تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۱۴۰۳۶۰

بدون شک مهمترین عامل در مسیر رشد و پیشرفت همه جانبه یک کشور، عامل منابع انسانی آن کشور است. نیروی انسانی هوشمند، خلاق، توانا، ماهر و متخصص مهمترین نقش و تعیین کننده‌ترین جایگاه را در توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی یک جامعه ایفا می‌کند و این نکته را تاریخ تحولات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشورهای مختلف به خوبی اثبات کرده است.
استفاده بهینه و برنامه‌ریزی شده از منابع نیروی انسانی مستلزم سرمایه گذاری عظیم مادی و معنوی در این بخش بسیار مهم است و عدم توجه کافی به این مساله، خسارات جبران ناپذیری را به بار می‌آورد.
اهمیت این مساله تا بدان جاست که حتی بی‌توجهی مقطعی و بسیار کوتاه مدت به مقوله پرورش و تربیت نیروی انسانی و سرمایه‌ گذاری بر شئونات مختلف زندگی و علم‌آموزی و اشتغال و ... آنها ممکن است یک نسل را با مخاطرات جدی و غیرقابل جبران مواجه سازد.
در جهان کنونی کشورها و ممالک پیشرفته و توسعه یافته و زمینه‌ سازی‌های گوناگون و تبلیغات پیچیده در تلاشند تا نیروهای مستعد، هوشمند، آموزش دیده و متخصص را از کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه جذب کنند و همین امر بزرگ‌ترین ضربه‌ها را به فرهنگ، اقتصاد و سیاست‌ها آنها وارد می‌کند. این امر در دنیای معاصر، تحت عنوان مهاجرت نخبگان یا فرار مغزها موضوع بحث‌های بسیاری در میان جامعه شناسان، سیاستمداران و سیاستگذاران جوامع گوناگون برانگیخته است.
مهاجرت نخبگان از جوامع توسعه نیافته یا در حال توسعه (پیرامون) به کشورهای مدرن و پیشرفته (مرکز)، مسایل پیچیده بسیاری را در پی داشته که از جنبه‌های مثبت و منفی هم برای کشورهای مهاجرفرست و هم برای جوامع مهاجرپذیر قابل توجه است.
متاسفانه در کشور ما نیز از حدود یک قرن پیش تاکنون و طی ادوار مختلف، نخبگان و چهره‌های علمی برجسته، یا شیفته فرنگ و ممالک پیشرفته شده‌اند و یا اگر شیفتگی عامل مهاجرت ایشان نبوده به واسطه وجود امکانات علمی و رفاهی، تحصیل و زندگی و اقامت را در دیار غربت ترجیح داده‌اند. در بسیاری از موارد سفرهای بی‌بازگشت نخبگان موجب شده تا سرزمین مادری آنها از وجود نعمات ناشی از نیروی انسانی نخبه و تحصیلکرده محروم بماند.
وسوسه انگیزی کشورهای غربی و پیشرفته، وجود محرومیت‌های مادی و معنوی در سرزمین مادری، کاستی‌های فرهنگی و علمی و تنش‌ها و بی‌ثباتی‌های سیاسی و اجتماعی در زمره عمده‌ترین عوامل مهاجرت‌های بدون بازگشت نخبگان ما بوده‌اند.
اکنون که سند چشم‌انداز توسعه بیست ساله کشور (1404-1384) تدوین و ترسیم شده لازم است به مقوله نخبگان و اهالی علم و اندیشه توجه ویژه‌ای مبذول گردد که در واقع زیربنای هر گونه برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری برآورده شدن خواسته‌های ایشان است. بسترسازی برای بروز خلاقیت‌ها و استعدادهای جوان ایرانی، کلید خوردن جنبش نرم‌افزاری و نهضت تولید علم و اندیشه، ایجاد فضای آزاداندیشی و تضارب آرا و افکار مختلف در حیطه چارچوب‌های ارزشی و ملی، راه‌اندازی کرسی‌های مناظره و نشست‌های هم اندیشی، ارتقای سطح معیشتی و رفاهی نخبگان و چهره‌های دانشگاهی و فرهنگی، پرهیز از برخوردهای سیاسی در محیط‌های علمی، توسعه فناوری‌های و تجهیزات مورد نیاز در مسیر تحقیق و علم آموزی، تشویق استعدادهای درخشان و نخبه به ایفای نقش موثر در فرآیند توسعه و افق پیش‌روی کشور و مواردی از این دست عمده‌ترین راهبردهایی هستند که می‌توانند بالقوه‌های منابع انسانی موجود در کشور را برای محقق ساختن اهداف و سیاست‌های سند چشم انداز فعال‌تر نمایند. بدیهی است هرگونه غفلت و فقدان برنامه و استراتژی در این چارچوب موجبات شدت یافتن پدیده فرار نخبگان را فراهم می‌سازد.
الف- علل اقتصادی،
1- پایین بودن حقوق و دستمزد نیروی متخصص
2- بالا بودن نرخ تورم
3- پایین بودن امکانات رفاهی زندگی
4- بالا بودن قیمت دستگاه‌ها و لوازم و ابراز تحقیقاتی و پژوهشی
ب- علل فرهنگی
1- دلبستگی فکری و فرهنگی به زندگی در خارج
2- جاذبه‌های زندگی در کشورهی پیشرفته
3- شبیخون فرهنگی
4- ضعف ایمان و حسن وطن دوستی
5- غبله روحیه منفعت طلبی شخصی بر مصلحت جمعی
6- کاهش ارزش و اعتبار اجتماعی علم و تحقیق و تدریس در جامعه
ج- علل اجتماعی
1- عدم توجه کافی به پرورش استعدادهای درخشان
2- عدم تضمین کافی برای بازگشت دانشجویان اعزامی به خارج
3- عدم ارتباط صحیح و منسجم بین دانشگاه و صنعت
4- ناکارایی سیستم کاریابی و اطلاع رسانی شغلی
5- مقررات مربوط به قانون نظام وظیفه
6- عدم سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در امور پژوهشی
د- علل سیاسی
1- فقدان درک سیاسی لازم از وضعیت جهان و کشور
2- تبلیغات مسموم دشمنان انقلاب اسلامی
3- وابستگی سیاسی، تشکیلات به احزاب و گروهک‌های معارض با نظام جمهوری اسلامی
هـ- علل علمی
1- عدم دسترسی به ابزار تحقیقب پیشرفته آموزشی و تحقیقاتی
2- عدم برنامه‌ریزی صحیح در گسترش رشته‌های دانشگاهی‌
3- فقدان دوره تحصیلات تکمیلی در بعضی رشته‌ها
4- پایین بودن ظرفیت پذیرش دانشگاه‌ها نسبت به تعداد متقاضیان در کشور
5- کمبود منابع تحقیقاتی و کتب و متون علمی
6- غرور علمی بعضی از استاتید قدیمی و عدم پذیرش اساتید جوان پدیده فرار مغزها، حاصل فرآیند علل مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و علمی است. مجموعه عواملی که همچون حلقه‌های زنجیر دست به دست هم داده و باعث شده است که کشور ما نیز در زمره کشورهایی قرار گیرد که به جهت از دست دادن نیروهای انسانی هوشمند و متخصص دچار خسارت جبران‌ناپذیری شده‌اند.
بی‌شک شناخت صحیح ریشه‌های این پدیده و نیز عزمی راسخ و همه جانبه، با همه توان در راستای مقابله با این علل و عوامل، سرعت ما را در مسیر توسعه‌ای بر اساس آرمان‌های مقدس انقلاب اسلامی دو چندان می‌کند.