تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۱۳۸۵۳۸

«جامعه جهانی مسئول اصلی بحران‌های فعلی در فلسطین است. جامعه جهانی به رأی ملت فلسطین و انتخاب دموکراتیک آنها احترام نگذاشت.» این اولین سخن یک شخصیت سیاسی و مسئول منطقه‌ای درباره فلسطین است که می‌توان به صداقت و صحت آن اجماع کامل داشت. رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر ترکیه در کنفرانس خبری مشترکی که با تونی‌بلر داشت بارها و بارها به‌وجود این حقیقت یعنی «به حاشیه کشیده شدن قضیه فلسطین عامل اصلی بحران‌ها در منطقه است» اشاره کرد و این همان‌کاری است که سال‌ها پیش رهبران منطقه و در رأس آنها رهبران عربی باید بر آن متمرکز می‌شدند و از به حاشیه کشیدن قضیه فلسطین ممانعت می‌کردند.
در آن زمان که جامعه جهانی بار دیگر تن به سیاست‌های کاخ‌سفید داد و کورکورانه در مسیری قدم گذاشت که واشنگتن برای حفظ منافع خود و اسرائیل آن را تعیین کرده بود، باید چنین روزی را در فلسطین پیش‌بینی می‌کرد. بی‌هیچ تردید و شکی می‌توان گفت عامل بسیاری از بحران‌های فعلی در فلسطین، به چالش کشیده شدن دولت حماس بوده است؛ دولتی که براساس انتخابات دموکراتیک مردم فلسطین انتخاب و تعیین شد. قاعده اول دموکراسی آن است که خود دموکرات بود و تن به‌خواسته‌های اکثریت داد. متاسفانه جهان این قاعده اصلی و مهم را در قبال دولت حماس نادیده گرفت و حاضر نشد تن به دموکراسی مورد نظر مردم فلسطین بدهد. همین‌امر منجر شد که تمامی زمینه‌های لازم جهت روشن شدن آتش فتنه و بحران در منطقه فراهم آید. تحریم‌های اقتصادی و سیاسی علیه دولت حماس این فرصت را از این دولت منتخب فلسطینی گرفت که بتواند توانایی‌های سیاسی و اقتصادی خود را به جهان نشان دهد.
بسیاری و در راس آنها قدرت‌هایی مانند آمریکا و فرانسه پیش از آن‌که جنبش حماس وارد عرصه سیاسی شود از منتقدان اصلی عملکردهای این جنبش بودند و معتقد بودند که حماس تنها با وارد شدن به عرصه سیاسی می‌تواند مقبولیت جهانی پیدا کند اما زمانی که حماس وارد عرصه سیاسی شد، برای این‌که این دولت تن به‌خواست جهانی برای حل و فصل قضیه فلسطین دهد، همین کشورها بار دیگر در زمره اولین منتقدان حماس قرار گرفتند و با شکستن تمام عرف‌های بین‌المللی موجود در زمینه دموکراسی و احترام به رأی و انتخاب یک ملت، آوای تحریم و محاصره اقتصادی و سیاسی علیه دولت حماس را سردادند. نقض اصول دموکراتیک و آزادی از سوی مدعیان این اصول به‌حدی رسید که تنها به تحریم و محاصره دولت منتخب مردم فلسطین یعنی حماس محدود نشد بلکه این کشورها تلاش‌های مخفی خود را بعضاً علنی کردند و برای براندازی این دولت به‌کار آموزش نیروهای گارد ویژه محمودعباس(ابومازن) و مسلح کردن این نیروها به سلاح‌های سنگین و سبک پرداختند.
از آنجا که دولت حماس رأی مردم را پشتوانه اصلی خود می‌دانست تا آخرین لحظه بر ایستادگی خود در برابر بحران‌های ایجاد شده اصرار ورزید و همین‌امر عزم مخالفان حماس را بیشتر کرد. بسیاری معتقدند که تفاوت‌ها و اختلافات موجود میان باورهای سیاسی حماس و فتح عامل اصلی ایجاد این بحران‌ها و درگیری‌ها است اما این تنها یک جنبه از عوامل اصلی ایجاد این درگیری‌ها و بحران‌هاست. متاسفانه تشکیلات خودگردان به رهبری ابومازن اخیراً برای تشکیل کشور مستقل فلسطینی و احقاق حقوق ملت فلسطین تن به سیاست‌های از هم گسیخته آمریکا داده است و به این باور است که با قدم گذاشتن در مسیرهایی که سیاست‌های کاخ‌سفید آن‌را تعیین کرده است، می‌تواند آینده فلسطین را ساخت.
همین‌امر یکی از اختلافات و شکاف‌های اصلی موجود میان فتح و حماس است. حماس برخلاف فتح معتقد است که با حفظ بسیاری از اصول و ضوابط از جمله مقاومت مسلحانه در برابر اسرائیل می‌تواند کشور مستقل فلسطینی به پایتختی بیت‌المقدس را ساخت و بار دیگر بحران فسطینی را در وطن خود یعنی فلسطین به آغوش کشید. حماس برخلاف فتح معتقد است که برای احقاق حق ملت فلسطین نباید هدف را فدای هدف دیگر کنیم، مثلاً برای ساخت کشور مستقل فلسطین به پایتختی بیت‌المقدس نباید از حق بازگشت مهاجرین فلسطینی به فلسطین چشم‌پوشی کرد و این درست همان چیزی است که فتح به رهبری ابومازن به آن اعتقادی ندارد و در توافقنامه‌های سابق با اسرائیل بارهای تلاش شده است در ازای چشم‌پوشی از یکی از حقوق ملت فلسطین حق دیگری را برای آنها محقق سازد. همین‌امر منجر به ایجاد شکاف سیاسی و فکری عمیق میان فتح و حماس شده اما این شکاف تا زمانی که فتح قدرت را در دست داشت چنان محسوس نبود و با به‌قدرت رسیدن حماس همه‌چیز در معرض دید قرار گرفت.
آنچه‌ که قابل توجه است آن است که ابومازن برخلاف آنچه که خود می‌گوید از ابتدا بنا را برهمکاری با دولت فلسطین قرار نداد و از همان آغاز با مخالفت‌های غرب و در رأس آن آمریکا با دولت حماس هم‌صدا شد. همین‌امر منجر به ایجاد بی‌اعتمادی کامل دولت حماس و طرفداران آن به تشکیلات خودگردان و در رأس آن ابومازن شد. به‌رغم آن‌که ابومازن دولت حماس را مسئول اصلی شکست گفتگو‌های موجود جهت تشکیل حکومت متحد ملی می‌داند، اما همه شواهد برعکس این موضوع را نشان می‌دهد. ابومازن و دیگر مسئولان فتح حتی کوچکترین فرصت‌ها را از دولت حماس گرفتند. حماس برای به‌دست آوردن موفقیت سیاسی در عملکرد خود تلاش‌های گسترده‌ای را انجام داد و در بدترین شرایط موجود تلاش کرد که بهترین دستاوردهای ممکن را به‌دست آورد. اگر جنبش فتح و سیاست‌گذاری‌های ابومازن این فرصت را به دولت حماس نمی‌داد‏، این دولت با وجود تمامی بحران‌های موجود باز هم می‌توانست فلسطین را از بحران کنونی خارج سازد اما متأسفانه دست‌های پشت‌پرده در فلسطین این فرصت‌های اندک را نیز از دولت حماس گرفت.
به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران طرح اخیر ابومازن برای برگزاری انتخابات زودهنگام بیش از آن‌که فلسطین را از بحران فعلی خود خارج سازد، آن‌را با موانع و بحران‌های جدید مواجه خواهد ساخت که اولین نمونه این بحران‌ها، درگیری‌های فعلی گروه‌های فلسطینی است و عدم حمایت گروه‌های فلسطینی و در رأس آن مقامات مسئول و برجسته ای چون فاروق قدومی، دبیرکل جنبش فتح و مسئول سیاسی سازمان آزادیبخش فلسطین با راهکار ابومازن جهت برگزاری انتخابات زودهنگام در فلسطین نشان‌دهنده جایگاه دولت فلسطین و ضعف عملکرد ابومازن و عدم مقبولیت راهکارهای سیاسی اوست.