* در محافل رسانهای و سیاسی از جنابعالی بهعنوان اصلاحطلب یاد میشود. تعریف شما از اصلاحطلبی چیست و در واقع به دنبال اصلاح چهچیزی هستید؟
** در این خصوص ما بارها و بارها صحبت کردیم و گفتهایم که اصلاحات را به معنای رفع نابسامانیهای کشور میدانیم. بنابراین در همه عرصهها به دنبال رفع نابسامانی یا به عبارتی اصلاح امور هستیم؛ هم عرصه سیاسی و هم عرصههای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی. یعنی معتقد نیستیم که اصلاحات محدود به یک حوزه خاص است بلکه ما در همه حوزهها نابسامانیها و مشکلاتی داریم که باید نسبت به حل آنها اقدام کنیم. در واقع حل این مشکلات و نابسامانی را ما اصلاحات مینامیم اما اصلاحات پنج ویژگی اساسی هم دارد:
اول اینکه اصلاحاتی که ما میگوییم با انقلاب تفاوت اساسی دارد. ما میخواهیم در چارچوب همین نظام و قانون اساسی نسبت به اصلاح امور اقدام کنیم.
نکته دوم اینکه ما واقعا اصلاحات را با مردم میخواهیم یعنی اینجوری نیست که فقط در محافلی خاص و در جلسات ویژهای تصمیمگیریهایی از بالا صورت گیرد و بگوییم که اصلاحات از بالا شکل بگیرد و توده مردم دخالتی در این موضوع نداشته باشند.
نکته سوم این است که ما باید توجه داشته باشیم واقعا اصلاحات بر مبنای خط امام(ره) باشد. این خط امامی بودن تنها نام نیست بلکه یک هویت است و ما اصلاحطلبان باید هویت خط امامی بودن خودمان را حفظ کنیم و کسانی که اعتقادی به این خط ندارند یا دارند را مشخص کنیم.
نکته چهارم اینکه ما باید توجه کنیم اصلاحات بالاخره زمانبر است و با انقلاب فرق میکند یعنی اینطوری نیست که یک شبه بخواهیم اصلاحات را انجام بدهیم.
و آخرین ویژگی در رابطه با اصلاحات این است که اصلاحات متکی به یکسری اصول است. به هر حال ما معتقد نیستیم هدف وسیله را توجیه میکند بنابراین حق نداریم برای رسیدن به صندلی قدرت دست به هر اقدامی بزنیم.
* پس شما خودتان را اصلاحطلب از جنس همان خط امامیهای دهه 60 میدانید؟
** بله، من میخواهم بگویم که ما از لحاظ نزدیکی به دیدگاههای امام همان خط امامیها هستیم که البته دایره گستردهتری داریم و این نکته را هم باید مورد توجه قرار داد که این به معنای ماندن در گذشته و بیتوجه بودن به مسائل روز نیست؛ بهخصوص در حوزه مسائل اقتصادی. الان نگاه ما به مسائل منطبق با مسائل روز است و در همان زمان نماندهایم اما وقتی میگوییم همان خط امامیها هستیم به این معنی بوده که اصول ما همان اصول است.
* اما اصولگرایان این انتقاد را مطرح میکنند که برخی اصلاحطلبان از خط امام عبور کردهاند بنابراین در شرایط فعلی مدافعان خوبی برای خط امام نیستند.
** ببینید اگر این ویژگیهایی که ما گفتیم و خب مصداق هم برای آن داریم، مدنظر قرار گیرد، اینها همان اصلاحطلبان خط امامی هستند که عرض کردم. اینکه یک عده بگویند خط امامیها عبور کردهاند که نمیشود. چه کسانی عبور کردهاند. بله یک تعداد بودند که از اول هم طرفدار امام نبودند و خط امامی هم شناخته نمیشدند. اینها چه ارتباطی با خط امامیها دارند.
* به هر حال شاید بتوان برخی اسامی را مطرح کرد؛ امثال آقای مهاجرانی یا اکبر گنجی که اینها از اصلاحطلبان هستند و بعید میدانم دیگر الان کسی منکر فاصله جدی آنان با خط امام شود.
** حالا من نمیخواهم خیلی مصداقی درباره افراد صحبت کنم، یکسری ویژگیها را عرض کردم اما این افرادی هم که شما میگویید من ندیدم جایی از اینها از اول به عنوان خط امامی نام برده شده باشد. اکبر گنجی که از اول با امام مشکل داشت. اینکه خط امامی نبوده است، هیچوقت. شما سند بیاورید این افرادی که نام بردید از اول خط امامی معروف بودند. بنابراین اصلا از اول خط امامی نبودهاند که امروز بخواهند عبور کنند. آن اصلاحطلبیای که مدنظر ماست با اصلاحطلبی مدنظر این آقایان متفاوت است و اساسا اینها ارتباطی با جریان کلی اصلاحطلبی با آن ویژگیهایی که عرض کردم، ندارند.
اکبر گنجی زمانی هم که ایران بود، دنبال مانیفست جمهوریخواهی خودش بود و اصلاحطلبان را به خاطر اینکه دنبال اصلاح در چارچوب خط امام و قانون اساسی و نظام موجود هستند، مورد انتقاد و هجمه قرار میداد. الان هم از اصلاحطلبان انتقاد میکند. بنابراین ایشان ارتباطی با جریان اصلاحطلب و خط امام ندارد؛ یک فردی است که دیدگاه خاص خودش را دارد.
بعضی از افراطیون هستند که مدعیاند اصلاحات در چارچوب اصول قانون اساسی ممکن نیست و جمع جمهوریت و اسلامیت را قبول ندارند اما اصلاحطلبان معتقدند که جمهوریت با اسلامیت قابل جمع است و 30 سال است که از زمان ابتدای انقلاب تاکنون همواره پیرو این دیگاه حضرت امام بودهاند که «جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر نه یک کلمه کمتر». خب ممکن است یک عده این را قبول نداشته باشند. چه کسانی که مخالف جمهوریت هستند و چه کسانی که مخالف اسلامیت هستند از اصلاحطلبان راهشان جداست. ما نه آن تفکر طالبانی را که میخواهد پشتسر اسلام پنهان شود و جمهوریت را نفی کند و دنبال سرکوب و تعطیلی آزادی بیان و مطبوعات است و به هر حال دنبال بگیر و ببند است را قبول داریم و نه تفکری که بخواهد به نام دموکراسی ارزشهای دینی و اسلامی ما را زیر سوال ببرد. ما واقعا دموکراسی، حقوق بشر و مردمسالاری را در دین میبینیم و به آن اعتقاد داریم. بنابراین من هیچ وقت اعتقاد ندارم امثال اکبر گنجی بتوانند راه مناسبی پیشروی مردم ایران بگذارند. اینها نشستهاند آن طرف آب و برای مردم نسخه اشتباه میپیچند که البته مردم ایران هوشیارتر از این هستند که به این نسخهها اهمیت بدهند. اینها هم فقط خودشان را ضایع میکنند با این حرفهایی که خلاف دین و شریعت به زبان میآورند.
* اما یکی از اشتباهات اصلاحطلبان این است که بههر حال با دیگران مرزبندی نکردهاند.
** الان که خیلی از گروهها واقعا امکان اعلام موضع و مرزبندی را هم ندارند. خیلیها روزه سکوت گرفتهاند و ترجیح میدهند که به خاطر شرایط ایجاد شده اصلا سکوت کنند. در این هفت، هشت ماهی که شما میفرمایید اصلاحات تحت رهبری یک فرد واحد یا یک گروه خاص نبوده است. البته این هم به خاطر شرایط پیش آمده است، هم به خاطر ضعف تشکیلاتی خود اصلاحطلبان که در این چند ماه بیشتر هم شد.
* اما جبهه اصلاحات یا همان شورای هماهنگی اصلاحطلبان مگر نمیتوانسته در این مدت این کار را انجام دهد.
** من میخواهم بگویم که شورای هماهنگی در بعضی از مقاطع به یک نتایجی میرسد که برای موضوعی بیانیه صادر کند و این کار را انجام میدهد. خب اگر جلسهای باشد و اگر به نتیجهای برسد، این بیانیه صادر میشود اما درخصوص این مرزبندیها باید عرض کنم که همه احزاب جبهه اصلاحات یک تحلیل و یک نگاه درباره شرایط فعلی ندارند و ممکن است شورای هماهنگی به جمعبندی درباره برخی مسائل نرسد.
* چرا به جمعبندی نمیرسید؟ موضوع اختلافی که سبب شد به نتیجه نرسید چه بود؟
** خب عدهای به عنوان مثال درباره جریان اهانت به عکس امام معتقد نبودند این جریان واقعی است، نه اینکه نخواهند اهانت به امام را محکوم کنند. اگر اینگونه بود که به جمعبندی میرسیدیم اما عدهای نفس این ماجرا را مشکوک و ساختگی میخواندند. بنابراین معتقد بودند دانشجویان خط امامی هستند و چنین کاری نمیکنند. از اینرو معتقد به بررسی بیشتر ماجرا بودند. برخی از احزاب و گروههای عضو شورای هماهنگی درباره ماجرای هتک حرمت عاشورا هم همین نظر را داشتند.
* من بهصورت مصداقی نمیخواهم وارد بشوم. میخواهم بدانم شما بهعنوان شورای هماهنگی جبهه اصلاحات آیا نمیخواهید بعد از این حوادث رخ داده در چند ماه گذشته تکلیف خودتان را با برخی گروههای معاند نظام مثل سلطنتطلبها و منافقین روشن کنید؟ حالا چرا در این موضوعی که بهراحتی میشود در مورد آن مرزبندی کرد اقدامی صورت نمیگیرد؟
** بله، این نکته را من هم قبول دارم که اگر شفافتر و دقیقتر این مرزبندیها انجام شود، بهتر است. البته این مساله به این مفهوم نیست که مرزبندی وجود نداشته است. این مرزبندیها وجود داشته و همه میدانند که اصلا جریان اصلاحطلب با آن طرف آبیها مرزبندی خیلی جدی دارد ولی در بعضی مقاطع من هم معتقدم که تصریح این مرزبندیها و شفافسازیها مقداری از این حالتهای تیره و تاری که احزاب درگیر آن شدهاند، جلوگیری میکند. من نمیخواهم بگویم انتقادی وارد نیست ولی میخواهم بگویم قبل از آن شما باید توجه داشته باشید که این جبهه اصلاحات است. به هر حال ممکن است برخی مثل ما معتقد باشند که با اینها باید صریح مرزبندی کنیم و بعضیها نیز بگویند ما که با آنها مرز داریم و نیازی نیست که با آنها مرزبندی کنیم. بنابراین دقت کنید که در یک جبهه درباره همه شیوهها و روشها نمیشود به جمعبندی رسید.
* به هر حال هر چقدر هم که اختلافنظر در جبهه اصلاحات درباره شیوهها باشد درباره مرزبندی با منافقین و سلطنتطلبها که اختلافی نباید باشد.
** نه، ببینید اینکه روزنامهای بیاید و هر روز به یک عده بگوید برانداز و آن عده هم ناچار باشند بیانیه بدهند، محل بحث است چون مرز که هست و همه هم میدانند. اگر خط امامیها با اینها مرز نداشته باشند با چه کسی مرز دارند؟
* شما به روزنامه چهکار دارید؟ من نمیگویم چون یک روزنامهای گفته شما با آنها یکی شدهاید. بیاید مرزبندی کنید. میگویم فضای غبارآلودی بعد از انتخابات در کشور ایجاد شده است که به هر حال آغازکننده این فضا هم اصلاحطلبان بودند که به نتیجه انتخابات اعتراض داشتند. خب شما فضایی در کشور ایجاد کردید که الان منافقین و سلطنتطلبها هم آمدهاند و میگویند ما هم هستیم. به تعبیر دیگر خودشان را دارند میچسبانند به شما. گاهی شما را تشویق میکنند و گاهی حمایت میکنند. من فعلا کاری به مسائل اعتراضی شما ندارم. حرفم این است که چرا به آنها نمیگویید شما خودتان را به ما نچسبانید؟ چرا نمیگویید این یک مساله درون خانوادگی است و به شما ارتباطی ندارد؟
** بله، ما بارها خودمان اعلام کردیم که باید میان معترضان و آشوبگران و فرصتطلبان تمایز قائل شد. اینکه حرف خود ما بوده و شما به ما تحویل میدهید؟ چه کسی در این چند ماه گفته که معترضان را با منافقین و سلطنتطلبها یکی ندانید و میان آنها تمایز قائل شوید. آنکه تمایز قائل نشده و همه را یکسره آمریکایی، صهیونیست و عامل منافقین خوانده افراطیون مقابل بودهاند. حتی عقلا و دلسوزان اصولگرا هم فریادشان این بوده که تمایز قائل شوید. بیش از آنکه آنطرف آبیها بخواهند خودشان را به ما بچسبانند، افراطیهای مقابل ما را به آنها چسباندند و بعد میگویند چرا نمیگویید شما با آنها یکی نیستید؟ خودشان یک کاری میکنند و بعد به ما میگویند که مساله را حل کنید البته من تاکید میکنم ما به عنوان حزب مردمسالاری در همه این موارد مرزبندی کردیم اما حرفم سر این است که به هر حال این دیدگاه حزب مردمسالاری و شاید برخی احزاب دیگر در جبهه اصلاحات باشد. در مجموع باید در جبهه 12 تا 13 حزب و گروه به صدور چنین بیانیهای رأی مثبت بدهند تا به عنوان جمعبندی جبهه اصلاحات منتشر شود اما در نظر بگیرید که در این چند ماه جبهه اصلاحات فعالیت چندانی نداشته است. یعنی فرصت خیلی از مسائل را پیدا نکرده است. شاید اگر انتقادی به جبهه اصلاحات وارد باشد قبل از مرزبندی با معاندان نظام این باشد که چرا تلاش بیشتری برای انسجام جبهه اصلاحات و برنامهریزیهای راهبردی و اصولی نمیشود. طبیعتا اگر انسجام بیشتری وجود داشته باشد، قطعا به مرزبندیها هم میرسند ولی یک مقدار هم شرایط تحمیلی است. جبهه اصلاحات چند دسته هستند؛ یک دسته احزابی که اعضایشان زندانی است. یک عده هم شرایط را مساعد نمیدانند و سکوت را ترجیح میدهند.
به هر حال وقتی یک جبهه سیاسی بعد از انتخابات دچار چنین وضعی باشد خیلی هم نمیتوان انتظار داشت. باید انشاءالله این شرایط را پشت سر بگذاریم تا فضا عادی شود.
* شما خودتان از فعالان ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی بودید. حتی تا جایی که یادم هست رئیس یکی از ستادهای حامی ایشان بودید. به عنوان رئیس یکی از ستادهای حامی موسوی و یکی از حامیان اصلی وی در انتخابات، چه پیامی به گروههای خارج از کشور که در این مدت خواستند خودشان را به شما نزدیک کنند، دارید؟
**ببینید ما با این گروهها از ابتدای انقلاب اختلافات اساسی داشتهایم و سالها با آنها مبارزه کردهایم. من این را قبلا هم گفتهام. به فرض محال اگر اینها یک روزی بخواهند برگردند، ایران اولین کاری که میکند اعدام همین سران خط امام است. پیغام ما هم به آنان این است که مطمئن باشید قطعا این مردم هرگز به هیچ جریان سیاسیای اجازه نخواهند داد که ما را به دوران قبل از انقلاب برگرداند.هرگز ما اجازه نخواهیم داد کسانی که دست در دست صدام به این مردم و کشور خیانت کردند، دوباره ادعایی داشته باشند. بنابراین مرز ما با آنها که شفاف و روشن است اما یک پیام هم برای داخلیها دارم و این را در صدا و سیما هم گفتم که قاطی کردن معترضان با آشوبگران و معاندان کار درستی نیست. چطور میشود بخشی از مردمی که در 22 خرداد با آن شور و شعور پای صندوقهای رای شرکت کردند و حماسه 40 میلیونی را آفریدند، ناگهان منافق و سلطنتطلب شوند؟ این به سود کیست؟ البته بخشی از اشکالات به خود صدا و سیما مربوط میشود. مردم به صورت فطری دنبال اطلاعات هستند. وقتی صدا و سیما یکطرفه میشود، مردم به سمتی کشیده میشوند که ممکن است آنها اطلاعات درست ندهند. خب آنها که دلسوز ما نیستند.
اتفاقا اصلاحطلبان از دو سو مورد هجمه هستند؛ هم از طرف رسانههای یکطرفه و افراطی این سو و هم از سوی رسانههای آن طرف آب که اصلاحطلبان و خط امامیها را متهم میکنند بنابراین به نظر میرسد دو گروه که به ظاهر مخالف یکدیگر هستند در یک جهت حرکت میکنند؛ هم کسانی که اصرار دارند معترضان و مردمی را که اعتراض مسالمتآمیز داشتند را عامل آن طرف آبیها بدانند و هم آنهایی که آن سوی آبها نشستهاند و دنبال نیات شوم و منافع خود هستند.
* اما فارغ از این بحثها، بعد از چند ماه به نظر میرسد فضای کشور به سمت اعتدال و میانهروی میرود و کمی فضا نسبت به گذشته آرام شده است. در واقع مشخص است که معتدلهای دو طرف فعالتر شدهاند و نسبت به ایامی که میدان دست افراطیون افتاده بود، اوضاع کمی آرامتر شده است. آیا در جریان اصلاحطلب فعالیتی برای کنار گذاشتن افراطیگری و تلاش برای میانهروی و اعتدال آغاز شده است؟ بهویژه فراکسیون اقلیت که شما هم عضوش هستید. آیا در این زمینه تلاشی انجام دادهاید؟
** بله. البته ریاست فراکسیون و مسئولیت آن با دیگران است و شاید اگر من نقش مستقیمتری داشتم، عرض میکردم اما تا جایی که من میتوانم بگویم، این است که ما در حد توان، تلاشمان را انجام میدهیم. ملاقاتی با آیتالله آملیلاریجانی داشتیم. بسیاری از این مسائل را گفتیم. مسائلی مثل حمله به جماران، حمله به بیت شهید صدوقی یا شهید دستغیب شیراز، بحث حوادث بعد از انتخابات مثل کهریزک،مجتمع سبحان، کوی دانشگاه و خلاصه مسائلی که خلاف قانون صورت میگیرد. همچنین از تعدادی اساتید دانشگاه نام بردیم که الان بازداشت هستند. دیداری با رئیس مجلس داشتیم. دیدارهای مختلفی داشتیم برای ایجاد فضای آرام و معتدل. حتی در مجلس بحثی هم که با دوستان فراکسیون داشتیم در این خصوص بوده است. گاهی حتی ما با دوستی که قصد نطق پیش از دستور دارند، صحبت میکنیم که نطقش بهگونهای نباشد که فضا را متشنج کند.
* شما راهکارهایی برای برونرفت از این فضای سیاسی دارید؟
** ببینید دو طرف بحثهایی درباره انتخابات دارند که شاید جمعشدنی نیست. خیلی از مسائل وجود دارد که اگر بخواهد مطرح شود به نفع هیچکس نیست بنابراین باید از فضای انتخابات فاصله بگیریم و تصمیممان مبتنی بر ساختن فردا باشد. این رویکرد کلی را باید هر
دو طرف مد نظر قرار دهند تا بتوان فضای جدیدی ساخت بنابراین من شخصا 10 پیشنهاد دارم.
اولین نکته این است که ما باید اصل وجود مشکل را بپذیریم تا برای آن راهحل پیدا کنیم.تا زمانی که نخواهیم واقعیتها را مورد توجه قرار دهیم و اصل وجود مشکل را نپذیریم طبیعتا نمیتوانیم راهحلی برای برونرفت از این فضا ارائه دهیم. واقعا مشکل این چند ماه خیلی برای ما گران تمام شده و باید سریع از آن عبور کنیم.
خب ما میدانیم چه مشکلات اقتصادیای برای ما داشته و در عرصه روابط بینالملل چه مشکلاتی برای ما ایجاد شده است. الان هم که قرار است وارد بحث هدفمندسازی یارانهها شویم و واقعا باید از این مشکل عبور کنیم تا به آن برسیم.مردم در زمینه هدفمندی یارانهها حرف دارند اما همه چیز تحتالشعاع مسائل بعد از انتخابات قرار گرفته و همانجا ماندهایم.
دوم اینکه باید همه ما بپذیریم انتخابات تمام شده است. این یک نکته اساسی است چون اگر بخواهیم به بحث انتخابات رسیدگی کنیم، واقعیت این است که دو طرف بحثهایی دارند که حالاحالاها جمع شدنی نیست. خیلی از مسائل وجود دارد که اگر بخواهد مطرح شود به نفع کشور تمام نخواهد شد. حالا چه اینطرف بخواهد ادعا داشته باشد چه آنطرف. این نکتهای است که باید همه قبول کنیم که انتخابات تمام شده و از آن عبور کنیم.
سوم باید بپذیریم دولتی که سرکار هست، قانونی است. خب این مشروط به این است که نکته اول را بپذیریم اما من دارم درباره برونرفت از فضای فعلی صحبت میکنم نه ماندن در فضای گذشته. بالاخره الان ما یک دولتی میخواهیم که کار کشور را پیش ببرد. من همیشه واقعا استدلالم این بوده که ما مثلا اگر نرویم به مراسم تحلیف، بعدا چگونه میخواهیم از وزیر انتقاد کنیم. وزیری که بعدا به هر حال با او سرکار خواهیم داشت. خب هر وقت بخواهیم کاری را از دولت پیگیری کنیم، میگویند شما که این دولت را قبول نکردهاید.
نکته چهارم اینکه همانگونه که انتخابات تمام شد باید مسائل بعد از انتخابات هم تمام شود.ما قبول میکنیم مشکلاتی بعد از انتخابات به وجود آمده که این مشکلات هم باید تمام شود. از جمله این مشکلات مثلا زندانی شدن فعالان سیاسی است. شما نمیتوانید در جایی که فعالان سیاسی در زندان هستند و خانوادههایشان گرفتارند، بیایید دم از وحدت و تفاهم بزنید. بله ما معتقدیم اگر کسی واقعا جایی بمبی منفجر کرده و دنبال براندازی بوده، باید اتهامش بررسی شده و محاکمه شود و همانگونه که مقام معظم رهبری هم فرمودند، مطابق مر قانون با او رفتار شود. این هم شامل کسانی است که واقعا دنبال براندازی بودند و هم کسانی که در کهریزک آن کارها را کردند و مواردی از این دست. البته خیلی از این کسانی که ما میشناسیم واقعا دنبال براندازی نبودند و نیستند یعنی واقعا اشکالات زیادی وجود دارد که در جلوی چشم ماست.
نکته پنجم این است که ما بعد از این مسائل بیاییم و نشستی را برگزار کنیم شامل تمام اطراف قضیه. حالا هر عنوانی که ما بخواهیم به این مساله بدهیم، مثلا بگوییم مجمع ملی نخبگان یا هر چیز دیگری. از نامزدهای ریاست جمهوری گرفته تا مراجع تقلید، از اصحاب رسانه گرفته تا نمایندگان مجلس، از مجمع تشخیص مصلحت نظام گرفته تا خبرگان و از اساتید دانشگاه گرفته تا اساتید حوزه همه شخصیتهای ذی نفوذ بیایند و یکبار دیگر آسیبشناسی کنند موضوعاتی را که مطرح شده و بعد فرض بفرمایید 10 مورد از اصولی که همه درباره آن به جمعبندی رسیدهاند را اعلام کنند و در نتیجه دیگر همه باید تابع باشند.نکته ششم این است که در هر شرایط حالا چه این نشست برگزار شود و چه نشود ما باید بپذیریم قانون اساسی محور تمام فعالیتهای این مملکت است.
نکته هفتم این است که باید در کشور فضای چندصدایی ایجاد کرد. بر اساس همین اصول قانون اساسی ما باید به بحث آزادی بیان و رسانهها توجه جدی داشته باشیم. قطعا با بستن مطبوعات به جایی نمیرسیم.یک سویه کردن صدا و سیما ما را به جایی نمیرساند جز اینکه تعدادی از مردم را سوق میدهد به سمت رسانههای بیگانه که قطعا خیرخواه ما نیستند.
نکته هشتم این است که انتقاد و نقد دولت باید به صورت جدی مورد توجه قرار گیرد. حالا قرار نیست تا به دولت بگوییم بالای چشمت ابروست ناراحت شود. نه دولت قطعا باید پاسخگوی عملکردش باشد.
نکته نهم اینکه باید از بزرگان و شخصیتهای دلسوزی که در این مدت مورد هتک حرمت شدهاند، دلجویی شود. به هر حال برخی از شخصیتهای انقلابی و دلسوز نظام که از نوجوانی در خدمت نهضت بودهاند مورد تخریب قرار گرفتهاند. برخی از مراجع تقلید، برخی شخصیتها مثل آیتالله هاشمی رفسنجانی واقعا مورد اهانت قرار گرفتهاند. تعدادی از سایتهای مدعی حمایت از دولت از چنان مصونیتی برخوردارند که هر چه میخواهند، مینویسند و کسی با آنها کاری ندارد. اینکه نمیشود سایتی به همه اهانت کند و بعد هیچ کس هم کاری با او نداشته باشد، بعد ما انتظار وحدت و اعتدال داشته باشیم خب این چه بساطی است؟ این نشریه همت را همه دیدیم که چه قصدی داشت. قرار دادن یک عده از شخصیتهای نظام که ارادت خود را به رهبری نشان دادهاند در مقابل رهبری، کار کدام انسان دلسوزی میتواند باشد؟
و سرانجام آخرین نکته هم اینکه باید از بردن مسائل به کف خیابان جدا خودداری کرد. باید فضایی در صدا و سیما و در رسانهها ایجاد شود. همین مناظرهها میتواند مفید باشد که البته صدا و سیما کوتاهی کرده است.