تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۱۳۹۹۳۳

مصطفی ایزدی
به انتخابات شوراها نزدیک می‌شویم. درهر انتخاباتی در ایران، ‌چهار مرحله دغدغه وجود دارد. مرحله اول چه کسانی نامزد می‌شوند؟
مرحله دوم چه کسانی تایید صلاحیت می‌شوند؟ مرحله سوم با چه اطمینانی انتخابات برگزار می‌شود؟ و مرحله چهارم چه کسانی رای خواهند آورد؟
این دغدغه تنها در ذهن کسانی که نامزدی نمایندگی مجلس یا عضویت در شورای شهر و روستا می‌شوند نیست، بلکه گروه‌های سیاسی و هواداران نامزدها و حتی کسانی که به سرنوشت خود و میهن خود می‌اندیشند نیز از شروع فعالیت‌های مقدماتی تا پایان انتخابات، این دغدغه‌ها را با خود دارند.
در شرایط موجود، گروه‌ها، احزاب و جریان‌های سیاسی و هواداران آن‌ها در ایران دو دسته هستند که اصطلاحا به اصولگر یا محافظه‌کار و اصلاح‌طلب یا دوم ‌خردادی مشهور شده‌اند.
قبل از شروع مراحل چهارگانه فوق‌الذکر، بسیاری از واجدین شرایط نمی‌دانند در انتخابات شرکت می‌کنند یا نه، اما پس از گذشتن هر یک از مراحل مزبور تا روز اخذ رای، حضور یا عدم حضور هر یک از افراد جامعه‌ مشخص می‌شود و بسیار بعید است که افرادی تا روز اخذ رای دودل باشند و ندانند چه کنند. لذا به دلیل سیاسی ‌بودن مردم و آگاهی آنان از وضع موجود و جمعبندی از معایب و محاسن شرکت ‌کردن در انتخابات، واجدین شرایط تصمیم خود را قبل از روز اخذ رای می‌گیرند.
بر این اساس باید دید که عبور درست یا نادرست مسئولان اجرا و نظارت در چهار مرحله یاد شده، چه تاثیری در تصمیم مردم برای حضور در صحنه دارد؟
در مرحله اول که پا پیش ‌گذاشتن برای کاندیداتوری است، عده‌ای با توجه به دغدغه‌های بعدی، یعنی تعیین صلاحیت‌ها، سلامت انتخابات و استقبال مردم،‌ به آسانی حاضر نیستند رنج این همه دغدغه را تحمل کنند بدون اینکه افق روشنی در پیش داشته باشند، لذا خود را مطرح نمی‌کنند، همچنان که بسیاری از شایسته‌ها و افراد کاردان و با کفایت به میدان نیامده‌اند. آن‌گونه که از بعضی از استان‌ها خبر می‌رسد، ناامیدی از سه مرحله بعدی،‌ جمع زیادی از فرهیختگان را از دایره شرکت بیرون نگه داشته است.
این وضعیت البته بیش‌تر در جناح غیر محافظه‌کاران پدیدار گشته است چرا که اصولگرایان از دغدغه رد صلاحیت فارغ‌اند، چون مطمئنند که اگر سیستم نظارت، همفکر خودشان باشد (مثل مجلس هفتم) که تایید صلاحیتشان حتمی است و اگر همفکر خودشان نباشد (مثل مجلس ششم) که باز هم تایید صلاحیت می‌شوند، زیرا اطمینان دارند که اصلاح‌طلبان بنای حذف فله‌ای و گسترده را ندارند، همچنان که در انتخابات دوره دوم شوراهای اسلامی شهر و روستا، چنین نکردند.
اما در مقابل، نامزدهای اصلاح‌طلب این دغدغه همیشگی را دارند که وقتی ریش و قیچی در دست رقبای سیاسی‌شان است، امیدشان به تایید صلاحیت کم است. همچنان که در این انتخابات، عمده نیروهای کارآمد و لایق که گرایش دوم خردادی دارند، در شهرهای مهم کشور همچون اصفهان و مشهد و دیگر شهرهای بزرگ، رد صلاحیت شده‌اند. پس دغدغه تایید صلاحیت در انتخابات گوناگون، اعم از ریاست جمهوری و مجلس و شوراها و حتی خبرگان، یک جناح را نگران می‌کند و آن جناحی که خیالش راحت است، همانا جناح محافظه است.
در مورد دغدغه سلامت انتخابات، در شرایطی که هیات‌های نظارت (چه از شورای نگهبان و چه از مجلس شورای اسلامی) و هیات‌های اجرایی در سراسر کشور، یکدست و همفکر و رفیق و پشتیبان یکدیگرند. برای اصولگرایان آرامش وصف‌ناشدنی مهیاست. اما برای رقبای سیاسی این هیات‌ها، یعنی اصلاح‌طلبان دلواپسی‌های زیادی وجود دارد. وقتی قرار نیست در موقع رأی‌گیری و در موقع شمارش آراء، کسی مواظب کس دیگری باشد و ناظران، مجریان را به دلیل اینکه در یک جناح هستند، ‌قبول دارند و آنان را از هر خطایی مبرا می‌دانند، چه دغدغه‌ای برای محافظه‌کاران وجود دارد و چه اطمینانی برای اصلاح‌طلبان؟
بدیهی است در چنین مشغولیات ذهنی که ناشی از مواجهه با برخوردهای سیاسی در جریان رد صلاحیت‌هاست، اطمینان داشتن صددرصد به مجریان انتخابات که متعلق به همان جناح ناظران و ردکنندگان صلاحیت‌هاست،‌ جایگاهی ندارد. به‌ویژه این که همچون انتخابات در پیش ‌رو، مجریان انتخابات و ردکنندگان گسترده‌ نامزدهای دوم‌خردادی، همان هیات اجرایی یک دست و همفکر گروه‌ها و احزاب محافظه‌کار باشند.
امید است که وزارت کشور بتواند در این دوره، اطمینان لازم را هم در جریان تعیین صلاحیت‌ها و هم در مراحل اخذ و شمارش آراء مردم، برای اصلاح‌طلبان و هوادارانشان که در جامعه اکثریت را دارند،‌ فراهم آورد.