تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۱۴۰۱۲۸

سید احسان رئیس الساداتی
فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّةِ یُجْحِفُ بِرِضَى الْخَاصَّةِ وَ إِنَّ سُخْطَ الْخَاصَّةِ یُغْتَفَرُ مَعَ رِضَى الْعَامَّةِ وَ لَیْسَ اءَحَدٌ مِنَ الرَّعِیَّةِ اءَثْقَلَ عَلَى الْوَالِی مَئُونَةً فِی الرَّخَاءِ وَ اءَقَلَّ مَعُونَةً لَهُ فِی الْبَلاَءِ وَ اءَکْرَهَ لِلْإِنْصَافِ وَ اءَسْاءَلَ بِالْإِلْحَافِ وَ اءَقَلَّ شُکْرا عِنْدَ الْإِعْطَاءِ وَ اءَبْطَاءَ عُذْرا عِنْدَ الْمَنْعِ وَ اءَضْعَفَ صَبْرا عِنْدَ مُلِمَّاتِ الدَّهْرِ مِنْ اءَهْلِ الْخَاصَّةِ وَ إِنَّمَا عَمُودُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّةُ لِلْاءَعْدَاءِ الْعَامَّةُ مِنَ الْاءُمَّةِ، فَلْیَکُنْ صِغْوُکَ لَهُمْ وَ مَیْلُکَ مَعَهُمْ.

خواص و نزدیکان کسانى هستند که به هنگام فراخى و آسایش بر دوش والى بارى گران‏اند و چون حادثه‏اى پیش آید کمتر از هر کس به یاریش برخیزند و خوش ندارند که به انصاف درباره آنان قضاوت شود . اینان همه چیز را به اصرار از والى مى‏طلبند و اگر عطایى یابند ، کمتر از همه سپاس مى‏گویند و اگر به آنان ندهند ، دیرتر از دیگران پوزش مى‏پذیرند. در برابر سختیهاى روزگار، شکیباییشان بس اندک است. اما ستون دین و انبوهى مسلمانان و ساز و برگ در برابر دشمنان، عامه مردم هستند، پس، باید توجه تو به آنان بیشتر و میل تو به ایشان افزونتر باشد. (نامه 53 حضرت علی(ع)خطاب به مالک اشتر)
امام(ره) به حقیقت مردم را باور کرده بود و به حمایت و دلدادگى آنان نسبت به ارزشهاى دینى، اعتقادى راسخ داشت. ایشان به این نکته واقف شده بود اگر با مردم صادقانه سخن گفته شود و صمیمانه براى آنها کار شود، حتما در مراحل سخت و تنگ، به یارى حکومت قیام خواهند کرد؛ آن چنانکه در انقلاب اسلامى این حقیقت را به تمام جهانیان به اثبات رسانده اند. به این سخن امام(ره) دقت کنید:
«ما در مشکلات باید متوسل بشویم به ملت؛ ملتى که بحمدالله مهیا براى کمک و فداکارى بوده و هستند. با فداکارى ملت بحمدالله مراحلى را که بسیار اهمیت داشت پشت سر گذاشتیم و موانع مرتفع شد.»( صحیفه نور، ج 7، ص 135)
روش و شیوه امام خمینى(ره) در زمامدارى و حکومت که برگرفته از سنت پیامبر(ص) و حکومت علوى بود، بر اساس احترام به مردم به عنوان حامیان اصلى نظام حکومتى، پى ریزى شد و ایشان از همان آغاز پیروزى و حتى پیش از آن و مناسبت هاى گوناگون بر مراجعه به آراء عمومى و برگزارى انتخابات، تأکید کرد. امام (ره) در باب قدرت و نقش مردم مى گوید:
«اگر مردم پشتیبان یک حکومتى باشند، این حکومت سقوط ندارد. کارى نکنید که مردم از شما بترسند کارى بکنید که مردم با شما صحبت کنند.»( همان، ج 7، 253)
«...نقش ملت را شما مشاهده کردید. سلائق مختلفى در عرصه‌ى زندگى اجتماعى در میان ملت وجود دارد؛ حرفشان را می‌زنند، هرکدام نظرشان را بیان می‌کنند؛ اما آنجائى که احساس می‌کنند که پاى دشمنى با نظام در میان است، آنجائى که احساس می‌کنند دستى دارد حرکتى را براى ضربه زدن به نظام اداره می‌کند، مدیریت می‌کند،مردم از آنها کناره می‌گیرند؛ ولو او همان شعارى را بدهد که این آحاد مردم به آن شعار معتقد هم باشند؛ مى‌بینند که او بدخواه است، خودشان را کنار می‌کشانند. این مسئله‌ى مهمى است...» (بیانات در سالروز عید سعید مبعث 29/04/1388)
چرا بعد از حوادث فتنه گون و تلخ بعد از انتخابات بعضی خواص به رسالت واقعی خود عمل نکردند؟
همواره از برنامه های فتنه گران ایجاد دودلی و تزلزل و تردید در دل خواص بود.اعتقاد راسخ و ایمان محکم و بدون تزلزل بهترین وسیله برای دفاع از صراط مستقیم است.شاید به همین دلیل است که از نخستین سنگرهایی که مورد حمله قرار گرفت،اعتقاد خواص بود و فتنه گران تلاش کردند با ابزار و برنامه های مختلف خواص را دچار تردید و دودلی سازند و هر زمان که به این مهم توفیق می یافتند نفوذ در سایر سنگرها و نیروهای مقابل برایشن بسیار آسان میشد.
از دیگر برنامه های جریان فتنه جذب نیروهای اصیل و سرمایه گذاری برای شکار نخبگان و نیروهای موثر است. نیروهایی که دارای شعور اجتماعی هستند و نسبت به مسائل مختلف حساس اند. نیروهایی که حرف آنها میان توده ها و اقشار گوناگون دارای نفوذ است و موضع آنها در تشخیص چالشها و حوادث تعیین کننده است.
اگر دشمن بتواند با نفوذ در درون جبهه حریف نیروهای موثر و کارآمد را جذب کند به سهولت میتواند بر آنان پیروز شود و سخت ترین ضربه ها را با همین با همین نیروها وارد سازد. در نتیجه از دیرباز جذب نیرو از جبهه مقابل جزو سیاستهای همیشگی طرفین دعواست. به همین دلیل، یکی از نگرانی های عمده ای که با پیدایش فتنه پدید می آید منحرف شدن نیروهای اصیل و وفادار به حرکت است و فتنه گران با استفاده از شیوه های مختلف و با ترفندهای گوناگون این کار را انجام میدهند.
در این حوادث عده ای از خواص گوش کردند و به دریای ملت پیوستند و باز هم عده ای از خواص گوش نکردندو... اما علاج این درد چیست؟
«... عقل سالم حکم میکند و شرع هم همین را قاطعاً بیان میکند: علاج عبارت است از صراحت در تبیین حق، صراحت در بیان حق. وقتى شما مى‌بینید یک حرکتى به بهانه‌ى انتخابات شروع میشود، بعد یک عامل «دشمن»ى در این فضاى غبارآلوده وارد میدان شد، وقتى مى‌بینید عامل دشمن - که حرف او، شعار او حاکى از مافى‌الضمیر اوست - آمد توى میدان، اینجا باید خط را مشخص کنید، اینجا باید مرز را روشن کنید. همه وظیفه دارند؛ بیشتر از همه، خواص؛ و در میان خواص، بیشتر از همه، آن کسانى که مستمعین بیشترى دارند، شنوندگان بیشترى دارند. این وظیفه است دیگر: مرزها روشن بشود و معلوم بشود که کى چى میگوید. اینجور نباشد که باطل، خودش را در لابه‌لاى گرد و غبارِ برخاسته‌ى در میدان مخفى کند، ضربه بزند و جبهه‌ى حق نداند از کجا دارد ضربه میخورد. این است که حرف دو پهلو زدن، از خواص، مطلوب نیست. خواص باید حرف را روشن بزنند و مطلب را واضح بیان کنند...» ( دیدار با اعضای شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى‌29/10/1388)
«... توده‌ى مردم راه خود را ادامه میدهد؛ راه خدا را، راه اسلام را، راه جمهورى اسلامى را، راه پیاده کردن احکام الهى را، راه رسیدن به عزت و استقلال در پناه اسلام را. ملت حرکتش این است...» (بیانات در دیدار 19/11/1388 فرمانده و پرسنل نیروى هوائى ارتش )
آیا خواص باز هم اشتباه خواهند کرد؟!