ابراهیم یزدی
به تازگی گزارش یک گروه 10 نفری، به ریاست و هدایت مشترک جیمز بیکر ولی همیلتون بعد از 9 ماه مطالعه و بررسی وضعیت عراق و دیدار و گفتوگو با گروههای مختلف در عراق، خاورمیانه، اروپا و سازمان ملل متحد، در 62 صفحه همراه با چندین پیوست در 23 صفحه منتشر گردید. در مقدمه، نامهای از دو رییس مشترک گروه و یک چکیده از کل گزارش آمده است. اصل گزارش شامل دو بخش و چندین عنوان فرعی میباشد.
بخش اول – ارزیابی
الف – ارزیابی وضعیت کنونی در عراق
1- امنیت، شامل: 1/1- ریشههای خشونت، 2/1- آمریکا ائتلاف و نیروهای عراق، 3/1- ارتش عراق، 4/1- پلیس عراق، 5/1- خدمات تسهیل کننده، 6/1- عملیات مشترک حفاظت 2- سیاست شامل: 1/2 – دیدگاههای فرقهای، 2/2- سیستانی، صدر و حکیم، 3/2- هاشمی و ضاری، 4/2- بارزانی و طالبانی، 5/2- موضوعات اصلی 3- اقتصاد شامل: 1/3- بازدهی اقتصادی، 2/3- نفت، 3/3- سیاستهای نفتی- 4- حمایت بینالمللی شامل: 1/4- منطقه، کشورهای همسایه، 3/4- اقدامات بازسازی آمریکا، 4/4- جامعه بینالمللی- 5- جمعبندی:
ب- پیامدهای ادامه بحران عراق
ج- برخی راههای جایگزین: 1-تخلیه نیروهای نظامی 2- ادامه وضع فعلی 3- افزایش نیروهای نظامی 4- تقسیم عراق- سه منطقه
د- تامین اهداف آمریکا
بخش دوم: راهی به جلو - نگرش جدید
الف- نگاه به بیرون - ایجاد یک اجماع بینالمللی: 1- تهاجم جدید دیپلماتیک 2- ایجاد یک گروه بینالمللی حامی عراق 3- تعامل با ایران و سوریه 4- زمینههای وسیعتر منطقهای
ب- کمک بینالمللی به عراقیها که خود به خودشان کمک کنند: 1- کار در محورهای اساسی 2- آشتی ملی 3- نیروهای نظامی و امنیتی 4- پلیس و دادگاههای جنایی 5- بخش نفت 6- کمکهای اقتصادی ایالات متحده در بازسازی عراق 7- بررسی، تهیه و ارایه بودجه 8- کارکنان آمریکا 9- امنیت
پیوستها:
1- نامهای از سازمانهای متولی این بررسی شامل: (موسسه ایالت متحده آمریکا برای صلح، موسسه جیمز بیکر برای سیاستهای عمومی، دانشگاه رایس، مرکز مطالعات ریاست جمهوری و مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی) 2- جلسات گردهمایی گروه مطالعه عراقی (از 15 مارس تا 29 نوامبر 2006 ) 3- اسامی کسانی که با آنها دیدار و گفتوگو شده است. شامل: مسئولان و نمایندگان عراق (39 نفر) مدیران دولت کنونی آمریکا، مقامات ارشد دولت آمریکا (6 نفر) (رییس جمهور و همراهانش)، وزارت دفاع آمریکا (نظامیان و غیرنظامیان) (18 نفر)، وزارت امور خارجه آمریکا، کارمندان سفارت آمریکا (11 نفر) ( دربغداد)، مسئولان امنیتی (7 نفر)، دیگر مقامات ارشد حکومت آمریکا (2 نفر)، اعضای کنگره و سنای آمریکا (26 نفر)، مقامات و دیپلماتهای خارجی از کشورهای عربی، اروپایی، اسرائیل، سوریه، ترکیه و ایران (جواد ظریف) (18 نفر)، مسئولان و کارشناسان پیشین از انجمنهای غیردولتی، روزنامهنگاران (آمریکا ) (43 نفر) از جمله روسای جمهور، وزرای امور خارجه سابق و اسبق. 4- گروه کاری کارشناسان و مشاوران ارشد نظامی – شامل اسامی اشخاص و ستادهای کارشناسی بازسازی اقتصادی، نظامی و امنیتی، توسعه سیاسی و مسایل استرتژیک. 5- نام و پیشینه اعضای گروه مطالعه عراق. این گزارش نکتههای بسیار مهمی در خود دارد، برای منطقه خاورمیانه (اعراب، اسرائیل و فلسطین ) ایران و ترکیه، همچنین وحدت جغرافیایی عراق، مناسبات شیعه و سنی، گروهها و... میباشد. ایران به دلایل مختلف، از جمله، مرز مشترک طولانی با عراق، پیوندهای ریشهدار تاریخی میان شیعیان عراق و ایران و کردهای منطقه با ایران، خواه ناخواه واجد نفوذ در عراق میباشد. تصمیم گیرندگان سیاست خارجی در ایران، ناچار باید به دقت رویدادها را پی گیری کنند و بر اساس مصالح، منافع و امنیت ملی، سیاستهای راهبردی و تاکتیکهای کاربردی ایران در عراق را تدوین نمایند. مطالعه این گزارش برای نهتنها تصمیم گیرندگان، بلکه فعالان سیاسی علاقمند به پی گیری رویدادهای خاورمیانه ضروری و مفید است. آنچه در این مختصر به آن پرداخته میشود، نه بررسی کامل، بلکه اشاره به فرازهای مهم و حساس این گزارش میباشد.
1- گزارش با این جمله پرمعنا آغاز میشود: هیچ فرمول معجزهآسایی برای حل مشکلات عراق وجود ندارد، اما با وجود این میتوان اقداماتی کرد که موجب بهبود وضعیت بشود و منافع آمریکا حفاظت گردد. وضعیت عراق بسیار وخیم و روبه خرابی بیشتر است، هیچ راهی که موفقیت را تضمین کند وجود ندارد. در این گزارش، پس از ارزیابیهای گسترده از زوایا و ابعاد گوناگون، ضرورت کوششهای جدید دیپلماتیک نهتنها در عراق، بلکه در کل خاورمیانه ارایه داده شده است. تهیهکنندگان اعتراف می کنند که چالشهای پیش روی دولت آمریکا در عراق بسیار پیچیده هستند، خشونت ها هم در گستره و هم در پیامدهای مرگبارش روبه افزایش است. شورشگری اعراب سنی، واکنش میلیشیای شیعه، گردانهای مرگ القاعده و جنایات گسترده، خشونت را تغذیه مینماید. مهمترین چالش امنیتی عراق، درگیریهای مذهبی - قومی است. بدبینی و یأس فراگیر شده است. توانایی دولت آمریکا برای تاثیرگذاری بر رویدادهای عراق در حال زوال است. در حال حاضر عراق محور اصلی و مرکزی سیاست خارجی آمریکا است و عملکرد آمریکا و سیر تحولات در عراق بر موقعیت آمریکا در دنیا اثرگذار است. وخامت رویه رشد اوضاع در عراق و اهمیت حیاتی آن برای آمریکا از مشکلترین و مهمترین چالشهایی است که این دولت طی دهههای اخیر با آن روبهرو شده است. از آن جا که وضعیت کنونی عراق با تصمیمات و دخالتهای دولت آمریکا آغاز شده است، دولت آمریکا با توجه به منافع ملی و ملاحظات اخلاقی موظف است آنچه را در توان دارد به کارگیرد تا به وضعیت کنونی و هرج و مرج پایان داده شود. در گزارش تاکید شده است که توصیهها یک مجموعه به هم پیوسته است و اجرای آنها باید هماهنگ باشد. در اجرای توصیهها نباید آنها را از هم جدا ساخت. گزارش تاکید میکند که تمام مسایل خاورمیانه به هم پیوستهاند. نمیتوان بر مسایل عراق بدون حل دیگر بحرانهای خاورمیانه، فرمولی را انتخاب کرد. در صدر مسایل خاورمیانه، بحران روابط خصمانه میان اعراب و اسرائیل قرار دارد. در گزارش به درستی و واقع بینانه آمده است که صلح پایدار در خاورمیانه تنها با اجرای قطعنامه 242 و 338 شورای امنیت سازمان ملل متحد امکان پذیر است. قطعنامه242، که پس از جنگ ماه ژوئن 1967 میان اعراب و اسرائیل تصویب شد، دو محور کلیدی دارد: اول- اسرائیل از سرزمینهایی که در این جنگ اشغال کرده است عقبنشینی کند، دوم- اعراب موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسند. در جنگ 1967، اسرائیل، صحرای سینا (در مصر) و نوار غزه، غرب رودخانه اردن، ارتفاعات جولان و در فرصتهای دیگری، بخشی از جنوب لبنان را اشغال کرد. پس از تصویب این قطعنامه، نه اسرائیل از سرزمینهای اشغالی بیرون رفت و نه اعراب، اسرائیل را به رسمیت شناختند. اما رویدادهای بعدی در خاورمیانه و تأثیر تحولات بینالمللی بر اوضاع منطقه موجب شد که اسرائیل صحرای سینا را به مصر باز پس بدهد و مصر اسرائیل را به رسمیت بشناسد. حزبالله لبنان، اسرائیل را مجبور به تخلیه جنوب لبنان ساخت، اما اسرائیل حاضر نشد نوار غزه، اراضی غرب رودخانه اردن و ارتفاعات جولان(سوریه) را تخلیه کند و این امر به گره کور بحران خاورمیانه تبدیل گردید. ارایه طرح معاوضه زمین (اراضی اشغالی توسط اسرائیل) با صلح (میان اعراب و اسرائیل) و واکنشهای بینالمللی موجب شد که قرارداد اسلو میان فلسطین و اسرائیل به امضا برسد و رهبری فلسطین از آوارگی در کشورهای عرب به بخشی از سرزمینهای اشغالی منتقل شود و آرامآرام تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی در نوار غزه و غرب و رودخانه اردن در کنار اسرائیل، هم از سوی فلسطینیان و هم اعراب و هم جامعه بینالمللی به رسمیت شناخته شود اما گروههای افراطی یهودی، به خصوص یهودیان لیبرال با نفوذ ساکن آمریکا و حامی اسرائیل، با هر گونه پس دادن زمینها مخالفت کردند. اسرائیل بر خلاف معاهدات بینالمللی، به اسکان یهودیان در سرزمینهای اشغالی و منظم ساختن آنها به اسرائیل پرداخت. به این ترتیب در حالی که دولتهای عربی و دولت فلسطین موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناختهاند دولت اسرائیل از تخلیه سرزمینها و پذیرش یک دولت مستقل فلسطینی خودداری کردهاست. استقرار رهبری فلسطین در سرزمینهای اشغالی مقامات مسئول فلسطین را به شناسایی اسرائیل واداشت، اما از آنجا که اسرائیل حاضر به تخلیه سرزمین نشده، مقاومت مسلحانه مردم فلسطین ادامه پیدا کردهاست. برخورد نظامی اسرائیل با مقاومت فلسطین و ارتکاب جنایات و نسلکشی در سرزمینهای فلسطینی و انعکاس جهانی آن موجب شدهاست که افکار عمومی مردم جهان به شدت علیه اسرائیل بسیج شود. استمرار مقاومت در غزه، با وجود سرکوب و جنایات اسرائیل و جنگ 33 روزه در لبنان میان حزبالله و اسرائیل بر این دیدگاهها تاثیر گذار بود. انعکاس این تاثیرات را میتوان در گزارش اخیر گروه عراق مشاهده نمود. در بحث خاورمیانه، گزارش گروه تاکید میکند، که: 1- بدون حل بحران روابط میان اسرائیل و سوریه و اسرائیل و فلسطین، هیچ فرمولی در عراق به نتیجه نخواهد رسید و اینکه: آمریکا نمیتواند به اهداف خود در خاورمیانه برسد مگر آنکه به طور مستقیم در درگیریهای اسرائیل با اعراب وارد شود. 2- هیچ راهحل نظامی برای مشکل اعراب و اسرائیل وجود ندارد. 3- اسرائیل باید از ارتفاعات جولان عقب بنشیند و آن را به سوریه برگرداند. برای اطمینان خاطر اسرائیل، سپاه صلح سازمان ملل متحد میتواند در مرز دو کشور مستقر شود. 4- اسرائیل زمینهای اشغالی لبنان را به آن کشور بگرداند. 5- اسرائیل تاسیس دولت مستقل فلسطین را به رسمیت بشناسد. در گزارش بیکر - همیلتون در دو نوبت به موضع بوش، رییس جمهور آمریکا درباره خاورمیانه اشاره شدهاست که گفته است دولت آمریکا به طرح دو دولت فلسطینی و اسرائیلی متعهد است. 6- گزارش همچنین اشاره میکند که: اسرائیلیها از اینکه کشورشان به طور دایم در جنگ با همسایگان خود میباشد، خسته شدهاند. اگرچه در این گزارش با صراحت بر قطعنامه 242 و تخلیه سرزمینهای اشغالی تاکید شدهاست، اما برخی از مسایل کلیدی مورد اختلاف فلسطینی- اسرائیلی- نظیر شهرکهای یهودی نشین، مرز میان دو کشور، حق بازگشت فلسطینیان آواره، بیتالمقدس شرقی و پایان تخاصم را به گفتوگوهای بعدی میان دو طرف ارجاع داده است. با توجه به آنچه رییس جمهور پیشین آمریکا، جیمی کارتر در کتاب اخیر خود درباره خاورمیانه نوشته است و صریحاً از اسرائیل به خاطر خودداری از تخلیه سرزمینهای اشغالی نوار غزه و غرب اردن و عدم اجرای قطعنامههای شواری امنیت، به خصوص 242 انتقاد کردهاست و با توجه به آنچه در گزارش گروه تحقیق عراق (بیکر- همیلتون) آمدهاست و اجماع جهانی در مورد تاسیس یک دولت مستقل فلسطین به نظر میرسد که: نخست - فلسطینیان، پیش از هر زمان میباید از ابرازهای دیپلماتیک برای تحقق اهداف خود استفاده کنند و حتیالمکان از دست زدن به عملیات نظامی، که بهانه به افراطیون اسرائیل برای بر هم زدن معادله میدهد خودداری کنند. دوم- دولت ایران، که خود را متعهد به حمایت از مردم فلسطین میداند، از مواضع گروه مطالعه عراق در مورد فلسطین استقبال نموده و از امکانات دیپلماتیک بزای تحقق اهداف فلسطین استفاده کند. گزارش گروه عراق در توصیههای خود به ضرورت آشتی ملی میان نه تنها شیعه و سنی، بلکه گروه عرب و ترکمن تاکیدهای چندین باره دارد. از جمله این که آشتی ملی باید اعضای حزب بعث، منهای رهبران آن را نیز دربربگیرد. در گزارش گروه به ضرورت جلب همکاری کشورهای منطقه از جمله عربستان سعودی، ترکیه، مصر، اردن، کویت، سوریه و ایران تاکید شده است یکی از راههای حل بحران شورشگری عراق، مذاکره با رهبران شورشگر است. کشورهای عربی میتوانند با گروههای شورشگر سنی برای پذیرش صلح و آشتی گفتو گو کنند. این دولتها میتوانند در کاهش درگیریهای مذهبی میان سنیها و شیعیان نقش موثری ایفا کنند. در این گزارش به جلب همکاری دولتهای سوریه و ایران در چند مورد تاکید شدهاست. در مورد ایران گروه توصیه کرده است که: نخست، گفتو گو با ایران بودن قید و شرط باشد و دوم ارایه پیشنهادهای تشویقی به ایران، همچون عضویت در سازمان تجارت جهانی و یا اعلامنظر صریح که آمریکا درصدد براندازی نظام در ایران نمیباشد. البته در این گزارش فهرستی از انتظارات دولت آمریکا از ایران نیز آمده است. واکنش هر یک از طرفهای مربوطه به این گزارش در خاورمیانه، در عراق، در آمریکا متفاوت است. اولین واکنش از سوی رییس جمهور آمریکا بود که با وجود تاکید گزارش بر گفتوگوی بیقید و شرط با ایران، بوش مجدداً تصریح کرد که بدون توقف کامل غنیسازی اورانیوم آمریکا حاضر به مذاکره با ایران نیست!! اسرائیل و گروههای فشار یهودی در آمریکا نیز ناخشنودی خود را از این طرح ابراز داشتهاند و این در حالی است که در این گزارش تاکید شده است: هیچ دولتی در آمریکا چه جمهوری خواه و چه دموکرات حمایت از اسرائیل را رها نخواهد کرد. برخی از رهبران کرد عراق نیز، به این گزارش واکنش منفی از خود نشان دادهاند علت آن شاید این باشد که در گزارش نخست توصیه شده است که تمام درآمد نفت عراق به صندوق دولت واریز شود و درآمد نفت به نسبت جمعیت به مناطق مختلف عراق اختصاص یابد دوم، در مورد ناحیه نفتخیز کرکوک ـ که جمعیت آن ترکیبی از کرد، ترکمن و عرب است و کردها به خاطر نفت آن اصرار دارند که در تقسیمات استانی جزو منطقه کردستان محسوب شود و در قانون اساسی تعیین تکلیف آن از طریق رفراندوم پیشبینی شده است ـ ارزیابی گروه این است که وضعیت بسیار انفجاری است و انجام رفراندوم باید تا موقعیت مناسبی به تعویق بیفتد احتمالاً کردها از این توصیهها ناراضی هستند. بخش قابل توجهی از گزارش به شرح تغییر در وظایف نیروهای نظامی و امنیتی آمریکا در عراق و ارایه جدول زمانی برای این برنامهها و چگونگی آمادهسازی نیروهای نظامی، پلیس و امنیت عراق برای انجام وظایفشان اختصاص داده شده است. اگرچه در گزارش توصیه شده است که دولت آمریکا رسماً اعلام کند که درصدد ایجاد پایگاههای نظامی دایمی در عراق نیست و یا درصدد کنترل نفت عراق نمیباشد، اما توصیههایی که در زمینه همکاریهای نظامی ـ امنیتی با نیروهای عراقی ارایه داده شده است، نفوذ آمریکا و امکان کنترل دولت عراق و هر دولتی را به آنها میدهد. به طوری که حتی در صورت بیرون رفتن نیروهای نظامی آمریکا از عراق، مهار عملکردهای دولت عراق توسط آمریکا امکانپذیر خواهد بود. در بررسی کوتاه این گزارش سعی شده است برخی از نکات مهم آن مطرح شود. نقد و تحلیل مفصل و بررسی بازتاب آن در خاورمیانه، اروپا، سازمان ملل، کنفرانس اسلامی، اتحادیه اعراب و در میان فلسطینیان را به فرصت دیگری میگذاریم.