تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۱۳۹۸۴۶

علی تتماج
انگلیس که روزی به دلیل همکاری با آمریکا وارد جنگ عراق گردید، امروز با چالشهای بسیاری در این کشور مواجه گردیده که آن را وادار ساخته تا با کاهش اتحاد با آمریکا از خروج از عراق در آینده‌ای نزدیک خبر دهد.
با روی کار آمدن جمهوری‌خواهان در آمریکا در سال 2000 روابط نزدیکی میان واشنگتن و لندن برقرار گردید. این گسترش روابط آنها را به نزدیکترین متحدان مبدل نمود. حمله به افغانستان و سپس عراق را می‌توان از پیامدهای اتحاد این دو کشور و اشتراک آنها در سیاستهای جنگ‌طلبانه ارزیابی نمود.
آنچه در سیاستهای جنگ‌طلبانه انگلیس در عرصه جهانی قابل توجه است مشکلات و چالشهای فراروی آن در عراق است که سبب گردیده تا آنها از خروج زود هنگام از این کشور خبر دهند. در این راستا طی هفته‌های اخیر مقامات ارشد انگلیس اعلام کرده‌اند که طرح‌هایی را برای کاهش و سپس خروج نیروهایشان ارائه می‌دهند در همین حال تونی بلر نخست‌وزیر انگلیس نیز در اقدامی بی‌سابقه جنگ عراق را فاجعه‌ای بزرگ دانستند که توانایی حل آن را ندارند. با توجه به تحولات داخلی انگلیس و بحران‌های فراروی آنها در عراق، دلیل عقب‌نشینی نسبی مقامات انگلیسی از مواضع گذشته‌شان در قبال عراق از چند منظر قابل بررسی می‌باشد.
1) دولت بلر در عرصه داخلی با مشکلات بسیاری مواجه می‌باشد، عدم تحقق سیاستهای داخلی در بهبود شرایط اجتماعی و رفاهی، افزایش اعتراضات داخلی به سیاستهای جنگ‌طلبانه در عراق از سوی گروههای ضد جنگ (بویژه افرادی که فرزندانشان در جنگ عراق هستند) چند دستگی میان سران دولت و پارلمان در زمینه حضور یا خروج از عراق، تاکید گروههای سیاسی بر کناره‌گیری بلر از قدرت و ... از جمله چالشهای داخلی دولت بلر می‌باشد. آنها برای خروج از بن‌بست‌های ایجاد شده راهکاری جز اعلام خروج از اعلام در کوتاه‌مدت نداشته تا شاید بدین وسیله از اعتراضات داخلی کاسته شود. البته آنها بر این امر تاکید دارند که خروج آنها از عراق منوط به برقراری ثبات نسبی در این کشور می‌باشد.
2) به رغم آنکه انگلیس جنگ عراق را رسالتی برای برقراری عدالت و صلح عنوان نموده بود، اکنون سربازان این کشور با چالشهای بسیاری در عراق مواجه می‌باشند. سرپیچی از دستورات، فرار از خدمت، افزایش اعتیاد به مواد مخدر که به خاطر تهیه مواد حتی سلاح‌های خود را می‌فروشند، بحران روانی شدید سربازان که از عوارض حضور در جنگ می‌باشد، افزایش تلفات و کشته‌شدگان نیروهای مستقر در عراق و ... از چالشهای ارتش انگلیس می‌باشد. دولتمردان انگلیس با اعلام خروج زود هنگام از عراق به شرط برقراری ثبات اولاً از افزایش تزلزل روحیه سربازان می‌کاهد ثانیاً آنها را ترغیب می‌سازد که برای برقراری ثبات(به عنوان راهکار خروج از عراق) به عملیاتهای نظامی و حتی کشتار مردم عراق بپردازند.
3) از دیگر عوامل تاثیر گذار در سیاست های بریتانیا در عراق، افزایش انزجار و بی‌اعتمادی مردم این کشور به اشغالگران است. افزایش حملات گروههای معارض به پایگاه‌های نیروی انگلیسی و سفارت این کشور در بصره، بیانگر افزایش انزجار عمومی از این کشور می‌باشد. این تحرکات سبب شد تا لندن وادار به جابجایی نیروها و حتی تعطیلی سفارت خانه بپردازد و اکنون نیز با اعلام برخی طرح‌ها برای خروج از عراق تلاش دارد تا به نوعی رضایت مردم این کشور را برای کاهش مخالفتها با حضور آنها، جلب نماید.
4) انگلیس که تلاش داشت تا با همراهی آمریکا جایگاهی جدید و مستحکم برای خود در خاورمیانه و سپس عرضه بین‌المللی کسب نماید به دلیل ناکامی‌های جنگ عراق و افغانستان نه تنها به این مهم دست نیافت، بلکه بسیاری از منافع خود در سایر نقاط جهان را نیز از دست داد. افزایش انزجار جهانی از انگلیس، مخالفتهای شدید کشورهای خاورمیانه با این کشور، بیانگر افول جایگاه این کشور در عرصه بین‌الملل است که تماماً از اثرات جنگ عراق می‌باشد. (اکنون اروپا نیز دیگر اعتمادی به انگلیس نداشته و آن را عامل تضعیف و بی‌ثباتی خود می‌داند.)
در چنین شرایطی بریتانیا نیازمند آن می‌باشد که جبران این ناکامی‌ها و حفظ منافع از دسته رفته(بویژه در خاورمیانه) از طرح خروج از عراق سخن بگوید تا به عنوان همسو شدن با خواست جامعه جهانی به منافعی هر چند ناچیز دست یابد.
5) نکته قابل تأمل در سیاست‌های آمریکا در عراق خروج سایر بازیگران و حضور انحصاری در این کشور در بلند می‌باشد. سیاست آمریکا بویژه پس از گسترش قدرت دموکرات‌ها دست‌یابی به راه‌حلی برای حل بحران عراق و جایگزینی پایگاههای مقتدر به جای نیروهای نظامی حاضر در این کشور است.
در این سیاست خروج سایر بازیگران از جمله انگلیس در بلند مدت از عراق در دستور کار آمریکا قرار دارد لذا از عوامل تأثیر گذار در مواضع اخیر انگلیس در قبال تحولات عراق بویژه تعیین زمانی برای خروج را می‌توان تحت فشارهای آمریکا ارزیابی کرد که در راستای سیاست‌های بلند مدت آمریکا صورت می‌گیرد. (واشنگتن خواستار نظارت انحصاری بر منابع عراق است و سایر متحدان خود را به شراکت نخواهند پذیرفت از جمله انگلیس که سیاست‌های توسعه طلبانه آن برای کاخ سفید آشکار می‌باشد.)
با توجه به آنچه ذکر شد در مقطع کنونی که دولتمردان انگلیس در عرصه داخلی، بین‌المللی و تحقق اهدافشان در عراق با چالشهای بسیاری مواجه می‌باشند، اعلام برخی طرح‌ها برای خروج از عراق می‌تواند تنها راهکار باقی مانده برای آنها جهت کاهش مخالفان و حفظ قدرت باشد.
البته این نکته قابل ذکر است که آنها با افزایش حقوق سربازان مستقر در عراق و افغانستان، رویکرد جدید به خانواده‌های کشته‌شدگان و حاضران عراق، اعطای درجات شجاعت به سربازان، ارائه طرح‌هایی برای پایان دادن به بحران عراق، برقراری روابط با کشورهای خاورمیانه و تأکید بر حل مساله فلسطین، انتقادهای ظاهری از برخی سیاستهای آمریکا و ... تلاش دارند تا ضمن انحراف افکار عمومی از تحولات عراق، سربازان و مردم انگلیس را به ادامه جنگ عراق و افغانستان ترغیب نمایند.
با تمام این تفسیر گسترش بحران نیروهای انگلیسی در عراق و افغانستان تاکنون مانع از این شده تا این طرح‌ها و سیاستها نتیجه‌ای برای دولت بلر در پی داشته باشد و همچنان مخالفتها با حضور انگلیس در این کشورها ادامه دارد لذا بلر نیز مانند شریک آمریکایی خود جرح بوش برای خروج از بن‌بست کنونی چاره‌ای جز خروج از عراق و افغانستان نداشته هرچند که بر ادامه اشغال این کشورها تأکید دارد.