عمادالدین فیاضی
تحقیق و پژوهش در زندگی انسان دارای نقش بسیار با اهمیتی است و بدون تردید میتوان پیشرفتهای بشر در طی دورانهای مختلف تاریخ را مدیون پژوهش و تحقیق دانست.
انسان موجودی تجربی است به این معنا که حیات او در طول تاریخ به تدریج و براساس تجربیات نسلهای پیشین تکوین یافته و برخلاف موجودات دیگر که هر نسلی زندگی خود را از مبدا صفر آغاز میکند، انسانها بر بالای تجربه نسلهای گذشته خود تولد مییابند و علت اینکه هر نسل از افراد بشر با نسل قبل و بعدش تفاوتهای آشکاری دارد همین مساله است. تفاوتهای جزیی هر نسل با نسل دیگر، به تدریج انباشته میشود و تحول عظیمی را به وجود میآورد، به طوری که ما وقتی به انسانهای نخستین میاندیشیم درمییابیم هیچ شباهتی با انسان امروزی ندارد و زندگی آنها کاملا با انسان کنونی متفاوت است. بنابراین حتی اگر نسلهای متمادی بشر نسبت به نسلهای قبلی حالت ایستایی یا سیر قهقرایی داشته باشند باز در کل انسانها مسیر صعودی و تکاملی میپیمایند و هیچ نسلی از انسان نیست که زندگی خود را از نقطه صفر همچون مردمان نخستین آغاز کند. پس با دقت در تکوین و تکامل بشر به این نتیجه میرسیم که تکامل او براساس دو حرکت مشخص در هر نسل استوار است و این سیر تکاملی از آنجایی ناشی میشود که هر یک از نسلهای انسانی دو وظیفه مشخص بر دوش دارد. نخست مساله دستیابی به تجربیات و اندیشههای علمی نسلهای گذشته و دیگر مساله نوآوری و افزودن بر تجربیات قبلی انسانها، که از آن به عنوان پژوهش و تحقیق یاد میشود. مساله نوآوری و افزودن بر علم در واقع وظیفه هر یک از نسلهای انسانی تلقی میشود. امروزه، دست یافتن به تجربیات و اندیشههای علمی پیشینیان، با گسترش نظامهای تحقیقاتی در کشورهای مختلف صورت میگیرد و همه کشورهای جهان به دنبال این هستند که جهت دستیابی به تجربایت علمی گذشتگان روشهای بهتری در جهت تعلیم و تربیت و آموزش از طریق نظامهای تحقیقاتی ایجاد کنند. درباره نوآوری در علم یا همان پژوهش نکته حایز اهمیت این است که در حال حاضر جوامعی که ما از آنها به عنوان جوامع پیشرفته یاد میکنیم موفقیتهای خود را مدیون تحقیقات علمی میدانند. یعنی در حقیقت پیشرفتهای عظیم و موفقیتهای بزرگ در سایه توجه جدی به تحقیق و پژوهش به دست آمده است. متاسفانه در پنج قرن گذشته، کشورهای جهان سوم در این رسالت عظیم بشری سهم چندانی نداشتند در حالی که اکثر این کشورها قبل از این پنج قرن دارای دستاوردهای تمدنی بزرگی بودند و حتی بیشتر محققان معتقدند سرچشمه اصلی علم در شرق قرار داشت و از آنجا به غرب رفت. به دلیل عوامل مختلف کشورهای جهان سوم طی این مدت در تولید اندیشههای علمی شرکت فعالی نداشتند و عمدتا به جوامع مصرفکننده اندیشههای علمی تبدیل شدند. در حالی که این روند در کشورهای صنعتی پیشرفته متفاوت است آنها همانگونه که نظامهای آموزشی جدید خود را ایجاد کرده و گسترش دادند اقدام به ایجاد نظامهای تحقیقاتی نیز کردند که با توجه به دستیابی به تجربیات گذشتگان روز بروز بر نوآوری و غنای خود افزودند. همانطور که گفته شد در کشورهای فقیر و جهان سوم تلاشهایی که در راه ایجاد نظامهای تحقیقاتی و پژوهشی صورت گرفته تا به حال به نتایج چندان مطلوبی منجر نشده است. پاسخ به این سوال که چرا کشورهای جهان سومی در زمینه ایجاد نظامهای تحقیقی توفیق چندانی کسب نکردند، چندان ساده نیست. البته عوامل مختلفی مانند فقر اقتصادی، ناکارآمدی مدیریت تحقیقاتی، بودجه اندک تحقیقات اطلاعرسانی ناقص نداشتن مصونیت پژوهشگران، مشکلات معیشتی محققان، ارج ننهادن به دستاوردهای پژوهشی، عدم حمایت جدی دولت و ارگانهای دولتی و بسیاری عوامل دیگر مطرح است.
عواملی که سبب ناکارآیی پژوهش در جوامع توسعهنیافته است:
این حقیقت را باید بپذیریم که در کشورهای جهان سوم اندیشه به اندازه کافی تولید نمیشود و اندیشههای پراکندهای هم که به وجود میآیند با چرخش زندگی و ساختار جامعه پیوند برقرار نمیکنند و البته ذکر این نکته هم ضروری است که بخش اعظم و چشمگیری از اندیشههای تولید شده در کشورهای پیشرفته مرهون و مدیون تلاش پژوهشگران و محققان کشورهای جهان سوم است (در حالی که خود این کشورها از وجودشان محرومند)، در کشورهای پیشرفته جهان، محققان بخش مهمی از وقت خود را صرف آگاهی از نتیجه تحقیقات مشابه سایرین و کسب اطلاعات مربوط میکنند. بنابراین مراکز و شرکتهایی که بخواهند جایگاه خویش را در بازار فشرده رقابت جهانی حفظ کنند ناگزیرند ضمن اطلاع از پیشرفتهای تکنولوژیک حاصله روند آن پیشرفتها را نیز در سراسر جهان پیگیری کنند. به عنوان مثال شرکتهای ژاپنی اطلاعات را رگ حیاتی جنگ اقتصادی دانسته و حدود 1/5 درصد از فروش سالیانه خود را به مساله جمعآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات اختصاص میدهند در ژاپن مرکز اطلاعات علمی و تکنولوژیک که سازمان دولتی است با پرسنلی حدود 400 نفر و بودجهای معادل 901 میلیون ین – در سال - 1987 همه ساله حدود 11000 مجله علمی را جهت استخراج اطلاعات آن مجلات تجزیه و تحلیل میکند. در فرانسه به تحقیقات آکادمیک اهمیت ویژهای داده میشود، طبق برآوردهای به عمل آمده، نرخ آکادمیک بودن تحقیقات فرانسه، 1/2 درصد بیشتر از انگلستان و آلمان، 1/7 درصد بیشتر از آمریکا و 2/3درصد بیشتر از ژاپن بوده است در دنیای دانشگاهی میدان دیدها، که به درجه مشارکت در شبکههای تحقیقاتی بستگی دارد، توان راه یافتن سریع به اطلاعات پایه را که توسط ردههای مختلف فراهم آمده سنجیده و به ارزشیابی بهرهگیری از اینگونه اطلاعات مبادرت مینمایند. از این لحاظ طی سالهای 1980 تحقیقات در کشور فرانسه از کارآیی بسیار بالایی برخوردار گردیده، تحقیقات فرانسه در جهان کتاب و انتشارات به کشور انگلستان راه یافته و از این طریق در جهت انتقال نتایج خود فراتر از زبان ملی گام برداشته و همکاری با محققان خارجی گسترش یافت.
تعداد پژوهشگران
در حال حاضر، بالغ بر تعداد 120 هزار پژوهشگر در سراسر کشور فرانسه به امر پژوهش مبادرت مینمایند که از این میان تعداد 67هزار محقق دولتی و تعداد 55 هزار محقق غیردولتی میباشند. در حدود 50 درصد هزینههای پژوهشی توسط دولت تامین اعتبار میگردد. بنا به آمارهایی که وجود دارد، تعداد محققان و پژوهشگران آمریکا نسبت به کل جمعیت آنها 50 هزار نفر در یک میلیون است. اما این درصد در جامعه ایران 80 نفر در یک میلیون است.
مراکز پژوهشی
در حال حاضر مسئولیت رسیدگی بر امور پژوهشی کشور فرانسه بر عهده وزارت آموزش و پرورش و وزارت پژوهش و فناوری است. این در حالی است که وزارتخانههای دیگر از جمله وزارت بهداشت، کشاورزی و اقتصاد از سازمانهای پژوهشی خاص خود برخوردار میباشند. گفتنی است که عمده پژوهشهای کشور در دانشگاهها و سازمانهای دولتی همچون مراکز ملی پژوهش (CNRS) و موسسه ملی بهداشت و پژوهش فرانسه (Inserm) صورت میگیرد. علاوه بر این دولت فرانسه از پژوهش های غیردولتی و پژوهش هایی که در موسسات خصوصی به یژه در حوزههای هوانوردی، الکترونیک، شیمی و داروسازی صورت میگیرد، حمایت مینماید.
گسست دانشگاهها از مقوله پژوهش
یک مساله مهم برای درمان درد کشورهای جهان سومی این است که باید توجه داشته باشیم که دانشگاهها و مراکز علمی به عنوان مراکز تحقیقی هستند. بنابراین دانشگاهها در صورتی به رسالت خود واقف میشوند که ارتباط درستی با جامعه برقرار کنند. ارتباط بین جامعه و دانشگاه های جهان از انقلاب صنعتی به این طرف بیشتر شده است. پس دانشگاه ها نمیتوانند نسبت به مسایل پیرامون و جامعه خود بیتفاوت باشند. اگر کشوری میخواهد که در امر تحقیق موفق باشد باید بین مسایل جامعه و دانشگاه ارتباط برقرار کند. اگر در جامعهای مسایلی مانند تورم، دوگانگی فرهنگی، قاچاق، فقر، بیکاری، اعتیاد خودفروشی و فحشا بیداد میکند، این مشکلات باید در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی آن مورد مطالعه قرار گیرد و راهکارهای مبارزه با آنها طراحی شود. زیرا در حقیقت مراکز دانشگاهی و تحقیقاتی کانونهای مطالعه و طراحی علمی و تحقیقی برای مقابله با این مسایل به شمار میآیند. این برداشت انحرافی از مسایل جای خود را دارند و مطالعات و تحقیقات دانشگاهی باید به دور از آنها طی طریق کنند باید از جوامع در حال توسعه رخت بربندد. نباید فراموش کنیم که طراحان سیاستهای استعماری و کشورهای سلطهگر در جهان سعی میکنند که از طریق منزوی کردن دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی کشورهای جهان سوم و ایجاد گسست بین مسایل آموزش عالی و جامعه، قشر فارغالتحصیل و روشنفکر این کشورها را از مسایل جوامع خود بیخبر سازند. چرا که آنها خوب میدانند اگر قشر محقق و تحصیلکرده با اهرمهای چارهساز علمی و تحقیقی با جامعهشان هماهنگ بشوند نتایج مثبتی را برای جامعه به ارمغان میآورند. کشورهای سلطهگر خیلی خوب میدانند که پیوند دانشگاه با جامعه توان مقاومت ملتها را بالا میبرد و این پیوند میتواند ریشه استعمار و استبداد را از جوامع براندازد. اینک با توجه به مطالب پیش گفته، بهتر میتوانیم به وضعیت پژوهش و تحقیق در ایران پرداخته و روشن نماییم که از لحاظ تحقیقاتی در چه جایگاهی قرار داریم و از چه کمبودهایی در این خصوص رنج میبریم. بدون تردید تا نقاط ضعف و نقایص خویش را نشناسیم نخواهیم توانست درصدد رفع آنها برآییم. حقیقت مطلب این است که ایران نیز به عنوان یک کشور جهان سومی از سیطره سیاستهای استعماری غرب در امان نبوده بلکه آسیبهای فراوان دیده است. ما هرگز نباید فراموش کنیم که قدرت های سلطهجو ایران را به عنوان پایگاه اصلی استعمار در منطقه تلقی میکردند و همچنین حاکمیت طولانی استبداد باعث شده تا زمینه تفکر آزاد در جامعه ما خدشهدار شود. این حالت نه تنها شرایط مناسب برای رو آوردن به تحقیق را از بین برده بلکه انگیزه برای تحقیق را نیز، از جامعه برانداخته است. به طور خلاصه وجود عوامل نامناسب اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و تاریخی از توسعه تحقیقات در کشور ما جلوگیری کرده است. بنا به آمار، تعداد محقق حرفهای در کل جمعیت کشور ما از یک صد هزارم هم تجاوز نمیکند. باید توجه داشت با اتکا به تحقیق و انجام کارهای تحقیقاتی است که یک کشور میتواند خود را در جهان مطرح کند. حال که به اهمیت پژوهش و تحقیق و برخی موانع و مشکلاتی که در امر پژوهش در ایران وجود دارد، اشاره شد بایستی به راهکارهای رفع این موانع و چارهسازیها نیز اشاره داشت.
1- نخست اینکه ما با توجه به عوامل بازدارنده اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و تاریخی در ارتباط با پژوهش و پژوهشگری و آگاهی از مشکلات اساسی و بنیادین خود نباید در برنامههای اصلاحی خود به صورت سادهانگارانه برخورد کنیم و یا دچار خوشباوری شویم.
2- با توجه به کمبود شدید محقق در جامعه، این ضرورت بشدت احساس میشود که باید از توان محققان فعلی استفاده کاملی بشود و در چنین شرایطی، از هدر دادن توان نیروهای محقق از طریق تکرار پژوهشها و موضوعهای بیهوده و غیرمرتبط با نیاز جامعه بپرهیزیم.
3- مساله بعدی ضرورت هماهنگی بین رشته های مختلف دانشگاهی در مسایل تحقیقاتی است که این امر منجر به پژوهشهای تکمیلی خواهد شد.
4- ضروری است برنامهریزیهای آموزشی در جهت تربیت محقق در جامعه انجام شود. در اینجا ذکر این نکته ضروری است که در کشور ما برغم مشکلات بنیادینی که در زمینه اقتصادی و اجتماعی برای توسعه پژوهش و تحقیق وجود دارد جامعه ما از نیروهای بالقوه و پتانسیلهای بالایی از نظر تحقیقی برخوردار است. در صورتی که از این نیروها استفادههای درست و دقیقی شود میتوان گامهای موثری در پیشبرد تحقیقات در کشور برداشت. نمونههایی از این امکانات بالقوه در زمینه تحقیقاتی ابتدا در جهاد سازندگی و بعدها در جهاد کشاورزی و نیز در زمینه نظامی در طول 8 سال دفاع مقدس و در زمینه انرژی هستهای نمود عینی یافته است.
5- از دیگر پتانسیلهای قوی تحقیقی و پژوهشی کشور، حضور گسترده محققان ایرانی در خارج از کشور و در محافل تحقیقاتی جهان هست که جذب این محققان دور از وطن و علاقمند به بازگشت به ما در پیشبرد امر تحقیق و استاندارد کردن تحقیقات ایرانی با پژوهشهای جهانی کمک زیادی میکند. جذب محققان چه در خارج و چه آنها که در داخل هستند کار سادهای نیست و باید برای آنها جاذبههایی ایجاد کرد که با رغبت و رضایت خاطر جذب موسسات و سازمانهای تحقیقاتی کشور شوند. این جاذبهها عبارتند از:
1- ایجاد جاذبههای انتشاراتی و تحقیقاتی، یک محقق بیش از همه انتظار دارد که پس از زحماتی که در راه تحقیق کشیده است اثرش منتشر بشود و ثمره تحقیقاتش را به صورت منتشر شده ببیند.
2- ایجاد جاذبه های اطلاعاتی برای محققان، یعنی با ایجاد و گسترش بانکهای اطلاعاتی در موسسات تحقیقاتی، امکان گردآوری و تهیه دادههای مورد نیاز پژوهشگران را فراهم کنیم. امکاناتی مانند بوجود آوردن کتابخانههای تخصصی و مناسب و نیز ارتباط گسترده با شبکه های اطلاعاتی از جمله اینترنت ضروریات توسعه در امر پژوهش است.
3- رفع نیازهای معیشتی بیتردید، ایجاد جاذبههای اقتصادی در جهت رفع نیازهای معیشتی از مهمترین مولفههای اساسی در گسترش فرهنگ پژوهشی در جامعه است. متاسفانه در کشور ما هنوز در بیشتر مراکز و موسسات تحقیقاتی حقالتحقیق به ازاء کارهای فکری بر اساس ساعت است نه ارزش کار. این درحالی است که اساسیترین مرحله تحقیق زمانی است که محقق به ظاهر به کاری اشتغال ندارد نشسته و فکر میکند.
4- ایجاد جاذبههای بینالمللی، بسیاری از محققان ایرانی علاقمند هستند که پژوهش های آنها در مجامع تحقیقاتی و فرهنگی بینالمللی مطرح بشود و نظریاتشان در چهار دیواری داخلی کشور محصور نماند تا امکان بحث، جدل و کنکاش بیشتری درباره آن در سطح جهانی وجود داشته باشد. به طور کلی اهم مشکلات در زمینه تحقیقاتی در کشور را میتوان به صورت زیر بیان کرد:
1- مسائل فرهنگی:
به جرات میتوان گفت تحقیق در سطوح گوناگون کشور ما جزئی از فرهنگ نیست. نه در حوزه سیاست و اقتصاد و فرهنگ و جامعه و نه در سطح عامه مردم و خواص و مدیران و سیاستگذاران و تصمیمسازان و تصمیمگیران و مجریان، فرهنگ تحقیق وجود ندارد. این امر البته خود ناشی از دلایل متعددی است که مهمترین آنها عدم احساس نیاز به تحقیق به دلیل وجود وابستگی و انحصارات و عدم وجود رقابت از بعد کیفیت و هزینه در همه حوزهها و سطوح است. نکته قابل توجه آنکه، به رغم وجود مشکلات متعدد در زمینههای گوناگون اجتماع، پرسشها و سوالهای تحقیقاتی مورد نیاز کشور هنوز بدرستی احصا و تعیین نشدهاند و با این حال متاسفانه پژوهش های انجام گرفته و درحال انجام کشور بیشتر با تکیه بر فرم صورت میپذیرد تا تکیه بر محتوا.
2- مشکلات مالی:
از جمله سطوح نازل سهم تحقیقات در تولید ناخالص ملی، سطح اندک سرمایهگذاری بخش خصوصی در فعالیتهای تحقیقاتی و سطح نازل بهرهبردای از ظرفیتهای انسانی، مالی و فیزیک تحقیقاتی است.
3- ضعف مدیریت:
این مشکل به صورت گسسته بودن رابطه آموزش، تحقیقات و صنعت، حاکمیت قوانین دست و پاگیر اداری و مالی، ناکارآیی در مدیریت علمی، عدم تمرکز و سیاستگذاری، تمرکززدایی در اجرا، عدم توجه به اولویتها و نیازهای تحقیقاتی، ضعف جامع نگر، ابتلا به روزمرگی، فقدان نگرش آینده نگر، فقدان نظام نظارت و ارزیابی بر روند توسعه تحقیقات در کشور و مسایلی از این دست تجلی مییابد.
4- ضعف ارتباطات:
وجه مشخصه آن نامطلوببودن ارتباطات میان بخش تحقیقات با اقتصاد، صنعت سیاست، فرهنگ و جامعه، ضعف ارتباط با دنیای پویای علم و فنآوری، ضعف مفرط پایگاههای اطلاعرسانی و مانند آن است.
5- ضعف نیروی انسانی:
در بحث ضعف نیروی انسانی میتوان به کمبود تعداد محققان، تساهل و کمکاری در ابداع تولید دانش و تحمل نکردن مشکلات برای نیل به نتیجه تحقیق، سطح نازل دانش روز در میان محققان و پژوهشگران، ضعف جایگاه معنوی و اجتماعی محققان و موارد مشابه اشاره کرد. آنچه بیش از همه ضرورت آن احساس میشود و در روزگار ما در حکم کیمیاست، وجود جریانی فرهیخته، درد آشنا، آشنا به جایگاه پژوهش و معترف به ارزشمندی وجود محقق و پژوهشگر است که از عبودیت نظریهها و آرا و دیدگاههای مسلط غربی در حوزه پژوهش، هم زمان با شناخت کامل آنها رهیده باشد و عقلانیت جاری و ساری در فرهنگ و سنن و رسوم این ملت را به درستی بشناسد و دغدغه او حل مشکلات عدیده کشور با تکیه بر توان نیروهای بومی از طریق ارتقای جایگاه پژوهش و پژوهشگری باشد.