تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۱۴۳۰۰۳

محمد یزدی‌زاده
این روزها موضوع مفاسد اجتماعی و اخلاقی و وضعیت ظاهری جوانان در کوچه و خیابان ها صدای همه را در آورده است. بگونه ای که کار به مجلس شورای اسلامی و نماز جمعه تهران و علما و روزنامه ها هم کشیده شده است. تا جایی که رهبر معظم انقلاب هم در دیدار پرسنل نیروی انتظامی با ایشان فرمودند: در برخورد با افرادی که تعمدا یا از روی بی توجهی چهره جامعه را از لحاظ دینی، نجابت و عفاف خارج می کنند نیز باید برخوردی قوی و صحیح انجام شود. والبته توصیه آقای رئیس جمهور وعلما و ائمه محترم جمعه به توبه همگانی به دلیل افزایش فساد اخلاقی و اجتماعی نیز خود موید و نشانگر عمق فاجعه است.
خبرها و نوشته های اخیر با عناوین معاشقه آشکار در پارک ها و کوه ها ، افزایش متلک پرانی به ناموس مردم حتی بانوان محجبه، گسترش سریع و خارج از کنترل واسفناک بدحجابی- بهتراست بگوییم بی حجابی- افزایش روابط نامشروع و طلاق ، رواج پارتی های شبانه، رواج مصرف مشروبات الکلی در بین جوانان، رواج تاتو و خالکوبی، بغل کردن سگ و میمون در کوچه و بازار توسط جوانان، رواج لباسهای مستهجن و زننده ، رواج کلاسهای رقص یا همان حرکات موزون و امثالهم، نویسنده را علیرغم میل باطنی وادار به نگارش این مطالب نمود؛ تا شاید تا دیر نشده مسئولین امر و البته مردم هم دست به کار شوند و چاره ای کارساز بیاندیشند.
اگر چند سال پیش چنین خبرهایی را می شنیدیم و چنین صحنه هایی را می دیدیم ، تقریبا باور کردنشان سخت بود؛ ولی هم اکنون وضعیت به گونه ای شده است که مردم ما آمادگی شنیدن و دیدن حتی بمراتب بدتر و خانمان سوزتر از آن را هم دارند و به آنها عادت کرده اند. ومهمتر اینکه اینگونه رفتارها و ناهنجاری ها به سرعت در حال گسترش است و فراموش نکنیم که ما صحبت از یک کشور اسلامی و حکومت اسلامی می کنیم و اگر به رفتار جوامع غربی خرده می گیریم و جامعه غرب را فاسد می دانیم، بایستی بدانیم که آنها داعیه اسلام و مسلمانی و دینداری ندارند و خیلی از رفتارهای اجتماعی آنان مورد تایید ادیانشان هم هست و اصراری هم بر دینداری وهدایت مردم ندارند.
ولی ما چه؟ ما 31 سال پیش حکومت اسلامی را بنا نهادیم تا به مردم دنیا بویژه غرب نشان دهیم که جامعه فرهنگی و اخلاقی و انسانی یعنی جامعه ایران پس از انقلاب؛ خواستیم بفهمانیم که در زمان پهلوی اول، کشف ناجوانمردانه حجاب و رواج بی بندوباری کار استعمارپیر انگلیس بود تا ما را به خودمان واگذارد تا از چیزی سر در نیاوریم؛ خواستیم به دنیا ثابت کنیم که آزادی واقعی به معنای برهنگی فرهنگی و فرهنگ برهنگی و رواج بی بند و باری و فحشا نیست؛ خواستیم به جهانیان بفهمانیم که خانواده ها و جوانان ما با غیرت و جوانمرد هستند و اجازه نمی دهند جامعه را لا ابالیگری و بی اخلاقی فرا بگیرد؛ ولی حالا چه؟
27 سال پیش در شهر شیراز پس از اینکه حضرت آیت الله حائری شیرازی امام جمعه وقت نویسنده و همسرش را به عقد هم درآوردند و ساعتی بعد در حافظیه بر روی نیمکتی در حال گفتگو بودیم ، پس از چند دقیقه مامورین کمیته وقت سررسیدند و تذکر دادند که از هم فاصله بگیرید و اینقدرنزدیک هم ننشینید! اما امروز دختران و پسران جوان(نامحرم نه عقدکرده) دور از چشم والدین خود آن هم با ظواهری زننده در پارک ها و کوهها معاشقه می کنند.
افراط و تفریط!
آنچه که گفته شد تنها گوشه ای از معضلات و ناهنجاری های اجتماعی و اخلاقی و فرهنگی است و پرواضح است که قصد نویسنده از بیان حقایق فوق به هیچ عنوان سیاه نمایی نیست؛ لکن سخن اینجاست که چرا علت یا علل اصلی این همه حوادث و اتفاقات بعضا دردناک و باورنکردنی، ریشه یابی و تجزیه و تحلیل علمی وصادقانه و واقع بینانه نمی شوند تا بتوان راه حل موثر و کارآمد برای رفع و اصلاح آنان یافت؛ و اگر هم می شوند، اصولا دلایل غیرواقعی و غیر منطقی و فرافکنانه مطرح و به جامعه القاء می شود.
به عنوان مثال یکی از علت های اصلی بی اخلاقی ها و هنجارشکنی ها و انحرافات جوانان که بیان می شود و خیلی هم معروف و نقد و بدون هزینه است، همین داستان تهاجم فرهنگی غرب و علل خارجی و نیروهای ماورایی می باشد، و کاملا بدیهی و واضح است که دست هیچ کس هم به آنها نمی رسد تا محاکمه و مجازات شوند و خیالمان هم راحت است که علت اصلی را پیدا کرده ایم و تا می توانیم بایستی در سخنرانی ها و تحلیل هایمان همه تیرهایمان را به سوی آنها نشانه رویم.
در اینکه بیگانگان و تهاجم فرهنگی یکی از عوامل دیرینه و موثر ناهنجاری های فرهنگی و انحرافات اخلاقی و اجتماعی است، هیچ شکی در آن نیست؛ ولی آیا همه علل و عوامل همین است؟! و هیچ کس و هیچ چیز دیگر مقصر نیست؟! آیا عدالت اسلامی اینگونه است که برای فرار از مسئولیت ها و پاسخگویی ها همه تقصیرها را به گردن دیگران بیندازیم؟!
آیا می توان سوال کرد مواد مخدر یا مشروبات الکلی که تریلی تریلی کشف و امحاء می شوند، چگونه و از کجا وارد این سرزمین می شوند ؟
آیا می توان پرسید مواد مخدر و مشروبات الکلی چگونه و توسط چه کسانی در مدارس و دانشگاهها توزیع می شوند؟
آیا می توان پرسید نهادهای تربیتی و فرهنگی مدارس و دانشگاهها چه برنامه های مفید و سازنده و موثری، حداقل در این 5 سال گذشته برای هدایت و روشنگری و جذب جوانان و نوجوانان داشته اند؟
آیا می توان پرسید علت افزایش سن ازدواج جوانان و آمار طلاق چه کسی یا چه چیزی است؟ جامعه؟ والدین؟ گرانی و بیکاری؟ کاهش معنویات و اخلاقیات و خانواده محوری؟ یا بیگانگان و تهاجم فرهنگی غرب؟ واقعا کدامیک؟
آیا جز این است که در این سال های اخیر به جای عملگرایی به سمت شعارگرایی و سخنوری و خطابه روی آورده ایم و آن چنان غرق مسائل گوناگون سیاسی شده ایم، که دیگر فرصت و مجال فکر کردن و اندیشیدن به نیازهای اصلی و حیاتی آحاد جامعه بویژه جوانان این مرز وبوم نیافته ایم.
آیا غیر از این است که بخش اعظمی از مشکلات و ناهنجاری های اخلاقی و فرهنگی جامعه نتیجه عملکرد ضعیف و سوء مدیریت بخش های فرهنگی و تربیتی و اعتقادی و اقتصادی جامعه می باشد و اساسا بجای پاسخگویی مناسب و عالمانه و مشفقانه به سوالات و شبهات گوناگون و روزافزون جامعه بویژه جوانان و نوجوانان، پاسخهایی نه چندان شایسته و بعضا دفع کننده و ناامیدکننده ارائه و آنان را در وادی سرد و بی انتهای سرگردانی و گمراهی و استیصال به حال خودشان رها کرده ایم.
آیا چرا وقتی صحبت از ناهنجاری ها و انحرافات اخلاقی می شود، توجه غالب به سمت شمال شهر و خانواده های مرفه و... معطوف می شود؟ چه منظوری از این برخورد داریم؟ تا بحال سری به وسط و جنوب شهر و محله های فقیر نشین و متوسط نشین زده اید تا ببینید مثلا در خانه های چهارراه مولوی و یا میدان شوش گیرنده های ماهواره ای از نان شبشان هم براه تراست و جوانان چگونه می گردند و رفتار می کنند؛ یعنی اینجا صحبت از خانواده های سنتی و متدین است و بخش مهمی ازهمین نوجوانان و دختران و پسرانی که امروز در باره شان حرف می زنیم، از فرزندان همین خانواده های متدین و مسلمان و شهید داده جنوب تهران و حتی شمال تهران هستند؛ ولی حالا چه شده است که راه خود را گم کرده اند؟
آیا مسئول همه این مشکلات نیروی انتظامی است؟! در اینکه نیروی انتظامی وظیفه برقراری امنیت جامعه و برخورد با متخلفین اجتماعی و اخلاقی را دارد، هیچ شکی در آن نیست و انصافا به وظایفش خوب هم عمل کرده است؛ ولی آیا مسئول فرهنگی و تربیتی و اخلاقی جامعه هم نیروی انتظامی است؟ صدا و سیما، آموزش و پرورش، سازمان جوانان، حوزه های علمیه، سازمان ها ونهادهای فرهنگی و تربیتی و دهها موسسه و مرکز دولتی و غیردولتی و امثالهم چه مسئولیتی دارند و با بودجه های فراوانی که در اختیار دارند، تا چه حد به مسئولیت های اصلی خود عمل کرده اند؟ کدام طرح ها و برنامه های سازنده و کاربردی و راهبردی را ارائه و اجرا کرده اند؟ آیا جز این است که در برخی از این دستگاه ها مشغول کارهای روزمره و ایجاد پست های سازمانی جدید و غیرضروری بویژه در بخش های اداری و لجستیکی هستند و در واقع عمدتا درگیر امور حاشیه ای و غیر حرفه ای می باشند؟
چرا صدا و سیمایی که بیشترین مخاطب را در جامعه دارد ویکی از موثرترین و مقتدرترین وسایل تبلیغی و آموزشی و فرهنگی بی رقیب و انحصاری کشور بشمار می رود و بایستی خود در کردار و گفتار صادق و بی ریا باشد، برای فرار از واقعیت های تلخ جامعه خودمان و سرپوش گذاردن بر آنان، خبرنگارانش را به دورترین نقاط غرب دنیا می فرستد تا گزارش مثلا لگد شدن پشه ای توسط کودکی و یا آتش گرفتن گاراژ خودروهای اسقاطی و یا داستان معشوقه فلان نخست وزیر را با آب و تاب وآن هم در اخبار سراسری و برای چند روز متوالی به نمایش بگذارد؛ و اینگونه القاء نماید که هرچه فساد و تباهی و انحراف و لاقیدی است، در آن سوی آب هاست و اینجا هیچ خبری نیست!
آن وقت انتظار داریم که جوانان از اینگونه برخوردهای ضدونقیض درس صداقت و راستی و اخلاق بیاموزند. در حالی که می تواند و بایستی با ساختن و پرداختن برنامه های سازنده و مفید و جذاب و هنرمندانه - نه همچون سریال دارا و ندار که مملو بود ازهمه نداشته ها و نخواسته ها و لودگی ها و بی حرمتی ها- و فارغ از ایده های نامعقول خنداندن اجباری خلق الله، با همتی عالی کمر به هدایت و پرورش افکار نوجوانان و جوانان جامعه ببندد.
آیا کسی می تواند این حقیقت را انکار کند که بسیاری از این نابسامانی ها و انحرافات اخلاقی و فرهنگی و تربیتی، معلول هستند نه علت؟ آیا تا کجا می توانیم با معلول ها مبارزه کنیم؟ آیا یک پزشک حاذق هیچگاه می تواند به جای تشخیص علت بیماری و درمان آن، بیمار خود را که همان معلول است ، سرزنش و تنبیه کند؟ و با یک آمپول هوا او را خلاص کند؟! البته که می تواند توصیه های اکید کند تا آنجایی که ممکن است مثلا فلان رژیم غذایی را رعایت نماید. آیا ما هم در حوزه و عرصه فرهنگی و اخلاقی و تربیتی همچون پزشک حاذق عمل کرده ایم؟ آیا هیچگاه به معنای واقعی آن به دنبال علت ها و ریشه ها بوده ایم؟ یا نه! بلافاصله دست به تیغ جراحی برده ایم.
بدون تردید دین مبین اسلام بهترین و متعالی ترین و سازنده ترین راه ها و روش های تربیتی و انسان سازی را همچون گوهری گرانبها در ژرفای خود جای داده است و بایستی آن ها را کشف کرده به درستی و با ظرافت بکار بندیم. شایسته جمهوری اسلامی نیست که پس از گذشت 31 سال از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی که بر پایه های اخلاقی و انسانی و رحمانی نهاده شده است، شاهد رواج اباحیگری و لاابلالیگری و بدحجابی یا همان بی حجابی و انحرافات اخلاقی و اجتماعی باشیم.
فرموده اند، النجاه فی الصدق، یعنی نجات و رستگاری در راستگویی وصداقت است. آیا وقت آن نرسیده است که در بیان مشکلات جامعه و ریشه یابی آنها فارغ از گرایش ها و ملاحظات سیاسی، با مردم و جوانانمان واقع بینانه ترو روراست تر و صادقانه تر و شفاف تر صحبت کنیم و همفکری نماییم تا خود مردم و جوانان با جان و دل و مشتاقانه و داوطلبانه و عاشقانه در جهت حل مشکلات و معضلات کشور و وطن خودشان گام بردارند.