محسن مهدیان
مدونا خواننده صهیونیست و مستهجن غربی در 8ماه فتنه، چندبار از کودتای سبز آمریکائی - وطنی حمایت کرد. بدیهی است حمایت این فاحشه مشهور از کودتاگران برگی دیگر از کارنامه سیاه این خائنان است.
در 8ماهی که کودتای سبز اجرا و رسوا شد، از مدونا تا اوباما، از گوگوش تا سروش، از همجنس گراها تا فرماسونرها کودتاچیان را تشویق کردند و همین موضوع هر بار و هر روز بر نفرت ملی ها و اسلامی ها از جریان فتنه افزود. به فتنه گران اعتراض شد که چرا برای یکبار هم که شده از حمایت ابتذال و اباحه و الحاد اعلام برائت نمی کنید؟ حمایت رقاصه بی آبرو از جریان فتنه به معنای حمایت نماد ابتذال غرب و حتی بالاتر از آن، نظام سلطه پشت پرده آن، از جریان فتنه داخلی است و طبیعی است که حمایت این افراد از فتنه گران، در داخل کشور با حساسیت و روبرو و رسوایی بیشتر کودتاگران را به دنبال داشته است.
اما آخرین خبر حمایت مدونا از فتنه گران همراه بود با قدردانی «صندوق بین المللی پول» از برخی سیاست های اقتصادی دولت دهم. خبر حمایت مدونا در رسانه های مخالف جریان فتنه منتشر شد ولی رسانه های مدافع فتنه از روی شرمندگی و بخاطر جلوگیری از آبروریزی بیشتر، آنرا منعکس نگردند. اما خبر تقدیر و حمایت صندوق بین المللی پول از اقتصاد ایران را روابط عمومی بانک مرکزی برای اولین بار منتشر کرد و همه رسانه موافق و مخالف هم آنرا پوشش دادند.
ماجرا چیست؟ اساسا این دو موضوع چه ارتباطی با هم دارند؟ چرا با هم مقایسه شدند؟ چرا در برابر هم قرار گرفتند؟ صندوق بین المللی پول به تعبیر رهبر انقلاب «ابزار استعمار» است. نسخه های اقتصادی این صندوق اولین بار در دهه 70 و توسط کارگزاران سازندگی در کشور اجرا شد. سیاست هایی که به تعدیل معروف شد، توصیه های صندوق بین المللی پول و بانک جهانی بود که تورم 49 درصدی سال1374 و بیکاری و نابسامانی و بی عدالتی گسترده سالهای بعد را به دنبال داشت.
"جان پر کینز" کارشناس صندوق بین المللی پول در کتاب "خاطرات یک جانی اقتصادی" از این صندوق به عنوان نهاد "استعمارگر کشورهای جهان سومی" نام می برد و "جوزف استیگلیتز" اقتصاددان مشهور و برنده جایزه نوبل از آن به نهادی برای "تحریق اقتصادی" و "تخریب پنهانی دموکراسی" و "ترویج فساد مالی و سیاسی" در کشور ها یاد می کند.
صندوق بین المللی پول به عنوان بخشی از "ایدئولوژی اجماع واشنگتنی" الگوی بنیاد گرایی بازار را توصیه می کند و با همین ابزار هم استقلال کشورها را روی مقراض دو تکه عرضه و تقاضا به حراج می گذارد.
اجرای توصیه های "صندوق بین المللی پول" در بسیاری از کشورهای جهان سوم عملا باعث نابسامانی و فقر بیشتر، تشدید اختلاف درآمدها، بهره کشی از کار کودکان و استثمار بیرحمانه کارگران شده است و به دلیل همین تجربه تلخ، این نهاد بین المللی امروزه در کشورهای در حال توسعه بسیار بدنام و بدسابقه و عامل استثمار نوین آمریکایی تلقی می شود. از همین روست که دولت نهم نیز با نقد نسخه های صندوق بین المللی پول در دولت های گذشته بر سر کار آمد.
حال سوال این است که حمایت و تقدیر این نهاد استعماری از اقتصاد ایران برای چیست؟ چرا صندوق بین المللی پول از سیاست حذف یارانه در ایران حمایت می کند؟ چرا از خصوصی سازی شتابزده در ایران تقدیر می کند؟ چرا از سیاست رها سازی قیمت ها در ایران خوشحال است؟ مگر نه این است که بنیاد گرایی بازار در چارچوب نسخه های اقتصادی صندوق دنبال می شود؟
آیا نباید دولت از خود سوال کند که چرا طی چند سال گذشته چندین بار از سوی صندوق بین المللی پول مورد حمایت قرار گرفته است؟ آیا حمایت یک نهاد استعماری به اندازه حمایت مدونا خواننده مبتذل غربی شایسه اعلام برائت نیست؟ مگر نه این است که مدونا، ابزار و نماد ابتذال غرب است و صندوق بین المللی پول، ابزار و نماد سلطه استعماری غرب؟ مگر نه این است که مدونا و صندوق بین المللی پول، سرشت و هویتی واحد دارند و آن ابزار فرهنگی غرب است و این ابزار اقتصادی آن؟
چطور می شود آقای احمدی نژاد صندوق بین المللی پول را یک نهاد استعماری معرفی می کند اما مقامات ارشد و تیم اقتصادی دولت برای حمایت و تشویق این نهاد آمریکائی، اینطور به وجد آمده اند و ذوق زده به یکدیگر تبریک می گویند؟ چطور می شود که اعلام برائت نکردن فتنه گران از حمایت رقاصه نماد ابتذال غرب، باعث بی آبرویی و سرزنش آنهاست اما حمایت نماد استثمار نوین، سند افتخار دولت دهم؟!
آثار اعتقاد و شیفتگی تیم اقتصادی دولت دهم به سیاستهای لیبرال سرمایه داری که به شیوه ای «نرم» در حال پی گیری است و با صراحت تمام مورد تایید صندوق بین المللی پول قرار گرفته است، تنها در حوزه اقتصاد محدود نخواهد ماند و همه جوانب زندگی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جمهوری اسلامی را تحت تاثیر قرار خواهد داد. فاجعه ای که از درون "بنیاد گرایی بازار" و "کازینوی سرمایه داری" شکل می گیرد نه سبز است و نه هیچ رنگ دیگری که بتوان با ابزار های امنیتی به مقابله با آن رفت.
20سال پیش شبیخون فرهنگی غرب برای استحاله و به زانو درآوردن انقلاب اسلامی آغاز شد و نتیجه اش را در فتنه اخیر به عیان دیدیم. اگر امروز در برابر شبیخون اقتصادی غرب و اجرای سیاستهای لیبرال سرمایه داری سکوت کنیم، دیر یا زود جریان فتنه در رنگ و لباس دیگری از درون به انقلاب و نظام حمله خواهد کرد.