* ابتدا بفرمایید سر منشاء بحران کنونی فلسطین، درگیریها و اختلافات موجود میان جنبش فتح و دولت حماس چیست؟
** ریشههای این درگیری از همان روز نخست پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی و تشکیل دولت فلسطین آغاز شد، به طوری که طرفهایی در جنبش فتح - که از سوی کشورهای اعمال کننده تحریم بر ما هدایت میشدند - تلاش کردند این دولت را به شکست بکشانند و شروع به سنگاندازی کردند و در عین حال خواستند اوضاع داخلی فلسطین را متشنج کنند و این کار را به واسطه راهاندازی اعتصابها، ایجاد ناامنی، تعطیلی وزارتخانهها و مجلس قانونگذاری صورت دادند. آنها این کارها را انجام میدادند تا به گمان خود دولت را یا وادار به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی و پذیرش شرطهای کمیته چهار جانبه کنند و یا وادار به استعفا.
لیکن وقتی این حرکت کودتاگر در جنبش فتح با استقامت و پایداری دولت و حمایت مردم از این دولت مواجه شد و وقتی ترور اسماعیل هنیه نخستوزیر دولت حماس ناکام ماند، آقای محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان - که رهبری این جریان کودتاگر را به عهده دارد - آخرین تیر خود را رها کرد و خواستار برگزاری انتخابات زودهنگام شد.
از آنجا که این انتخابات از نظر ما و همه گروههای فلسطینی، کودتا علیه مشروعیت محسوب میشود این درگیریها و تشنج میان مدافعان دموکراسی و دولت منتخب از یک سو و کودتاگران حمایت شده از جانب صهیونیستها و آمریکا و در واقع شورشیان علیه حکومت روی داد.
* چندی پیش هر دو گروه برای رفع اختلافات، مذاکراتی را برای تشکیل دولت وحدت ملی انجام دادند. در این مذاکرات چه گذشت و چرا به بنبست دسید؟
** ابتدا مایلم تاکید کنم، از همان روز نخست پیروزی حماس ما 40 روز را به رایزنی و مشورت با همه گروههای فلسطینی برای تشکیل دولت وحدت ملی سپری کردیم، اما موفق به کسب نتیجه نشدیم. ما تا همین لحظه نیز خواستار و منادی تشکیل دولت وحدت ملی هستیم و این همان چیزی است که همه گروهها درباره آن به توافق رسیدهاند که توافقتنامه اسرا در این زمینه تدوین و مورد امضای تمام گروهها واقع شد.
در این میان جریان کودتاگر در جنبش فتح با تشکیل دولت وحدت ملی دو هدف را دنبال میکرد؛ یکی این که دولت شرایط کمیته چهارجانبه را - که در راس آن به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی است -بپذیرد و دوم این که دولت را از محتوا و کارآمدی تهی کنند، به طوری که از حماس به عنوان اکثریت در پارلمان خواست پستها و وزارتخانههای کلیدی و حساس نظیر وزارت کشور، وزارت خارجه، وزارت دارایی و وزارت فرهنگ را در اختیار نگیرد و وزارت را به جنبش فتح بسپارد.
بدیهی بود، این شرایط را حماس نپذیرد. ما به هیچ وجه در دولتی که رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسد، وارد نمیشویم. ما دولتی را که خارج از مطالبات انتخابات گذشته تشکیل شود، نمیپذیریم. بر سر کنترل وزارتخانههای کشور و دارایی تاکید داریم، این معمول نیست، حماسی که اکثریت را در پارلمان و کابینه در اختیار دارد، ابزار لازم را برای پیشبرد اهدافش در دست نداشته باشد.
گفتگوها میانها ما و جنبش فتح به بنبست رسید و اگر جنبش فتح و آقای ابومازن، با تشکیل دولت مبتنی بر منافع ملی و دور از دیکتههای دیگران موافقت میکردند و وزارت کشور و دارایی در دست حماس بود و بر این اساس دولت ملی شکل میگرفت، یقیناً مشکلها حل میشد.
لیکن آنها نمیخواهند و این کودتا علیه دولت و مجلس قانونگذاری پیش آمد و از جانب اسرائیل و اروپا - این مدعیان به ظاهر دمکراسی - با استقبال مواجه شد.
* پس مشکل اصلی بر سر پستها وزارت کشور و دارایی است. علت اصرار آنها برای در دست داشتن این وزارتخانهها علاوه بر آن دو وزارتخانه کلیدی چیست؟
** خود ابومازن رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین و جریان منتسب به ایشان در صدد تصاحب 4 وزارتخانه عمده وزارت امور خارجه، کشور، دارایی و فرهنگ و تبلیغات هستند. ما اعلام کردیم، شما میتوانید وزارتخانههای امور خارجه و فرهنگ را در دست داشته باشید و وزارت کشور و دارایی نیز در اختیار ما باشد.
مسلم و طبیعی است که آنها خواهان تصاحب وزارت کشور هستند تا از این طریق، نیروی اجرایی متعلق به وزارت کشور را منحل کنند و بتوانند تغییراتی در ساختار سرویسهای امنیتی ایجاد کنند.
آنها وزارت دارایی را میخواهند تا اختلاسها و فسادهای مالی گذشته خود را دنبال کنند. بنابر اعلام خودشان میزان این اختلاسها بالغ بر 350 میلیون دلار است و بنابراین فکر میکنم هدفهایشان روشن است.
* آیا جریان کودتاگر، کل جنبش فتح را در برمیگیرد یا تنها بخشی از این جنبش را؟ آیا کسانی از این جنبش هستند که با دولت حماس همراهی کنند؟ اگر هستند، چه کسانی هستند؟
** شامل همه جنبش فتح نمیشود. به عنوان مثال فاروق قدومی، دبیرکل جنبش فتح در کنار حماس ایستاد و برگزاری انتخابات زود هنگام را رد کرد. 4 شاخه نظامی جنبش فتح نیز با صدور بیانیهای کنار ما ایستادند و موافقتشان را با مواضع ما اعلام کردند و همینطور طیف قابل توجهی از فتح موافق ایده کودتاگران نیستند و گروه جهاد اسلامی و گروه جبهه خلق برای آزادی فلسطین و دیگر گروهها کنار حماس بودند و میتوان گفت: تمام ملت و گروهها به استثناء این جریان، با ما همرای هستند. تنها گروه کودتاگر که عصیان کردند، این مطلب را مطرح میکنند.
* چه شخصیتهایی این جریان کودتاگر را رهبری و هدایت میکنند؟ با توجه به حمایت و همراهی دیگر گروهها و مردم با حماس، آیا محمود عباس این توانایی را دارد که طرح انتخابات زود هنگام را اجرایی کند؟
** این جریان کودتاگر، جنبشی عمده در فتح به حساب میآیند، اما به این معنا نیست که همه جنبش فتح را در بردارند، متاسفانه همین جریان است که در حال حاضر فتح را رهبری میکند.
این همان جریانی است که علیه مرحوم عرفات شورش کرد و او را وادار به ایجاد تغییراتی در تشکیلات خودگردان و ایجاد پست نخستوزیری کرد و آن را به محمود عباس سپرد و حتی صلاحیتهایی را که آقای عرفات داشت، از او خلع کرد و به آقای محمود عباس سپرد؛ به طوری که امروزه او را وادار به تغییراتی کردند که به تعبیری در خدمت آمریکا و اسرائیل باشد.
پس از کشته شدن عرفات، این جریان توانست پستها و مواضع کلیدی را در دست گیرد. اکنون محمود عباس، محمد دحلان، یاسر عبدربه، ابوعلی شاهین این جریان کودتاگر را رهبری میکنند و پس از آن که صائب عریقات و نجیب شعف دیدند این جریان دارد قوت میگیرد، به آن پیوستند.
جنبش فتح با آن سابقه و پیشینه جهادی، امروزه متاسفانه از جانب این جریان هدایت شده از سوی آمریکا و اروپا، رهبری میشود و درصدد است کل قضیه فلسطین را به پرتگاه سوق دهد و اصول و ارزشهای فلسطین را تباه و تجزیه کند که این مطلب از سوی ما مردود است و توطئههای آنها علیه مردم مجاهد ما، به اجرا در نخواهد آمد.
مردم ما در انتخابات گذشته، آنها را طرد کردند و به یقین در انتخابات آینده با وحدت بیشتری، این کار را خواهند کرد.
* با توجه به این صحبتها و تشدید درگیریها، برنامه حماس برای برونرفت از این وضعیت چیست؟
** فقط و فقط یک راهحل وجود دارد و آن هم بازگشت به گفتگوهای ملی به شکل جدی و به دور از دیکتههای آمریکایی و صهیونیستی برای تشکیل دولت وحدت ملی است؛ دولتی که براساس برنامهای ملی باشد و به ارزشها و حقوق فلسطینان پایبند بوده و مطالبات انتخابات دموکراتیک را محترم بشمارد و به خواست رایدهنده فلسطینی به حماس که 60 درصد کرسیها را کسب کرده احترام قائل شود.
* اگر جنگ داخلی صورت بگیرد، چه؟ آیا در این حالت حماس برگزاری انتخابات زودهنگام را میپذیرد یا دادن آن 4 وزارتخانه مهم به کودتاگران را؟
** حماس وزارتخانهها را تحویل نخواهد داد، با برگزاری انتخابات زودهنگام موافقت نخواهد کرد و در جنگ داخلی هم وارد نخواهد شد. اساساً جنگ داخلی هم در میان نخواهد بود. در یک طرف قضیه، دولت منتخب و قانونی وجود دارد و در طرف دیگر، یک گروه کودتاگری که هیچ توجهی به امنیت و مسائل امنیتی ندارند و خارج از محدوده قانون اساسی و ضوابط عمل میکند. دولت با آنها به گونهای رفتار و تعامل خواهد کرد که با کمترین تلفات و زیان آنها را به صف اجماع ملی بازگرداند.
جنگ داخلی به آن معنای خودش هم روی نخواهد داد، چرا که شرایط ملت فلسطین به هیچ عنوان اجازه رخ دادن چنین جنگی را نمیدهد، اما چه بسا، ممکن است درگیریهایی جزیی در گوشه و کنار روی دهد و آن هم بالطبع از سوی افراد عصیانگر و به دور از منافع ملی و اجماع ملی صورت میگیرد.