احمد شیرزاد/ نماینده سابق مجلس
سناریوی نخست
اسرائیل تمام توافقهای صلح را نقض کرده است. چیزی به اسم دولت خودگردان فلسطینی دیگر وجود خارجی ندارد. ارتش اسرائیل بیش از یک دهه است که علاوه بر لبنان در کرانه غربی رود اردن و نوار غزه مستقر است. تمام مناطق فلسطینینشین توسط حاکمان نظامی اداره میشوند. در داخل اسرائیل طرفداران صلح در اقلیتند. در هر هفته به طور میانگین 10 نفر در حملات انتحاری کشته میشوند. اسرائیل همچنان در منطقه منزوی است. افکار عمومی جهان عرب و مسلمانان به شدت بر ضدآمریکا و اسرائیل است. فضای سرد و تیرهای نیز بر روابط بین دولتهای عرب و مسلمانان با اسرائیل حکمفرما است.
سناریوی دوم
تانکهای جبهه متحد ضدصهیونیستی (مرکب از حزبالله لبنان، سوریه، ایران و جنبش شیعی عراق) بیش از 15 کیلومتر در داخل خاک اسرائیل پیشروی کردهاند. شهرهای شمال اسرائیل در تیررس توپخانه دوربرد این جبهه قرار گرفته اند. شهر حیفا خالی از سکنه است. منطقهای وسیع در جنوب لبنان و شمال فلسطین به آوردگاه لشگرهای زرهی طرفین تبدیل شده است. و هر چند روز یک بار دست به دست میشوند. جنگ فرسایشی سالیانه دهها هزار کشته از دو طرف برجا میگذارد. اقتصاد تمام منطقه فلج شده است. مردم حسرت سالهای آغازین هزاره سوم را میخورند. میلیونها نفر در کشورهای اطراف آواره و بلاتکلیفند. هیچ یک از طرفین قادر به دستیابی به یک نتیجه قاطع در صحنه نظامی نیستند.
سناریوی سوم
در واکنش به شلیک موشک هستهای حزبالله رژیم صهیونیستی شهرهای بیروت، دمشق، صیدا، نابلس و صور را با بمبهای سنگین هستهای که توسط هواپیماهای فوق پیشرفته آمریکایی رها شدند، هدف قرار داد. تمام ارتباطات با شهرهای یاد شده قطع است. شدت تابشهای رادیواکتیو به حدی است که گروههای امداد امکان نزدیکی به مناطق ویران شده را ندارند. در شعاع 50 کیلومتری از محل فرود بمبها اجساد زیادی در کنار مزارع سوخته و جادهها دیده میشود. دهها هزار آسیبدیده که به شدت سوختهاند نیمه جان خود را به مناطق اطراف رساندهاند اما هیچیک از بیمارستانهای منطقه تجهیزات کافی برای مداوای عوارض تابشهای هستهای را ندارند. رادیوهای محلی شهرهای اطراف به مردم هشدار دادهاند که به بیماران آسیبدیده از تابشهای هستهای نزدیک نشوند. هیچکس نمی داند چه باید بکند. حزبالله حمله محدود هستهای خود را در واکنش به بمباران وحشیانه هواپیماهای اسرائیل که طی آن صدها شهروند غیرنظامی در اردوگاههای آوارگان لبنانی کشته شده بودند، انجام داده بود. اسرائیل نیز این بمباران را به بهانه عملیات کماندوهای حزبالله در نفوذ به شهرهای اسرائیل که طی آن ده شهروند اسرائیلی کشته شده بودند انجام داده بود. و...
سناریوی چهارم
ارتش اسرائیل برای هفتمین بار در مناطق شمالی لبنان مستقر شد و تا نزدیکی بیروت به پیش رفت. اسرائیل پس از سومین حمله خود به لبنان مدعی شده بود که جنبش حزبالله را کاملا از بین برده است اما در فاصله زمانی کوتاهی سه جنبش جدید لبنانی اعلام موجودیت کرده و با حملات ایذایی خود ارتش اسرائیل را مجبور به عقبنشینی از لبنان و پذیرش آتشبس کردند. جنبشهای مخفی ضداسرائیلی در لبنان مورد حمایت جنبشهای جدید فلسطینی که پس از اعلام انحلال فتح و حماس در فلسطین شکل گرفتهاند قرار دارند. از سوی دیگر جوخههای ترور صیهونیستی نیز در کشورهای عربی فعالند و هراز چندگاهی اعلام میکنند که چهرههای کلیدی جنبشهای ضد صهیونیستی را به قتل رساندهاند. فضای شهرهای خاورمیانه ناامن است.
سناریوی پنجم
مذاکرات صلح خاورمیانه همچنان در فضایی از ابهام قرار دارد. هر چند اسرائیل پس از 15 سال اشغال جنوب لبنان و تحمل خسارتهای فراوان سرانجام در سال 2021 از لبنان عقب نشست. اما کماکان صلح در خاورمیانه فقط یک آرزو است. هنوز میلیونها فلسطینی آوارهاند.
همه متتظرند ببینند در انتخابات آینده کدام حزب در آمریکا قدرت را به دست میگیرد. آمریکاییها پس از یک دهه تلاش اعلام کردند رویای خاورمیانه بزرگ آرزویی دستنایافتنی است. استراتژیستهای آمریکایی از آن هنگام تاکنون موفق به ارائه برنامهای که صلح، توسعه و دموکراسی را در خاورمیانه حاکم کند، نبودهاند.
سناریوی ششم
یک سناریوی سفید به هر شکلی که شما آرزو میکنید.
بازگشت به امروز
به راستی کدام تصویر را برای خاورمیانه 20 سال دیگر در ذهن داریم؟ سوالی که اساسی است آن است که آیا با ادامه روش های خشونتآمیز ضد دموکراتیک در خاورمیانه که عموما از رفتارهای زورمدارانه صهیونیستها سرچشمه میگیرد می توان انتظار خاورمیانهای آرام و پیشرفته داشت؟ آیا میتوان همه فلسطینیها یا همه یهودیان منطقه را به دریا ریخت و انتظار داشت که در پی آن خاورمیانهای امن و آرام برای همه وجود داشته باشد؟ آیا میتوان احساسات و تمایلات دهها میلیون مسلمان منطقه را نادیده گرفت و انتظار داشت ظرف 20 سال آینده مردم منطقه با تحمیل خواستههای اسرائیلیها و آمریکاییها احساس امنیت و توسعه کنند؟ و بالاخره آیا اساسا امکان دارد به خاورمیانهای فکر کرد که در پناه تفوق کامل نظامی و امنیتی یک طرف قضیه و اضمحلال کامل سیاسی و نظامی طرف مقابل آرامش یافته باشد؟
و سرانجام تحقق یک سناریوی سفید و امیدبخش در خاورمیانه مستلزم چگونه رفتاری از سوی نیروهای تاثیرگذار است و نقش نیروهای صلحدوست و دموکراسیخواه در سراسر دنیا در این میان چیست؟ اینها پرسش هایی است که پاسخ به آنها از ورای اخبار روزمره درگیریها کار دشواری است.