*دکتر "مشعل"، در غزه چه اتفاقی در حال جریان است؟ آیا امکان قطع محاصره وجود دارد؟
**ما با آقای "لاورف" مسئله محاصره را مورد بحث و بررسی قرار دادیم. در روسیهاین درک وجود دارد که محاصره غزه باید لغو گردد. محاصره چهار سال است که ادامه دارد، دیوار جدیدی در حال ساختن است، میخواهند با این دیوار دور تا دور غزه را پوشانده تا محاصره را شدیدتر کنند. در مسکو از ما سوال میکردند که اگر تبادل اسراء به همان طوری که طرف اسرائیلی میخواهد، انجام شود، آیا محاصره غزه نیز لغو خواهد شد؟ پاسخ این است که اگر تبادل انجام میشد، در آن صورت محاصره کمی ضعیفتر میشد، اما کاملاً لغو نمیشد.
از طرف دیگر، اگر نیروهای فلسطینی با یکدیگر آشتی میکردند، این امر نیز تا حدی باعث تضعیف محاصره میشد، ولی این موضوع را کاملاً مرتفع نمیکرد. اسرائیل اسارت "شالیت" را بهانهای برای تشدید محاصره کرده است. برخی نیروهای منطقهای عرب نیز میگویند که وحدتی در میان نیروهای فلسطینی وجود ندارد. این موضعگیری آنها نشان از آن دارد که آنها تمایلی برای مشارکت در لغو محاصره غزه ندارند. بنظر من، این مواضع ساختگی و بیمورد است.
*به نظر شما دلیل واقعی محاصره چیست؟
**محاصره با اسارت "گیلاد شیلات" در تابستان سال 2006 و پس از درگیری میان فلسطینیها در تابستان سال 2007 آغاز نشده است. محاصره سریعاً پس از آنکه حماس در انتخابات ژانویه سال 2006 پیروز شد، آغاز گردید. پس از این تحول بود که تمامی پرداختها، جابجائی بارها و صدور برق سریعاً متوقف شدند. دلیل واقعی محاصره تلاش برخیها برای سلب قدرت از جنبش حماس، انجام کودتای واقعی و محروم کردن جنبش حماس از وزن سیاسی خود که چهار سال پیش در انتخابات پیروز شد، میباشد. نیروهائی وجود دارند که نمیخواهند حماس را به عنوان نیروی سیاسی ببینند. این دلیل واقعی محاصره است.
*این نیروها که اصلاً نمیخواهند حماس را به عنوان نیروی سیاسی ببینند، چه کسانی هستند؟
**این نیروها آمریکائیها، اسرائیلیها و برخی کشورهای عربی هستند. آمریکائیها با این کار خود میخواهند حماس را در برابر این انتخاب قرار دهند که اگر میخواهید بخشی از بازی سیاسی باشید، باید تابع شرایط ما باشید. آنها میخواهند تا ما در بازی آنها شرکت کنیم، بازیای که قواعد آن را خودشان تعیین کردهاند. شرایط "گروه چهارجانبه صلح خاورمیانه" - قواعدی است که آنها برای بازی تعیین کردهاند. آنها فکر میکنند که اگر حماس با شرایط آنها موافقت نمیکند، در آن صورت باید بازی را ترک کند. آنها فکر میکردند که فشار قوی، تشدید محاصره و در نهایت جنگ، حماس را مجبور خواهد کرد تا با شرایط آنها موافقت کرده و از سیاست خارج شود.
*آیا کارتر پیشنهادات جدید آمریکائیها از طرف اوباما را به حماس ارائه نکرده بود؟
**جیمیکارتر در دسامبر 2009 به غزه آمده بود. او همان درخواستهایی را از ما داشت که گروه چهارجانبه صلح خاورمیانه از ما طلب میکند. تنها شکل این درخواستها کمی بهتر و نرمتر بود، ولی از نظر اصولی هیچ چیز جدیدی در آنها وجود نداشت. این درخواستها در واقع همان قواعد آمریکائی برای بازی است. من از آقای "کارتر" بخاطر تمایل صمیمانه ایشان برای کمک به ما و کمک به اوباما تشکر کردم. اما از او خواهش کردم تا این درخواستها را کنار بگذارد، زیرا مشکل در این نیست که فرمولبندیها را کمی نرمتر کرد، مشکل در این است که اصل را باید تغییر داد و قواعد بازی را نباید به ما تحمیل کرد.
*چرا آمریکاییها به دنبال تحمیل شرایط خود به حماس هستند؟
**ما این مسئله که برای کار با آمریکائیها باید حتماً و بطور یک جانبه یک سری شرایط رعایت کنیم را نوع توهین و بیاحترامی به خود تلقی میکنیم. این مسئله از نظر سیاسی غیرقابل قبول است، چرا که برای شروع دیالوگ ضروری است تا هر دو طرف شرایط را ارائه کرده و دربارة آنها به توافق برسند. من از "جیمیکارتر" سوال کردم که چرا دولت اوباما مذاکرات را بدون هیچگونه شرایطی با ایران آغاز کرد. آنها دقیقاً همین کار را با سوریه کردند و بدون هیچ گونه شرطی تماسهای خود را با آن کشور آغاز کردند. آنها دقیقاً همین گونه و بدون هیچگونه شرطی با اسرائیل کار میکنند، کشوری که افراطگرای واقعی بنام "لیبرمن" در شاکله حکومت آن قرار دارد.
ما از مردمان دیگر خود را کوچکتر نمیدانیم و بر همین اساس از شرایط آنها تبعیت نخواهیم کرد. محاصره، وسیلهای برای فشار سیاسی بر مردم فلسطین است. خیلی بیرحمانه است که 1،5 میلیون نفر را زیر این محاصره قرار دادهاند و آنها را از همه چیز، از دارو، کتابهای درسی و بسیاری از ملزومات ابتدائی دیگر محروم کردهاند. حتی بازسازی خانهها امکانپذیر نمیباشد. این مسئله بسیار دردناک است. در این میان قاطعیت حماس و اینکه مردم فلسطین مصممتر شده و تمایل ندارد تا از آنها تبعیت کند، برای آنها بسیار غیرمنتظره بود. هر کس که به غزه سفر میکند، تعجب میکند که مردم چگونه در شرایط محاصره نظم را برقرار کرده و با یکدیگر تعامل بسیار مثبتی دارند. اگرچه مردم حتی وسیلهای ندارند تا خانههای خراب خود را تعمیر کنند، اما روحیه خود را از دست ندادهاند. آنها به سختی، ولی با شایستگی به زندگی خود ادامه می دهند. من اعتقاد دارم که نتیجه اصلی سیاسی این چهار ساله این بود که حماس از پیروی از شرایط غربیها امتناع ورزید، شرایطی که ابرقدرتهای بزرگ برای کشوری کوچک آماده کرده بودند.
*آیا در این میان روسیه نیز بر پذیرش شروطی از سوی حماس تأکید دارد؟
**وقتی که آقای سلطانوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه چند ماه پیش با ما ملاقات کرد، من به او گفتم که شما بیدلیل در گروه چهارجانبه صلح خاورمیانه باقی ماندهاید، زیرا آنها برای ما شرایط تعیین میکنند و شما بدون هیچ گونه شرایطی با ما تعامل میکنید. نتیجه این میشود که روسیه به تعامل با گروههای فلسطینی در واقع قواعد گروه چهارجانبه را نقض میکند. من تقاضا کردم تا خواهش مرا در مورد اینکه روسیه از گروه چهارجانبه صلح خاورمیانه خارج شود را به آقای مدویدیف و آقای پوتین ارجاع دهند. دولت روسیه هیچ گونه شرایطی را برای ما تعیین نمیکند، تعامل ما گسترش مییابد و این مسئله بسیار قابل ستایش است. اگر حماس قدرت این را دارد که از دیکتاتوری آمریکا تبعیت نکند، این مسئله میتواند نمونهای برای دیگر قدرتها در جهان شود. ما روشنفکران روسیه و انسانهای فرهیخته و آزاد جهان را فرا میخوانیم تا از شرایط آمریکائیها تبعیت نکرده و با آنها موافقت نکنند.
*آیا به نظر شما روشنفکران روسیه شرایط آمریکا را قابل قبول میدانند؟
**ما هم یک چنین روشنفکرانی را داریم، ولی آنها همیشه در اقلیت هستند.
*اگر روسیه از گروه چهارجانبه صلح خاورمیانه خارج شود، این مسئله پتانسیل روسیه در روند صلح خاورمیانه را تضعیف نخواهد کرد؟
**پتانسیل روسیه اصلاً تضعیف نخواهد شد، بلکه بهعکس مسکو با حضور در گروه چهارجانبه مواضع خود را تضعیف میکند. اگر روسیه از این گروه خارج شود، نفوذ خود را افزایش داده و در مقابل مشروعیت گروه چهارجانبه صلح خاورمیانه بدون حضور روسیه بسیار ضعیف خواهد شد. در حال حاضر غرب در دو جبهه (جبهة نظامی و معنوی) با شکست مواجه شده است. چرا روسیه باید اعتبار و حیثیت خود را با کسانی که دستاوردهای گذشته خود را به هدر دادهاند، مرتبط نمای
*بسیاری از مردم در خصوص معمای فلسطینیها فکر میکنند، علت مقاومت مردم فلسطین در چنین شرایط ناامیدانهای چیست، چگونه میتوان در این شرایط سخت زندگی کرد و به آینده امیدوار بود؟
**فکر میکنم که تمامی انسانهای آزادیخواه جهان و فلسطینیها از یک جنس هستند. اگر مردم رهبران خود را خود انتخاب کنند، در این صورت مبارزه این ملت آگاهانه خواهد بود. فلسطینیها دو تفاوت دارند که ریشههای آن در سیاست نیست، بلکه در فرهنگ مذهبی ما، مسیحیان و مسلمانان است. در قرآن فلسطین، سرزمین مقدس و مبارک نامیده شده است. فلسطین در انجیل و تورات نیز اینگونه نامیده شده است. در قرآن گفته میشود که «باد به طرف سرزمینی میوزد که خداوند آن را برای مردم برکتدار نامیده است». فلسطین به عنوان سرزمین پربرکت، شرافتمند و مقدس توصیف شده است. سرزمین دیگری وجود ندارد که اینگونه نامیده شده باشد. این برکت بر سرزمین، مردم و گیاهان تسری مییابد. برکت تمامی سلولهای مردم فلسطین را پُر کرده است.
بهمین خاطر است که مردم این قدر مقاومت از خود نشان میدهد. مردم قدرت خود را از چشمهای میگیرند که تمامی ندارد. قرآن فلسطینیها را نِفلیم مینامد. بسیاری از عربها خودشان را با فلسطینیها مقایسه میکنند و این طبیعت ویژه مقاومت فلسطینیها را خاطر نشان میکنند. دانشمندی سالها پیش گفت که خداوند فلسطینیها را برای این انتخاب کرده که آنها توانستند خودشان را با سختیهای آزمایشات مطابقت دهند، زیرا فلسطین همیشه صحنه جنگ و مبارزه بوده است. فرزندان ما مقاومت و ایستادگی را با شیر مادر خود جذب میکنند.