بهداد مهرباور
غلامعلی حداد عادل رئیس مجلس در دیدار با مردم لرستان، از آنچه که سنت غلط نامه دادن مردم به مسئولان خوانده است، گلایه کرده و به مردم اظهار داشته: این اشتباه است که مردم گمان میکنند هرکس که به استان آنها سفر میکند، یک کیسه پول به همراه دارد.
حرفهای حداد عادل درست به نظر میرسد. واقعاً کارمسئولین عالی مملکتی ایننیستکه همراه با کیسههای پول به استانهای کشور سفر کنند و اعتبار تقسیم کنند. با این حال توجه به چند نکته در این زمینه خالی از لطف نیست.
1- آنچه که مسلم به نظر میرسد این است که مردم ایران روزهای سختی را به لحاظ معیشتی سپری میکنند و بسیاری از مردم گرفتار مشکلاتی همچون نداشتن شغل، مسکن، گرانی و... هستند. طبعاً این فشارهای زندگی سبب میشود بسیاری از شهروندان ایرانی برای رهایی از چنگال گرفتاریها، دست به هرکار قانونی و مشروعی بزنند که از قضا یکی از راههای قانونی و مشروع برای رهایی از گرفتاریها، نامه دادن به مقامات عالیرتبه حکومتی و اخذ دستور از آنان برای رفع مشکلات است.
2- مردم ایران فاقد احزاب قوی، NGOها، سندیکاها و انجمنها و تشکلهای صنفی و... هستند. لذا رساندن پیام مردم به مسئولین از نظم و چارچوب مشخص و ضابطهمندی پیروی نمیکند. وقتی مردم نمیتوانند به صورت گروهی، سازماندهی شده و منظم مطالبات خود را پیگیری کنند و مشکلات خود را با مقامات حکومتی در میان گذارند، چارهای جز حرکتهای فردی باقی نمیماند.
3- وقتی مردم متوجه میشدند که رئیس مجلس شورای اسلامی، سه میلیارد تومان "بودجه در اختیار"، دارد و رئیس جمهور نیز از مبلغ صدها میلیارد تومانی بهره میگیرد، قطعاً به سفرهای مسئولین به استانهایشان به دیده سفرهایی برای توزیع پول و اعتبار نگاه میکنند و سعی میکنند با دادن نامه به مقامات، سهم خود را از بودجه در اختیار آن مقام عالیرتبه را بگیرند.
اگر واقعاً حداد عادل و دوستان همفکرش در مجلس هفتم مخالف چنین سنتی هستند نباید با اختصاص صدها میلیارد تومان بودجه عمرانی استانها، با رئیس جمهور موافقت میکردند. چرا که معنای واضح این مصوبه این است که رئیس جمهور پس از سفر به هر استان و شهرستان تصمیم میگیرد چه مقدار برای اعتبارات عمرانی یک استان در نظر بگیرد و این یعنی افزایش سطح توقعات مردم از سفرهای استانی.
4- سنتی که رئیس مجلس آن را غلط خوانده است سالهاست که گریبان نمایندگان مجلس بویژه نمایندگان مجلس بویژه نمایندگان شهرستانی را گرفته است و آنان را از انجام وظایف اصلی خود بازمیدارد. نمایندگان مجلس همچون طبیبان در دفاتر خود مینشینند و برای هر مراجعهکنندهای نسخهای میپیچند تا با تحویل آن به مقام مربوطه مشکلی را حل کنند. از قطعی آب یک روستا در فلان شهرستان گرفته، تا مشکل نور یک بلوار و ساخته شدن پل مقابل یک دانشگاه و... همگی نیازمند نامهنگاری، پیگیری و تماسهای مکرر تلفنی نمایندگان مجلس است.
این سنتهای غلط، همگی به واسطه ساختار ناصحیح اداری کشور است که هر مشکلی فقط با ارادهای از بالا، حل میشود. اگر نمایندهای برای رئیس بانکی نامه ننویسد، اگر نمایندهای درخواست مکتوب خود را تقدیم فلان وزیر نکند و اگر نمایندهای تماسی تلفنی با فلان مقام عالی دولتی نداشته باشد، گویا هیچ اراده جدی برای رفع مشکلات مردم وجود ندارد.
تا وقتی که مردم نمیتوانند با مراجعه مستقیم خود به مقام مربوطه در شهرستان محل سکونت، مشکلشان را حل کنند و تا وقتی که مردم عادی برای ملاقات با روسای ادارات و طرح مشکلات خود نیازمند نامه مکتوب و معرفینامه یک نماینده مجلس هستند و تا وقتی که بسیاری از مشکلات مردم بدون معرفی یک مقام دیگر و یا بدون دستور اکید یک مقام عالیرتبه حکومتی حل نمیشود، این سنت غلط در جامعه ما خواهد ماند و جای خود را به هیچ فرهنگ درست دیگری نمیدهد.
از نمایندگان مجلس هفتم که با شعار آبادانی به مجلس راه یافتند و تأکید داشتند که "پیشرفت برنامه ماست" انتظار میرود با همکاری و هماهنگی دولت همسو، مشکلات مردم را به صورت ریشهای بررسی کنند و نسبت به رفع آنها اقدام کنند. به صرف شعار دادن و مسافرت کردن به استانها و دادن وعدههای شیرین دردی از این مردم کم نمیشود. باید برای ساختن ایرانی آباد، برنامه داشت.