جواد ماهزاده
نوام چامسکی متولد 1928 در فیلادلفیا، دارای دکترای زبانشناسی و عضو آکادمی علوم و هنرهای آمریکا است. این اندیشمند و روزنامهنگار یهودی از 1965 به عنوان یکی از جدیترین منتقدین امپریالیسم و سیاستهای بینالمللی آمریکا مطرح شد و در سال 1973 منتقد اصلی جنگ این کشور بر ضد ویتنام لقب گرفت. او مدت نوزده سال در دانشگاه هاروارد به تدریس زبانشناسی پرداخت و پس از آن به دانشگاه MIT (انستیتوی تکنولوژی ماساچوست) رفت. چامسکی در یکی از مصاحبههای جنجالی در سالهای اخیر خود با رادیو ب 92 بلگراد در سال 2001، لشکرکشی آمریکا به افغانستان را تحت عنوان جنگ صلیبی، شوک تمدنها و غرب و دنیای متمدن علیه بربریت به شدت مورد انتقاد قرار داد و به نقش سیاستهای امپریالیستی در تقویت تروریسم اشاره کرد.
کتاب «جاهطلبیهای امپراتوری» مجموعه گفتوگوهای صورت گرفته با او توسط دیوید بارسامیان در دانشگاهMIT در فاصله مارس 2003 تا فوریه 2005 است. فصل او «جاهطلبیهای امپراتوری» علاوه بر طرح مسائلی نظیر میزان جرایم در ایالات متحده و نیز اقتصاد رو به افول این کشور، اعتراضات و مقاومتهای صورت گرفته در مقابل جنگ عراق و موارد نقض حقوق بشر در این کشور توسط نظامیان آمریکایی را مورد بحث و گفتوگو قرار داده است. تاثیر اشغال عراق بر کشورهای منطقه به ویژه ایران و فلسطین، موضوع دسترسی و کنترل نفت خاورمیانه و موج اعتراضات منطقهای و جهانی علیه استیلای زورمدارانه آمریکا بر عراق از دیگر موارد مطروحه در این فصل به شمار میرود. چامسکی همچنین آمریکا را دارای موضعی دوگانه در قبال اروپا تفسیر میکند.
او معتقد است آمریکا از یکسو خواهان اتحاد اروپا است تا با ارائه مزایای مهم، بازاری سودمند برای شرکتهای بزرگ آمریکایی باشد اما از سوی دیگر همواره نگران خطر احتمالی تغییر جهت اروپا به سوی دیگر نیز هست؛ از جمله موضوع الحاق کشورهای شرقی به اتحادیه اروپا. در فصل دوم (زبان ثانوی) ضمن تشریح دوباره حمله به افغانستان به شراکت انگلستان و تونی بلر در جنگافروزیهای اخیر جهان اشاره شده است. چامسکی، بلر را عامل تبلیغاتی و موثر برای آمریکا قلمداد کرده و تصریح کرده است که انگلستان ترجیح میدهد شریک جزء (خردهپا) آمریکا باشد تا اینکه مثل سایر کشورها خود را از کنار قدرت برتر جهانی کنار بکشد.
فصل سوم کتاب «تغییر رژیم» نام دارد که با موضوع تغییر رژیم و ساختار حاکمیتی ایران در آگوست 1953 (مرداد 1332) و نقش آمریکا در سرنگونی دموکراسی پارلمانی ایران به رهبری مصدق و بازگرداندن شاه آغاز میشود. چامسکی در اینباره میگوید: «اقدام مصدق برای ملیکردن صنعت نفت بسیار منطقی بود؛ اما انگلیسیها را کاملاً عصبانی کرد، به طوری که آنان از انعقاد هرگونه قراردادی مانند قرارداد شرکتهای نفتی آمریکایی با عربستان سعودی خودداری کردند چرا که میخواستند به غارت بیحساب ایرانیان ادامه دهند...
یکی از نتایج کودتای 1953 دستیابی آمریکا به 40درصد از سهام انگلیسیها در نفت ایران بود (البته آمریکا برای به دست آوردن این سهام کوششی نکرد ولی این نتیجه در جریان امر حاصل شد)... نیویورک تایمز در تحسین کودتا مقالهای به این مضمون نوشت: حال کشورهای در حال توسعه دارای منابع غنی، با هزینه سنگینی که یکی از آنها باید بپردازد درس عبرتی از ملیگرایی متعصبانه میآموزند. مصدقهای دیگر در سراسر جهان قبل از انجام اقداماتی از قبیل اداره منابع خود بایستی احتیاط کنند چرا که یقیناً منابع آنان به ما تعلق دارد نه به خودشان.»
وی سپس با اشاره به سیاستهای برژینسکی در جلوگیری از وحدت و انسجام ملتها و حفظ وابستگی آنان به حمایتهای آمریکا، این سیاست را «واقعگرایی» تلقی میکند و میگوید: «این موضوع در نظریه روابط بینالملل واقعگرایی نامیده میشود. به این ترتیب که مانع اتحاد دیگر قدرتها در اعتراض به قدرت مسلط میگردد. در دوران کلینتون و پیش از استراتژی امنیت ملی بوش، بخشی از انتقاد متخصصان محافظهکار روابط بینالملل مانند ساموئل هانتینگتون رابرت جرویس به سیاست آمریکا بدین خاطر بود که میدیدند خطمشیهای آمریکا وضعیتی ایجاد میکند که قسمت اعظم جهان آمریکا را همچون دولتی شریر، تهدیدی علیه موجودیت خود محسوب میکنند و این امر میتواند موجب اتحاد علیه تسلط آمریکا شود.» فصل چهارم (جنگهای تهاجمی) به تشریح دکترین آمریکا مبنی بر محق دانستن خود در انجام عملیاتهای نظامی تهاجمی علیه کشورهایی که مجهز بودن آنان به سلاحهای کشتار جمعی قطعی و اثبات شده نیست اختصاص دارد.
مداخله و تصمیمگیریهای یکجانبهگرایانه، افزایش موج تروریسم در مخالفت با آمریکا، مقاومت در کشورهای جهان سومی و نگرش ایدهآلیستی آمریکا در نشر دموکراسی و مشروعیت گرفتن ایده حمله پیشدستانه از این نگرش آرمانگرایانه از جمله مضامین مورد انتقاد نوام چامسکی در این بخش است. وی در ادامه به مقاصد ایالات متحده در گذر از اداره فضا به سوی مرحله مالکیت آن میگوید: «مالکیت فضا یعنی قراردادن سکوهایی در فضا برای سلاحهای بسیار مخرب اعم از هستهای و لیزری که میتوانند بدون اخطار قبلی و در چشم به هم زدنی به هر نقطه جهان پرتاب شوند، یعنی هواپیماهای مافوق صوتی که تمام جهان را با ابزاری بسیار دقیق تحت مراقبت تصویری قرار میدهند و میتوانند نشان دهند که مثلاً اتومبیلی در آنکارا حرکت میکند و این یعنی تمام جهان تحت مراقبت است.»
فصلهای «تاریخ و حافظه» و «دکترین اهداف خیرخواهانه» به استراتژیهای آمریکایی در دهههای گذشته و جنگهای برپا شده در مراحل و نقاط مختلف نظرداشته است. در این فصلها و نیز فصل هفتم (دفاع عقلانی)، بحرانهای اجتماعی آمریکا و رویکرد رسانهها و مطبوعات در قبال آن و همچنین تحولات عراق و چالشهای پیش روی دولت آمریکا از رهگذر استقلال قریبالوقوع دولت و ملت عراق مورد تاکید قرار گرفته است. چامسکی در این بخش به نظریه هیوم مبنی بر این که حکومتگران برای حمایت خود چیزی جز عقیده ندارند و زور همواره در کنار حکومتشوندگان است اشاره میکند و میگوید: «در هر دولتی خواه دموکراتیک یا استبدادی حکومتگران بر رضایت متکی هستند. پس ناگزیرند کاری کنند تا حکومتشوندگان در نیابند که آنها واقعاً قدرت دارند.»