تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۱۳۸۸۷۸

عادل مرزوق
در بیست‌ و یک سپتامبر 1993، «آنتونی لاک» مشاور شورای امنیت ملی در دوره رییس‌جمهور کلینتون در دانشگاه «جان هاپکینز» در مورد نمونه‌ «توسعه‌طلبی»  به عنوان جایگزین نهایی شکست طرح محوسازی که در دوره جنگ سرد از جمله سیاست‌های بسیار فعال آمریکا بود، سخن گفت.
طبق این طرح، از گزینه مستقیم نظامی بر گزینه اقتصادی بازارهای دارای انضباط اداری روی آورده خواهد شد. به همین دلیل طبق این نظریه دولت آمریکا در منطقه خاورمیانه بر رواج دادن مفاهیم اقتصادی بیشتر تاکید کرد تا مفاهیم سیاسی.
بازارهای خاورمیانه بازارهای باز هستند و پیوستن به سازمان تجارت جهانی در این کشورها بسیار شتابان است و بانک جهانی پول در منطقه و خصوصاً در بین کشورهای رو به توسعه بسیار فعال شده است، عوامل فوق از جمله فاکتورهای بسیار مهم و به عنوان ابزار دولت آمریکا در فعال‌سازی طرح خود به کار گرفته می‌شوند.
«لاک» نمونه هوشمند خود را بر اساس تقسیم جهان میان دو اقتصاد بسیار پیشرفته آمریکا و ژاپن در حد 4 نمونه جدا از هم، مشخص کرد و سطح این 4 نمونه طبق توافق‌ها و سازماندهی‌های مورد نظر، تغییر و یا ادامه خواهد یافت.
نکته مهم این است که سیاست «توسعه‌طلبانه» با آغاز دوره ریاست جمهوری کلینتون فعال شد ولی در دوره بوش پس از رخدادهای یازدهم سپتامبر این سیاست با برخی دخالت‌های نظامی نیز همراه شد.
در حقیقت، طبق این سیاست، آمریکا همه منطقه را به طور غیرمستقیم تحت سیطره خود در خواهد آورد به عبارت دیگر نوعی اشغالگری نرم که دولت‌ها و یا ملت‌ها آن را اصلاً درک نکنند به اجرا در خواهد آمد. نکته بسیار مهم در این سیاست این است که شرط‌های مندرج در توافق‌نامه‌ها و مشارکت‌های اقتصادی اساساً به سود کشورهای قدرتمند شمال و به ضرر کشورهای جنوب تنظیم شده‌اند.
نمونه‌های برزیلی و آرژانتینی بهترین نمونه در این زمینه هستند: هر دو کشور تحت سیطره کامل اقتصادی آمریکا هستند و هر دو کشور به رغم پیوستن و توافق نامه جهانی اقتصادی یکی از دستورالعمل‌های اصلی «توسعه‌طلبی» آمریکا هستند و بنابراین می‌توان گفت برای پی بردن به نتایج ویرانگر این توسعه‌طلبی در دو کشور برزیل و آرژانتین به تجزیه و تحلیل دقیق نیاز نیست.
آن چه که ما در بحرین به آن نیاز داریم پیوستن به توافق‌نامه‌های اقتصادی با کشورهای بزرگ و ورود به بازارهای باز و یا مشترک نیست بلکه آن چه ما به شدت به آن نیاز داریم طرح ملی «گسترده‌ای» است که توسط آن بتوانیم موفقیت اقتصادی خود را به دقت مشخص کنیم و روشن نماییم که گزینه‌های آینده ما چه خواهند بود؟ و در آن موقع است که ما دقیقاً می‌توانیم بگوییم که به چه چیز احتیاج داریم و چگونه به آن دست یابیم.