلاب و مردم منافات دارد و به ‌آرمان‌ها و منافع غرب نزدیک‌تر است. قاعدتا از اینها حمایت خواهد کرد. اما همین گروه‌ها در دوری و نزدیکی به چارچوب‌های غرب، متفاوتند و منسجم نیستند.
جریانی که غرب و آمریکا آنها را مدیریت می‌کند و علاقه زیادی هم به آنها دارد یقینا جریان صددرصد سکولار و با ادبیات سکولار نخواهد بود. آمریکا دوست ندارد میدان‌دار اصلی جنگ نرم در داخل کشور این گروه باشد.
آمریکایی‌ها آن نیرویی را در داخل ایران برای پیاده نظامی جنگ نرم انتخاب می‌کنند که مولفه‌هایی از تفکر لیبرالیستی را دارد و در عین حال رنگ و بویی از ادبیات دینی را نیز در خودش حفظ کرده است.
*چرا چنین گروه‌هایی مورد توجه آمریکا و غرب واقع شده و برای مدیریت جنگ نرم در داخل کشور انتخاب شده‌اند؟
**اینها فکر می‌کنند با حمایت از این مدل، می‌توانند حامیانی حتی از درون حوزه‌های علمیه. دانشگاه‌ها و عموم نقش‌آفرینان نخبه را به خود اختصاص دهند.
*آیا می‌شود تعبیر اسلام آمریکایی را برای پیاده نظام‌های جنگ نرم در ایران به کار برد؟
**همین‌طور است، یعنی بخشی از نیروی‌هایی که با تکیه بر ادبیات دینی با نظام و هویت و ماهیت آن مشکل دارند در واقع به دنبال اسلام آمریکایی هستند. چون آمریکا هیچ‌وقت در این چند سال اخیر که جنگ نرم را مطرح کرده است، قائل به حذف تمام این مناسبات نبوده است. آمریکا به دنبال اسلامی است که یا مبانی‌اش کاملا غربی است و لعابی سطحی از دین را به خود دارد، یا اینکه مبانی‌اش التقاطی است. التقاط و معجونی از تفکر اسلامی و تفکر غربی.
فلذا باید هوشیار باشیم که جریان اسلام آمریکایی مورد توجه‌ترین گروه برای آمریکا در در جنگ نرم خواهد بود. حالا اگر این جریان نمادهای ظاهری‌اش منبعث از دین باشد، اما درون‌مایه‌اش غرب‌گرایانه باشد، موفقیتش در حوزه‌ جنگ نرم بیشتر خواهد بود. باید مطمئن بود اگر افرادی باشند که بن‌مایه فکری و فرهنگی‌شان غربی باشد اما ظواهرشان ظواهری برگرفته از روحانیت و مسجد و نماز و... باشد، برای غرب ارزش بیشتری خواهند داشت. چون در شرایط حاضر این قشر بیشترین کاربرد و بازدهی را خواهند داشت.
دشمن تلاش دارد تا ایجاد یأس و ناامیدی در مردم با هدف القای ناکارامدی حکومت دینی نماید و تلاش در جهت ترویج ارزش‌ها و سبک زندگی غربی و ایجاد شکاف و گسست فرهنگی و بحران هویت در بین جوانان، ترویج ناهنجاری‌های اجتماعی، مواد مخدر، مشروبات الکی، فساد اخلاقی، اباحه‌گری و توسعه فعالیت‌های فرق و مذاهب انحرافی، رشد جریان سلفی و وهابی در کشور، تلاش در جهت مخدوش کردن چهره ارزشی و انقلابی، تضعیف مشروعیت حاکمیت، اقدام در جهت دعوت به اغتشاش، نافرمانی مدنی و براندازی نرم، از بین بردن انگیزه و اراده در نیروهای انقلاب و بسیج، تضعیف انسجام، وحدت و بازدارندگی مردمی و تلاش در جهت دامن زدن به اختلافات و برانگیختن مطالبات قومی، سیاسی، صنفی و... را دنبال می‌کند.
*بحث دیگری که مطرح می‌شود نحوه مواجهه با جنگ نرم است، این مواجهه و پدافند در مقابل جننگ نرم چه خواهد بود؟
**هرگاه ما قبول کردیم که جنگ نرم، به عنوان یک مدل و الگوی رویایی برای ضربه زدن به ایران و انقلاب انتخاب شده، باید بر این باور باشیم که تمام ظرفیت‌ها را برای ایستادگی در برابر این جنگ فعال کنیم. همچنین این ظرفیت‌های فعال باید در یک جهت و یک‌سو به فعالیت مشغول باشند. باید شناسایی مستمر نقاط آسیب‌پذیر خودی را داشت و شناسایی نقاط قوت و آسیب‌پذیری فرهنگی دشمن را هم مورد توجه ویژه قرار داد. و از ایجاد قابلیت، ظرفیت‌سازی و ارتقای آمادگی لازم برای مقابله با تهدید نرم غفلت نورزید.
نکته مهمتر اینکه هر مجموعه‌ای به تناسب ظرفیت و شرایط خود، نقش و جایگاهی را در این جنگ پیدا می‌کند.
قاعدتا دانشجو یک جایگاه و وظیفه در این مداین جنگ خواهد داشت. رسانه ها نیز نقش ویژه خود را خواهند داشت و از همه مهمتر کسانی که در دانشگاه به عنوان اساتید دانشگاه فعالیت می‌کنند، نیز نقش و جایگاه مخصوص به خود را دارند.
*اگر بخواهید ارزیابی از فعالیت‌های صورت گرفته در حوزه‌ جنگ نرم داشته باشید، کارنامه فعالیت‌ها را چگونه می‌بینید؟
**اگر بخواهیم ملاک ارزیابی را وصول به هدف از طرف دشمن قرار دهیم، تا اینجای کار، چیزی جز ناکامی دشمن ندیده‌ایم. دشمن دنبال تغییر حاکمیت است اما این تغییر حاکمیت یا به صورت شکلی است یا محتوایی. باید قبول کنیم که ما آسیب‌های گوناگونی را دیده‌ایم. اگر دشمن به هدف خود نرسیده معلوم می‌شود که عده‌ای در برابر این جنگ، در حال مقاومت هستند و فعالیت می‌کنند. با همه اینها، باید گفت بسیاری از ظرفیت‌ها در درون نظام وجود دارد که آن طور که باید، فعال نشده است. اگر اینها فعال شود، می‌توان امیدوار بود که مثل سالهای جنگ، قدرت فرهنگی ما حتی بر قدرت فرهنگی دشمن نیز چیره شود.
جمهوری اسلامی با توجه به شاخص‌های قدرت نرم دارای قابلیت‌های بسیاری در مقابله با تهدیدات نرم آمریکاست. این مسئله باعث گردیده که طی چند سال اخیر به‌ویژه پس از انتخابات 3 تیر 1384، شرایط منطقه‌ای و بین‌المللی به نحوی رقم بخورد که برتری جمهوری اسلامی در مقابل توان و ساز و کارهای سخت افزاری و نرم افزاری آمریکا به رخ کشیده شود. این موضوع به دفعات توسط مقامات و مؤسسات آمریکایی مورد ارزیای و تحلیل قرار گرفته و به این مسئله اعتراف گردیده است.
بنابراین جمهوری اسلامی جدای از توان مقابله با تهدیدات نرم آمریکا، از این قابلیت برخوردار است که به عنوان تهدیدی نرم علیه آمریکا مطرح گردد. اساساً ماهیت انقلاب اسلامی ویژگی‌های منحصر به‌فردی از جنبه‌های نرم افزاری را دارا است که باعث کارایی هر چه بیشتر آن در برابر تهدیداتی از این دست می‌گردد.