روسیه و خاورمیانه
روسیه پساکمونیسم به تبع سه رویکردی (غرب گرایی، شرق گرایی و عمل گرایی)(1) که انتخاب کرد سه گونه بازی را در حوزه خاورمیانه به نمایش گذاشت. در رویکرد اول به علت غرب گرا بودن اکثر دولت مردان تاثیر گذار همان سیاستهایی را دنبال کردند که غرب در پیش گرفته بود. اگر چه بین روسیه و اسراییل کش و قوسهایی را می توان در این دوره دید اما عموما جهت گیری روسیه به سمت بهبود و گسترش روابط با آمریکا بود. با وجود اینکه خاورمیانه برای باریس یلتسین، رئیس جمهور وقت روسیه در اولویت قرار نداشت اما یک چشمش همیشه به تحولات خاورمیانه و مسائل اسراییل و فلسطین بود.
از سال 1996 که یوگنی پریماکف، شرق شناس معتقد به سیاست چرخش به شرق بر کرسی ریاست دیپلماسی روسیه نشست اوضاع فرق کرد و روابط بیشتر به سمت چین، هند و ... گرایش پیدا کرد.(2) نوع رابطه روسیه با اسراییل در این دوره که تا زمان روی کار آمدن ولادیمیر پوتین طول کشید، تا حدودی می تواند موازی با دوران جنگ سرد تعریف شود. اما شرایط در دوران پوتین نسبت به هر دو دوره متفاوت بود زیرا با نگاهی که او به صورت بندی نظام بینالملل و وضعیت خاورمیانه داشت، روسیه می بایست واقعی تر، هوشمندانه تر و محتاط تر عمل می کرد تا کشورش را بار دیگر به عنوان یک قدرت جهانی معرفی کند. بنابراین شایسته است روابط بین روسیه، اسراییل و فلسطین در سطوح دوجانبه، منطقهای و بینالمللی مورد بررسی قرار گیرد.
روسیه – اسراییل روابط دو جانبه
روسیه به دلایل مختلف علاقه مند است که با اسراییل روابط حسنه داشته باشد. در حال حاضر روابط بین دو کشور در سطح سفیر است یعنی در بالاترین سطح ممکن. حتی روسیه در شهر حیفا کنسولگری دارد. در چند ماه اخیر شیمون پرز، رئیس جمهور و بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسراییل به مسکو سفر کرده و در خصوص تحولات بینالمللی و بخصوص منطقهای با یکدیگر به گفت و گو و تعامل پرداخته اند. «مارک کاتس»، کارشناس مسائل بینالملل در مقاله «Middle East Strategy at Harvard» دلایل متعددی را برای روابط دوستانه روسیه و اسراییل بر شمرده است که می توان از عناوین زیر نام برد:
رشد تجارت دوجانبه میان روسیه و اسرائیل، کمک نیروهای امنیتی اسرائیل به روسیه در مبارزه با مخالفان مسلمان در داخل این کشور و همچنین تکنولوژی اسرائیل، امکانات فروش سلاح های روسیه به کشورهای دیگر به خصوص هندوستان را افزایش می دهد. وی معتقد است که اسرائیل دارای یکی از منابع پیشرفته تکنولوژی نظامی است، که روسیه نیز به این منابع نیازمند است. زیرا در تولید این نوع منابع مشکلاتی دارد و نمی تواند آن را از کشورهای غربی دیگر بدست آورد.(4)
در آوریل 2009 نیز بر اساس توافق طرفین تل آویو متعهد شد تا هواپیمای بدون خلبان به مسکو تحویل دهد. طبق این قرارداد روسیه از اسرائیل 10 هواپیمای بدون خلبان به هزینه 50 میلیون دلار خریده است. که در نظر تعداد آنها را به 50 فروند برساند. این تکنولوژی می تواند روسیه را در اهداف اطلاعاتی (جاسوسی) بخصوص در مرزهایش کمک کند.(5)
حتی به اعتقاد بسیاری از تحلیل گران، لابیهای اسراییل در روسیه باعث شده اند کهاین کشور سامانه موشکی اس 300 را بهایران تحویل ندهد. ضمانت اجرایی آن را نیز فروش هواپیماهای بدون سرنشین به روسیه قرار داده است. در واقع روسیه به اسراییل پیام داده است که در صورتی از حمایت سیستم های دفاعی و موشکی ایران دست بر می دارد که تل آویو هواپیماههای بیشتری در اختیارش بگذارد.(6) در زمینه فرهنگی نیز می توان بهاین مسئله اشاره کرد که بیش از یک میلیون روسی تبار در اسرائیل زندگی می کنند. حتی پنج وزیر کابینه نتانیاهو از جمله وزیر امور خارجه آن «آویگدور لیبرمن» روس تبار هستند که این مساله تاثیر زیادی بر روابط سیاسی و فرهنگی آنها خواهد داشت.
البته روابط بین این دو همیشه مسیر همواری را طی نمی کند. مسکو در برخی موارد سیاست های اسراییل درباره فلسطین را علنا به انتقاد می گیرد. وزارت امور خارجه روسیه در آبان ماه سال جاری روند رو به رشد شهرک سازیها را مورد انتقاد قرار داد و تاکید کرد که مسکو امیدوارست دولت اسراییل در برنامههای خود در خصوص شهرک سازی در بخش شرقی بیتالمقدس تجدید نظر کند که هم باعث نگرانی عمیق روسیه شده و هم برای روند حل مناقشه خاورمیانه غیر قابل قبول است. در بیانیه وزارت امور خارجه روسیه آمده است مسکو از اخبار رسیده در این زمینه بسیار نگران شده است. در کنار این موضوع پیشنهاد فروش تسلیحات به فلسطین می تواند بر روابط روسیه و اسراییل تاثیر منفی بگذارد.
روسیه – فلسطین؛ بازی با برگی دیگر
اگر چه روسیه رابطه خوبی با اسراییل ایجاد کرده است اما رویکرد پراگماتیستی آن اجازه نمیدهد که تمامی تخم مرغ هایش را در سبد تل آویو بگذارد و در مناقشات بین اسراییل و فلسطین از پتانسیل ارزشمندی که در فلسطین وجود دارد عبور کند. استفاده از کارت فلسطین این موقعیت را به روسیه می دهد تا در موارد لازم در برابر چرخش های گاه و ناگاه اسراییل توانایی بازی خود را بالا ببرد و از فلسطین چماقی برای اسراییل بسازد. روس ها عموما شطرنجبازان قهاری هستند بنابراین از اهمیت مهرهها باخبر هستند.
روسیه در حال حاضر درباره مسائل داخلی فلسطین رفتار دوسویهای دارد. تنها بهاین دلیل که اداره فلسطین در این موقعیت بین دو گروه تشکیلات خودگردان (محمود عباس در کرانه باختری) و جنبش حماس (اسماعیل هنیه در نوار غزه) تقسیم شده است. اما روسیه رابطه خود را به نسبه با هر دو حفظ کرده است. از یک سو با حماس روابط دیپلماتیک برقرار می کند و برخلاف آمریکا، اسراییل و اتحادیه اروپا آن را گروهی تروریست نمی داند و از سویی دیگر با تشکیلات خودگردان روابط تسلیحاتی برقرار می کند. البته موضع روسیه بر وحدت گروههای فلسطینی و بویژه جنبش های حماس و فتح به عنوان دو نیروی سیاسی عمده فلسطین استوار است. مسکو خواهان حضور مشترک این دو جنبش در روند صلح خاورمیانه است تا از این طریق مسیر برای ایجاد حکومت مستقل فلسطین هموار شود، رفتاری که چندان خوش آیند اسراییل نیست.
حتی قبل از سفر محمود عباس به روسیه و ملاقات با دیمتری مدویدیف، قرار بود خالد مشعل، رهبر سیاسی جنبش حماس بهاین کشور سفر کند اما این سفر به آینده موکول شده است. این رفت و آمد دیپلماتیک سبب شد تا بنیامین نتانیاهو بار دیگر خود را برای سفر به روسیه که در حال تبدیل شدن به مهرهای تاثیرگذار در مناقشه خاورمیانه است، آماده کند. او در این سفر با "دمیتری مدویدیف" رییس جمهور روسیه دیدار و گفتگو کرد و طرفین تعامل دوجانبه و منطقهای را با یکدیگر مورد بحث قرار دادند. منابع خبری روسیه پیش از این به نقل از میخاییل مارگیلوف، رییس کمیسیون امور بینالملل شورای فدراسیون اعلام کرده بودند که نتانیاهو روز پانزدهم فوریه با دمیتری مدویدیف، رئیس جمهور روسیه دیدار و گفتگو میکند. طبق برنامهریزیها این سفر در این موعد برگزار و طرفین تعاملات دوجانبه و منطقهای را با یکدیگر مورد بحث قرار دادند.(7)
روسیه – اسراییل، جدال منطقهای
به تقریب می توان گفت که اولویت های سیاست خارجی روسیه کشورهای CIS، اتحادیه اروپا، خاورمیانه و کشورهای اسلامی، شرق آسیا، آمریکای جنوبی، آفریقا و ... است که در تک تک آنها با آمریکا در حال رقابت است. اسراییل به عنوان متحد استراتژیک ایالات متحده از این موضوع بهره کافی را می برد تا نفوذ خود را در کشورهای مختلف به خصوص آسیای مرکزی و قفقاز بالا ببرد. دکترین «اتحاد پیرامونی» (Peripheral Alliance) بن گورین (اولین نخست وزیر اسراییل) سیاست مردان اسراییلی را متقاعد کرده است که حوزه نفوذ و ارتباط خود را در کشورهای پیرامون منطقه تقویت کنند. این دکترین امروز روسیه را با چالش مواجه کرده است زیرا اسراییل با توان تکنولوژیکی، نظامی و مالی خود هر روز گستره نفوذش را در قفقاز و آسیای مرکزی افزایش می دهد.
به راحتی می توان ردپای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و بخصوص نظامی اسراییل را در کشورهای «CIS» دنبال کرد که نشان می دهد اسراییل برای منطقه آسیای مرکزی و قفقاز برنامه دارد. این مسئله را می توان در نوع ارتباط نظامی تسلیحاتی با گرجستان مشاهده کرد. فروش اسلحه به گرجستان از هفت سال پیش و از زمانی آغاز شد که شماری از یهودیان گرجی به اسرائیل مهاجرت و بعد از آن شرکت های اسرائیلی در ساختار نظامی و سیاسی این کشور نفوذ کردند. حتی گرجستان هواپیماهای بدون خلبان هرمس 450 از رژیم صهیونیستی دریافت کرده است.(8) این هواپیماها که برای مقاصد اطلاعاتی به کار می روند، می توانند به مدت بیش از بیست ساعت مداوم در هوا پرواز کنند. سرعت پرواز این هواپیماها 170 کیلومتر در ساعت است و می توانند دستگاههای فیلمبرداری و ارتباطی با وزن 150 کیلوگرم را با خود حمل کند.
رابطه نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی، فرهنگی و ... اسراییل با آذربایجان نیز قابل تامل است. این رابطه را می توان در چارچوب «مجمع جهانی اسرائیل ـ آذربایجان» نیز تحلیل کرد. در سال جاری آذربایجان به همراه اسرائیل ماهوارهای اطلاعاتی به فضا پرتاب کرد که ریانوواستی که متعلق به وزارت خارجه روسیه است با عنوان «ماهواره جاسوسی» از آن یاد کرد.
در زمینه اقتصادی نیز "پینهاس آویوی" معاون دبیرکل وزارت امورخارجه اسراییل، که ماه گذشته به باکو سفر کرده بود، با اشاره به حجم تجارت 4 میلیارد دلاری رژیم اسراییل و جمهوری آذربایجان این میزان تجارت را برای آنچه که بازرگانی میان دو کشور کوچک توصیف کرده بسیار عالی و قانع کننده دانست.(9) طراحی تاسیس سفارت خانههای اسراییلی در کشورهای آسیای مرکزی مثل ترکمنستان، تلاش برای بالا بردن سطح روابط با کشورهایی همچون قزاقستان و دیگر کشورهای آسیای مرکزی نگرانی روسیه را سبب شده است.
در کل به نظر می رسد نوع نفوذ اسراییل در مرزهای جنوبی روسیه بیشتر چالش برانگیز بوده است از این رو روسیه نیز از برگ کمک های نظامی به کشورهای اسلامی بخصوص آنهایی با اسراییل زاویه دارند، استفاده می کند. روسیه حتی از فروش موشک های اس 400 به عربستان سعودی سخن به میان آورده است.(10) اگر چه سعودیها دشمن درجه یک اسراییل به شمار نمی روند اما دارا بودن چنین سامانهای در منطقه می تواند معادلات منطقهای و توازن نظامی در بین کشورها را تکان بدهد. گسترش روابط دفاعی – نظامی روسیه با سوریه نیز می تواند برای اسراییل چالش ساز باشد.
"الکسی فدرور "، رئیس شرکت "هواپیما متحد" شهریور سال جاری در مصاحبه با روزنامه روسی "کامرسانت " گفت که چند سال پیش دو توافق بین طرف روسی و سوری امضا شده است که یکی از توافقها برای فروش جنگنده "میگ-29 " و دیگری برای فروش جنگنده میگ-31 بوده است. میگ -31 سلاحی که از نظر اسراییل و برخی از کشورهای غربی تهدیدی برای امنیت در منطقه محسوب می شود. بازگشت دوباره روسیه به عراق و بستن قرارداد نفتی 30 میلیارد دلاری با هدف توسعه میدان نفتی عراق نشان از آن دارد که روسیه نه تنها به دنبال گسترش نفوذ خود در خاورمیانه است بلکه در حال انجام دوئل سیاسی با رقبای خود است.
روسیه – اسراییل؛ بازی در سطح بینالملل
تعامل و تقابل روسیه و اسراییل در سطح بینالملل بیشتر در قالب الگوی رفتار آمریکا و روسیه گنجانده می شود. اسراییل عموما رفتارهای بینالمللی آمریکا را می پسندد و در کنار آن بهرههای لازم را می برد. این در حالی است که روسیه در سطح بینالملل سیاست های آمریکا را دنبال نمی کند و حتی در بسیاری از موارد در تضاد با آمریکا به دنبال تامین منافع خود با رویکرد واقع گرایانه است.
نتیجهگیری
روسیه پساکمونیسم با پشت سر گذاشتن دو رویکرد غرب و شرق گرایانه در سال های پایانی قرن بیستم، رفتار سیاسی خود را در آغاز هزاره سوم به سمت پوتینیسم و عمل گرایی سوق داد که درباره خاورمیانه به سمت بازی با تمامی مهرهها پیش رفت. روسیه در این برهه با اسرائیل در روابط دوجانبه به شکل دوستانه و متوازن پیش رفته است. اما به نظر می آید در دو حوزه منطقهای و بینالمللی با تل آویو با چالش روبرو است. در خصوص فلسطین نیز سعی می کند از حداکثر پتانسیل آن بهره برده و با ایجاد رابطه با گروههای مختلف و متضاد فلسطینی (فتح و حماس) قدرت چانه زنی خود را بالا ببرد.