* ویژگی با شهید بهشتی چه بود . چه تفاوتهایی او را از معاصران خود متمایز کرد؟
** شهید بهشتی چهرهای روحانی، برجسته، با استعداد، روشنفکر، ملا و فاضل و دارای ویژگیهایی بود که در روحانیهای دیگر کمتر دیده میشود. ایشان دارای نطق و بیان بسیار خوبی بود و علاوه بر آن از سوابق علمی و تحصیل حوزوی و دانشگاهی در عالیترین سطح برخوردار بود و این در حالی است که در آن شرایط تعداد کمی از روحانیون حوزوی وارد دانشگاه میشدند. شهید بهشتی روحیهای مبارز، صرفهجویی، وقتطلبی و ضد استبداد و کفر ستیز داشت و در وهله اول متعهد به مبانی اسلامی و نظم و ترتیت بود. ایشان خطوط و جریانات سیاسی را به خوبی میشناخت، بدین معنا که پیچدگیهای سیاست را میشناخت و در این راستا مدیریتی در سطح بالا داشت. مرحوم بهشتی برجستگیهای مختلفی داشت که امام(ره) برپایه آن بهشتی را یک ملت خواند. ایشان مدیر، دارای روحیه حزبی و تشکیلاتی و سیاستمداری بود که در بحث و گفتوگوها و میزگردهایی که در اوایل انقلاب از تلویزیون پخش میشد، وقتی مواضعش را در گفتوگو با منافقین بسیاری از روحانیون و سران حزب توده بیان میکرد، از برتری و غلبه برطرف مقابل در منطق و استدلال برخوردار بود و این نشانگر برجستگی او بود. به عبارت دیگر اگر چهرههایی به مانند مرحوم بهشتی و مطهری وجود داشتند، بسیاری از حوادث تلخی که برای ما پیش آمد، اتفاق نمیافتاد.
* یکی از ویژگیهای شهید بهشتی همواره مظلومیت ایشان بود، چرا ایشان با این واژه توصیف شد؟
** آنطور که حافظه من یاری میکند، امام(ره) این لقب مظلومیت را به ایشان داد. تا زمانی که انقلاب پیروز نشده بود، همه نیروها در کنار هم بودند و در صورت وجود اختلاف نظرها و رقابتها، اختلافات بسیار کمرنگ بود، اما وقتی انقلاب به پیروزی رسید، اوضاع به صورت دیگری درآمد و البته این امری طبیعی است که معمولاً پس از پیروزیها افراد در فضای دیگر قرار می گیرند و تمایلات و خواستههای آنها بیشتر نماینگر میشود، در این راستا شما می توانید وضعیت نیروهای چپ و یا اصلاحاتی را قبل و پس از پیروزی در دوم خرداد 76 ارزیابی کنید، در این جریان آنقدر رقابتها، خواستهها، مطامع و خودمحوریها به وجود آمد که جریان چپ و اصلاحات به سرنوشتی رسید که اکنون شما پس از 9 سال شاهد آن هستید. بنابراین زمانی که انقلاب پیروز شد، رقابتها میان گروههای سیاسی شدت گرفت و اختلافات شروع شد و در این میان افرادی بیش از همه مورد تهاجم قرار گرفتند که بیش از دیگران تعیین کننده بودند و لیاقت و شایستگی بیشتری داشتند و رقبا و دشمنان نسبت به وجود آنها احساس خطر میکردند و نگران بودند از اینکه این افراد با جذبه و کششی که دارند، همهجا را در اختیار گیرند. در این راستا آقای بهشتی بزرگترین گناهش همین لیاقت و شایستگیاش بود که به خاطر آن مورد تهاجم، تهمت و اقترا قرار گرفت، در آن زمان اقسام تهمتها به ایشان زده میشد و جو کاذبی نسبت به ایشان به وجود آمده بود، به عنوان مثال همسر آقای بهشتی از خانوادههای بسیار مذهبی بود که در دوران جوانی با ایشان ازدواج کرده بود، در حالی که برخی میگفتند همسر آقای بهشتی آلمانی بوده است و یا برخی درباره میزان اموال وی به ایشان هجمه وارد میکردند که ریشه تمام این اتهامات به رقبا ختم میشد.
این در حالی بود که ما به عنوان نزدیکان ایشان از سلامت آقای بهشتی و خانوادهشان آگاه و واقف به زندگی پاک و سالم و معمولی او بودیم، متاسفانه بخشی از توده مردم این مسائل را نمیدانستند و تحت تاثیر تبلیغات قرار میگرفتند. در آن دوران برخی گروهها بسیار حساب شده جهت مخدوش کردن چهره آقای بهشتی تبلیغ میکردند و از اندیشه و فکر ناب او نگران بودند. به طوری که وقتی ایشان برای سخنرانی به شهرستانها میرفتند، برخی جوانان با ایشان برخوردهای ناشایستی میکردند؛ بنابراین وقتی حضرت امام(ره) از مظلومیت ایشان سخن میگویند، بدین علت نیست که بهشتی به شهادت رسیده است، زیرا خون او و شخصیتهای دیگر تحولاتی را در جهت تصحیح و پالایش برخی نیروها به وجود آورد و حتی سرنوشت دفاع مقدس تغییر کرد و پیروزیها به دنبال این حوادث به وجود آمد.
بنابراین مظلومیت آقای بهشتی بدان علت بود که وقتی ایشان به شهادت رسید، در آن فضای مسموم نالههای ندامت افراد به صورت مدام به گوش میرسید و حتی این افراد نامههایی مینوشتند و گاهی حرفهایی در مورد شهید بهشتی میزدند که نمیشد باور کرد. آنها تحت تاثیر تبلیغات قرار گرفته بودند. به هر حال برجستگیها و شایستگیهای مرحوم بهشتی که موجب شد تا در آن فضای باز علیه ایشان تبلیغات شود، به طوری بود که وقتی ایشان به شهادت رسید و آن سلسله مسائل فروکش کرد، بسیاری از افراد واقعیت را دریافتند، سپس امام(ره) وقتی از مظلومیت ایشان سخن میگفتند، به دلیل هجمهای بود که علیه مرحوم بهشتی صورت میگرفت. گفتنی است که چهرههای سیاسی کشور که دارای اندیشههای دیگری بودند، با آقای بهشتی مشکل داشتند و این موضوع را شما میتوانید از سخنرانیها و نوشتههای ایشان در آن عمر کوتاه مطلع شوید از نحوه اداره مجلس خبرگان توسط ایشان و نقطهنظراتی که داشته و مطالبی که گفته، دریابید. در این راستا یادآوری میکنم زمانی که من رئیس مجلس ششم بودم، در آن دوران وقتی به مناسبت هفتم تیر سخنرانی کردم، محور صحبتهای من نقطه نظرات و حرفهای ایشان بود که به نظر من گفتههای مرحوم بهشتی نشاندهنده روشنفکری و دوراندیشی او بوده است. پس من در این سالروز یاد و خاطر تمام شهدای هفت تیر و همکاران عزیزم در مجلس شورای اسلامی که 27 تن از آنها به شهادت رسیدند و جمعی از آنها معلول و جانباز شدند و علاوه بر آن شهادت چهار تن از وزرا و معاونان آنها و افرادی که از نهادهای دیگر در آن جلسه بودند را گرامی میدارم.
در این میان لازم میدانم که درباره شهید منتظری نیز مسائلی را بگویم، ایشان فردی بود که علاوه بر برخورداری از دانش و بینش بالا، روحیهای مبارز و تسلیمناپذیر داشت. مرحوم منتظری در دورانی که در زندان بود، سختترین شکنجهها را متحمل شد و پس از آزادی از زندان در سختترین کارهایی وارد شد که موجب آوارگی او را در کشورهای متعدد شد، ولی در این شرایط هیچگاه میدان مبارزه را رها نکرد. او چهرهای مقاوم و پایدار و وفادار به امام(ره) در راه مبارزه و فداکاری با روحیهای بسیار ساده زیست بود. بنابراین هرگاه امام(ره) درباره حادثه هفتتیر بیانیهای مینوشت، در بخش اعظم پیامش درباره شهید آیتالله بهشتی بود، ولی تعابیر بسیار زیبایی هم از شهید منتظری بیان میکرد. زمانی که قرار بود مسئولان شورای قضایی را تعیین دهد، امام(ره) ریاست دیوان عالی قضایی را به ایشان میدهد و این نشاندهنده توجه امام(ره) به ایشان و هم نشانگر عظمت مرحوم بهشتی است و بیانگر این است که ریاست دیوان عالی کشور باید چه ویژگیهایی داشته باشد، این در حالی است که مرحوم بهشتی دارای آزاداندیشی خاصی بود.
* شما بیان میکنید که اگر شهید بهشتی یا مطهری و یا برخی دیگر بود، برخی موارد اینگونه نمیشد، اما این در حالی است که همواره عدهای نسل اول انقلاب را زیر سوال میبرند و به آنها حمله میکنند؟ به تعبیر دیگر شاید اگر آنان هم بودند، از این حملات مصون نمیماندند؟
** البته از همان ابتدا حمله میشد، ولی حمله اشکالی ندارد، اما اینکه جمعی یک تفکر ارتجاعی را بتوانند حاکم و میدانداری کنند نمیشد، زیرا هر چه میدان برای حضور انقلابیون اصیل و افرادی که جایگاه خاصی از نظر علمی و روشنفکری داشته، تنگتر شد، میدان برای حرکت افراد دیگر بازتر شد. بنابراین حقیقت این است که در اول انقلاب محوریترین روحانیونی که در حکومت بودند، آیتالله بهشتی، آیتالله خامنهای، آیتالله موسوی اردبیلی، دکتر باهنر و هاشمیرفسنجانی بودند که در کنار امام(ره) و در پستهای حساسی حضور داشتند. بنابراین ببینید چه افرادی مورد تهاجم قرار گرفتند، هرچند که نباید فراموش کنیم وقتی افرادی چون آیتالله مفتح، آیتالله قدوسی به شهادت رسیدند، برخی افراد دیگر میداندار شدند، زیرا وقتی انقلابیون اصیل کم شدند، میدان به دست افراد دیگر افتاد. به هر جهت شهادت بسیار ارزشمند است و خون شهید هم میجوشد و آثار خود را میگذارد، ولی این واقعیت است که جای افراد بزرگ را نمیتوان به راحتی پر کرد. پس من میخواهم بگویم وقتی چهرههای ممتازی از دنیا میروند، جای آنها بسیار خالی است، البته برخی حق دارند که شعار دهند ایران پر از بهشتی و رجایی است، ولی من باید بگویم که در واقعیت ایران پر از بهشتی نیست؛ البته گاهی هم برای شکستن کمر دشمن که آنها بفهمند حرکت انقلاب متکی به یک فرد نیست، تکرار این شعار ضروری است، اما با این حال جای او خالی است.
* همیشه گفته میشود که تخریب علیه شهید بهشتی بسیار بوده است، این تخریبها بیشتر از چه ناحیهای صورت میگرفت؟
** از جانب گروههای سیاسی، در آن زمان فضای باز سیاسی وجود داشت و علاوه بر آن ما تجربه کافی نداشتیم و در عین حال در کنار ما افراد نفوذی وجود داشتند که تفکر ما را قبول نداشتند، هرچند که رهبری و نفوذ و صلابت امام(ره) کشور را حفظ کرد.