تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۵  ، 
شناسه خبر : ۱۴۳۴۱۶
بازخوانی نقش روحانیت در تاریخ ایران در گفت‌و‌گو با دکتر محمد الله‌اکبری
حمیدرضا مفیدی مقدمه: گفت‌وگو با دکتر محمد الله‌اکبری در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم انجام شد. وی مدیر پژوهشکده تاریخ و سیره آنجاست. رویی گشاده، توان بالای تحلیل و احاطه قابل توجه بر رویدادهای تاریخی از ویژگی های الله اکبری است. در این گفت‌وگو، این استاد دانشگاه از نقش های پایدار روحانیت – یا به تعبیر ایشان رجال دین– در مقاطع مختلف تاریخ ایران سخن رانده است و تداوم این نقش را به حفظ وحدت میان روحانیون انقلابی نسبت داده است.الله اکبری همچنین انقلاب اسلامی را به رهبری امام خمینی از رویدادهای ماندگار و بسیار تاثیرگذار تاریخ دانسته است و رمز ماندگاری این انقلاب را وحدت و اتحاد، حفظ اعتماد عمومی مردم و خدمتگذاری صادقانه مسئولان معرفی می کند.

* به طور کلی، جایگاه روحانیت در تاریخ گذشته ایران چه بوده است؟
** برای پاسخ به این پرسش لازم است که نقبی به تاریخ ایران قبل از اسلام زده شود. در شرق جهان یعنی از مرزهای مصر و سوریه تا ژاپن و مخصوصا در ایران قطع نظر از ورود یا عدم ورود اسلام می توان گفت که از قدیم‌الایام به اشکال گوناگون دین و سیاست با هم عجین بوده اند. البته این مساله دلایل گوناگونی داشته است. بر این اساس، معمولا حکومت های این مناطق از رجال دین بی نیاز نبوده و همواره سعی در بهره‌مندی از آنها داشته اند. به عنوان نمونه اگر به سکه های قبل از اسلام در ایران نگاه شود، مشخص می‌شود که حتی در سکه‌ها نیز پیوند دین و سیاست وجود داشته است. مثلا در یک طرف سکه، تصویر پادشاه زمان و در طرف دیگر سکه تصویر نمادهای دین زرتشتی مانند آتشکده‌ها و مغ‌های نگهبان آتش قرار داشته است. همچنین در دربار ساسانیان در قبل از اسلام مشاهده می شد که رئیس کل روحانیون یعنی موبد موبدان دارای جایگاهی بزرگ و ویژه ای بود. او مورد احترام ویژه سلطان بوده است و عمل تاج گذاری شاه توسط او انجام می شد.
همچنین بسیاری از امور مملکتی مانند اداره موقوفات، ثبت اسناد و ازدواج و طلاق تحت نظر موبد موبدان صورت می‌گرفت. بنابراین نقش روحانیون زرتشتی را می‌توان به نوعی حکومت در درون حکومت ساسانی دانست. این مساله را می‌توان به کل مناطق شرقی تعمیم داد و این نکته را مطرح کرد که در این مناطق دیانت و سیاست با هم آمیخته بوده و هیچ گاه فاصله ای میان آن‌ها وجود نداشته است. البته به تعبیری دیگر می توان گفت که هر چند حکومت‌ها معمولا با شمشیر سرکار می آمدند، اما برای بقا و پایداری به قلم و اقدامات فرهنگی نیازمند بودند و از این رو برای تضمین بقای حکومت خود رجوع به رجال و بزرگان دینی را امری ناگریز می یافتند. این رجال در میان مردم همواره از یک جایگاه معنوی و مقبولیت بالای اجتماعی برخوردار بودند و این مساله بهره گیری حکومت‌ها از آن‌ها را ناگریز می‌نمود. در نتیجه می توان گفت که سیاستمداران و حاکمان از دین و رجال دین نوعی استفاده ابزاری می‌نمودند. به همین دلیل مجبور می‌شدند آن‌ها را شریک خود در قدرت نمایند. هیچ حکومتی در ایران از رجال دین بی‌نیاز نبوده است و این مساله ربطی به دوران پیش و پس از اسلام ندارد.
پس از اسلام حکومت‌ها در ایران به صورت قبیله ای و یا از طریق جنگ سرکار می آمدند، اما گردانندگان اصلی این حکومت ها، یعنی وزیران اعظم، اغلب از رجال دین برگزیده می شدند. به عنوان مثال در دوره سلجوقیان، در قرن پنجم، اولین وزیر اعظم یک عالم حنفی به نام امیرالملک کندری و وزیر اعظم بعدی یک عالم برجسته شافعی یعنی خواجه نظام‌الملک طوسی بود. در عصر مغول‌ها هم یکی از وزیران بزرگ خواجه نصیرالدین‌طوسی بود. بنابراین می توان گفت که در گذشته اغلب سیاستمداران درس دین خوانده بودند. زیرا در آن زمان جایی برای تحصیل غیر از حوزه‌های علمیه وجود نداشت. در طول تاریخ اسلام، اغلب حکومت هایی به قدرت می رسند که از یک طرف حکومت های سنی مذهبی هستند و از سوی دیگر رجال دینی اهل سنت اغلب با آن‌ها همراهی می‌نمایند. یعنی این عالمان حکومت را از خود تلقی می‌کردند و همواره سعی در حمایت از آن داشتند. اما علمای شیعه معمولا با حکومت‌ها مخالف بودند، هر چند که گروه اندکی از آن‌ها با حکومت‌ها ارتباط داشتند و عهده دار برخی از مسئولیت‌ها می گردیدند.
* نقش و جایگاه روحانیت در عصر صفویه چگونه بوده است؟
** در دوره صفویه به طور صریح و مطلق حکومتی شیعه تشکیل شد و اجرای فقه شیعه در دستور کار قرار گرفت. حکومت های شیعی پیشین مانند آل بویه، در قرون چهارم و پنجم، تعصب چندانی در شیعه گری نداشتند و کوشش چندانی در اجرای شریعت شیعه نمی کردند. اما حکومت صفویه در زمینه سخت گیری در اجرای شریعت و مسایل عقیدتی شهره بود. در این حکومت، علمای شیعی به میدان آمده و از احترامات بالا برخوردار شده و عهده دار مقامات مملکتی مانند امامت جمعه و شیخ الاسلام می شوند. در این دوره عالمان شیعه بر سر سلاطین صفویه تاج می‌گذاشتند. اما باید گفت که در این دوره رجال دین، در واقع مردان درجه دوم حکومت محسوب می شدند. به عبارت دیگر هر چند که حکومت صفویه براساس تبلیغات دینی ساماندهی شده بود، اما این حکومت نیز همچون سایر حکومت‌ها دارای سلطان بود و در این حکومت علما در زیر مجموعه سلطان و در کنار وزیران و امیران معنا می‌یافتند.
البته در همین دوره هم بعضی از علما مغضوب حکومت بودند، ولی اغلب آنها در نزد دستگاه حاکم مقرب بودند. به طور کلی در حکومت صفویه یکی از جریانات اصلی صاحب نفوذ در حکومت، علما و رجال دین بودند. به عنوان مثال، شاه عباس در بررسی شرایط جامعه متوجه وجود چند مانع در راه پیشبرد فرامین سلطان می‌شود. یکی از این موانع، قزلباش و مانع دیگر علما بودند. بنابراین شاه عباس تدبیری اندیشید تا نقش این جریانات را کمرنگ کند. بر این اساس شاه عباس برای تضعیف قزلباشان، نیروی نظامی دیگری را تشکیل می‌دهد. همچنین سعی بسیاری در کاهش قدرت و نفوذ علما می‌نماید. این اقدامات هر چند باعث بازسازی حکومت صفویه تا حدود زیادی شد، اما موجب فراهم آمدن زمینه‌های زوال آن هم گردید.
* در قرون اخیر و به ویژه دوره قاجاریه، چه شرایطی برای علما و روحانیون به وجود می آید؟
** همانطور که گفته شد، تا پیش از صفویه چیزی به نام مملکت شیعه وجود نداشت و لذا علما جایگاهی برای نفوذ و دخالت در امور حکومتی نداشتند. اما از این زمان قلمرو گسترده ای که ایران امروز را هم برمی گیرد تبدیل به حوزه نفوذ و اقتدار روحانیت شد. در عصر قاجاریه و حتی پیش از آن دو اتفاق مهم رخ داد؛ رخداد اول عقب‌ماندگی مسلمانان و شیعیان ایران و جهان اسلام بود و در نتیجه این عقب ماندگی، هجوم استعمارگران به دنیای اسلام رخ داد. در کنار استعمار و حضور نظامی بیگانگان، در جهان اسلام حکومت های استبدادی وجود داشتند که نمونه ایرانی آن، قاجاریه بود. در این دوره که غرب قدرت گرفته و بر سرنوشت شرق از جمله جهان اسلام تاحدود زیادی مسلط بود؛ علما با مطالعه وضعیت به این نتیجه رسیدند که مسلمانان در شرایط فلاکت باری زندگی می‌کنند و لذا باید در زمینه یافتن راه حل کوشش بسیار نمود.
در این زمینه کتاب های بسیاری توسط علما نوشته شد که البته تعداد کتب علمای اهل سنت بیشتر از عالمان شیعه بود. البته علمای شیعه در مقایسه با علمای اهل سنت، اقدامات عملی بیشتری برای تغییر وضعیت انجام دادند. این روحانیون با ورود به عرصه سیاست و صدور فتاوای سیاسی نقش موثری را ایفا کردند. البته می توان گفت که معمولا بسیاری از این کارها نیمه کاره می‌ماند. به عنوان مثال در جریان نهضت تنباکو پس از صدور فتوای یک عالم شیعه اوضاع مملکت بهم می ریزد و کشور به نوعی قفل می شود. در این شرایط سلطان مجبور می شود کوتاه بیاید و خواسته مخالفان را بپذیرد. اما این مساله تا همین اندازه باقی می‌ماند و در این هنگام که یک عالم شیعه بر سلطان غلبه می‌کند، برای زمان پس از پیروزی هیچ برنامه ای اعلام نمی شود و لذا اوضاع تغییر ماهوی نمی نماید.
به همین دلیل در بین اهل سیاست این جمله معروف شده بود که قیام های شیعی ابتر است. یعنی هر چند که علمای شیعه با ظلم و ستم مبارزه کرده و در جست‌وجوی عدالت بودند و حتی با این تفکر در این مبارزات پیروز می شدند، اما به دلیل نداشتن برنامه برای پس از موفقیت، میدان سیاست را رها می کردند. این مساله در رویدادهایی چون نهضت تنباکو، انقلاب مشروطه، ملی شدن صنعت نفت و نیز قیام 1920 مردم عراق رخ داد. به عنوان نمونه از دل انقلاب مردم عراق به رهبری علمای شیعه نجف، حزب بعث به قدرت رسید.
* حرکت امام خمینی (ره) چه تفاوتی با مبارزات دیگر داشته است؟
** امام‌خمینی(ره) با مشاهده و تحلیل نقایص قیام‌های قبلی حرکت خود را آغاز نمود. یعنی امام هم به مساله ریشه‌یابی علت فلاکت و عقب ماندگی مسلمانان می‌پردازد و هم به نقص اقدامات گذشته علمای شیعه پی برده و اقدام به اصلاح آن می کند. در واقع حضرت‌امام ترکیبی از عمل تئوریک علمای اهل سنت و نیز فعالیت‌های عملی عالمان شیعه را در پیش می گیرد. امام(ره) ابتدا اندیشه سیاسی را اصلاح و سپس عمل سیاسی را آغاز می کند. از این رو ایشان برای دوران پس از پیروزی از همان ابتدای مبارزه، برنامه مشخصی تدوین نموده که این مساله همواره مورد تاکید ایشان در زمان پیروزی انقلاب بود. به همین دلیل ایشان در روز ورود به ایران به صراحت از تشکیل دولت سخن راندند. این درحالی بود که شاید سایر گروه های فعال انتظار داشتند که مطابق حرکت های دیگر، روحانیت قدرت را به آن‌ها سپرده و خود از قدرت کناره‌گیری کنند.
امام خمینی(ره) در ریشه‌یابی علت عقب ماندگی مسلمانان، دو علت عمده استبداد داخلی و استعمار خارجی را که در ارتباط با هم قرار دارند را برجسته می‌نمود. از این جهت امام در طول دوران مبارزه در برابر این دو معضل مهم ایستادگی نمودند. پیش از پیروزی انقلاب، امام برخلاف نظر برخی از گروه‌های سیاسی، به صراحت از رفتن شاه از کشور سخن رانده و معتقد بودند که نظام سلطنتی از عوامل اصلی بدبختی و مصیبت‌های ملی است. این طرز فکر به این معنی بود که باید برای نظام سلطنتی جایگزینی ارائه نمود که امام این موضوع را پیش‌تر ارائه و تدریس نموده بود. در زمینه مبارزه با استعمار هم امام صراحت بسیار داشته و قدرت های استعماری و استکباری چه در شکل قدیم و چه در صورت نوین را همواره مورد انتقاد و هجمه قرار می دادند. امام معتقد بودند که ما باید از سلطه این کشورها خارج شده و خودمان امورات کشور را در دست بگیریم.
همچنین نباید از راه حل‌های آن قدرت‌ها در حل معضلات داخلی استفاده نمود زیرا مشکلات امروز ما به دلیل استفاده از همین راه حل‌ها بوده است. امام خمینی همچنین با اذعان کامل به این مساله که رژیم اسرائیل مورد حمایت قطعی و همه جانبه قدرت های سلطه گر است، به این موضوع اعتراض کرده و با شفافیت تمام اعلام کردند که «اسرائیل باید از بین برود»، با این توضیحات می توان گفت که علمای شیعه تا پیش از امام‌خمینی(ره) با رویکرد اصلاحی به دنبال در دست‌گیری قدرت نبودند، اما حضرت امام با شناخت دقیق حرکت های پیشین به این نتیجه می رسد که باید طرحی نو را ارائه نموده و اصلاحات بنیادی‌تری را انجام داد. از این رو از نگاه امام، راه حل اصلی از میان برداشتن نظام سلطنتی و جایگزینی آن با یک نظام اسلامی بود.
* در کنار دیدگاه های امام خمینی، چه رویکردها و دیدگاه دیگری در میان علمای شیعی وجود داشت؟
** البته دیدگاه قبلی که خواهان عدم دخالت مستقیم روحانیت در قدرت و سیاست بود، در آن زمان هم وجود داشته و امروز هم به نوعی حضور دارد. علمای گذشته بر این باور بودند که فقیه تنها در امور حسبیه مانند اموال بلا وارث و موقوفات بر زمین مانده ولایت دارد. البته در تعیین دایره شمول امور حسبیه بین علما اختلاف نظر وجود داشت. از این رو امام خمینی (ره) اقدام به توسعه امور حسبیه نموده و بر نقش فعالانه فقیهان در اداره جامعه تاکید داشت. امام معتقد بود که باید فقیه به عنوان انسانی عادل، تحصیلکرده، با تقوی، دلسوز و به دور از حب دنیا و مال در جامعه اسلامی حاکم شود. امروز هم عده‌ای هستند که دخالت فقه را در سیاست نمی‌پذیرند.
البته بسیاری از علما با پذیرش حکومت ولایت فقیه، این نظام را بهترین نظام سیاسی دنیا می‌دانند، هر چند که رخداد این مساله را منوط به رعایت همه وجوه این نظام دانسته و عمل ناقص به این نظریه حکومتی را نادرست می دانند. از قدیم الایام، آرزوی بسیاری از عقلای بشر مانند افلاطون و فارابی این بوده که یا حاکمان درس حکمت بیاموزند یا حکیمان حاکم شوند. پیروزی انقلاب به رهبری امام خمینی به نوعی تبلور تحقق این آرزو بوده که آرمان همه مسلمان هم بوده است. به همین دلیل امروز بسیاری از حکومت های عربی در مقابل جمهوری اسلامی ایستاده‌اند زیرا این خوف را دارند که تجربه انقلاب اسلامی در آن کشورها هم رخ دهد.
* دیدگاه امام خمینی در زمینه اندیشه انتظار چه بوده است؟
** امام خمینی در این زمینه نیز اصلاحات اساسی صورت داد. از آغاز اسلام تاکنون سه مکتب در میان شیعیان با نام های زیدیه، اسماعیلیه و امامیه یا اثنی عشری شکل گرفت. دو گروه اول قائل به امام حی و حاضر در همان زمان‌ها بودند. اما بنا بر اعتقادات شیعه اثنی عشری، تنها دوازده امام وجود داشته و پس از غیبت امام دوازدهم، وارد دوره غیبت کبری می شویم که بسیار طولانی است. همچنین این شاخه از تشیع بر این باور است که حکومت متعلق به امام معصوم(ع) بوده و هر حاکمی غیر از امام معصوم(ع) غاصب است. بر اساس این اعتقاد، شیعیان در عصر غیبت، معمولا وارد حکومت نشده و تلاشی برای به دست آوردن حکومت صورت نمی دادند.
به عبارت دیگر تا پیش از این، شیعیان بر این باور بودند که با ظهور امام زمان، فساد از میان خواهد رفت. در نیم قرن اخیر نیز برخی گروه‌ها در ایران با این هدف شکل گرفتند که برای ظهور امام زمان(عج) باید مفاسد را گسترش داد. اما حضرت امام به مقابله با این اندیشه انحرافی پرداخت. از نگاه ایشان، ما باید زمینه ظهور را فراهم کنیم. همچنین باید با کاهش فساد، سعی در ساختن یاران امام زمان داشته باشیم. بنابراین امام (ره) به نوعی انتظار را به اندیشه ای پویا و سازنده بدل نموده و شرط ظهور را مسلمان واقعی شدن معرفی نمود.
* انقلاب اسلامی چه نقشی را برای روحانیت تصویر نمود و پس از پیروزی انقلاب، روحانیت چه نقش‌هایی را برعهده گرفت؟
** از عمل و گفتار امام خمینی در مقطع پیروزی انقلاب اسلامی برمی آید که ایشان موافق قرارگرفتن مستقیم روحانیون در مناصب اجرایی نبودند. ایشان معتقد بودند که متخصصین متدین عهده‌دار پست‌های مدیریتی شوند و روحانیون بیشتر نقش نظارتی داشته باشند. اما بعد از چند تجربه در اوایل انقلاب، ظاهرا ایشان به این نتیجه رسیدند که اگر شرایط اینگونه پیش رود و روحانیون تنها دارای نقش نظارتی باشند، اوضاع به طور مناسب اصلاح نمی شود. بنابراین ایشان این اجازه را به روحانیون داد که عهده دار مناصب مدیریتی و اجرایی شوند. البته به نظر می‌رسد که باید در خصوص اصل ورود روحانیون به پست‌های اجرایی و پیامدهای آن بحث و تحقیق مناسبی در مراکز علمی صورت گیرد.
برخی از تحولاتی که در دنیا رخ می دهد ماندگار نبوده و به شکل یک پدیده خود را نشان می دهد. اما تحولات فکری دارای آثار ماندگار هستند. رسالت پیامبر اسلام در زمانه خود یک تحول فکری همه‌جانبه‌ بود که آثار آن همواره ماندگار خواهد بود. حرکت امام خمینی نیز از جمله این تحولات بوده است. امام اقدام به اصلاح اندیشه جامعه نموده و تفکرات به محاق رفته را زنده نمود. از این رو انقلاب اسلامی یک رخداد بسیار مهم و ماندگار است که باعث تاثیرگذاری بسیار در جهان شده است. بنابراین این انقلاب با تحولات سیاسی مقطعی کاملا متفاوت است. با این توضیحات لازم است که روحانیونی که وارد مناصب اجرایی می‌شوند، دارای شرایط عالیه یک عالم دینی باشند تا بتوانند موفق شوند. در تعالیم دینی ما، عالم دین باید در درجه اول پایبند به احکام شریعت و اخلاقیات باشد.
همچنین عالم دینی باید دارای خصالی چون تواضع، علم دوستی، مشورت گرفتن از صاحب نظران، دلسوزی برای مردم و دوری از حب نفس و مال باشد. همچنین در معارف دینی ما خصوصیاتی چون استفاده ابزاری از دین، تهمت زدن به رقیبان و حتی دشمنان به نام دین، استبداد رای و بی‌تقوایی مذموم است. در اختیار داشتن قدرت و ثروت نیز می تواند باعث فساد شود و لذا باید همواره جهت دوری از فساد تلاش کرد. یکی از مشکلاتی که قدرت به دنبال دارد، این است که افراد دارای قدرت ممکن است توجیه‌گر شوند که در این صورت آفت بزرگی گریبان حکومت اسلامی را خواهد گرفت. در نتیجه باید گفت که اگر رجال دین عهده دار مناصب اجرایی شوند، نمی توانند دست به هر کاری زده و باید همواره پاس شریعت را داشته باشند. از این رو این افراد باید در منش، رفتار و تصمیم‌گیری دارای تفاوت‌های بنیادی با سیاستمداران غیر دینی و بی اعتقاد بوده و همواره بدون عدول از موازین شریعت، سعی در حل ریشه ای مشکلات را داشته باشد.
* روحانیت چه نقشی را می‌تواند در آینده انقلاب اسلامی داشته باشد و تا چه اندازه می تواند فضای عمومی جامعه را تغییر داده و به سمت مطلوب هدایت کند؟
** روحانیت در هر صورت در امور فرهنگی و مذهبی مردم بسیار تاثیر داشته و می تواند افکار و رفتار مردم را در جهت درست هدایت کند. بنده چون متخصص تاریخ هستم و سرنوشت بسیاری از حکومت‌ها را خوانده ام باید بگویم که حکومتی که نتواند به وعده های خود در برابر مردم عمل کند دچار مشکل خواهد شد. از این رو مهم‌ترین رکن قوام یک حکومت، اعتماد عمومی به حاکمان است. همچنین با عمل و رفتار درست و خدمتگزارانه می توان بقای یک نظام سیاسی را تضمین نمود. در نتیجه اگر روحانیون عهده دار مناصب اجرایی بتوانند اعتماد مردم را جلب کنند، مردم همراه حکومت شده و امورات جامعه به خوبی پیش رفته و می توان باعث ایجاد تحولات جهانی شد.
تا زمانی که در داخل بین نیروهای انقلاب اتحاد وجود دارد، دشمن نمی تواند کاری از پیش ببرد، اما در غیر این صورت زمینه جهت نفوذ دشمن فراهم خواهد آمد. ناکام ماندن نظام اسلامی در حل مشکلات عمومی و اداره امور باعث تقویت این ذهنیت نادرست خواهد شد که دین نمی‌تواند مدیریت جامعه را به‌طور صحیح انجام دهد و لذا این مساله موجب ناامیدی مسلمانان در سایر کشورهای جهان خواهد شد. در نتیجه باید با عمل و رفتار درست از به وجود آمدن چنین رخداد تلخی جلوگیری نمود.