تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۱۳۸۸۵۷

بسم‌الله‌‌الرحمن‌الرحیم
با آشکار شدن علائم شکست خفت‌بار آمریکا در عراق، هر کسی به خود اجازه می‌دهد که راهکارهایی برای خروج از بن‌بست و پایان دادن به بحران عراق، ارائه دهد روزنامه آمریکائی «واشنگتن پست» که نزدیک به مواضع نومحافظه‌کاران مستقر در کاخ سفید است، در این زمینه نسخه‌های جدیدی برای دولت بوش پیچیده، که در نوع خود بی‌نظیر است.
رئوس اصلی پیشنهادات واشنگتن‌پست را میتوان اینگونه فهرست کرد.
1- برای حفظ جایگاه آمریکا در عراق، دولت نوری المالکی را کنار بگذارد چون با وجود چنین ساختاری در دولت، منافع آمریکا در عراق تأمین نخواهد شد.
2- نه تنها رئیس دولت عراق بایستی عوض شود که حتی بافت و ترکیب گروه ها و جناح‌ها در دولت نیز بایستی دگرگون شود. دولت جدید بایستی متشکل از عناصر سکولار شیعه!، سنی‌های میانه‌رو و کردها باشد و البته برای حفظ ظاهر لازم است چند شخصیت میانه‌رو شیعه نیز در این دولت حضور داشته باشند.
3- آمریکا در عراق نیازمند یک دولت حامی غرب است که بطور همزمان از مشروعیت و حمایت مردمی برخوردار باشد و منافع آمریکا را حفظ کند.
4- کلید توقف خشونت‌ها، مصالحه و توافق سیاسی با سنی‌هاست و بایستی بخش دیگری از قدرت سیاسی و مالی به سنی‌ها داده شود.
5- آمریکا بایستی به دولت نوری المالکی 2 ماه فرصت دهد که این خواسته‌ها را تأمین کند و اگر بتواند، باید قدرت را واگذار نماید. در غیر اینصورت آمریکا از منطقه سبز بغداد خارج و به پایگاه های امن خود در کردستان باز خواهد گشت تا جنگ داخلی به راه خود ادامه دهد!
اینها رئوس طرح ابتکاری نومحافظه‌کاران برای حال و آینده عراق است. لکن مسئله اینست که آمریکا در اوج قدرت در عراق هم قادر به تحقق چنین اهدافی نبوده است. طبعاً سئوال اصلی اینست که ضمانت اجرائی چنین برنامه‌هایی چیست؟ واقعیت اینست که اوضاع عراق، بسیار آشفته‌تر از آن چیزی است که در رسانه‌ها منعکس می‌شود. «رامسفلد» وزیر دفاع سابق آمریکا دو روز قبل از برکناری طی نامه‌ای به بوش، درباره شکست قریب‌الوقوع آمریکا در عراق هشدار داد و خاطرنشان ساخت که آمریکا ناچار است سیاست های خود در عراق را به طور بنیادی تغییر دهد. این در حالیست که «هنری کیسینجر» از دیدگاه بدبینانه‌تری اعتراف می‌کند که حتی در صورت بروز تغییرات جدی، باز هم امیدی به پیروزی آمریکا در جنگ عراق نیست.
شاید جمله‌های صریح‌تر در این زمینه را «کوفی عنان» بیان کرده که می‌گوید آمریکا در باتلاقی گرفتار شده که نه می‌تواند در آن بماند و نه میتواند آنرا ترک کند و از آنجا خارج شود.
اما آیا واشنگتن برای خروج از بحران عراق، واقعاً برنامه و انگیزه‌ای ندارد؟ این سئوال مهمی است که پاسخ بخش نخست آن منفی و پاسخ بخش دوم آن مثبت است. در واقع کاخ سفید می‌خواهد از جهنمی که خودش در عراق بوجود آورده خارج شود ولی راه‌حل مناسبی برای تحقق این خواسته در اختیار ندارد.
«جان نگروپونته» مدیر اطلاعات ملی آمریکا با مقایسه میان ویتنام و عراق می‌گوید: «اوضاع کنونی عراق از جنگ ویتنام در دهه 1960 بسیار بدتر است.» این اظهارات پونته که شخصاً جنگ ویتنام را از نزدیک تجربه کرده، به این معنی است که در واشنگتن، کاردها به استخوان رسیده و باید کاری کرد. در حال حاضر همه در انتظار گزارش «کمیته تحقیق عراق» به ریاست «جیمز بیکر» هستند ولی کاملاً بعید بنظر می‌رسد که حتی نتایج تحقیق بیکر و دستیارانش هم چیز زیادی در صحنه دیپلماسی آمریکا در عراق را تغییر دهد. دمکرات ها که در کنگره قدرت بیشتری پیدا کرده‌اند، برای خروج از عراق اصرار می‌ورزند.
«دنیس کاسینیچ» می‌گوید: تأمین مالی نظامیان در عراق بایستی متوقف شود و نیروهای نظامی هر چه سریع‌تر از عراق خارج گردند. در چنین شرایطی، با مرور مجدد پیشنهادات «واشنگتن پست» بهتر می‌توان دریافت که اوضاع از دست طراحان بحران عراق هم خارج شده است. ولی نزدیکان بوش و نومحافظه‌کاران همچنان در رویا بسر می‌برند و برای انجام کارهایی که حتی در اوج قدرت آمریکا در عراق هم امکان‌پذیر نبود، نقشه می‌کشند.
همه بخاطر دارند که واشنگتن برای کنار گذاشتن دولت قبلی عراق، از تمامی امکانات و فرصت ها بهره برد و چنان فضائی را بوجود آورد که نخست‌وزیر تازه‌ای انتخاب شود. اما همین دولت جدید هم با خواسته‌های واشنگتن، فاصله‌های پرنشدنی فراوانی دارد. مشکل آمریکا، مشکل وجود دولت های متفاوت در عراق نیست و حتی تغییر دولت هم چیز زیادی را به سود واشنگتن تغییر نخواهد داد. واشنگتن در عراق خواستار معجونی است که اصولاً هرگز وجود خارجی نداشته و نخواهد داشت: یک دولت ملی مورد حمایت مردم که حافظ منافع آمریکا باشد!
در چنین شرایطی، موج انفجارات کور در گوشه و کنار، به عنوان یک پدیده روزمره، مرتباً قربانی می‌گیرد. روزی نیست که دستکم یکصد کشته و زخمی توسط خودروهای بمب‌گذاری شده از جانب عوامل آمریکا از پا درنیایند. این همان «بهشت خاورمیانه» است که آمریکا وعده می‌داد عراق را به زودی به آن جایگاه خواهد رسانید، بهشتی که حتی همسایگانش به حال آن غبطه بخورند و انگشت حسرت به دندان بگیرند که ایکاش ارتش آمریکا به سرزمین آنها حمله‌ور شده بود! اما آیا شرایط بغرنج سیاسی در عراق به آمریکا اجازه می‌دهد که تغییر ترکیب دولت و کنار گذاشتن نخست‌وزیر کنونی، بحران عراق را به حالت خود به خودی و هرج و مرج کامل بکشاند؟ البته اگر با تصمیم واشنگتن همه چیز تغییر می‌کرد، شاید عراق ایالت پنجاه و یکم آمریکا می‌شد ولی کاملاً بعید بنظر می‌رسد که اوضاع عراق حتی پس از این هم به کام آمریکا به پیش برود، بلکه تاریخ از بحران عراق برای همیشه بعنوان اوج درماندگی و انفعال و شکست آمریکا یاد خواهد کرد.