تشکیلات جمهوری هند
براساس قانون اساسی این کشور، هند یک جمهوری سوسیالیت، لائیک و دموکراتیک است. مدل پارلمانی هند از سیستم پارلمانی بریتانیا اقتباس شده است هند همانند ایالات متحده آمریکا، به شکل حکومت فدرال اداره میشود، با این وجود حکومت مرکزی کنترل بسیار زیادی بر ایالتهای فدرال اعمال میکند. حکومت مرکزی از امتیازات ویژه اداری و اجرایی در ایالتها برخوردار است.
رئیس جمهوری و معاون ریاست جمهوری با رای غیرمستقیم رایدهندگان و برای مدت پنج سال انتخاب میشوند. حوزه اختیارات آنها متغیر است و برای همین در صورت مرگ رئیس جمهوری و یا در شرایط خاصی که او دیگر نمیتواند اعمال قدرت کند، معاون رئیس جمهوری به صورت توماتیک در مقام او قرار نمیگیرد.
دولت
قدرت واقعی اجرایی در سطح ملی در دست هیات (شورای) وزیران میباشد که توسط نخست وزیر هند هدایت میشود. رئیس جمهوری، نخست وزیر از یک حزب و یا ائتلاف اکثریت پارلمانی تعیین میکند و سپس وزرای دیگر را بنا بر توصیههای رئیس دولت (نخست وزیر) منصوب مینماید. قانون اساسی در اختیار داشتن ابزار تشکیل دولت مستبد را برای نخست وزیر پیشبینی کرده است. قانون ریاست جمهوری (اداره مستقیم یک ایالت فدرال) و یا وضعیتهای غیرعادی (لغو آزادیهای دموکراتیک).
هم اکنون نخست وزیر هلند مانموهان سینگ است که در 22 می 2004 بعد از انتخابات عمومی به قدرت رسید و برخلاف تمام اظهارنظرها حزب کنگره را به قدرت برگرداند، اما قبل از او رئیس حزب کنگره، خانم سونیا گاندی همسر راجیو گاندی از این مقام به خاطر مخالفتهایی که با اصلیت ایتالیایی او شد، کناره گرفت.
پارلمان
هند دارای دو پارلمان است. یکی راجیاسابها (شورای ایالات) و دیگری لوک سابها (مجلس مردمی) حکومت مرکزی در برابر لوک سابها مسئول میباشد. در انتخابات پارلمانی ایالتها و ناحیهها 233 نفر برای راجیا سابها انتخاب میشوند و 12 نفر به عنوان متخصصین علوم مختلف و یا هنر توسط رئیس جمهوری منصوب میگردند.
اعضای انتخابی راجیا سابها برای شش سال به کار میپردازند و یک سوم آنها هر دو سال یک بار دوباره انتخاب میشوند (تعویض میگردند). لوک سابها شامل 545 عضو است. 543 نفر از آنها به صورت مستقیم و برای یک دوره پنج ساله انتخاب میشوند و دو نفر دیگر را ریاست جمهوری از میان جامعه انگلیسی - هندی منوصب میکند.
ایالات فدرال
هند شامل 28 ایالت و هفت ناحیه میباشد. در هر ایالتی یک مجلس (ویدهان سابها) هر پنج سال انتخاب میشود که در این روند رئیس اجرای ایالت نیز انتخاب میگردد. اختیارات ایالات گسترده است، بخصوص در مواردی که به قضاوت، پلیس، اقتصاد و آموزش مربوط میشود. با این حال بعد از اتحاد گرایش به گسترش قدرت اعطا شده در قانون اساسی به زیان ایالتها وجود داشته است. حکومت مرکزی کنترل بسیار بیشتری بر روی ناحیهها نسبت به ایالت اعمال میکند، هر چند که بعضی از آنها تسط زیادی در امور خاص خود به دست آوردهاند.
در بسیاری موارد حکومت ملی به واسطه یک حاکم انتخابی توسط رئیس جمهوری اداره مستقیم را به ایالات تحمیل کرده است (براساس قانون ریاست جمهوری پیشبینی شده در قانون اساسی که تا شش ماه معتبر و قابل قبول میّاشد.). حکومتهای محلی در هند خودمختاری کمتری نسبت به ایالات مشابهشان در آمریکا دارند. بعضی از ایالات سعی در احیای شوراهای سنتی روستاها یا پانچایاتها دارند که هدف آن حمایت از شرکت دموکراتیک مردم در سطح روستایی در مناطقی است که همیشه احزاب بزرگ مردمی حضور داشتهاند.
احزاب هند
1- حزب کنگره
این حزب در سال 1885 پایهگذاری شد و در تمام مراحل تا رسیدن به استقلال پیشاپیش گروههای دیگر در صحنه سیاسی هند شرکت کرد، بخصوص از 1929 با ریاست جواهر لعل نهرو و قدرت کاریزماتیک ماهاتما گاندی با در پیش گرفتن فعالیتهای نافرمانی مدنی و تحریم محصولات انگلیسی برای رسیدن به خودکفایی اقتصادی. حزب کنگره مدتهاست که پذیرای بسیاری از گرایشهای سیاسی هند پس از استقلال میباشد. تحت فرمانروایی نهرو و دخترش ایندیرا گاندی (که مراه راجیو گاندی «سلسله نهرو» گاندی را شکل دادند) حزب گرایشهای سوسیالیستی اتخاذ میکند (مانند شکل سازماندهی اقتصادی، انقلاب سبز و نزدیکی به اتحاد جماهیر شوروی)، اما از پایان دهه 80 این گرایشها آشکارا به سمت لیبرالیسم تغییر میکنند.
حزب کنگره بین سالهای 1947 تا 1977 (حکومتهای جواهر لعل نهرو که در سال 1964 مرد، لعل بهادر شاستری و ایندیرا گاندی) از 1980 تا 1989 (ایندیرا گاندی و راجیو گاندی) و از 1991 تا 1996 (ناراسیمها رائو) در قدرت بود.
این حزب برای اولین بار قدرت را در سال 1977 بعد از دو سال برقراری وضعیت فوقالعاده توسط ایندیرا گاندی از دست داد. این حزب هماکنون توسط سونیا گاندی رهبری میشود. بعد از انتخابات عمومی می 2004 حزب کنگره بسیاری از کرسیهای لوک سابها (145 کرسی) و همچنین ائتلاف کنونی در قدرت با نخست وزیری مانموهان سینگ را به دست آورد.
سونیا گاندی در سال 2004 پس از حملههایی که از طرف هواداران حزب ناسیونالیست BJP به دلیل ریشه ایتالیاییاش نسبت به او صورت گرفت، از پست نخست وزیری کناره گرفت. مادر شوهر او نیز توسط فعالین سیک در 1984 کشته شد، همان طور که همسرش در 1991 توسط فعالان تامیل به قتل رسید. حزب کنگره به طور تاریخی خود را به عنوان حزبی لائیک و مرکزگرا که در هند مسلط بوده، نشان داده است، با این حال نتایج انتخابات عمومی افول حزب را در طی یک دهه اخیر نشان میدهد.
محبوبیت حزب بخصوص به دلیل بسیاری از موارد ارتشاء و تطمیع و مشکلات اجتماعی و فرهنگی که نتیجه رفرمهای لیبرال از سال 91 بود، بسیار کاهش پیدا کرد.
حزب کنگره تا به حال انشعابهای زیادی داشته، مانند جناح ملی که در سال 1969 بر علیه ایندیرا گاندی فعالیت میکردند و یا در سطح محلی حزب ناسیونالیست کنگره شارادپاوار در ماهاراشتراو یا کنگره ترینامول در بنگال غربی، علاوه بر این در ابتدای دهه 90 حزب کنگره بخشی از رایدهندگان سنتیاش (بخصوص فقرا) را که به احزابی با وابستگیهای کاستی (مانند هوجان سماج و یا سماج وادی در اوتارپرادش) گرایش پیدا کرده بودند، از دست داد. این حزب در هفت ایالت قدرت را در دست دارد.
2- حزب بهاراتیا جاناتا
یک حزب با گرایشات ناسیونالیسم هندو که در سال 1980 از دل حزب جاناسنگ (حزب جاناتا) که در سال 1951 تاسیس شده بود، به وجود آمد. این حزب در این سالها با رهبری آتال بیهاری واجپایی سعی کرده بود نقش یک حزب فراگیر ملی را بازی کند، هر چند که این حزب بعدهاBJP به نوعی شاخه سیاسی RSS محسوب میشود، با گرایشات شدید
ناسیونالیستی و متعلق به کاستهای بالای جامعه هند است.
BJP از حمایتهای ویشو هندو پاریشاد (VHP)که یک سازمان هندو است و خود را شورای جهانی هندوها مینامد و همچنین RSS (راشتریاسوایام سوواک سنگ) - این سازمان در سال 1925 توسط دکتر هدگوار که یک هندی معنقد بود، بنیان گذارده شد و در طی نیم قرن اخیر نقش تعیین کنندهای در توسعه جنبش بنیادگرایی هندو داشته و تخریب مسجد بابری در سال 1992 دوباره نگاهها را متوجه این سازمان سابقهدار که در سال 1948 به خاطر ترور گاندی توسط یکی از اعضایش برای مدتی ممنوع شد - برخوردار است.
در سال 2005 ریاست حزب بر عهده لعل کریشنا ادوانی (وزیر سابق کشور) میباشد. BJP به طور عمده در مناطقشمال و غرب هند و در میان کایتهای بالا و بازرگانان دارای قدرت است، با این حال به سختی توانسته است رایدهندگان نیز در میان کاستهای متوسط و ایالتهای جنوب به دست بیاورد.
BJP با یک ائتلاف از احزاب محلی با عنوان اتحاد دموکراتیک ملی بین سالهای 1998 تا 2004 و با نخست وزیری آتال بیهادری واجپایی هند را رهبری کرد. این دوره با وقایعی مانند آزمایشهای هستهای در مرکز پاکستان در 1998، خشونتهایی بر ضد مسلمانان در گجرات که بین 800 تا 2000 کشته داشت و افزایش نظامیگری خطرناک در کشمیر در سال 2002 برجسته میگردد.
بعد از انتخابات می 2004BJP با 138 کرسی از مجموع 543 کرسی لوک سابها اولین حزب اپوزیسیون محسوب میشود. این حزب در شش ایالت قدرت را در اختیار دارد.
3- جاناتا دال
جاناتا دال خود را یک حزب ملی میبیند، اما فقط در ایالتهای جنوبی مانند کارناتاکا و بیهار نیروی معناداری از خود به نمایش گذارد. این حزب یک ایدئولوژی لائیک و سوسیالیستی را توصیه میکند و بسیاری از حمایتهای مردمیاش را از میان جامعه مسلمان، کاستهای پایینی و قبایل بومی به دست آورده است. این حزب ترکیب شده است از یک شاخه منشعب (لوک دال) از حزب جاناتا، ائتلاف بزرگ راست و چپ که در سالهای 1997 تا 1980 در دقرت بودند و اعضای حزب کنگره. جاناتا دال دوبار قدرت را در دست گرفت، یکی بین سالهای 1989 و 1991 با ویشوانات پراتاپ سینگ و شاندراشکها به عنوان نخست وزیر و دیگر در سالهای 1996 تا 1998 با نخست وزیری ه. د. دوه گودوا، وایندر کومار گوجرال. ائتلاف ناپایدار تحت رهبری جاناتا دال که احزاب چپ و محلی با عنوان جبهه ملی - جبهه چپ تشکیل شده بود، بعد از شکستاش در مقابل اتحاد دموکراتیک ملی به رهبری BJP در انتخابات 1998 متلاشی گشت.
حزب جاناتا به تدریج با رشتهای از انشعابات که ایجاد احزاب جدید بسیاری را موجب گشت تقریبا منحل شد. این احزاب منشعب عبارتند از راشتریا جاناتا دال (متحد حزب کنگره و در ایالت بیهار قدرت را در دست دارد)، سماج وادی (در اوتارپرادش در قدرت است)، بیجو جاناتا دال (متحد باBJP و در اریسا قدرت را در اختیار دارد)، جاناتا دال متحد که هم پیمانBJP محسوب میشود. هم اکنون آنچه از حزب قدیمی یعنی جاناتا دال سکولار باقی مانده، بیشتر از سه کرسی در لوک سابها ندارد، اما به همراه حزب کنگره در ایالت کارناتاکا در قدرت است. یکی از برنامههای اساسی جاناتا دال در انتخابات یعنی ارتقاء کاستها در 1990 (از طریق یک سیستم سهمیه بندی جدید) بسیاری از احزاب را که آشکارا منافع کاستهای پایین را دنبال میکردند و همچنین دالیتها (بخشها) را به سمت این حزب کشاند.
4- مجلس اتحاد مسلمانان سراسر هند
یکی از احزاب قدیمی و اصلی هند که اقلیت مسلمانان در ایالت آندهرا پرادش را نمایندگی میکند. این حزب در سال 1927 در حیدرآباد (با هدف ارتقاء آموزشی و اجتماعی مسلمانان بنیان گذاشته شد، دقیقا در زمانی که شاهزاده و تخت شاهی نمادهای حقوق سیاسی و فرهنگی جامعه مسلمان هستند و گمان بر این است که این پایگاه تا ابد طول خواهد کشید. این حزب گاهی به صورت خشونتآمیز با جنبشهای ناسیونالیست هندو و کمونیستهایی که سیستم فئودالی را به زیر سوال میبردند به پیکار پرداخته است. بعد از استقلال و تجزیه هند، ارتش به اقدامات خشونتبار AIMIM پایان میدهد و رهبرش قاسم ریزوی را به پاکستان تبعید میکند. قبل از عزیمت، او ریاست حزب را به یک قاضی با نام عبدالوهاب اولیسی میسپارد و اوست که اساسنامه حزب را بر طبق قانون اساسی هند و واقعیتهای یک اقلیت مسلمان در هند مستقل بازنویسی کرده بود. در طی پانزده سال ابتدایی این موجودیت جدید حزب فقط نقشی حاشیهای را در زندگی سیاسی ایالت حیدرآباد بازی میکند و هرگز بات وجود گسترش رایهایش بیشتر از یک عضو در پارلمان محلی ندارد.
در انتخابات نمایندگی فدرال حزب از 58 هزار رای در 1958 به 112 هزار رای در 1980 رسید و بلافاصله به 2 میلیون و 220 هزار در 1984 و بیشتر از 400 هزار رای در 1989.
حزب بهوجان سماج
این حزب در سال 1984 پایهگذاری و توسط کانشی رام رهبری میشود. BJP متعلق به پایینترین کاست در سلسله مراتب کاستی هندو میباشد یعنی نجسها یا دالیتها (Dalits).
کاستها به صورت رسمی و اداری در هند وجود ندارند اما عامل بسیار تعیینکنندهای در سیاست هند هستند و همچنان به حیات خود در چهارچوب روابط ارباب رعیتی و ممنوعیتهای پیوندی سنتی ادامه میدهند و برای حل مشکل کاستهای پایینی و ادغام سیاسی و اجتماعی آنها اصطلاحات جدیدی مانند backward classes یا Scheduled castes (طبقات عقب نگه داشته شده) جایگزین شدهاند. در این راه دکتر بهیمارو رامجی آمیدکار که خود از دالیتها یا نجسها بود از پیشگامان بسیار مهم در راه مبارزه بر علیه نظام کاستی هندو میباشد. او از نگارندگان قانون اساسی هند است و امروزه به عنوان سمبل رهایی بخش از نظام کاستی محسوب میشود و کسانی همچنان به پیروی از او برای خروج از این نظام به بودیسم روی میآورند.
اقداماتی مانند تبعیض مثبت برای اصلاح نظام سهمیه بندی در همه سطوح به منظور بهبود شرایط طبقات پایین صورت گرفته است و در این میان احزاب بسیار زیادی از میان این کاست در صحنه سیاسی هند ظاهر گشتهاند.
BJP یکی از همین احزاب است که بیشتر توجه خود را به شمال هند جایی که فاصله بین کاستها بسیار برجسته است معطوف کرده. BJP از انتخابات عمومی آوریل - مه 2004، 19نماینده در مجلس ملی هند (لوک سابها) در اختیار دارد و همچنین تمام قدرت درایالت اوتارپرداش در شمال کشور.
در فوریه 1995 BJP در یک اقدام تناقضآمیز در پایان انتخابات محلی با حزب BJP متحد میشود و نمایندهاش این اتحاد را رهبری میکند تا زمانی که در همین سال BJP از حمایت خود صرفنظر میکند. رقیب اصلی BJP در اوتارپرداش حزب سماج وادی (SP) میباشد که متعلق به کاست شودارهاست،کاستی که ازط طبقات پایین محسوب میشود اما نسبت به دالیستها بخشها از وضعیت بهتری برخوردار است.