پایان یک دوران
در سالهای پایانی دولت هاشمی مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری شاهد دو اتفاق بود. نخست حضور حسن روحانی به عنوان رئیس مرکز که سبب شد نه تنها موسوی خوئینیها بلکه همه یاران او از این مرکز بیرون روند و راهی روزنامه سلام شوند. اتفاق دیگر به انتزاع این مرکز از ریاست جمهوری و پیوستنش به مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. در واکنش به هجرت اتاق فکر نهاد ریاست جمهوری به مجمع فعال شده پس از دوم خرداد، سیدمحمد خاتمی پایهگذار نهادی جدید شد با نام مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری و محمدرضا تاجیک به عنوان رئیس آن معرفی شد.
در این دوران اگرچه حضور نهادهای قدرتمند حزبی و رسانهای در حاشیه دولت و رویکرد غالب چهرههای سیاسی که نقش مشاور یا وزیر را ایفا میکردند، این مرکز نتوانست نقشی چندان برجسته در ریلگذاری برای شعار محوری دولت خاتمی یعنی توسعه سیاسی ایفا کند ولی تلاشهای تاجیک برای حضور چهرههای تئوریک اصلاحطلب و نظریهپردازی در این دوران چندان ناموفق نبود. پایان دولت خاتمی اما همزمان شد با پایان دومین دوره حضور اصلاحطلبان در اتاق فکر دولت، جالب اینکه این پایان سبب شد بسیاری از تئوریپردازان اصلاحطلب هوای بازگشت به خانه سابق خویش را در سر بپرورانند.
روزگار فترت یک مرکز
مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری در دولت نهم شاهد حضور دو رئیس بود؛ علیرضا ذاکراصفهانی و پرویز داوودی. در این دوران به سبب ماهیت خاص عملگرای دولت که باعث میشد دولت توجه چندانی به نهادهای پژوهشی نداشته باشد، تاثیرگذاری اتاق فکر دولت در عرصههای تصمیم سازی به حداقل رسید، زیرا هیات دولت و به خصوص شخص رئیسجمهور خود به اتاق فکر تبدیل شده بود.
از سوی دیگر به سبب نگاه نهچندان خوشبینانهای که نسبت به ماهیت این مرکز وجود داشت، در ماههای اول دولت روزگار سختی بر اتاق فکر دولت گذشت، سختگیریهای نهاد ریاست جمهوری به راهبری داوود احمدینژاد که رئیس بازرسی ویژه نهاد بود، به اعتراضات و تجمع کارمندان این نهاد منجر شد و در نهایت با دستور رئیسجمهور موضوع فیصله یافت. رئیس جدید مرکز هم در اظهاراتی ضمن بیان برخی نکات درباره عملکرد دوران قبلی مرکز، اظهار داشت که برخی در این مرکز به طراحی براندازی نظام مشغول بودهاند و این مرکز در واقع یک حزب سیاسی وابسته به برخی جریانهای اصلاحطلب بوده است.
چنین اتهاماتی با واکنش و تکذیب تاجیک روبهرو شد ولی اتهامات ادامه یافت. ذاکراصفهانی در ادامه حضورش سعی کرد با مشارکت اساتید اصولگرا، بدنهای تازه را شکل دهد و در مسیر سیاستگذاری دولت نقشی مهم ایفا کند. چنین تلاشی به دلایلی چون بیتوجهی دولت و عدم ارائه برون داده جدی عملا ناکام ماند. چرا که در سالهای پایانی این مرکز و به ویژه رئیس آن، به روابط عمومی دولت تبدیل شدند؛ روندی که در انتخابات به اوج رسید و ذاکراصفهانی یک پای مناظرههای انتخاباتی برای دفاع از عملکرد دولت احمدینژاد شد، هر چند این رفتار را میتوان در رئیس قبلی این نهاد در دولت اصلاحات مشاهده کرد.
روندی دیگر که ذاکراصفهانی تلاش کرد در مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری بنا نهد، تبیین گفتمان اصولگرایی بود که به برگزاری چند نشست محدود ختم شد. برخی اظهارات او در این دوران با حاشیههایی همراه بود، از جمله زمانی که به شدت از ایده احمدینژاد برای افزایش جمعیت کشور به 120 میلیون نفر دفاع کرد و گفت که کارگروهی برای بررسی این ایده تشکیل داده است تا نگاه تاریخی رئیسجمهور که قدرت را در افزایش نفوس میداند، به دقت بررسی شود. ذاکر اصفهانی در نخستین ماههای پس از انتخابات اما با اتاق فکر دولت وداع کرد و راهی استانداری اصفهان شد و وعده داد که برخی پروژههای این مرکز را همراه خود به استانداری اصفهان خواهد برد.
در مجموع میتوان گفت سابقه کاری و علاقهمندی ذاکر برای حضور در استانداری زادگاهش نشان داد که او بیش از امور فکری با حوزه اجرایی و عمل قرابت دارد، همچنان که برخی همکاران برجسته ذاکراصفهانی، چون روح الله احمدزادهکرمانی نیز راهی استانداری فارس شدند. در دوران حضور ذاکر همچنین دوشماره از نشریه «برداشت» منتشر شد که ادامه مسیر قبلی بود، هر چند از لحاظ محتوایی ضعیف تر مینمود. پس از ذاکراصفهانی اما مدتی طول کشید تا رئیس جدید مشخص شود تا سرانجام آذرماه حکم ریاست پرویز داوودی برای حضور در این مرکز صادر شد. پرویز داوودی که در دولت اول احمدینژاد نقش معاون اول را ایفا میکرد، سخت کوشید که فراتر از نقش هماهنگکننده یا نظارتی معاون اول، اتاق فکر دولت در حوزه اقتصادی باشد و تا سال پایانی دولت اول هم در این راه موفق بود، این بار راهی اتاق فکری شد که در چهار سال گذشته، بال و پرش ریخته است و حضور داوودی در آنجا بیشتر حاکی از تنزل جایگاه او در نزد رئیسجمهور ارزیابی شد.
بازگشت به روزگار پیشین
در دولت احمدینژاد اما حسن روحانی که مسئولیت پرونده هستهای را خاتمه یافته دید، همان نقشی را بازی کرد که روزگاری محمد موسویخوئینیها ایفا کرد. او هستههای مطالعاتی تازه و قویتری از قبل تشکیل داد، راندهشدههای دولت نهم را جذب کرد، خود نیز در حوزه پژوهش آستین بالا زد و در عرصه انتشارات نیز حضوری قدرتمندانه داشت. حاصل این تلاشها را میتوان در دو سال اخیر در گزارشها و همچنین سخنرانیهای روحانی یافت که همواره با واکنش تند حامیان دولت روبهرو شده است. در دو سال گذشته حامیان دولت همچنین سعی کردند با و طرح ابهاماتی در مورد قراردادهای پژوهشی این مرکز با دانشگاهها و برخی چهرههای علمی، فشارها را افزایش دهند ولی حسن روحانی در قامت رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، در ماههای پایانی مانده به انتخابات چون یک منتقد تمامعیار به میدان آمد و علیه دولت سخنرانیهای تندی انجام داد و به شدت عملکرد دولت را در حوزههای مختلف زیرسوال برد،هرچند احمدینژاد نیز در نقد شیوه مدیریت پروژه هستهای از سوی روحانی کم نگذاشت.
پس از انتخابات اما روحانی کمتر سخن به زبان گشود و ترجیح را در سکوت دید. در معدود موارد نیز سخنان او بهخصوص درباره عملکرد اقتصادی دولت با واکنش نهاد ریاست جمهوری روبهرو شد و بارها حسن روحانی متهم به اتخاذ نگاه غیرمنصفانه و بدبینانه نسبت به عملکرد دولت شد. عملکرد این نهاد در سالهای گذشته سبب شده است که اکنون مرکز مطالعات به عنوان متهمی برای بسترسازی حرکتهای مخالف دولت شناخته شده است. فارغ از درستی یا نادرستی چنین اتهاماتی باید تصریح کرد که رونق یا تاثیرگذاری چنین نهادهایی به اندازه کافی تحت تاثیر بیتوجهی دولت برای کارآمدسازی مرکز بررسی استراتژیک ریاست جمهوری نیز بوده است، چرا که در سالهای اخیر توجه لاریجانی به مرکز پژوهشهای مجلس و حضور موثر احمد توکلی در این مرکز به شدت شأن اثرگذاری این نهاد را افزایش داده است و از سوی دیگر حسن روحانی با تغییر روشها و سیاستها توانسته است مرکز مطالعات خود را به محلی برای رفت و آمد چهرههای علمی و سیاسی بدل کند.
آینده پیش رو
در ماههای اخیر حضور پرویز داوودی به عنوان پنجمین رئیس مرکز بررسیهای استراتژیک با سکوت مطلق همراه بوده است و حتی پایگاه اینترنتی این مرکز نیز خالی از هر دادهای شده و تنها متن حکم رئیسجمهور برای پرویز داوودی است که در این سایت بهچشم میخورد. معرفی حسن میرزاخانی بهعنوان جانشین شاید مهمترین اتفاقی بوده که در سه ماه اخیر در این مرکز رخ داده و میرزاخانی جانشین محمد مهدی اسماعیلی شده که در دوران ذاکری نقش اول را بازی میکرد و خود نیز از گزینههای جانشینی ذاکراصفهانی به شمار میرفت. بههرروی، گویا هنوز مرد اول کابینه دولت نهم دلخور از به حاشیه رفتن است و قصد ندارد سامانی تازه به این نهاد بدهد یا شاید در فکر تحولی عظیم در ساختار و کارکرد مرکز است، چرا که به سبب اعتبار و سابقه پیشین داوودی نزد دولت میتوان امیدوار بود که در صورت تحرک این استاد اقتصاد، اتاق فکر دولت به جایی که باید باشد، بازگردد.