تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۱۳۸۷۸۶
سیدهادی خامنه‌ای
مقدمه: سیدهادی خامنه‌ای در تبیین وضعیت حزبی و سیاسی کشور در دوران دفاع مقدس و روزهای اولیه پیروزی انقلاب اسلامی ایران یادآور شد: «برای مردم در ابتدای ‌انقلاب ‌تحزب ‌یک ‌ضرورت‌ تلقی ‌نمی‌شد.»‌ متن‌ کامل ‌گفت‌وگو ‌حجت‌الاسلام سیدهادی خامنه‌ای با ایسنا به شرح زیر است:

*فضای سیاسی کشور و تعاملات میان احزاب و گروههای سیاسی در کشور را در سالهای جنگ چگونه توصیف می‌کنید؟
**تا قبل از پیروزی انقلاب دو حزب مشخص، جبهه ملی و نهضت آزادی در جامعه فعال بودند. البته احزاب دیگری هم حضور داشتند که طرز تفکری مانند این دو حزب داشتند. در اوایل انقلاب گروههای فراوانی وجود داشتند که غالبا وابسته به چپ و چپ‌نماها بودند. آنها تصور می‌کردند اگر در آستانه تحولات سیاسی و اجتماعی کشور حضور داشته باشند چه بسا می‌توانند جای پایی برای کسانی باشند که از پشت سر آنها را پشتیبانی می‌کنند. در این راستا در آستانه پیروزی انقلاب حزب توده خود را بازسازی کرد اما وارد فعالیت در عرصه سیاسی نشد.
*آیا در آن زمان تأکیدی بر فعالیت حزبی بود؟
**آن ایام دوستان همه روحانی بودند و در جبهه دیانت همراه با سیاست کار می‌کردند. در طول سال‌های قبل از پیروزی فعالیت سیاسی‌شان عبارت از فعالیت در چارچوب حرکت و مبارزه حضرت امام(ره) بود، قبل از انقلاب کسی به فعالیت‌های حزبی فکر نمی‌کرد و البته امکانش هم نبود. زمانی که به پیروزی انقلاب نزدیک می‌شدیم فعالیت دانشگاه و دانشگاهیان که آنها رهبری امام(ره) را پذیرفته بودند وجود داشت اما سردمداری حرکت با روحانیونی بود که از نزدیکان و پیروان امام(ره) بودند. که این افراد در ابتدا مسئولیت برگزاری مراسم و گردانندگی مسائل را پذیرفته بودند. مثلا مراسم استقبال از امام(ره) به عهده‌ی مرحوم شهید بهشتی بود اما در آنجا دکتر سامی و بعضی از دوستان دیگر نیز حضور داشتند. نظر کلی امام(ره) که آن را از طریق فرمایشات غیر مکتوب ایشان شنیدم حاکی از آن است که نظر ایشان نسبت به حزب و حزب‌گرایی به طور کلی خیلی مساعد نبوده است. در خصوص حزب جمهوری اسلامی هم به دلیل اینکه این تشکل زیرنظر چند روحانی، آن هم از افراد شناخته شده و مورد اعتماد امام(ره)، تشکیل شد ایشان رضایت داده بودند و بعدها کمک مالی هم به این حزب داده بودند. حزب جمهوری بر اساس احساس یک ضرورت تشکیل شد. حتی در استان‌ها برای نام‌نویسی تقاضای عضویت در این حزب صف‌های طولانی تشکیل می‌شد که نمونه‌های آن را من در تهران و مشهد دیده بودم.
*نظر امام در خصوص بحث حزب‌گرایی چه بود؟
**البته نمی‌توان در مورد نظر امام(ره) اجتهاد کرد و نظر خود را تحت عنوان نظر امام(ره) مطرح کرد و تنها می‌توان بر اساس شواهد تاریخی صحبت کرد. قبل از پیروزی انقلاب تجربه‌ای در یک نظام مطلوب از نظر کار تکشیلاتی وجود نداشت. تنها تجربه حزب توده بود که هیچ‌کس از آن خاطره خوبی نداشت. اعتقاد امام(ره) در مورد احزاب خارج از کشور در اروپا هم این بود که آنها علی‌رغم ظاهر متفاوتی که با هم دارند در باطن یکی هستند و سیاست‌های کلی استعماری مشترکی دارند. یک ظاهر و دکور انتخاب کرده‌اند که ظاهرفریب است تا ما شرقیان فکر کنیم آنها در افکار و اندیشه‌هایشان تکثر دارند واقعا مردم در انتخاب موضوعات و مسائل آزاد هستند. امام(ره) در یکی از فرمایشاتش در زمان حضور در کشور فرانسه فرمودند "زمانی که ما آن تحزب و رودررویی ظاهری آنها را می‌بینیم جدی می‌گیریم و خیال می‌کنیم در کشور خودمان هم باید مثل آنجا و با احزاب خودمان رودررویی پیدا کنیم در حالی که آنها در باطن با هم متحد و یکی هستند.
برداشت من از صحبت‌های آن زمان امام(ره) این بود که امام(ره) باور ندارند که کشور ما هنوز برای فعالیت‌ حزبی آمادگی پیدا کرده باشد اما ایشان با نفس انسجام و تشکیلات مخالفتی نداشتند. به نظر می‌رسد امام(ره) شاهد بودند که تشکل‌ها ممکن است در برخی ابعاد به انسجام و اتحاد قشرهایی از مردم منجر شود و عده‌ای از آنها را که علاقه‌مند به فعالیت هستند در چارچوب فعالیت تشکیلاتی قرار دهد و مشارکت آنها را چند برابر کند. اما نمی‌توان انحلال حزب جمهوری را هم به حساب شکست فعالیت تشکیلاتی گذاشت. عواملی ایجاد شد که ایجاب می‌کرد این تشکل با این نام کارش را تعطیل کند. اختلاف‌نظر اعضایی که بعدها عضو این تشکل شده بودند خود را نشان داد، در خود شورای مرکزی این حزب اندیشه‌های متفاوت وجود داشت که وابسته به انقلاب بودند و هستند اما با سلیقه‌هایی یکدیگر همخوانی نداشتند در پی این عوامل بود که باعث شد حزب نتواند کار خود را ادامه دهد.»
*در طول سالهای جنگ چه احزابی حضور داشتند و چگونه فعالیت می‌کردند؟
**در این فاصله احزاب و گروه‌های دیگر آغاز به کار کردند. آن زمان شرایط به کلی عوض شد. دوران جنگ تحمیلی پیش آمد اما از منافقین و فدائیان اقلیت که در مقابل انقلاب می‌جنگیدند کم نشد و آنها بعدها به شکل گروه‌های مخفی درآمدند و کم‌کم به خارج از کشور رفتند از این سو بتدریج جنگ نیز اساس و بنیانی برای خود پیدا کرد و ارتش و سپاه هردو فعال شدند و یکسری حلقه‌ها با هم اتحاد و انسجام پیدا کردند و نظم خاصی در استفاده از سلاح‌ها ایجاد شد که اوایل جنگ نبود و عملیات‌ها یکی پس از دیگری شروع شد و سازمان یافت. در آن زمان به تدریج احزاب ریز و درشتی که وجود داشتند خودبه‌خود محور شدند. اما ریشه و بنیانی نداشتند و همه به چند حزب معروف مثل حزب توده مبتنی بودند بعد که ریشه آنها زده شد آنها هم دیگر جایی برای ماندن نداشتند. بخش عظیمی از آنها که از طریق آمریکا و بیگانگان تغذیه می‌شدند با فتح لانه جاسوسی خودبه‌خود از بین رفتند و یک شبه محو شدند.
 فقط چند حزب و گروه کوچک ماندند که می‌شود آنها را خودی به حساب آورد که الان هم بعضی از آنها شاید هنوز باشند. در آن زمان نهضت آزادی فعال بود و تا کمی بعد از فتح لانه جاسوسی در رأس دولت بودند اما جبهه ملی پس از بعضی از حرکاتی که داشتند و مخالفتی که با یک حکم اسلامی در زمینه مسائل قضایی کرده بودند به دنبال تظاهرات مردم علیه آنها عملا به تعطیلی کشیده شد. در آن ایام به‌تدریج بعد از آن که هر مسأله‌ای جای خود را پیدا کرد بدبینی که نسبت به وجود احزاب وجود داشت کمرنگ شد به دنبال آن احزاب، سازمان‌ها و هیأتهایی بوجود آمدند و تحت عناوین مختلف فعالیت کردند و از آنجا که حضورشان پذیرفته شده بود برای انتخابات لیست می‌دادند و فعالیت می‌کردند. در انتخابات دوره دوم مجلس جامعه روحانیت پروانه نداشت اما فعالیت‌هایش‌را تحت عنوان جامعه روحانیت مبارز تهران انجام می‌داد و به همین دلیل تذکری از طرف امام(ره) به آنها داده شد که شما فقط می‌توانید در مورد تهران لیست دهید. در مورد همه کشور لیست ندهید.
چرا که شما یک گروه هستید که فقط در تهران فعالیت می‌کنید صحیح نیست که برای همه کشور تعیین تکلیف کنید. به همین دلیل بود که کارهای تشکیلاتی روال ساده و معمولی مثل امروز پیدا کرد. شاید به همین دلیل بود که امام(ره) در مورد منشق شدن جامعه روحانیت به دو طیف حساسیتی نشان ندادند و سوالی که از ایشان شده بود گفتند که مانعی ندارد.
*دیدگاه امام درباره چند صدائی در فضای سیاسی کشور و از سوی احزاب مختلف می‌پذیرفتند؟
**امام(ره) در مورد احزاب نگرانی داشتند که تشکل‌های مختلف در کنار هم به جای اینکه به انسجام قشرهای مختلف و نیروها بیانجامد و افراد سرگردان در جامعه را منسجم کنند و برای آنها تکلیف و چارچوبی با کمک خودشان بیندیشند به وسیله‌ای برای اختلاف مبدل شوند. نگرانی امام(ره) از این امر بود. لذا چندین‌بار هم فرموده بودند که احزاب در دنیا به ظاهر اختلاف دارند اما در واقع دستشان در منافع و مصالح کلی کشور یکی است نهایتا یک جور فکر و عمل می‌کنند. سیاست‌هایی کلی و استراتژی‌های اساسی آنها یکی است. فرمولی دارند که بر اساس آن با هم متحد عمل می‌کنند. در عین حال که به ظاهر با هم اختلاف دارند. و مقابل هم قرار دارند متحد هستند. امام(ره) بر اساس دیدی که به احزاب خارج از کشور داشتند این ترس را داشتند که مردم ما از تحزب در خارج الگو بگیرند چرا که به ظاهر آنها مقابل هم هستند اما در باطن با هم هستند. مردم ظاهر را ببینند و باطن را نبینند. آن‌گاه عملا تشکیل گروه‌ها و انجام کارهای حزبی به جای داشتن آثار مثبت مبدل به وسیله‌ای برای اختلاف شود. یکی از تاریخی‌ترین نامه‌های امام(ره) نامه است که ایشان به گورباچف نوشتند امام(ره) در این نامه اسم محی‌الدین عربی را آورده بود. در همان زمان عده‌ای در بعضی از حوزه‌های علمیه ایراد گرفتند که این شخص مرتد، کافر و بی‌دین بوده است. چرا امام(ره) نسبت به او نظر خوبی دارند. اختلاف‌نظر تا این حد بالاست در مسائل فقهی هم به همین شکل در مسائل کلامی هم این‌طور است.
امروز کسی حق ندارد به عنوان شخصیت حوزه‌ای هرچند هم باسواد بگوید بعضی‌ها می‌گویند چند صدایی باید باشد آنها افراد مغرضی هستند. اینگونه نیست چند صدایی وجود خارجی دارد. نظراتی که آقای مصباح یزدی در حوزه دارند یک تعداد از شخصیت‌های دیگر حوزوی که سواد و سوابق و معلوماتشان به اندازه ایشان یا بیشتر از ایشان است این نظرات را ندارند ولی آقای مصباح را به انحراف متهم نمی‌کنند آقای مصباح هم نباید آنها را متهم به انحراف کند باید بگویند نظر من این است. ممکن است بگویند حوزه و عرصه این اختلاف نظرات تا کجاست به هرحال آن‌قدر هم نباید بسته نگاه کرد که هرکس غیر از ما چیزهایی می‌گوید متهم به انحراف شود. احزاب می‌توانند چند صدایی داشته باشند اما حق ندارند در زمینه مسائل دینی چند صدایی داشته باشند چرا که حوزه آنها مسائل سیاسی است.
در حوزه مسائل دینی علماء و اندیشمندان متخصص می‌توانند به بحث بپردازند. چند صدایی در هر زمینه‌ای متناسب با خودش است. چند صدایی به این معنا نیست که یک حزب سیاسی حق داشته باشد در زمینه مسائل عقیدتی و مذهبی با اتکاء به اینکه چند صدایی است نظر بدهد بلکه اگر یک روحانی است که در این زمینه تحصیلات دارد و درس خوانده است و دارای صلاحیت‌هایی است که حوزه تأیید می‌کند و به چارچوبهایی معتقد است. من هم که غیر از آقای X و Y فکر می‌کنم نظرم این است که هرکسی نمی‌تواند در هر زمینه‌ای نظر بدهد باید تخصص داشته باشد و هرکس در حوزه تخصصی خود اظهارنظر کند.
*نحوه پشتیبانی جنگ و به‌‌ویژه دولت و سیاست‌های آن که به‌طور مستقیم با جنگ درگیر بود توسط گروه‌های سیاسی در رسانه‌ها و مطبوعات کشور چگونه بود؟
**همه رسانه‌ها از دولت پشتیبانی نمی‌کردند. به هرحال دولت مخالفینی داشت. مخالفت‌هایی با آن صورت می‌گرفت. البته احتمالا مخالفت‌های بنیادی نبود. ولی مخالفت‌هایی انجام می‌شد. در بخشی که مربوط به جنگ بود به غیر از یکی دو سال اول انقلاب که گروهک‌ها حضور داشتند و خرابکاری علیه دولت زیاد دیده می‌شد. بعد که آنها رفتند تقریبا آرامشی در جامعه حکفرما شد. در مورد سیاست‌های دولت هم انتقاداتی از سوی روزنامه‌ای مطرح شد که چون جبهه‌ها حساس‌ترین نقطه‌ای در کشور بود که ذره‌ای اختلاف‌نظر در سطح مدیریت تاثیر بسیار منفی و شدیدی می‌گذاشت، امام(ره) در مقطعی فرمودند که این روزنامه که آن زمان موضعی پیدا کرده بود که احساس می‌شد حضورش در جبهه ممکن است صدمه‌ای بزند در جبهه‌ها پخش نشود زیرا در جبهه کسی انتظار نداشت که از این حرفها بشنود. آنها انتظار داشتند همه چیز روان و شفاف باشد. الگویشان امام(ره) بود و توقع داشتند بقیه هم پشت سر امام(ره) حرکت کنند.
طیف راست آن زمان معتقد بود که باید دست بخش خصوصی را در فعالیت‌ها و عرصه‌های اقتصادی و حتی عرصه‌های دیگر باز گذاشت. نظر دولت در آن زمان این نبود. نظر دولت این بود که باید با شیوه‌ی متمرکز و حدودا انقباضی در زمینه اقتصاد عمل کرد تا بتوان اوضاع زمان جنگ را کنترل کرد. آن زمان ما در جبهه کسانی بودیم که معتقد بودند باید متمرکز باشیم و چه‌بسا شرایط آن زمان هم مناسب همین کار بود. جالب است که الان نظر ما این است که نباید متمرکز عمل کرد ولی در جبهه راست نمی‌بینیم کسی در این زمینه اصراری داشته باشد و دنبال آن باشند. در حالی که آن زمان این شعارها را می‌دادند. آن زمان با توجه به شرایط جنگی که وجود داشت اگر دولت مقداری اوضاع را به حال خود رها می‌کرد و بعد احتمالا قابل کنترل نمی‌شد، به جنگ ضربه می‌خورد. دولت مصمم بود و مکلف شده بود که آرامش جبهه را نگه دارد. یکی از شرایط آرامش این است که نگذارد نوسانی میان قیمت‌ها به وجود آید، اوضاع را باید آرام نگه دارد. مثل استخری که گفته شده که به خاطر شرایط خاصی آب نباید تلاطم پیدا کند،‌ طبیعاتا این به مفهوم آن است که هیچ‌کس نباید وارد این آب شود تا آب آرامش خود را برای زمان مشخصی حفظ کند. آن زمان علیه دولت خیلی گشاده دستانه عمل می‌شد. بدو‌بیراه می‌گفتند، فحش می‌دادند، تعدی میکردند. حتی در بعضی دسته‌جات و روضه‌خوانی‌هایی که انجام می‌دادند یکی از مسئولان دسته‌جات که آنجا را اداره می‌کرد؛ گفت ماقبل از انقلاب نخست‌وزیر کشتیم،‌ الان هم اگر لازم باشد نخست‌وزیر می‌کشیم. آنها تا این حد در تهدید و برخوردهای خشن و چماقی با نخست‌وزیر و دولت باز عمل می‌کردند. با اینکه‌ امام(ره) به شدت از دولت حمایت می‌کرد اما آنها به این حرف‌ها کاری نداشتند.
*دولت و امام(ره) نسبت به گروه‌های منتقد چه برخورد و نظری داشتند؟
**این گروه‌ها را منحرف نمی‌دانستند. امام(ره) نظرشان این بود که همه باید در صحنه باشند. کار خود را انجام دهند. هیچ‌کس به دیگری نسبت انحراف ندهد و راه را بر ورود دیگری نبندد. امام(ره) همواره می‌فرمودند همه باشند. دولت هم طبیعتا با آنها موافق نبود. اما همان روزنامه در زمان وزارت ارشاد چپ‌ها سهمیه بسیار خوبی از کاغذ و... داشت و یک چاپخانه مجهز و خوب با ارز 7 تومان از دولت گرفت.
*شما در دوره‌ی اول، دوم و سوم در کمیسیون اقتصادی مجلس حضور داشتید. فضای مجلس در آن سالها در خصوص پشتیبانی از جنگ چگونه بود؟
**مجلس در خصوص پشتیبانی از جنگ به‌ویژه در دوره‌هایدوم و سوم به صورت یکپارچه عمل می‌کرد.