صالح اسکندری
رهبر معظم انقلاب اسلامى پنجشنبه گذشته درجمع دانشگاهیان سمنان ضمن بحث اجتنابناپذیر بودن تحولات در جوامع بشرى و تاکید بر نقش اراده عمومى ملتها در این فرآیند، کنترل تحولات جهانى به دست صهیونیسم و سرمایهدارى جهانى را خطرى جدى خواندند و افزودند: “باندهاى بینالمللى زر و زور که براى تسلط بر منافع ملتها، سازمان نظامى ناتو را تشکیل داده بودند اکنون براى نابودى هویت ملى جوامع بشرى و تحقق بیشتر اهدافشان در پى تشکیل ناتوى فرهنگى هستند تا با استفاده از امکانات زنجیرهاى، متنوع و بسیار گسترده رسانهای، سر رشته تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعى و فرهنگى کشورها و ملتها را به دست بگیرند که باید هوشیارانه، این مسئله را زیر نظر داشت.»
پس از پایان جنگ جهانى دوم، فضاى بینالملل وجههاى دوقطبى یافت. در این دوره که تا سال 1989 و فروپاشى دیوار برلین ادامه داشت کشورهاى طرفدار امپریالیسم لیبرال مانند آمریکا، انگلیس، آلمان غربی، بلژیک، فرانسه و ... در بلوک سیاسى غرب مرزبندى شدند و کشورهاى طرفدار سوسیال امپریالیسم مانند شوروی، آلمان شرقی، چکسلواکی، لهستان، بلغارستان و ... در بلوک سیاسى شرق.
تضاد و تقابل سیاسى و نظامى این دو بلوک موجد پدیدهاى به نام جنگ سرد شد. اگرچه تنور این جنگ هیچوقت به طور جدى گرم نشد اما در نفس مخاصمه هیچیک از طرفین تردیدى نداشتند. لذا هر دو بلوک متخاصم در قالب یک پیمان نظامى به منظور بازدارندگى رقیب، علنا در مقابل هم صفآرایى کردند. جهان لیبرالیسم در قالب پیمان نظامى ناتو و جهان سوسیالیسم در قالب پیمان نظامى ورشو. هرچند بعدها امپریالیسم لیبرال، سوسیال امپریالیسم را به زانو درآورد اما پیمان نظامى ناتو به عنوان میراث و غنیمت این جنگ براى جهان غرب باقى ماند. پس از جنگ سرد ناتو به ابزارى درراستاى تحقق اهداف و مقاصد سیاسى و نظامى غرب تبدیل و این پیمان در هارمونى و نظم نوین جهانى به رهبرى آمریکا به عنوان یکى از الزامات بىبدیل محسوب شد. در واقع ناتو حاصل شکاف عمیق سیاسى و نظامى بین اردوگاه کمونیسم و جهان لیبرال سرمایهدارى بود که غرب براى مصونیت از تهدیدات احتمالى کمونیسم تدارک دیده بود.
اگر در فاصله سالهاى 1945 تا 1989 شکاف بین بلوک شرق وغرب بیشتر وجهه سیاسى و نظامى داشت اما در سرآغاز قرن بیست و یکم موضوع اصلى پیش کشیده شد. البته این بار طرف دعوا ایدئولوژى پوسیده کمونیسم نیست بلکه جریانى است که در کنسرت هارمونیک غرب ساز مخالف مىزند. جریان واگرایى که در مقابل امواج همگرایانه گلوبالیزیشن و یا بهتر وسترنیزیشن (غربى سازی) مقاومت مىکند. اگرچه جریان همگرا مروج نهیلیسم مرزى و یکسانسازى فرهنگى است اما در مقابل جریان واگرا معتقد به تشدید و تعمیق گسلهاى تمدنی.
امروز به اذعان قریب به اتفاق اندیشمندان غربى و شرقى همگرایى فرهنگى با فرض تغلب مدرنیسم محتوم به شکست است و آنچه در حال رخ دادن است تعمیق شکاف گسلهاى تمدنى است. تمدن غرب، تمدن اسلام، تمدن چین و ... البته اصرار جریان همگرا بر غربىسازى و نابودى هویتهاى ملى ازجنگ جهانى دوم تحت تاثیر کانونهاى زر و زور یهودى و غیر یهودى انسجام ویژهاى یافته است.
اجلاس سالانه هفت کشور بزرگ امپریالیستى لیبرال، در دهکده داووس با عنوان “اجلاس اقتصادى جهانی” World Economic Foruam در واقع مرکز تصمیمسازى جریان همگرا است. دراین اجلاس علاوه بر روساى شرکتها و صنایع بزرگ جهان، رسانهها و برخى از شخصیتهاى فرهنگى به منظور توجیه علمى و خبرى مطامع جهان سرمایهدارى حضور دارند.
رئیس “سازمان تجارت جهانی”، “دبیرکل ناتو” و حتى معاون نخستوزیر شوراى دولتى جمهورى خلق چین نیز از اعضاى داووس هستند.
اما درسرآغاز قرن بیست و یکم با تمام برنامهریزىها و اقدامات امپریالیسم لیبرال، هر روز به عمق گسلهاى تمدنى افزوده مىشود. تعمیق این شکاف باعث شده که دو تمدن اسلام و غرب رو در روى هم قرار بگیرند و این مرزبندى تصریح شود. موج بیدارى در جهان اسلام و بحرانهاى فزاینده تمدن غربى دلایل این تقابل آشکار است.
بدون تردید، امپریالیسم لیبرال امروز با تعارضى جدى روبرو شده است که این تعارض مانند دوران جنگ سرد صرفا از جنس سیاسى و نظامى نیست بلکه تضادى اساسى شکل گرفته که اول باعث و بانى این تضاد خود لیبرال سرمایهدارى است.
اگر در جنگ سرد امپریالیسم لیبرال براى مقابله با اردوگاه کمونیسم پیمان نظامى ناتو را تدارک دید، در آغاز قرن بیست و یکم ازهراس موج بیدارى در جهان اسلام در پى تشکیل “ناتو فرهنگی” است تا با استفاده از این انسجام امکانات فرهنگى مانع بیدارى ملتها گردد و بدین وسیله به تعبیر مقام معظم رهبرى سررشته تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعى و فرهنگى کشورها و ملتها را به دست بگیرد.
هرچند تجربه پیمان نظامى ورشو ناکام ماند، اما این لزوما بدین معنى نیست که تابوى ناتو چه از نوع نظامى و چه فرهنگى آن شکست ناپذیر است. انسجام منابع نرم و سخت فرهنگى جهان اسلام در مقابله با هجمههاى همراه با تدلیس امپریالیسم سرمایهدارى قادر است تابوى ناتو را بشکند. البته این انسجام فرهنگى مسبوق به اراده ملتهاست و زمانى که اراده عمومى جوامع مسلمان بر بیدارى و تحول واقع شود، این انسجام فرهنگى نیز شدنى است.
والسلام