تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۱۴۰۳۸۶

گروه سیاسی - انتخابات مجموعه عملیاتی است که هدف اصلی آن انتخاب و گزینش صاحب منصبان و فرمانروایان با تعیین ناظرانی به منظور مهار و کنترل قدرت، تدبیر و چاره‌اندیشی است. از این دیدگاه، انتخابات به معنی قانون انتخاب و گزینش روش‌های مختلف و متنوع تعیین نمایندگان است.
انتخابات ابزاری است که به وسیله آن می‌توان اراده شهروندان و اتباع کشور را در شکل‌گیری نهادهای سیاسی و تعیین متصدیان اعمال اقتدار سیاسی مداخله داد.
در مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است: «در این جا نهادها و بنیادهای سیاسی که خود پایه تشکیل جامعه است براساس تلقی مکتبی، صالحان عهده‌دار حکومت و اداره مملکت می‌گردند»
با آن که از ایام باستان، هر از گاهی علایم و نشانه‌هایی از دخالت مردم در انتخابات و گزینش مسئولان و فرمانروایان به چشم می‌خورد،‌ با این حال باید گفته شود که اساس اندیشه‌ای که فن گزینش و انتخابات را به عنوان موجه‌ترین و مشروعترین ابزار و وسیله نیل به صورت قدرت و اقتدار و همچنین رایج‌ترین و معمول‌ترین شیوه و روش اعمال اراده مردم قرار دهد امری جدی است زیرا پیش از این‌ها فرمانروایان نیز از زمره داده‌های طبیعی تلقی می‌شدند.
نخستین و اولین سنگ بنا و شالوده انتخابات به معنی امروزین کلمه در انگلستان گذارده شد، زیرا در آغاز، ‌سلطنت مطلقه زیر فشار طبقه اشراف زمیندار و نجبای روحانی و نظامی به انتقال بخشی از قدرت خود به آنان دست کم در زمنیه رایزنی در امور مالی و مالیاتی مبادرت ورزید، آن‌ گاه به سبب تحول در وسایل تولید صنعتی و توجه به بازرگان‌ها و قوت گرفتن بورژوازی (خرده‌پاهای شهری) و تقاضا و درخواست‌های روزافزون این طبقه رو به رشد برای مشارکت در این گونه تصمیم‌گیری‌های مملکتی نهایتاً دربار انگلستان تن به قبول و شناخت این نیروی جدید و پویای اجتماعی نیز داد و موافقت کرد که نمایندگان بورژوازی صنعت، بازرگانی، روشنفکری و مشاغل آزاد نیز در پارلمان انگلستان شرکت نمایند.
اما استقرار حقوقی و سیاسی انتخابات در شکل نهایی آن، در قرن هفدهم و هجدهم با پذیرش نظریه مردم‌سالاری و ایجاد نظام‌ها و رژیم‌های نماینده‌ای و متعاقب ظهور نظریه حاکمیت ملی انجام پذیرفت.
انقلابیون اروپا با رد فلسفه حاکمیت مردم (این نظر از جانب روسو فیلسوف و متفکر فرانسوی ارایه شده بود) و تمایل پیدا کردن و گرایش به سوی اصل حاکمیت ملی، طبیعتاً در جهت اعمال غیرمستقیم قدرت توسط مردم کشیده شدند، زیرا پذیرش بی‌کم و کاست حاکمیت مرد خود به خود ایجاد دموکراسی مستقیم (یعنی مردم در یک جا جمع شده و مستقیماً نامزد و نماینده خود را انتخاب می‌نمودند و نیازی به انتخابات به صورتی که در حال حاضر وجود دارد نبود) را به دنبال می‌آورد و این همان مشکل و معضلی بود که قانونگذاران و بسیاری از نظریه‌‌پردازان می‌خواستند از آن اجتناب کنند.
این اندیشه، ‌انطباق بیشتری با آرمان‌های زمان داشت. از طرف دیگر اجرای نظرات مربوط به دموکراسی مستقیم در علم مواجه با اشکالاتی نیز بود، به ویژه آن که در دولت کشورهای بزرگ، امکان اجتماع همه مردم برای تصویب قوانین و انتخاب قضات و کارگزاران قدرت اجرایی بعید می‌نمود لذا چه از حیث نظری و چه از لحاظ عملی، دمکراسی غیرمستقیم بیشتر پذیرفتنی به نظر می‌رسید.
امروزه جز در برخی از خرده دولت‌ها مانند چند کانتون سوییس یا چند ایالت در آمریکای شمالی، اعمال دمکراسی مستقیم، کاربرد نداشته و تقریباً اکثریت قریب به اتفاق کشورها نظریه انتخاب و گزینش فرمانروایان و نمایندگان مردم را از راه انتخابات غیرمستقیم پذیرا شده‌اند، سایر راه‌های وصول به قدرت از قبیل وراثت، انتصاب، شیوه خود انتخابی و امثال آن، یا از میان برداشته شده یا جنبه فرعی و استثنایی یافته‌اند.
انواع انتخابات
در حال حاضر در چارچوب این مبحث دو گونه انتخابات از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند؛ یکی انتخاب رییس دولت – کشور در رژیم‌های که جمهوری است و دیگری انتخاب نمایندگان مجلس مقننه.
اهمیت این دو انتخابات از نظر ماهیت و طبیعت سیاسی ویژه آن‌هاست و این که هر فرد به عنوان تبعه کشور و شهروند،‌ ضمن رای دادن، در واقع سرنوشت جامعه ملی را رقم می‌زند، درحالیکه امروزه ابزار انتخابات در سطح‌های جغرافیایی گوناگون مانند کمونها، بخش‌ها، شهرستان‌ها، استان‌ها و حتی در موارد بسیاری شهرها و روستاها، برای انتخاب و تعیین مشاوران و مسئولان محلی مورد استفاده قرار می‌گیرد و برقراری این گونه انتخابات به عنوان نشانه فراخی و گستردگی میدان دمکراسی تلقی می‌شود، ‌لکن هیچکدام از این نوع انتخابات ویژگی و خصایص انتخابات سیاسی را که در مرحله اول برای تعیین مسئولان و متصدیان امور کشوری است ندارند،‌ زیرا در انتخابات مذکور مقاصد و اهداف سیاسی و اجتماعی نیز مدنظر و مورد توجه رای دهندگان و انتخاب‌کنندگان است.
در حکومت مردم بر مردم رای و نظر در علایق جامعه از طریق انتخابات معلوم و مشخص می‌گردد، به همین دلیل دمکراسی‌های جهان حق رای را تا هرکجا که ممکن و میسر و در عین حال مقرون به مصحلت بوده است تعلیم داده‌، آن را «حق رای عمومی»‌ خوانده‌اند.
حق رای
رای،‌ عملی تشریفاتی و حقوقی است که اتباع یک کشور و افراد آن به وسیله آن، طبق ضوابط و شرایط قانونی به انتخابات نماینده و نمایندگان می‌پردازند و رای دهنده ضمن این عمل حقوقی - سیاسی در حقیقت با برگزیدن نماینده یا نمایندگان در اداره امور سیاسی جامعه خود مشارکت می‌کند.
رای دادن حقی است که به یک فرد تعلق می‌گیرد و این شخص مختار است که از این حق استفاده بنماید یا نه. هرچند امروزه این حق رای دادن در برخی کشورها اجباری بوده و در حقیقت هر شهروند هجده ساله و هجده ساله به بالا موظف به رای دادن می‌باشد. از طرف دیگر در کشور ما این رای دادن اختیاری بوده و الزام به رای دادن وجود ندارد و بنابراین به کارگیری این حق یا امتناع از آن، ‌خود گونه‌ای حق مشروع هر شهروند به شمار می‌آید و استفاده یا عدم استفاده از آن منوط به اراده شهروند خواهد بود. در هر صورت شاید بتوان گفت که علت اجبار به رای دادن در برخی کشورها با این دلیل که منافع جامعه این امر را ایجاب می‌نماید توجیه شود.
از جمله شرایط اساسی برای رای دادن تا چند سال پیش (و حتی در حال حاضر در برخی کشورهای عربی) جنسیت فرد بوده و می‌باشد. هرچند شرایط دیگری نیز ضروری هستند مثلاً تابعیت ولی این امر به حاکمیت برمی‌گردد؛ به عبارت دیگر، تا زمانی که شخصی تابعه ایران نباشد از نظر سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و غیره به نظر نمی‌رسد که علایق و پیوستگی به این کشور داشته باشد و بنابراین قایل شدن حق برای یک فرد بیگانه و خارجی علاوه بر این که منجر به هرج و مرج و سوءاستفاده خارجیان می‌شود از نظر عقلی، حقوقی و سیاسی نیز کاملاً بیهوده است.