تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۱۳۹۰۱۶

عزیز غضنفری
مجموعه اتفاقات پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، اگرچه به نوبه خود منحصر به فرد بود اما چنین مسائلی دفعتاً در جامعه بروز نکرده و ریشه های خاص خود را دارند.
موسوی در ابتدای ورود به صحنه انتخابات، خود را کاندیدای مستقل معرفی کرد که حتی حاضر نبود با برخی جریانات سیاسی آشکارا در یک قاب حاضر شود اما پیوند وی با گروه هایی از افراطی ترین عناصر دوم خردادی و ملی-مذهبی ها سیر حوادث را به گونه ای دیگر رقم زد. چهره های پشت پرده ای که فعالیت های موسوی را هدایت و حمایت می کردند، همان کسانی بودند که هشت سال در دوره موسوم به «دوم خرداد» سکان اجرایی کشور را در دست داشتند.
بی شک حرمت شکنی ها، تندروی ها، هتاکی ها و بسیاری دیگر از مسائل پس از انتخابات، ریشه در افکار و خط مشی همین عناصر و جریانات دارد. کسانی که کارنامه هشت ساله آنان به خوبی روشنگر این ادعاست. در این نوشتار با اشاره به برخی حوادث اخیر، سعی می شود ریشه های اصلی چنین اعمال و افکاری مورد شناسایی قرار گیرد.
خاصیت فرهنگ و پدیده های فرهنگی آن است که دیرپاست و تاثیرات آن در دوره های متعدد آشکار خواهد شد. از این رو خطاست اگر حوادث اخیر کشور را به عنوان حوادثی مستقل و منفصل از مبانی نظری آن که در سالها قبل در فضای فرهنگی کشور مطرح شده است، بپنداریم. سخن این نوشتار آن است که مبانی نظری و چارچوب تئوریک رفتارها و شعارهای سیاسی مطرح شده در چند ماه گذشته در خیابان های تهران، براساس گفتمان لیبرالیسم و اجزا و مولفه های آن قابل بررسی و تحلیل است.
1) حوادث عاشورای 88
درست است که روز عاشورای 88 در خیابان های تهران به امام حسین(ع) جسارت شد، اما آن هنگام که در دوره اصلاحات و با حاکمیت گفتمان لیبرالیسم فرهنگی، عاشورا و امام حسین(ع) را در رسانه های منسوب به خود به بحث و نقد گذاشتند اهانت به ساحت سیدالشهداء صورت گرفت. به مورد زیر توجه کنید:
 امروز نزدیکترین مفهوم به کلمه عاشورا در ذهن ما شهادت است و جامعه هنگامی که در میان خشونت و جنگ گرفتار آمد، بی شک نگاهی خشونت آمیز به این واقعه دارد، واقعه کربلا نتیجه خشونت طلبی پیامبراکرم(ص) در جنگ بدر بود... خشونت فرزند خشونت است و درخت خشونت میوه ای جز خشونت به بار نمی آورد. (صبح امروز 23/2/78)
 امام محمد باقر بنیانگذار اصلاحات فرهنگی در اسلام فرموده قیام امام حسین و امثال آن مانع نهضت علمی و فرهنگی گردیده است. (بهار 19/2/79)
 معاویه وصیت کرده بود که حسین را نکشید، حتی یزید فرمان کتبی برای کشتن حسین نداده بود و در تواریخ هم چنین فرمانی ثبت نشده است. (پیام هاجر 23/1/78)
2) شعار جمهوری ایرانی
رفتارهای خیابانی و هنجارشکن منسوب به جنبش سبز که در تجمعات قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری شعار استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی سر دادند را بیاد داریم. خاستگاه این شعار پایه ای فکری ونظری دارد که به سهولت در گفتمان لیبرالیسم قابل ردیابی است. لیبرالیست ها در سالهای اول انقلاب حضرت امام را متهم می کردند که ما اسلام را برای ایران می خواهیم و امام ایران را برای اسلام می خواهد.
هرچند به دلیل وابستگی سیاسی این جریان به استکبار جهانی، عملا از حکومت کنار گذاشته شدند، اما با وقوع دوم خرداد بار دیگر به مدیریت اجرایی بازگشتند. با مراجعه به فضای رسانه ای و فرهنگی آن سالها مبنای نظری شعار جمهوری ایرانی را بهتر می توانیم درک کنیم. به جملات زیر توجه کنید:
 ترکیب جمهوری اسلامی التقاطی است، جمهوری افلاطونی با اسلام محمدی یک التقاط است، آدم همه جا ممکن است به دام التقاط بیفتد. (پیام هاجر 19/11/78)
 آیا مردم حق ندارند پذیرا شوند که دموکراسی غربی نزدیک ترین روش حکومتی به امیرالمؤمنین(ع) بوده است. (فتح 13/1/79)
 حکومت باید از حیث ایدئولوژی خنثی باشد، انقلاب ما به دنبال تحقق جمهوریت بود، نه احکام شریعت. (صبح امروز فروردین 78)
 جمهوریت با اسلامیت در تعارض است و جمهوری اسلامی یک جنسیت شترمرغی است. (هفته نامه آبان شهریور 77)
 بین اسلامیت و جمهوریت پارادوکس وجود دارد. تلفیق کردن اسلامیت و جمهوریت جمع نقیضین است. و جمع نقیضین هم محال است. لذا باید یکی را انتخاب کرد و انتخاب ما هم جمهوری است. (کنگره پنجم جبهه مشارکت)
3) رفتارهای روز قدس
روز قدس از سوی امام راحل برای فراموش نشدن موضوع فلسطین بین مسلمانان نامگذاری شده بود؛ با وجود این، در تظاهرات اخیر روز قدس عده ای که به هدایت سران فتنه به خیابان آمده بودند با طرح شعار نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران عملا انحراف و وابسته بودن این جریان را مشخص کردند. این در حالی بود که نامزد مورد علاقه این جماعت قبلا در نطق تلویزیونی خود حمایت ایران از گروههای فلسطینی و لبنانی را زیرسؤال برده بود. به هر حال فضای فرهنگی و سیاسی سالهای دوم خرداد نگاه لیبرالیست ها را به مسئله فلسطین نشان می دهد. به عبارت های زیر توجه کنید:
 صلح خاورمیانه به نفع مردم منطقه است و مخالفت ایران غیرواقع بینانه است. آخر هم سرما و همه گروه های فلسطینی وحزب الله کلاه خواهد رفت. (هفته نامه مبین مرداد 78)
 مبارزه با اسرائیل مبنای فقهی و حقوقی ندارد، زیرا اولا، جهاد با کفار منوط به اجازه یا فرمان معصوم است و ثانیا: اسرائیل اهل بغی نیست و اگر هم باشد، مقابله با «باغی»منوط به اجازه معصوم است، و ثالثاً: اسرائیل کیان اسلام را به خطر نینداخته تا با این مستند، با او مبارزه کنیم. (هفته نامه آبان 20/1/79)
4) موضوع 13آبان
13آبان در قاموس سیاسی مردم ایران به نام مبارزه با استکبار جهانی نامگذاری شده است. و هر سال مردم ایران به پاسداشت تسخیر لانه جاسوسی آمریکا این روز را گرامی می دارند. در 13آبان پس از انتخابات 88 یکی از سران فتنه بیانیه ای به این مناسبت منتشر کرد که اساساً نامی از آمریکا هم به میان نیامده بود. در وابستگی سیاسی این جماعت به آمریکا قرائن و شواهد گویای همه چیز است اما سؤال این است که سبزها با چه اهدافی می خواهند شعار ضدیت با آمریکا فراموش شود؟! در این باره لیبرالیست های سالهای حاکمیت دوم خرداد قبلاً مقدمات نظری شعارهای موافقت با آمریکا را طرح کرده بودند. به عناوین مطرح شده در رسانه های طرفدار گفتمان لیبرالیسم در دوره اصلاحات توجه کنید:
 اشغال سفارت آمریکا عمل نسنجیده ای بود که در طی بیست سال اخیر، ملت ایران تاوان آن را می پردازد. (ایران فردا 26/8/78)
 تسخیر سفارت آمریکا در فضایی دور از تأمل و تعقل و مسئولیت و سرشار از غوغاگری و جهالت رخ داد، و کسی را یارای دم زدن از مخالفت با آن نبود. (ایران فردا 26/8/87)
 حل مشکلات کشور در گرو ارتباط با آمریکاست. (هفته نامه راه نو خرداد77)
 امام در قبول قطعنامه یک جام زهر نوشید و سعادت ملت را تضمین کرد؛ مذاکره با آمریکا نیز احتیاج به نوشیدن جام زهر دیگری دارد. (صبح امروز23/8/78)
5) اهانت به حضرت امام(ره)
همه تصور کردیم که فقط در روز 16 آذر به امام توهین شد، اما بیاد داشته باشیم لیبرالیست هایی که شعارشان مدرنیته و تقابل با سنت و مذهب بود، در سال های حاکمیت دوم خرداد، با اندیشه های امام از آن رو که با دموکراسی سر سازگاری ندارد به مقابله برخاستند و هر آن چه در راستای اهدافشان بود گفتند و نوشتند. آن هنگام آغاز تهاجم نظریه پردازان گفتمان لیبرالیسم به تفکرات الهام بخش امام راحل تلقی می شود. اهانت به تمثال امام راحل، نماد علنی و برآیند آن فکری بود که در دوره اصلاحات می گفت امام را باید به موزه تاریخ سپرد. اینک گوشه ای از تهاجم و اهانت به راه و اندیشه امام خمینی(ره) از سوی جریانی که در سلک غرب گرایان و لیبرال های مدرن به شمار می روند را باهم مرور می کنیم هرچند اینک در ادعایی مضحک خود را خط امامی! هم معرفی می کنند.:
 خمینی دیگر وجود ندارد، آن چه وجود دارد فقط برداشت های ما از سخنان اوست، اما او به هرحال یک روزی به موزه خواهد رفت. هیچ کس نمی تواند جلوگیری کند، این یک تکامل تاریخی است. در جامعه مدنی جدایی دین از سیاست یک امر بدیهی است. (گنجی در مصاحبه با نشریه تاکس ساتیونگ)
 ایده های امام فقط برای ایجاد انقلاب مفید بود و از آن ایده ها برای استمرار جمهوری اسلامی نمی شود استفاده کرد. (صبح امروز 8/2/78)
 این امامی که می گویند جامع ترین شخصیت زمان معاصر بوده است، با حکم سلمان رشدی ایران را به تروریست بین المللی تبدیل کرده است. (نشریه خانه شماره62)
6) تعرض به ولایت فقیه
شعارهای هنجارشکن جنبش سبز در مخالفت با ولایت فقیه از دیگر موضوعاتی است که رویکرد ضددینی فتنه گران را نشان می دهد. امام راحل فرمودند ولایت فقیه همان ولایت رسول الله است و نیز فرمودند پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد. اما در دوره اصلاحات کسانی که دل در گرو وابستگی سیاسی ایران به غرب بسته بودند همه تلاششان را صرف زایل کردن حکومت دینی و در راس آن ولایت فقیه کردند. هرچند حمله به نظریه ولایت فقیه بخشی از اجزا و مؤلفه های گفتمان لیبرالیسم بود که از سوی مدعیان مدرنیته پی گیری می شد. جملات زیر آن قدر واضح است که بتواند خصومت اصلاح طلبان با تئوری ولایت فقیه را نشان دهد:
 جامعه مدنی ولایت مطلقه فقیه را نمی خواهد، حتی ولایت فقیه را نمی خواهد چه رسد به مطلقه، ما احتیاج به رهبر نداریم، مگر مردم یتیمند که پدر بخواهند؟ فاشیست ها به دنبال پدر می گردند. (هفته نامه شما 27/6/76)
 امروز به جای استکبار جهانی بهتر است به استکبار ملی که در داخل قدرت انحصاری دارد پرداخت، اگر با نظام تک قطبی آمریکا مخالفیم با سیاست تک قطبی داخلی هم باید در افتاد. (صبح امروز 12/8/78)
 حکومت جمهوری در ده مورد با حاکمیت ولایت فقیه تعارض دارد. (راه نو مرداد 77)
سخن آخر
بنابراین روشن می شود در آن سال هایی که برخی مطبوعات به تعبیر رهبر انقلاب پایگاه دشمن بودند، آن چنان فضای شکاکیت و اباحه گری نسبت به ارزش های دینی را رواج دادند، که اینک خروجی و برآیند آن نظریات را باید به صورت شعار در کف خیابان ها تماشا کرد. نکته مهم آن است که درباره حوادث و رویدادهای خیابانی تهران آنجا که عملیات های خرابکاری است، یک «ذهن امنیتی» آن را مدیریت می کند، آن جا که شعارها و رفتارهای ساختارشکن سیاسی و فرهنگی مشاهده می شود یک «اتاق فکر و تولید شعار» قابل ردیابی است. با توجه به مواضع اصلاح طلبان طرفدار لیبرالیست که در نوشته فوق به مناسبت های مختلف بیان شد به آسانی می توان بین آن نظریات با رفتارهای ساختارشکن کنونی طراحان و سران فتنه پس از انتخابات خرداد 88 رابطه برقرار کرد.
سخن پایانی اینکه گفتمان لیبرالیسم به دلیل ناسازگاری با بافت سیاسی و فرهنگی جامعه ایران و نیز تکیه بر مختصات و مولفه های جوامع غیراسلامی به پایان راه خود رسیده است و دست و پا زدن های این جریان پس از انتخابات و گزینش شیوه های خرابکارانه و استمداد از شرکای غربی، نمایانگر آخرین نفس ها و رمق های درجان مانده این گفتمان بود و نیز سخن با اسلام گرایان آن است که نیاز ضروری و فوری گفتمان اسلام گرایی تاکید برمسئله کارآمدی نظام جمهوری اسلامی در ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است. توجه عملی و معطوف ساختن اراده ها به سمت ضرورت های جامعه و مطالبات مردم رمز موفقیت و ماندگاری گفتمان اسلام گرایی به شمار می رود.