تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۱۴۳۱۳۲
تحلیلی بر نقش رسانه‌های بیگانه در التهاب‌آفرینی‌های دانشگاهی

راضیه امیری رز
رسانه ها، به ویژه طیفی که وابسته به امپراطوری رسانه ای جهان سلطه اند؛ وظیفه مهمی در بسترسازی لازم برای اهداف سلطه طلبانه، کشورهای قدرت مدار کنونی دارند.
آنچه که از بررسی نقش و عملکرد رسانه ها در فتنه های اخیر در کشور به دست می آید غبارافکنی، ابهام زایی و ایجاد تنش روانی در جامعه است.
در استراتژی جدید جهان غرب، رسانه ها مقدم بر ابزارهای نظامی، در خطوط مقدم درگیری ملتها قرار دارند. بعد از مهیا شدن شرایط توسط رسانه هاست که ابزارها و عناصر دیگر سلطه به کار گرفته می شوند. این نقش نوین رسانه ها را در حوادث اخیر کشور به وضوح می توان مشاهده نمود.
در این میان وقتی مخاطب رسانه ها، جامعه دانشگاهی باشد جنس مخاطب، میزان کارآیی این شیوه اقناعی را دو چندان می کند.
در همین راستا و برای به حداکثر رساندن این تأثیر تمرکز رسانه ای دشمن با انتشار بالای صد مورد خبر از وضعیت دانشگاههای کشور در مدت اندک بیست و اندی روز در ماه گذشته، نشان تکیه دشمن بر چند محور است:
1- انعکاس و پیگیری غیر عادی اخبار جهت دار و خاص؛ با مروری بر حوادث و اتفاقات چند ماهه اخیر در سطح دانشگاه های کشور و واکنش های رسانه ای غرب و اپوزیسیون به این پدیده ها، شاهد روندی غیر معمول در این زمینه خواهیم بود. حوادث کوچک و کم اهمیت، حتی گاها روز مره، حجم مهمی از پوشش های رسانه ای را به خود اختصاص می دهند؛ که با اهداف پیدا و پنهانی دنبال می شود. تداوم این شیوه دستاوردهایی به مراتب با اهمیتی برای آمرین و مجریان مراکزی دارد که تنش روانی در کشور را دنبال می نمایند.
1-1- این حجم از پوشش اخبار و حوادث، برکنش و واکنش های جامعه و بخصوص اقشار دانشگاهی تأثیر ایجابی خواهد داشت. به عبارتی انعکاس این حوادث منجر به واکنش ها و تحرکات جدید در بستر احساسی شکل گرفته در جامعه خواهد شد. این نوع از واکنش ها به ویژه در خصوص اخبار انضباطی و تجمعات و تحصن های دانشجویی صادق هست. القای فضای سنگین امنیتی و ایجاد حس همدردی در میان سایر همفکران و همکلاسی ها و هم دانشگاهی ها از اهداف پرداخت وسیع به این نوع از مباحث است.
2-1- بهره برداری فرامرزی و زمینه سازی برای فشارهای جهانی علیه نظام، هدف دیگر این پروسه است.
برای اثبات نقض حقوق و آزادی ها در کشور باید سندسازی بشود. سالها است که اغلب بیانیه ها و موضع گیری های بین المللی با استناد به همین نوع اسناد صادر می شوند. در حالی که در مسائل فنی و حقوقی ارجاع به این نوع اسناد رسانه ای مرسوم است «اسنادی که منجر به شروع جنگ عراق و افغانستان شد و یا مسائل مرتبط با پرونده هسته ای ایران» در مسائل به اصطلاح حقوق بشری این نوع سندسازی ها، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار خواهد بود.
2- تلاش برای تحریم امتحانات در دانشگاهها: جلوه ای دیگر از تمرکز جریان های برانداز بر التهاب در فضای کشور، به خصوص فضای دانشگاه ها، توسل به تحریم انتخابات است.
1-2- تحریم امتحانات از شیوه های سهلی است که با توسل به آن می توان تب التهاب و تنش در دانشگاه ها را بالا نگهداشت و مانع فروکش کردن اعتراضات در این سطح شد. به گونه ای که پای خانواده ها هم به ماجرا گشوده شود. اگر چه این روند به شکلی مفتضحانه به شکست انجامید.
2-2- در این روش، نمایش حداکثری از به اصطلاح عقبه فکری- سیاسی این جریان شکل می گیرد. در فرآیند تحریم امتحانات، بخش مهمی از دانشجویان نه به دلیل همراهی سیاسی با این جریان، بلکه برای فرار از اصل امتحانات همراه این موج می شوند. که البته ریشه یابی این نوع واکنش های دانشجویی به امر امتحان آسیب شناسی جدی را در حوزه های مرتبط با نظام آموزشی، شیوه های گزینش، تداوم انگیزه مدرک گرایی می طلبد. اما علت هر آنچه باشد طراحان این پروژه سود کوتاه مدت این همراهی را به نفع جریان تحریم کننده امتحانات لحاظ کرده بودند.
3- جلوه دیگر از تلاش برای ملتهب نگهداشتن فضای جامعه، انتشار اخبار و تحلیل های دروغ است. ضمن اینکه بخش مهمی از اخبار مرتبط با برخوردهای انضباطی، ترکیبی از دروغ و بزرگنمایی است. غالب اخبار مرتبط با تجمع های دانشجویی با دروغ های روشن و واضح همراه است. به خصوص اگر تجمع و تحصنی با واکنش جریان مقابل دانشجویی مواجه شود چاشنی اخبار و گزارش ها؛ دروغ پراکنی، برای مظلوم نمایی و تاثیرگذاری بر مخاطبین کم اطلاع یا ناآگاه است. در حالی که:
1- طیف محدودی از دانشجویان فحاشی، خشونت و رادیکال شدن فضا را به عنوان یک تاکتیک عملیاتی موثر در پیش می گیرند تا بتوانند فضا را برای حرمت شکنی و فروپاشی خطوط قرمز نظام مهیا سازند.
2- این حرکات طرف مقابل را به واکنش های همسان، حداقل به صورت زبانی و گفتمان وارد می سازد و این به نفع جریانی است که نیازمند مظلوم نمایی است.
بنابراین می توان گفت این جریان حیات خود را در خشونت، قانون گریزی و ساختارشکنی می بیند. با این وجود لازمه همراهی دانشجویان بی طرف، مردم، مراکز و مجامع بین المللی مظلوم نمایی است و همین جا است که دروغ پردازی به کمک می آید و تلاش می شود نیروهای امنیتی، انتظامی، بسیج و دانشجویان مقابل را به خشونت و سرکوب متهم کنند. با تحقق این خواسته:
1-3- تندروی، زیر پا گذاشتن خطوط قرمز نظام، ضعف و فرو ریختن پایه های اقتدار کشور را به نمایش بگذارند.
2-3- با مظلوم نمایی و پروژه پیراهن عثمان سازی، به اصطلاح ظلم و بی عدالتی در نظام را افشا ساخته و توده های مردم را با خود همراه سازند.
بهره گیری از دانشگاه، در راستای صدمه به امنیت ملی:
از کارکردهای امروزی رسانه، خدشه دار نمودن امنیت ملی کشورها است و این کاربرد امری تعمدی و جزء وظایف رسانه های غربی محسوب می شود. بنابراین، رسانه ها در نمادها و نمودهای گوناگون در جهت اهداف امنیتی مورد بهره برداری قرار می گیرند. این رسالت رسانه در جهان معاصر، متناسب با تعریف جدید از امنیت تبیین می گردد. اهمیت علم و تکنولوژی مدرن و ساختارهای فرهنگی در دوران پسا مدرن در امنیت، غیرقابل انکار است. از این رو رخنه های ضدامنیتی رسانه ها، برای شناسایی سوژه ها بیش از همه دانشگاه ها را هدف قرار می دهد.
جریان برانداز در کشور نیز در تداوم حیات خود و حضورش در صحنه سیاسی کشور نیازمند تضعیف مولفه های امنیتی کشور است. تا زمانی که نهادهای تاثیرگذار در شاخصه های امنیتی، اعم از رسانه ها، دانشگاه ها، مراکز امنیتی و نظامی، با قدرت و توانمندی در فضای کشور حضور داشته باشند؛ جریان های برانداز فرصت عرض اندام نخواهند یافت. بنابراین، هر کدام از اینها باید به نحوی درگیر مسائل حاشیه ای شوند. در این میان درگیر شدن مستقیم و غیرمستقیم دانشگاه و دانشجو با مطالبات سیاسی احزاب و جریان های سیاسی، بهترین فرصت برای تضعیف این مولفه مهم امنیتی است.
از جانب دیگر، تداوم تحرکات سیاسی جریان برانداز، خود مقوله ضدامنیتی و بسترساز اقدامات ضدامنیتی است. شایان توجه است که این پدیده بیش از هر چیزی جایگاه دانشگاه و دانشجو را هدف گرفته است. اتقاقاتی که گاه و بی گاه تحت عنوان حمله به کوی خوابگاهی دانشگاه ها رخ می دهد، امروزه بیشتر به یک تاکتیک عملیات روانی تبدیل شده است. یا می توان از ترور استاد برجسته دانشگاه تهران یاد کرد که هشدار است در این جهت که هرگونه تضعیف امنیتی کشور، دانشگاه ها را بیش از هر جای دیگر در مخاطره قرار می دهد.
بنابراین می توان مدعی شد که تمرکز رسانه ای بر حوادث و اتفاقات دانشگاه ها مبتنی بر بسترها و پیامدهای متعددی است:
1-نفوذ در لایه های دانشگاهی با هدف ایجاد مانع در مسیر اعتلای کشور در حوزه های گوناگون اعم از تولید علم، توسعه اقتصادی- فرهنگی و سیاسی و در یک نگاه کلان، سست نمودن پایه های امنیت ملی است.
2-ایجاد درگیری و تنش در دانشگاه ها با هدف تولید خوراک تبلیغاتی مورد نظر بیگانگان، حیثیت و اعتبار بین المللی کشور را مورد سؤال قرار داده و چراغ سبزهای لازم برای فشارها و اقدامات بین المللی علیه کشور را فراهم می سازد.
این اتفاق نتیجه طبیعی فرایندی است که در قالب آن بخش هایی از عناصر دانشگاهی و دانشجویی مجری برنامه ها و راهبردهایی می شوند که از آن طرف آب ها، طراحی و هدایت می شوند. دور از انتظار نیست که عایدی این تحرکات به نفع همان مراکزی باشد که بر روی این قشر از دانشگاهیان حساب باز کرده اند. تقلاهایی که اکنون رسانه های جهانی برای انعکاس اعتراضات دانشگاهی از خود نشان می دهند شاهدی گویا بر این مدعا است.
قهرمان سازی برای تداوم اعتراضات:
از حربه های جالب رسانه ای در جنگ روانی، چهره سازی از اشخاص و افراد است. خلق یک شبه قهرمانان ملی آن هم از بین زندانیان و بازداشتی های سیاسی، یک شیوه نرم مبارزه در مقابل نظام اسلامی است. جریان برانداز از طراحی و پیگیری این پروژه چند فرصت بالقوه در مقابله با نظام را دنبال می کند:
1-وقتی این اشخاص به عنوان چهره های مبارز و قهرمان در میان اقشار دانشگاهی پذیرفته شوند در آن صورت هر نوع برخورد با این افراد هزینه های زیادی برای نظام خواهد داشت و پتانسیل های اعتراض و آشوب وسیعی را در سطح جامعه شکل خواهد داد. بنابراین افرادی که امروزه به عنوان نمادهای مقاومت و ایستادگی جنبش دانشجویی معرفی می شوند بیشتر نقش کاتالیزورهای سیاسی را بازی می کنند تا در فرصت مناسب اعتراضات سیاسی- امنیتی به نام آنها کلید بخورد.
2-هر نوع چهره سازی از اشخاص می تواند نظام را در مقابله با سرکردگان جریانات فتنه خلع سلاح کند. چرا که از یک طرف ملاحظه اعتراضات احتمالی در صورت برخورد با این افراد را خواهد کرد. از طرف دیگر هرگونه برخورد با لیدرهای این جریان ها با فرض احتمالی قهرمان سازی های جدید دچار شک و تردید خواهد شد.
لازم به یادآوری است که پروژه قهرمان سازی از برخی فعالین دانشجویی به دلایل بسیاری از جمله بی اعتباری اخلاقی و ملی آنان به دلیل فرار از کشور و تنزل شخصیتی ایشان در حد مجری برنامه های دست چندم رسانه های غربی نزد افکار عمومی دانشگاهیان شکست خورده است.
القای فضای سرکوب و شکنجه:
از جمله ادعاها و اتهاماتی که در طول سال های پس از انقلاب مدام تلاش شده است در فضای رسانه ای القا شود؛ حکم شدن فضای ارعاب و سرکوب در کشور به خصوص دانشگاه ها است. این تبلیغات بیش از آن که بیان واقعیت های جامعه و تصویر شرایط حاکم بر آن باشند اهداف پیچیده ای را مدنظر دارد.
1-عمده ترین هدف از این اتهام زیر سؤال بردن پایه های ایدئولوژیک نظام اسلامی است. به عبارتی هدف از طرح این ادعاها مقابله صرف با نظام حاکم در ایران نیست؛ بلکه ریشه ها و مبانی دینی نظام در قالب عناوینی مانند استبداد دینی هدف قرار می گیرد.
2-عامل موثر دیگر در طرح این اتهامات تهییج احساسات مردم است. در این پروسه تلاش می شود بسیاری از ویژگی هایی که رژیم قبل واجد آن بوده و به خشم و نفرت مردم منجر شد به نوعی در نظام اسلامی شبیه سازی شود تا بتوانند از قبل آن، موج تنفر مردم از نظام را سامان دهند. در این میان تصاویر و عکس های مشکوک و گاها ساختگی به مدد این جریان می آید تا ادعاهایشان را اثبات می کنند.