تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۱۴۰۳۷۲

محبوبه حسین‌زاده
دکتر سهراب رزاقی مدیر موسسه کنشگران داوطلب و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی است. رزاقی معتقد است هم‌‌اکنون سازمان‌های غیردولتی، دوران‌ گذار را طی می‌کنند. اگر این سازمان‌ها صرف نظر از نقاط مثبت و منفی، فرصت‌ها و تهدیدهای موجود، نتوانند این دوران را به خوبی طراحی و هدایت کنند، خطر جوان مرگ سازمان‌های غیردولتی ایران دور از ذهن نیست.
همزمان با شکل‌گیری دولت مدرن، جامعه مدنی پدید آمده است و در مسیر تاریخی خود، دچار قبض و بسط‌هایی شده است. اما از سال 1970 میلادی شاهد جهش و دگرگونی عمیقی در این عرصه هستیم، به همین دلیل برخی از محققان این دوره تاریخی را انقلاب انجمنی نامیده‌اند. در این دوران با خیزش انجمن‌های داوطلبانه و مدنی مواجه هستیم که خود ناشی از نوعی دگردیسی است که در رویکردها و نگرش‌ها به وجود آمده است. برخی هم از این دوره تاریخی به عنوان پارادایم جدید توسعه نام برده‌اند؛ به دلیل این که عمده عامل توسعه در الگوهای قدیم، دولت‌ها بوده‌اند و به دلیل ناکامی و بن‌بست‌هایی که در فرآیند توسعه رخ داده بود، پارادایم جدید توسعه بر محور سازمان‌های جامعه مدنی شکل گرفت. اما برخی هم از جغرافیای جدید قدرت سخن می‌گویند و ترک برداشتن دیواره‌های سنتی قدرت و ظهور بازیگران جدیدی به نام سازمان‌های جامعه مدنی. برخی هم معتقدند با تغییر و تحولات موجود شاهد گذار از «ملت‌سازی» به «جامعه‌ مدنی‌سازی» هستیم. جامعه مدنی بزرگ‌ترین و با اهمیت‌ترین پروژه هزاره جدید است که تصمیم دارند طرحی نو در افکنند و سازماندهی جدیدی از شیوه جدید زیستن ارائه دهند. هم‌زمان با تحول اساسی و بنیادی در حوزه جامعه مدنی در کل فرآیند نظام جهانی، با نسل چهارم سازمان‌های غیردولتی روبه‌رو هستیم. نسل اول سازمان‌های غیردولتی عمدتا خیریه و امدادی بوده‌اند و نسل دوم توسعه‌ای که با فرآیند مدرنیزاسیون شکل گرفته‌اند و نسل سوم هم بر اقدامات حمایتگری (advocacy) متمرکز بوده‌اند و اما نسل چهارم، اصلاح سیاست خود را در دستور کار قرار داده‌اند و به همین دلیل شاهد اقبال جهانی به سازمان‌های غیردولتی هستیم.
اتفاقاتی که در ایران رخ می‌دهد، جدا از فرآیند کلی صورت گرفته در نظام جهانی نیست و ما با تاخیر دو دهه‌ای شاهد شکل‌گیری سازمان‌های جامعه مدنی در دهه اخیر هستیم. معتقدم می‌توان این دوران تاریخی را دوران تاسیس نامید؛ سال‌های دهه 70 که عمدتا سازمان‌های غیردولتی مدرن در این دوره تاریخی شکل گرفتند و در سال‌های بعد گسترش یافتند؛ تا بدانجا که هم‌اکنون 7 هزار سازمان غیردولتی مدرن در کنار هم مشغول فعالیت هستند.
* مرزبندی شما بین سازمان‌های غیردولتی مدرن و سنتی چگونه است؟
** سنت کارهای داوطلبانه همواره در ایران وجود داشته و فقط مربوط به سال‌های اخیر و دنیای جدید نیست. به‌طور مثال سازمان‌های خیریه، وقف و صندوق‌های قرض‌الحسنه وجود داشته و همچنان فعالیت آنان تدوام دارد و در کنار آنها، سازمان‌های غیردولتی مدرن (محیط‌ زیست، زنان، حقوق بشری، آسیب‌های اجتماعی) به وجود آمده‌اند و به همین دلیل براساس آمارهای موجود هم‌اکنون تعداد سازمان‌های سنتی بیشتر از سازمان‌های غیردولتی مدرن است و با وجود این که هر کدام از این دو گروه سازمان‌ها، دارای مختصات خاص خود هستند، اما با همزیستی به وجود آمده به فعالیت خود ادامه می‌دهند.
* با توجه به تغییر شرایط، آینده سازمان‌های غیردولتی را چگونه ارزیابی می‌کنید، پسرفت یا پیشرفت و در روند پیشرفت تحقق اهداف جامعه مدنی، چه معضلاتی سازمان‌های غیردولتی را تهدید می‌کند؟
** من به سیر خطی تاریخ اعتقادی ندارم و معتقدم هر فرآیند و موجی که خوب سازماندهی و راهبری نشده باشد، امکان بازگشت آن وجود دارد و به همین دلیل معتقد نیستم فرآیندی که اتفاق افتاده، برگشت‌ناپذیر است. در مورد سازمان‌های غیردولتی هم صرف‌نظر از نقاط مثبت و منفی، فرصت‌ها و تهدیدها، اگر دوران گذار به خوبی طراحی و هدایت نشود خطر جوان مرگی سازمان‌های غیردولتی دور از ذهن نیست. اما در این فرآیند سازمان‌های غیردولتی با سه دسته معضلات روبه‌رو هستند. مجموعه‌ای از عوامل که درون سازمانی است و به خود انجمن‌ها و سازمان‌های غیردولتی بستگی دارد دسته دیگر عوامل به محیط داخلی کشور ما و دسته سوم، عوامل سطح بین‌المللی است. سازمان‌های غیردولتی ما چون دوره تاسیس را طی کرده و وارد فاز جدیدی شده‌اند، از شیوه اداره نامطلوب در سطح درون سازمانی رنج می‌برند. هر چند «اداره بد» شاخصه دولت ایرانی است که باعث می‌شود بسیاری از سرمایه‌ها هدر برود. سازمان‌های غیردولتی هم متاسفانه هنوز نتوانسته‌اند الگوی مطلوب برای شیوه اداره مطلوب ارائه دهند و به همین دلیل، «بد اداره کردن» آنان را تهدید می‌کنند و معتقدم اگر سازمان‌های غیردولتی بتوانند چالش اداره بد به اداره خوب را پشت‌ سر بگذارند، می‌توانند پایه‌های سازمانی خویش را تقویت و نقشی را که قرار است در جامعه مدنی ایفا کنند، به خوبی سازماندهی کنند.
از سوی دیگر این سازمان‌ها از نداشتن استراتژی مشخص چه در درون سازمان و چه در محیطی که در آن عمل می‌کنند، رنج می‌برند. سازمان‌های غیردولتی برای پاسخگویی به مجموعه‌ای از نیازهای اجتماعی شکل گرفته‌اند و اگر نتوانند به این نیازها پاسخ دهند با چالش مواجه می‌شوند. پس باید برای پاسخگویی به این موضوع بتوانند با گروه‌های ذینفع یعنی مردم ارتباط برقرار کنند ولی همین نداشتن استراتژی منجر به از دست رفتن منابع و سرمایه می‌شود. در حقیقت این مشکل کلیه سازمان‌های غیردولتی در حال حاضر است که یا گروه‌های هدف را نمی‌شناسند و یا نتوانسته‌اند با آنان ارتباط نزدیکی برقرار کنند. سومین چالش درون سازمانی، فقدان مهارت در رهبری سازمان است؛ چون بسیاری از این سازمان‌ها برپایه داوطلبان شکل گرفته اگر نتوانند به درستی مدیریت شوند با چالش‌های اساسی روبه‌رو می‌شوند و به همین دلیل است که اکثر سازمان‌های غیردولتی با ریزش نیروهای داوطلب مواجه هستند. از سوی دیگر سازمان‌های غیردولتی، با قواعد بازی در جغرافیای قدرت آشنا نیستند. سیاست (به مفهوم کلی) در ایران پیچیده است و قواعد خاصی خود را دارد، عدم آشنایی با این قواعد، باعث می‌شود سازمان‌های غیردولتی در جغرافیای قدرت نتوانند ایفاگر نقش موثری در فرآیند توسعه و دموکراسی باشند.