تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۱۴۳۴۱۵

رضا حجت شمامی
فروپاشی شوروی، پراکندگی شدیدی را درجهت گیری و رویکردهای سیاسی روسیه به جای گذاشت. به گونه ای که از ابتدای دهه 1990 تاکنون سه رویکرد کاملاً متفاوت از سوی سه گروه از سیاسیون، در این کشور به آزمایش گذاشته شده است. گروه اول با پذیرش تئوری و روش سیاسی لیبرال دموکراسی به آمریکا و اروپا نزدیک شد که تا نیمه اول 90 دوام آورد. اما ضعف های کلان این رویکرد که به «یورو آتلانتیک غرب گرایانه» معروف است، باعث رویگردانی سیاست مردان روسی از آن شد.
در مرحله بعدی روس ها با پلی به گذشته آرزوهای دوران شوروی را در ذهن خود مرور کرده و در نیمه دوم دهه 90 سیاست بازگشت به شرق را برگزیدند تا دست کم اقتدار پیشین خود را در حوزه اوراسیا بازآفرینی کنند. «یوگنی پریماکف» از افسران «کا.گ.ب» در دوران شوروی، در دوره نخست وزیری خود رویکرد اوراسیاگرایی را با تعبیر «ژئوپولتیک چندقطبی» به اجرا گذاشت. اما این رویکرد نیز نتوانست تداوم یابد تا تبدیل به گفتمان سیاسی روسیه شود. بنابراین روسیه هزاره سوم، راه دیگری را برگزید که واقع گرایی وعمل گرایی نام گرفت. «ولادیمیر پوتین» طراح و مجری این رویکرد است که حیثیت سیاسی تاریخ روسیه و بازگشت اقتدار در عصر پساکمونیسم را در این رویکرد جست وجو می کند.
روسیه در این رویکرد تعریف خود را از نظام بین الملل تغییر داده و خواست خود را به عنوان قدرت بزرگ و تأثیرگذار جهانی معرفی می کند تا هم شرق را داشته باشد وهم غرب را ازدست ندهد. روسیه در این رویکرد هم با چین پیمان «شانگهای» می بندد و هم با آمریکا بر سر میز مذاکرات صلح خاورمیانه می نشیند. برای توسعه قدرت خود همان نگاه را به شرق آسیا دارد که در آمریکای جنوبی دنبال می کند. در خاورمیانه به همان اندازه که بتواند کرملین را با کاخ سفید روبه رو کند به همان اندازه می تواند قدرت چانه زنی روس ها را افزایش دهد.
بنابراین، در کنار رفاقت نیم بند با آمریکا رقابت با آن را در دستور کار خود قرار می دهد. نباید فراموش شود که روسیه هیچگاه به آمریکا اعتماد نخواهد کرد. یکی از دلایلش این است که تاریخ مخاطره آمیزی با این دشمن دیروز و رقیب اصلی امروز دارد. این رقابت و حتی تنش در بسیاری از موارد خود را در جمهوری های مستقل مشترک المنافع، اروپا، آمریکای جنوبی، آسیا و بخصوص خاورمیانه نشان می دهد. مسکو بسیار علاقه مند است باردیگر به خاورمیانه که نقطه کانونی و البته تنش زای آن مسائل فلسطین و اسرائیل است، برگردد. این بازگشت مسکو را با رویکرد خاورمیانه ای واشنگتن مواجه خواهد کرد. از این رو روسیه نیازمند یک بازی متفاوت و محتاطانه است که در این بخش سعی می شود به آن پرداخته شود.
روسیه و خاورمیانه
روسیه پساکمونیسم به تبع سه رویکردی (غرب گرایی، شرق گرایی و عمل گرایی) که انتخاب کرد سه گونه بازی را در حوزه خاورمیانه به نمایش گذاشت. در رویکرد اول به علت غرب گرا بودن اکثر دولت مردان تأثیرگذار همان سیاست هایی را دنبال کردند که غرب درپیش گرفته بود. اگرچه بین روسیه و اسرائیل کش و قوس هایی را می توان در این دوره دید اما عموماً جهت گیری مسکو به سمت بهبود و گسترش روابط با آمریکا بود. باوجود اینکه خاورمیانه برای «بوریس یلتسین»، رئیس جمهور وقت روسیه در اولویت قرار نداشت اما یک چشمش همیشه به تحولات خاورمیانه و مسائل اسرائیل و فلسطین بود.
از سال 1996 که «یوگنی پریماکف»، شرق شناس معتقد به سیاست چرخش به شرق بر کرسی ریاست دیپلماسی روسیه نشست اوضاع فرق کرد و روابط بیشتر به سمت چین، هند و... گرایش پیداکرد. نوع رابطه روسیه با اسرائل در این دوره که تا زمان روی کار آمدن پوتین طول کشید، تا حدودی می تواند موازی با دوران جنگ سرد تعریف شود، اما شرایط در دوران پوتین نسبت به هر دوره متفاوت بود زیرا با نگاهی که او به صورت بندی نظام بین الملل و وضعیت خاورمیانه داشت، روسیه می بایست واقعی تر، هوشمندانه تر و محتاط تر عمل می کرد تا کشورش را باردیگر به عنوان یک قدرت جهانی معرفی کند. بنابراین شایسته است روابط بین روسیه، اسرائیل و فلسطین در سطوح دوجانبه، منطقه ای و بین المللی موردبررسی قرار گیرد.
روسیه و اسرائیل؛ روابط دوجانبه
روسیه به دلایل مختلف علاقه مند است که با اسرائیل روابط حسنه داشته باشد. درحال حاضر روابط بین دو کشور در سطح سفیر است یعنی در بالاترین سطح ممکن. حتی روسیه در شهر حیفا کنسولگری دارد. در چندماه اخیر «شیمون پرز» رئیس جمهور و «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر اسرائیل به مسکو سفر کرده و درخصوص تحولات بین المللی و بخصوص منطقه ای با یکدیگر به گفت وگو و تعامل پرداخته اند. «مارک کاتس»، کارشناس مسائل بین الملل در مقاله ای با عنوان «استراتژی خاورمیانه در هاروارد» دلایل متعددی را برای روابط دوستانه روسیه و اسرائیل برشمرده است که می توان از عناوین زیر نام برد؛
رشد تجارت دوجانبه میان روسیه و اسرائیل؛ کمک نیروهای امنیتی اسرائیل به روسیه در مبارزه با مخالفان مسلمان در داخل این کشور؛ و همچنین این نکته که تکنولوژی اسرائیل، امکانات فروش سلاح های روسیه به کشورهای دیگر به خصوص هندوستان را افزایش می دهد.
کاتس معتقد است اسرائیل دارای یکی از منابع پیشرفته تکنولوژی نظامی است، که روسیه نیز به این منابع نیازمند است. زیرا در تولید این نوع منابع مشکلاتی دارد و نمی تواند آن را از کشورهای غربی دیگر بدست آورد.
در آوریل 2009 نیز براساس توافق طرفین تل آویو متعهد شد تا هواپیمای بدون خلبان به مسکو تحویل دهد. طبق این قرارداد روسیه از اسرائیل 10 هواپیمای بدون خلبان به هزینه 50میلیون دلار خریده است. که درنظر تعداد آنها را به 50فروند برساند. این تکنولوژی می تواند روسیه را در اهداف اطلاعاتی (جاسوسی) بخصوص در مرزهایش کمک کند.
حتی به اعتقاد بسیاری از تحلیل گران، لابی های اسرائیل در روسیه باعث شده اند که این کشور سامانه موشکی اس 300 را به ایران تحویل ندهد. ضمانت اجرایی آن را نیز فروش هواپیماهای بدون سرنشین به روسیه قرار داده است. در واقع روسیه به اسرائیل پیام داده است که در صورتی از حمایت سیستم های دفاعی و موشکی ایران دست برمی دارد که تل آویو هواپیماهای بیشتری در اختیارش بگذارد. در زمینه فرهنگی نیز می توان به این مسئله اشاره کرد که بیش از یک میلیون روسی تبار در اسرائیل زندگی می کنند. حتی پنج وزیر کابینه نتانیاهو از جمله وزیر امور خارجه آن «آویگدور لیبرمن» روس تبار هستند که این مسئله تاثیر زیادی بر روابط سیاسی و فرهنگی آنها خواهد داشت.
البته روابط بین این دو همیشه مسیر همواری را طی نمی کند. مسکو در برخی موارد سیاست های اسرائیل درباره فلسطین را علنا به انتقاد می گیرد. وزارت امور خارجه روسیه در آبان ماه سال جاری روند رو به رشد شهرک سازی ها را مورد انتقاد قرار داد و تاکید کرد که مسکو امیدوارست دولت اسرائیل در برنامه های خود در خصوص شهرک سازی در بخش شرقی بیت المقدس تجدید نظر کند که هم باعث نگرانی عمیق روسیه شده و هم برای روند حل مناقشه خاورمیانه غیرقابل قبول است. در بیانیه وزارت امور خارجه روسیه آمده است مسکو از اخبار رسیده در این زمینه بسیار نگران شده است. در کنار این موضوع پیشنهاد فروش تسلیحات به فلسطین می تواند بر روابط روسیه و اسرائیل تاثیر منفی بگذارد.
روسیه؛ فلسطین؛ بازی با برگی دیگر
اگرچه روسیه رابطه خوبی با اسرائیل ایجاد کرده است اما رویکرد پراگماتیستی آن اجازه نمی دهد که تمامی تخم مرغ هایش را در سبد تل آویو بگذارد و در مناقشات بین اسرائیل و فلسطین از پتانسیل ارزشمندی که در فلسطین وجود دارد عبور کند. استفاده از کارت فلسطین این موقعیت را به روسیه می دهد تا در موارد لازم در برابر چرخش های گاه و ناگاه اسرائیل توانایی بازی خود را بالا ببرد و از فلسطین چماقی برای اسرائیل بسازد. روس ها عموماً شطرنج بازان قهاری هستند بنابراین از اهمیت مهره ها باخبر هستند.
روسیه در حال حاضر درباره مسائل داخلی فلسطین رفتار دو سویه ای دارد. تنها به این دلیل که اداره فلسطین در این موقعیت بین دو گروه تشکیلات خودگردان (محمود عباس در کرانه باختری) و جنبش حماس (اسماعیل هنیه در نوار غزه) تقسیم شده است. اما روسیه رابطه خود را به نسبه با هر دو حفظ کرده است. از یک سو با حماس روابط دیپلماتیک برقرار می کند و برخلاف آمریکا، اسرائیل و اتحادیه اروپا آن را گروهی تروریست نمی داند و از سویی دیگر با تشکیلات خودگردان روابط تسلیحاتی برقرار می کند. البته موضع روسیه بر وحدت گروه های فلسطینی و به ویژه جنبش های حماس و فتح به عنوان دو نیروی سیاسی عمده فلسطین استوار است. مسکو خواهان حضور مشترک این دو جنبش در روند صلح خاورمیانه است تا از این طریق مسیر برای ایجاد حکومت مستقل فلسطین هموار شود، رفتاری که چندان خوش آیند اسرائیل نیست.
حتی قبل از سفر محمود عباس به روسیه و ملاقات با دیمیتری مدودف، قرار بود خالد مشعل، رهبر سیاسی جنبش حماس به این کشور سفر کند اما این سفر به آینده موکول شده است. این رفت و آمد دیپلماتیک سبب شد تا بنیامین نتانیاهو بار دیگر خود را برای سفر به روسیه که در حال تبدیل شدن به مهره ای تاثیرگذار در مناقشه خاورمیانه است، آماده کند. او در این سفر با «دیمیتری مدودف» رئیس جمهور روسیه دیدار و گفت وگو کرد و طرفین تعامل دو جانبه و منطقه ای را با یکدیگر مورد بحث قرار دادند. منابع خبری روسیه پیش از این به نقل از میخاییل مارگی لوف، رئیس کمیسیون امور بین الملل شورای فدراسیون اعلام کرده بودند که نتانیاهو روز پانزدهم فوریه با مدودف، رئیس جمهور روسیه دیدار و گفت وگو می کند. طبق برنامه ریزی ها این سفر در این موعد برگزار و طرفین تعاملات دو جانبه و منطقه ای را با یکدیگر مورد بحث قرار دادند.
روسیه- اسرائیل، جدال منطقه ای
به تقریب می توان گفت که اولویت های سیاست خارجی روسیه، جمهوری های مستقل مشترک المنافع، اتحادیه اروپا، خاورمیانه و کشورهای اسلامی، شرق آسیا، آمریکای جنوبی، آفریقا و... است که در تک تک آنها با آمریکا در حال رقابت است. اسرائیل به عنوان متحد استراتژیک ایالات متحده از این موضوع بهره کافی را می برد تا نفوذ خود را در کشورهای مختلف به خصوص آسیای مرکزی و قفقاز بالا ببرد. دکترین «اتحاد پیرامونی» بن گورین (اولین نخست وزیر اسرائیل) سیاست مردان اسرائیلی را متقاعد کرده است که حوزه نفوذ و ارتباط خود را در کشورهای پیرامون منطقه تقویت کنند. این دکترین امروز روسیه را با چالش مواجه کرده است زیرا اسرائیل با توان تکنولوژیک نظامی و مالی خود هر روز گستره نفوذش را در قفقاز و آسیای مرکزی افزایش می دهد. به راحتی می توان ردپای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و به خصوص نظامی اسرائیل را در جمهوری های مستقل مشترک المنافع دنبال کرد که نشان می دهد اسرائیل برای منطقه آسیای مرکزی و قفقاز برنامه دارد.
این مسئله را می توان در نوع ارتباط نظامی تسلیحاتی با گرجستان مشاهده کرد. فروش اسلحه به گرجستان از هفت سال پیش و از زمانی آغاز شد که شماری از یهودیان گرجی به اسرائیل مهاجرت و بعد از آن شرکت های اسرائیلی در ساختار نظامی و سیاسی این کشور نفوذ کردند. حتی گرجستان هواپیماهای بدون خلبان هرمس 450 از رژیم صهیونیستی دریافت کرده است. این هواپیماها که برای مقاصد اطلاعاتی به کار می روند، می توانند به مدت بیش از بیست ساعت مداوم در هوا پرواز کنند. سرعت پرواز این هواپیماها 170 کیلومتر در ساعت است و می توانند دستگاه های فیلمبرداری و ارتباطی با وزن 150 کیلوگرم را با خود حمل کند.
رابطه نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی، فرهنگی و... اسرائیل با آذربایجان نیز قابل تامل است. این رابطه را می توان در چارچوب «مجمع جهانی اسرائیل- آذربایجان» نیز تحلیل کرد. در سال جاری آذربایجان به همراه اسرائیل ماهواره ای اطلاعاتی به فضا پرتاب کرد که ریانوواستی که متعلق به وزارت خارجه روسیه است با عنوان «ماهواره جاسوسی» از آن یاد کرد.
در زمینه اقتصادی نیز «پینهاس آویوی» معاون دبیرکل وزارت امورخارجه اسراییل، که ماه گذشته به باکو سفر کرده بود، با اشاره به حجم تجارت 4 میلیارد دلاری رژیم اسراییل و جمهوری آذربایجان این میزان تجارت را برای آنچه که بازرگانی میان دو کشور کوچک توصیف کرده بسیار عالی و قانع کننده دانست. طراحی تاسیس سفارت خانه های اسرائیلی در کشورهای آسیای مرکزی مثل ترکمنستان، تلاش برای بالا بردن سطح روابط با کشورهایی همچون قزاقستان و دیگر کشورهای آسیای مرکزی نگرانی روسیه را سبب شده است.
در کل به نظر می رسد نوع نفوذ اسرائیل در مرزهای جنوبی روسیه بیشتر چالش برانگیز بوده است از این رو روسیه نیز از برگ کمک های نظامی به کشورهای اسلامی بخصوص آنهایی که با اسرائیل زاویه دارند، استفاده می کند. روسیه حتی از فروش موشک های اس400 به عربستان سعودی سخن به میان آورده است. اگر چه سعودی ها دشمن درجه یک اسرائیل به شمار نمی روند اما دارا بودن چنین سامانه ای در منطقه می تواند معادلات منطقه ای و توازن نظامی در بین کشورها را تکان بدهد. گسترش روابط دفاعی- نظامی روسیه با سوریه نیز می تواند برای اسرائیل چالش ساز باشد.
«الکسی فدرور»، رئیس شرکت «هواپیما متحد» شهریور سال جاری در مصاحبه با روزنامه روسی «کامرسانت» گفت که چند سال پیش دو توافق بین طرف روسی و سوری امضا شده است که یکی از توافق ها برای فروش جنگنده «میگ-29» و دیگری برای فروش جنگنده میگ-31 بوده است. میگ-31 سلاحی که از نظر اسرائیل و برخی از کشورهای غربی تهدیدی برای امنیت در منطقه محسوب می شود. بازگشت دوباره روسیه به عراق و بستن قرارداد نفتی 30 میلیارد دلاری با هدف توسعه میدان نفتی عراق نشان از آن دارد که روسیه نه تنها به دنبال گسترش نفوذ خود در خاورمیانه است بلکه در حال انجام دوئل سیاسی با رقبای خود است.
تعامل و تقابل روسیه و اسرائیل در سطح بین الملل بیشتر در قالب الگوی رفتار آمریکا و روسیه گنجانده می شود. اسرائیل عموما رفتارهای بین المللی آمریکا را می پسندد و در کنار آن بهره های لازم را می برد. این در حالی است که روسیه در سطح بین الملل سیاست های آمریکا را دنبال نمی کند و حتی در بسیاری از موارد در تضاد با آمریکا به دنبال تامین منافع خود با رویکرد واقع گرایانه است.
نتیجه گیری
روسیه پساکمونیسم با پشت سر گذاشتن دو رویکرد غرب و شرق گرایانه در سال های پایانی قرن بیستم، رفتار سیاسی خود را در آغاز هزاره سوم به سمت پوتینیسم و عمل گرایی سوق داد که درباره خاورمیانه به سمت بازی با تمامی مهره ها پیش رفت. روسیه در این برهه با اسرائیل در روابط دوجانبه به شکل دوستانه و متوازن پیش رفته است. اما به نظر می آید در دو حوزه منطقه ای و بین المللی با تل آویو با چالش روبه رو است. در خصوص فلسطین نیز سعی می کند از حداکثر پتانسیل آن بهره برده و با ایجاد رابطه با گروه های مختلف و متضاد فلسطینی (فتح و حماس) قدرت چانه زنی خود را بالا ببرد.