نشست موسوم به 1+5 در حالی در مسکو برگزار شد که هیچ برآیند مشخصی در برنداشت و تقابل دیدگاههای پنج کشور دایمی عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد، موجب شد تا ناکامی دیگری در کارنامه سیاه سیاسی بوش و دستیاران جنگطلب وی ثبت گردد.
دولتمردان کاخ سفید که نمایندگی آنها را در این نشست، دستیار وزیر خارجه آمریکا بر عهده داشت، انتظار داشتند پس از برگزاری نشستهای اخیر لندن و برلین، نشست مسکو بتواند پاسخ مناسبی به تلاشهای یکجانبه گرایانه آنها در معادلات منطقهای و بینالمللی فراهم آورد.
این نشستها که در حاشیه و برای حصول اجماع اعضای دایم شورای امنیت پیرامون مسأله هستهای جمهوری اسلامی ایران و در جریان برگزاری نشست اصلی این شورا در نیویورک ساماندهی شده است، وجوه بسیاری را در برمیگیرد که به برخی از آنها شده میشود:
1- یکی از علل مهم ناکامی آمریکا برای کسب اجماع دیگر قدرتهای جهانی در پرونده هستهای ایران، نبود دلایل و شواهد دال بر انحراف تهران از مسیر انرژی هستهای که سوی مصارف غیرمتعارف آن است. بخصوص که برنامهای هستهای ایران وحتی دستیابی به فناوری پیشرفته چرخه تولید سوخت اتمی، زیر نظارت مستمر آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار داشته و بازرسان آژانس به طور مرتب به وظایف خود در چارچوب مقررات NPT عمل میکنند.
2- بینتیجه بودن نشست 1+5 در مسکو نشان میدهد که نگاه سیاسی آمریکا به مسأله هستهای ایران، مانع از آن شده است تا مسایل حقوقی تحتالشعاع این نگاه بدعتنگر قرار گرفته و دیدگاه پارادوکسی واشنگتن درباره انرژی هستهای در مناطق جهانی و کشورها، امکان بروز پیدا کند.
3- تقابل علنی روسیه و چین با آمریکا بر سر مسأله هستهای جمهوری اسلامی ایران، دلیلی بر حمایت این کشورها از برنامه مذکور نمیباشد و آنها بیشتر، منافع ملی خود را عمدتاً در ارتباط با واشنگتن مد نظر دارند.
روسیه و بخصوص چین به خوبی از تحرکات آمریکا در منطقه جنوب آسیا، آسیای مرکزی و آسیای جنوب شرقی آگاهی دارند.
پکن، تحرکات سیاسی- نظامی و امنیتی آمریکا را در عرصههای پیرامونی خود بیشتر از مسکو میکند، بنابراین نمیتواند در مسایل و معضلات جهانی به گونهای عمل کند که دست آمریکا را برای تفوق و برتری بیشتر در مناطق ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی جهان باز بگذارد.
4- یکی از مباحثی که به نظر میرسد در نشست مسکو مطرح شده باشد، سوء استفاده آمریکا از بند 7 منشور سازمان ملل است که واشنگتن تلاش میکند همزمان با تشدید تبلیغات و در واقع جنگ نابرابر رسانهای در این زمینه، به منظور آمادهسازی افکار عمومی، اجماع دیگر کشورهای عضو دایم شورای امینت را به دست آورد.
این بند که تنبیه کشورها را حتی در شکل نظامی آن توصیه نموده است، در صورتی که حالت اجرایی به خود بگیرد، میتواند تمامی معادلات و توازن ظرفیت قوا در جهان را بر هم بزند.
از این روست که قدرتهای جهانی از محقق شدن آن بنابر ملاحظات سیاسی و منافع ملی آمریکا بیم داشته و پیامدها و آثار آن را به زیان منافع ملی منطقهای و جهانی خود ارزیابی میکنند.
5- آمریکا در نشستهای حاشیهای لندن، برلین و مسکو حتی نتوانسته است اجماعی برای موارد تحریمی علیه جمهوری اسلامی ایران که فعالیتهای صلحآمیز هستهای آن وفق مقررات آژانس و NPT ادامه دارد به دست آورد، زیرا پیامدها و آثار تحریم و حمله نظامی بیشتر از آنچه متوجه ایران باشد، گریبانگیر آمریکا و دیگر قدرتهای جهانی خواهد شد.
در هر حال، ناکامیهای مکرر سیاسی و دیپلماتیک آمریکا در شرایط جدید منطقهای و جهانی، نشان دهنده آن است که جنگ رسانهای هژمونی غرب به سرکردگی آمریکا، نمیتواند پاسخگویی تمامیت خواهی این کشور و حمایتهای رو به افزایش کشورها و ملتها مسلمان از برنامه صلحآمیز هستهای جمهوری اسلامی ایران باشد.
جهان اسلام و مغرب عربی، اکنون با درک تحولات و تجربیات عمیقی که در راستای بیداری اسلامی الگو گرفته از جمهوری اسلامی ایران در حال پدیدار شدن است، برنامه صلحآمیز هستهای تهران را یکی از عناصر مهم توازن قوا در معاملات منطقهای و جهانی میدانند.