دومین مصاحبه عمومى محمود احمدىنژاد رئیس جمهورى پس از انتخاب به این سمت که روز دوشنبه صورت گرفت، در برگیرنده نکات و محورهاى بسیارى در ارتباط با سیاست و تدابیر دولت نهم براى اداره امور کشور در دو بعد داخلى و خارجى بود. از میان این محورها، دو محور به اعتبار حساسیتها و توجه افکار عمومى در داخل و خارج از کشور نسبت به آنها، شاید بیشتر مورد توجه قرار گرفت. محور اول بحث رئیس جمهورى «سیاست قطعى ایران در مورد غنىسازى اورانیوم براى مصارف و کاربردهاى صلحآمیز» بود و نکته دوم، عدم تمایل ایران به گفتوگو با آمریکا از جمله در مورد عراق، به اعتبار «تشکیل دولت این کشور» و نیز «بى اعتمادى به آمریکا به واسطه ادامه سیاستهاى استکبارى» دولت این کشور بود.
در محور نخست، سخن ایران این است که «این کشور بهرهمندى از چرخه فناورى صلحآمیز هستهاى را حق قانونى و مسلم خود مىداند و این حق، براساس پیمانها و پادمانهاى ناظر به رسمیت شناخته شده است و لذا به هیچ روى نمىتوان آن را سلب کرد و ایران نیز تسلیم فشارهاى چند قدرت جهانى نمىشود.» این موضع ایران که تازگى نیز ندارد، در حالى تکرار مىشود که مدیر کل آژانس بین المللى انرژى هستهاى براساس یک مأموریت از سوى شوراى امنیت سازمان ملل، مسئولیت دارد تا گزارش تازهاى از فعالیتهاى هستهاى ایران و تطبیق آن با پیمان ان.پى.تى را تا روز 8 اردیبهشت ماه امسال به این شورا ارائه کند. آژانس و ایران در طول همکارىهاى طولانى خود، همواره روى دو نکته اذعان و تأکید کردهاند.
آژانس در گزارشهاى خود هیچ وقت از انحراف برنامههاى هستهاى ایران از پیمان ان.پى.تى صحبت نکرده و ایران نیز حتى زمانى که شدیداً تحت فشار سیاسى به تعبیر احمدىنژاد «دو، سه قدرت» بوده، از ادامه همکارىهاى خود با آژانس سخن گفته است. با این همه، آژانس در شکنندهترین فشارهاى سیاسى به آن در طول سالهاى اخیر، حیثیت و اعتبار فنى و حقوقى خود را شاید ناخواسته در گروى زیاده خواهى و سوءاستفاده برخى قدرتهاى جهانى قرار داده است و احتمالاً از این رو است که تاکنون و باوجود اذعان مدیر کل آن به «عدم انحراف» برنامههاى هستهاى ایران، مدیرکل به صراحت و روشنى گزارشى در این باره ارائه و منتشر نکرده است.
مأموریت جارى آقاى البرادعى مدیرکل آژانس این بار، حیثیت و صلاحیتهاى این نهاد تخصصى را به طور جدى بویژه از منظر فنى و حقوقى با خطر روبرو کرده و آژانس عملاً در دوراهى احیاى حیثیت حقوقى و فنى خود با تن ندادن به فشارها و یا هتک آن با تن دادن به برخوردهاى سیاسى برخى قدرتها، قرار گرفته است. آنچه مىتواند اعتبار آژانس را به آن بازگرداند به محتواى گزارشى کاملاً گره خورده که مدیرکل آژانس باید از برنامههاى هستهاى ایران در روزهاى آینده به شوراى امنیت بدهد. ایران با عضویت در آژانس بینالمللى انرژى هستهاى و پذیرش پیمان منع تولید و تکثیر و اشاعه سلاحهاى هستهاى و تن دادن به شرایط این عضویت و پیامدهاى آن، این انتظار را نیز داشته است که بتواند از مزایاى پیشبینى شده در پیمان که کم نیز نیستند و از جمله برخوردارى از چرخه فناورى هستهاى براى اهداف صلحآمیز برخوردار باشد.
از دیگر امتیازهایى که ایران انتظار داشته با عضویت در پیمان به آن دست یابد و در پیمان به صراحت به آن اشاره و مورد تأکید قرار گرفته است، برخوردارى از حمایتهاى فنى و تحقیقى آژانس و اعضاى آن بویژه کشورهاى برخوردار بود. نقد عملکرد آژانس در این خصوص و نحوه تعامل آن با ایران در طول دههها عضویت این کشور در آن، نشان مىدهد که رفتارهاى آژانس در برابر ایران هرگز برخوردى متناسب با پیمان و اصول آن نبوده و آنچه در این مدت و بویژه در سالهاى اخیر بوده چیزى جز «مزاحمت کارى» و همنوایى با فشارهاى سیاسى برخى قدرتها نبوده است.
با این همه ایران بارها اعلام داشته و احمدىنژاد نیز در مصاحبه روز دوشنبه خود به آن اشاره داشت که علاقهمند به ادامه همکارى با آژانس در چارچوب پیمان ان.پى.تى است و انتظارى که حال وجود دارد این مهم مىباشد که دبیرکل آژانس، شوراى حکام آن و نیز شوراى امنیت خردمندى پیشه کنند تا «این روند به همین ترتیب ادامه یابد» که در غیر این صورت تهران یک راه بیشتر در جلوى پاى خود ندارد و آن همان نکتهاى مىباشد که احمدىنژاد به آن اشاره کرد: «اگر ببینیم در این چارچوب (ان.پى.تى و آژانس) حق ما را ضایع میکنند، تجدیدنظر میکنیم.»
محور دوم، گفتوگو با آمریکا، ایران دلایل بسیارى دارد که بگوید «به آمریکا اعتماد نداریم.» نخستین نکته و شاید اصلىترین دلیلى که به این بىاعتمادى انجامیده و موجب آن شده تا دیوار بلند بىاعتمادى همچنان بین دو کشور و روابط آنها وجود داشته باشد، روحیه حاکم بر کاخ سفید و این گمان مىباشد که «آمریکا مالک و صاحب همه جهان است.» آمریکا در حالى که براى خروج از باتلاق عراق به ظاهر دست به سوى ایران دراز مىکرد، در واقع با دخالتهاى روزافزون و علنى، عملاً بزرگترین و اصلىترین مانع در سر راه تشکیل یک دولت قوى و فراگیر در عراق بود و از هیچ نوع سنگ اندازى در این مسیر خوددارى نکرد و هنوز هم به این شیطنت ادامه مىدهد.
این دخالتها، امنیت داخلى در عراق را تا به آن حد تخریب کرد که خطر بروز یک جنگ داخلى و تمام عیار در آن کشور بیش از هر زمانى تقویت شد و در این بین تنها درایت عراقىها به خصوص مرجعیت دینى در آن بوده و هست که عراق را از افتادن به گرداب یک جنگ باز داشته است. رهبران آمریکا با ادبیات توأم با غرور خود، سالهاست که به سیاستى دوگانه و تبعیضآمیز در برابر ایران ادامه مىدهند. آنها از صلح و امنیت جهانى سخن مىگویند اما در عمل وقتى نه تنها نداى صلح خواهى که اقدامات عملى ایران را براى توسعه و تعمیق صلح و امنیت مىبینند، هر آنچه را در توان دارند، از جنگ گسترده روانى با کمک شبکههاى رسانهاى صهیونیستى گرفته تا قدمهاى عملى، براى اخلال در آن به کار مىبندند.
واشنگتن نمىتواند در حالى که هر روز از جنگ علیه ایران سخن مىگوید، اموال و دارایىهاى این کشور را بلوکه کرده، براى ساقط کردن جمهورى اسلامى ایران رسماً بودجه اختصاص مىدهد، تروریستها را براى اخلال در امنیت ایران و منطقه و بکارگیرى آنها در عملیات تروریستى مورد نظر خود، در پناه گرفته است و با برخوردهاى گزینشى بسیارى از اصول مسلم حقوق بینالملل و مورد علاقه و احترام ملتها را به چالش مىگیرد و اماها و بایدهاى دیگر، انتظار داشته باشد که دیوار بى اعتمادى موجود بین واشنگتن و تهران فرو ریزد.