تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۱۴۳۲۶۷
نگاهی به فایل ویژه عبدالمالک ریگی در سیا و استخبارات عربستان

محمد بخشنده
اواخر ژانویه 2007 و در کش و قوس ناآرامی‌های پاکستان و افغانستان، محافل رسانه‌ای امریکا از سناریویی پرده برداشتند که از ارتباطات گسترده سازمان‌های اطلاعاتی ایالات متحده و عربستان با گروهک تروریستی جندالله به ریاست عبدالمالک ریگی حکایت می کرد.
برپایه این سناریو منابع امنیتی امریکا ، برای رویارویی با آنچه افزایش تهدید ایران خوانده بودند خواستار سازماندهی گرو‌های فرقه‌گرا در نوار مرز شرقی ایران شده بودند .این راهبرد به صورت گام به گام و پس از مدت کوتاهی از انتشار اسناد توافق اطلاعاتی امریکا با سعودیها به اجرا در آمد. روز 25 فوریه 2007 روزنامه تلگراف چاپ لندن فاش کرد که امریکا برای افزایش فشارها بر ایران، مخفیانه به گروه‌های جدایی‌طلب قومی در ایران کمک مالی می‌کند. به گفته یک مقام بلندپایه پیشین سیا در واشنگتن، امریکا در این راه از اقداماتی که گروه‌های جدایی‌طلب در جنوب شرقی ایران انجام می‌دادند، حمایت کرده است.
«فرد بورتن» مأمور سابق ضدتروریسم وزارت خارجه امریکا هم چند روز بعد این گزارش تلگراف را تأیید کرد و با اشاره به ناآرامی‌های آن موقع در مناطق مرزی ایران گفت:‌ حملات جدید در داخل ایران در چارچوب تلاش‌های امریکا و عربستان برای حمایت و آموزش اقلیت‌های قومی برای بی‌ثبات‌سازی رژیم ایران است. بحث ارتباط واشنگتن با ریگی به کاخ سفید نیز رسید. دیک چنی، معاون رئیس جمهور سابق امریکا در مصاحبه‌ای که اواخر ماه فوریه 2007، انجام داد برای توصیف گروه جند‌الله از تعبیر «جنگجویان پارتیزان» استفاده کرد. او اقرار کرد دولت امریکا هنوز هم جندالله را در لیست سازمان‌های تروریستی خود قرار نداده است، البته اندکی بعد سخنگوی کاخ سفید برای جلوگیری از تبعات این اظهار نظر ادعا کرد: افزودن برخی گروه‌ها به لیست تروریسم امریکا در حال بررسی است.
در آوریل سال 2007(چند ماه بعد) شبکه خبری ای بی سی مصاحبه‌‌های مهمی از مقام‌های اطلاعاتی امریکا و پاکستان منتشر کرد که نشان می‌داد، گروه تروریستی جندالله از سال 2005 به این طرف، مورد حمایت غیرمستقیم امریکا و عربستان بوده است. نکته مهمی که در این مصاحبه‌ها ذکر شده بود، اشاره به واسطه‌گری برخی کشورهای اروپایی و عرب‌های خلیج‌فارس بود. مقام‌های اطلاعاتی امریکا و پاکستان به ای‌بی‌سی‌نیوز گفته‌اند که روابط امریکا با جند‌الله به نحوی تنظیم شده که ایالات متحده کمک مالی به این گروه نمی‌دهد، زیرا کمک‌ مالی نیازمند دستور رئیس جمهور و تأیید کنگره است، بلکه پول مورد نیاز این گروه‌ را از طریق مخالفان دولت ایران که با کشورهای اروپایی و خلیج‌فارس ارتباط دارند تأمین و به عبدالمالک ریگی داده می‌شود.
حلقه ارتباطی یا اهرم فشار
طبق گفته منابع آگاه، ریگی از زمانی در مدار ارتباطات سازمان‌های اطلاعاتی امریکا قرار گرفت که مؤسسه پرنفوذ بروکینگز پروژه مطالعاتی خویش در زمینه «یافتن راه‌های اعمال فشار بر ایران»را روی میز سازمان سیا و پنتاگون قرار داد. طبق گزارشی که نیویورک تایمز منتشر کرد مؤسسه بروکینگز در این تحقیق به مقامات امریکایی پیشنهاد کرد که ارتباطات خویش را با گروه‌های جدایی طلب ایران در شرق که با نظام جمهوری اسلامی می‌جنگند، افزایش دهد. درگزارش تحلیلی «بروکینگز» توصیه شده بود که ائتلافی از نیروهای منزوی در شرق برای ثبات جمهوری اسلامی ایران یک تهدید جدی قلمداد شود و در میان این گروه‌های اپوزیسیون، نیروهای عبدالمالک ریگی ظرفیت ایجاد عملیات‌های اغتشاش‌آمیز را دارد می‌تواند ایران را در داخل تضعیف نماید.
طبق گزارش روزنامه‌های امریکا راهبردی که مؤسسه امریکایی بروکینگز ارائه کرد توجه افسران ارشد سازمان سیا را به خود جلب کرد و بعد از این ارتباطات سازمان‌های اطلاعاتی امریکا با ریگی حالت مستمر و برنامه ریزی شده پیدا کرد. در گزارش این مؤسسه تأکید شده بود که هر چند طرح تجزیه قومی یک راهبرد قدیمی است که با هدف درگیرسازی ایران عملیاتی می‌شود اما این بار به دلیل نگرانی امریکا از افزایش قدرت منطقه‌ای ایران و نیز حس رقابتی که سعودیها نسبت به نفوذ تهران در خاورمیانه دارند این راهبرد با ابعادی تازه دنبال می‌شود.
به این صورت بود که ریگی به یکی از مهم‌ترین پل‌های ارتباطی سازمان‌های اطلاعاتی کشورهای مخالف ایران در غرب و حاشیه خلیج فارس تبدیل شد. از این پس کمک‌های مالی از طریق چند مؤسسه مالی در حاشیه خلیج فارس و واسطه‌هایی در داخل عربستان و افغانستان به صورت مداوم تحویل گروهک تروریستی جندالله می‌شد . علاوه بر این تشکیلات امنیتی عربستان به کمک هسته‌های میلیشیایی در آن سوی مرزهای شرقی کار حفاظت از خود ریگی را نیز بر عهده گرفتند. در سایه این مراقبت‌ها و حمایت‌های امنیتی، سرکرده گروهک تروریستی جندالله به راحتی از خط هوایی برخی دولت‌های مجاور ایران در شرق و جنوب استفاده می‌کرد.
آنگونه که از گزارش طرف‌های امریکایی پیدا است سازمان سیا در مرحله اجرای راهبرد پیشنهادی بروکینگز یک مفاد تازه و مهم بر آن اضافه کرد و آن وارد کردن تشکیلات اطلاعاتی دوست امریکا به پروژه حمایت از گروهک جندالله بود. در همین راستا فرستادگان اطلاعاتی امریکا باب رایزنی‌هایی را با افراد پرنفوذ در افغانستان و پاکستان و نیز شاهزادگان سعودی گشودند تا روش بهره‌گیری از مسائل مذهبی و قومی در پیشبرد حرکت‌های ریگی سریعتر به نتیجه انجامد.این پشتوانه موجب شد عملیات‌های تروریستی ریگی با ضریب اطمینان بیشتری اجرا شود و در عین حال افراد جدیدی از عناصر مزدور به شبکه تروریستی جندالله ملحق گردند.
کارت بازی استخبارات عربستان
سوابق عبدالمالک ریگی به عنوان یک طلبه اخراجی و مطرود از ابتدا طرف‌های سعودی را به بهره‌گیری از وی سوق داد. طبق گزارش منابع آگاه در منطقه اولین ارتباطات را با این تروریست را روحانیون وهابی برقرار کردند. در مرحله بعدی مدیران اطلاعاتی عربستان در رأس‌شان «بندر بن سلطان» طرح ایجاد گروه مشابه القاعده را در شرق ایران به عبدالمالک ریگی ارائه می‌کند. سعودی‌ها ابتدا از طریق تأمین مالی و حمایت معنوی از گروهک ریگی وارد عمل شدند به نحوی که بتوانند شماری از نیروهای بریده و معارض را وارد تشکیلات تروریستی جندالله نمایند. مرحله بعدی حمایت سعودی‌ها از این گروهک در قالب رسانه‌ای نمایان شد. با پخش تصاویر جنایت های ریگی توسط شبکه العربیه و مصاحبه‌های او ‌با الشرق الاوسط و نیز دیگر رسانه‌های عربی منطقه این حمایت‌ها ابعاد وسیعی یافت.
بطوریکه گفته می‌شود عبدالمالک ریگی با سفر به عربستان به بهانه حج ارتباطات مستقیمی با نیروهای امنیتی این کشور و رسانه‌های عربی و انگلیسی برقرار کرد. همچنین بواسطه ارتباطات دیرینه‌ای که ریاض با سرویس امنیتی پاکستان دارد رئیس گروهک تروریستی جندالله توانست از برخی تریبون‌های افغانستان و پاکستان نیز بهره مند شود. بعد از این مرحله قریب به اتفاق کسانی که فعالیت‌های امنیتی و تبلیغاتی گروهک جند‌الله را دنبال کردند از ریگی به عنوان اولین کارت بازی سعودیها در برابر ایران نام بردند. حتی رسانه‌های انگلیس مثل گاردین نیز در توصیف فعالیت دستگاه اطلاعاتی عربستان سعودی - استخبارات العامه – به ارتباطات این سازمان با تشکیلات ریگی تأکید کرد. یکی از سندهای مهم وابستگی ریگی به سازمان استخبارات سعودی در ژوئن سال 2008 منتشر شد زمانی که گروهک ریگی 26 نفر از اعضای نیروی انتظامی را در پاسگاهی در سراوان به گروگان گرفت.
آن روز برخی سایت‌های عربی از قول برخی منابع پاکستانی در پیشاور پاکستان فاش کردند که ریگی پیش از این عملیات با مقام‌های ارشد اطلاعاتی عربستان سعودی رایزنی کرده است. به گفته این منابع برای متوقف کردن حضور منطقه‌ای ایران بویژه در خاورمیانه عربی تصمیم به تقویت اپوزیسیون مسلح ایران در جنوب و شرق جمهوری اسلامی گرفته است. بر پایه این گزارش حتی اوایل سال 2008 شماری از مقام‌های سعودی در پاکستان، به‌ویژه پیشاور دیدارهایی را با شیوخ و سران قبایل برای پشتیبانی از اقدامات ریگی به عمل آورده‌اند.
در این مرحله شماری از رسانه‌های پاکستان حضور اطلاعاتی سعودی‌ها در نوار مرزی ایران و افغانستان را مورد نقد قرار دادند. البته بحث حمایت ریاض از افراط‌گرایی در داخل پاکستان در دو دهه اخیر بارها توسط منابع پاکستانی هم مطرح شده بود اما نکته مهم این است که دیدار پی در پی مقام‌های ریاض از پاکستان، این ظن را ایجاد کرد که سعودی‌ها این بار نفوذ خویش را در دستگاه اطلاعاتی این کشور (آی‌اس‌آی) افزایش داده‌اند .
رویترز در گزارشی با اشاره به دخالت مستقیم عربستان در طرح‌های امنیتی علیه ایران نوشت:«بعد از انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 ضیاء‌الحق دیکتاتور وقت پاکستان به منظور مهار نفوذ ایران از گروه‌های ضدشیعه و مدارس تندروی سنی حمایت کرد و در این راه از حمایت مالی عربستان برخوردار بود. عربستان مدت زیادی است که در مقابل نفوذ ایران در آسیای مرکزی و خاورمیانه مبارزه می‌کند.... مدارس مذهبی در امتداد خطوط مرزی پاکستان گسترش پیدا کرده... و اعتقاد بر این است که گروه جند‌الله نیز به شدت تحت تأثیر همین مدارس و دستور کار فرقه‌ای آنها قرار دارد.» روزنامه دیلی تایمز چاپ پاکستان نیز در مقاله‌ای با اشاره به شکل انتحاری عملیات های ریگی به طور ضمنی به ارتباط سعودی‌ها با این عملیات‌ها اشاره کرد: «روش عمل جندالله بیشتر از تروریسم القاعده و طالبان به عاریت گرفته شده است. به طور مثال، استفاده از دستگاه‌های انتحاری مورد تأیید آموزه‌های مدارس مذهبی است، در حالی که سنیان بلوچ پاکستان اکثراً سکولار هستند.»
روزنامه استریت تایمز چاپ امریکا ابعاد دیگری از این ارتباطات را فاش کرد و عملیات تروریستی سیستان را جنگ نیابتی دستگاه اطلاعاتی عربستان علیه ایران دانست.
در این میان یکی از دقیق‌ترین آدرس‌ها را در مورد روابط سعودی‌ها با گروهک تروریستی جندالله خالد خواجه، مأمور سابق آی‌اس‌آی در گفت‌‌وگو با مطبوعات پاکستانی فاش کرد. او تأکید کرد که این ارتباط به طور سنتی میان سازمان استخبارات سعودی‌ها با مقام‌های بلندپایه پاکستانی از دهه 1980 برقرار شد. یعنی از وقتی که اسامه بن لادن در اوایل دهه 1980 برای اولین بار طی یک نشست غیررسمی نواز شریف نخست وزیر سابق پاکستان را به خانواده سعودی معرفی کرد. او گفت: هیچ کدام از اعضای خانواده سلطنتی عربستان نوازشریف را در اولین سفرش به عربستان در اوایل دهه 1980 جدی نگرفتند و به خاطر همین نواز شریف از اسامه بن لادن خواست که او را به خانواده سلطنتی عربستان معرفی کند و از این پس بود که سیاستمداران پاکستان روابط خویش با ریاض را گسترش دادند.
این افسر ارشد سازمان اطلاعات پاکستان می‌افزاید: این مناسبات پس از قدرت گرفتن طالبان محلی در شمال غرب پاکستان به صورت چشمگیر تقویت شد به نحوی که دستگاه اطلاعاتی عربستان را قادر کرد با بخش‌هایی از آی‌اس‌آی روابطی تنگاتنگ برقرار و از این طریق گروهک تروریستی جند‌الله را در چارچوب یک طرح گسترده منطقه‌ای حمایت کند. خالد نیز این فرضیه را تأیید کرد که هدف نهایی این ائتلاف پنهان، اجرای استراتژی بی‌ثبات‌سازی در مناطق مرزی ایران و جلوگیری از تبدیل جمهوری اسلامی به یک قدرت پرنفوذ منطقه‌ای است.
به نوشته مطبوعات پاکستان بزرگترین طرح عملیاتی که حاصل مشورت مثلث امریکا و عربستان و پاکستان بود حملات تروریستی روز بیست و پنجم خردادماه بود که به شهادت شماری از فرماندهان ارشد سپاه و سران عشایر و روحانیون محلی انجامید.