تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۵  ، 
شناسه خبر : ۱۴۳۵۹۱

 شبنم نادری
«در این جنگ نرم، شما جوان های دانشجو، افسران جوان این جبهه اید. نگفتیم سربازان، چون سرباز فقط منتظر است که به او بگویند ]به[ «پیش»، بروند جلو، ]بگویند[ «عقب بیا»، یعنی سرباز هیچ گونه از خودش تصمیم گیری و اراده ندارد و باید هر چه فرمانده می گوید، عمل کند. نگفتیم هم، فرماندهان طراح قرارگاه ها و یگان های بزرگ، چون آن ها طراحی های کلان را می کنند. افسر جوان توی صحنه است؛ هم به دستور عمل می کند، هم صحنه را درست می بیند. با جسم خود و جان خود صحنه را می آزماید. لذا این ها هم افسران جوان اند؛ دانشجو نقشش این است. حقیقتاً افسران جوان، فکر هم دارند؛ عمل هم دارند؛ توی صحنه هم حضور دارند؛ اوضاع را هم می بینند؛ در چهارچوب هم کار می کنند» [1]
جنگ نرم بر علیه جمهوری اسلامی ایران از برنامه های قطعی استکبار جهانی می باشد که به دلیل ناامیدی و ناتوانی از مقابله نظامی با ایران در دستور کار- به صورت جدی- قرار داده است. در این میان حوادث بعد از انتخابات فرصت بسیار مناسبی را ایجاد کرد که جنگ نرم برعلیه ایران را وارد فاز جدید و مناسبتری کند. به اعتقاد کارشناسان بهترین فضا برای اجرایی کردن هر چه بیشتر جنگ نرم در این مقطع حساس دانشگاه ها می باشد چون طراحان جنگ نرم بیشترین سرمایه گذاری را برای ایجاد شبکه و یارگیری ابتدا بر روی نخبگان و دانشگاهیان انجام داده و سپس از طریق آنها به بدنه جامعه منتقل می کنند. با توجه به ترسیم آرایش پیچیده دشمن در جنگ نرم لزوم مقابله منسجم و سازماندهی شده با خاکریزهای مجازی امری بدیهی و واضح می نماید. چرا که گسترش و تعمیق انقلاب اسلامی و حتی تثبیت آن در داخل کشور در گروهی مصونیت و پدافند حساب شده است.
در این میانه جنگ، نقش فرماندهان و افسران به عنوان اصلی ترین، تأثیرگذارترین افراد در طراحی و اجرای استراتژی های لازم و ایجاد خاکریزهای فکری و فرهنگی برای جلوگیری از پیشروی دشمن بسیار برجسته تر و پررنگ تر از سایر قسمتها است. جنگ نرم براساس و چارچوب تئوریک شکل می گیرد و جنگ آینده جنگ دانشگاهها و جنگ مراکزی است که تئوری ها را تولید و بازتولید می کنند، لذا باید در فضای دانشگاهی به دنبال راه حل آن باشیم.»
جایگاه نخبگان و قشر فرهیخته کشور جایگاهی ویژه و بی بدیل است. چرا که از راهبردهای اساسی دشمن در جنگ نرم تأثیرگذاری برافکار نخبگان جامعه است. از همین روی رهبر معظم انقلاب دانشجویان را افسران و اساتید دانشگاهها را فرماندهان جبهه مبارزه با جنگ نرم دشمن دانستند.
در این مقاله نقش ویژه اساتید و دانشجویان را در جنگ نرم به همراه راهکارهای پیشنهادی بررسی می نمائیم.
بررسی پروژه:
یکی از اساسی ترین و کلی ترین اهداف که جنگ نرم دنبال می کند و همه ابعاد آن را شامل می شود تغییر هنجارهای یک جامعه، آن هم متناسب با هنجارها و ارزش های غربی است. غرب به ویژه آمریکا در راستای یکسان سازی یا به تعبیر خودشان جهانی سازی، درصدد است کشورهایی را که به نوعی استکبار ستیز هستند و مقابل آنها ایستاده اند با ابزارهایی چون رسانه، سرپل گیری و استفاده از جریانات اپوزیسیون داخلی، هنجارهای داخلی یک نظام را که موجب شده مقابل غرب و آمریکا ایستاده اند تغییر دهد.
پروژه جنگ نرم یا «براندازی نرم». «کودتای نرم»، «انقلاب رنگی»، و یا «انقلاب مخملی» به طور عمده چهار گروه تاثیرگذار درجامعه یعنی دانشجویان، زنان، روزنامه نگاران و اساتید دانشگاهها را هدف قرار می دهد.
تجربه انقلاب های مخملین نشان می دهد سرمایه گذاری بر روی جوانان به ویژه جنبش های دانشجویی، یکی از مهمترین مولفه های پیش برنده طرح هایی چون براندازی نرم است.
اولین تجربه انقلاب رنگی در دوران پس از جنگ سرد، دریک دوره زمانی 6 هفته ای یعنی از 17نوامبر تا 29 دسامبر 1989 درکشور چکسلواکی به ثمر نشست. حلقه دوم این انقلاب که در واژگان علوم سیاسی به کودتای فرامدرن (coup post-modem) شناخته می شود، درصربستان (1997) و به وسیله جنبش دانشجویی اتپور[ 2] (به معنای مقاومت) تکمیل گردید و سپس درسال 2003، حلقه سوم آن درگرجستان با حرکت دانشجویی کمارا (به معنای «بس است» ) تدارک دیده شد. در اکراین نیز گروهی از جوانان و دانشجویان آموزش دیده حرکتی به نام پورا، (به معنای لحظه موعود فرارسیده) را درسال 2004 طراحی وبه مرحله اجرا گذاشتند که به عناوینی همچون انقلاب نارنجی، سرخ و شاه بلوطی ملقب گردید. این سناریو در بلاروس با نام جنبش زوبر و در انقلاب لاله ای 2005 قرقیزستان که دانشجویان درصفوف مقدم آن قرارداشتند با نام اتپور ادامه یافت.
این پروژه درایران نیز از اوایل دهه هفتاد به صورت جدی کلید خورد تا گروهی از عناصر خود فرو رفته و وابسته، اقدام به سربازگیری از دانشگاههای کشور نمایند. درپروژه ای که حلقه کیان طراحی نموده بودند ماموریت عبور از میدان مین و خطوط قرمز به عهده جنبش به اصطلاح دانشجویی گذاشته شد تا جنبشی که خاستگاه و فلسفه وجودی آن با عدالت خواهی، استکبار ستیزی و استقلال محوری تعریف شده است، به ابزاری درجهت تحقق و اجرای سناریوی دشمن تبدیل گردد.
ثمره این سرمایه گذاری درشبه کودتای 18 تیر سال 1378 خود را به خوبی نشان داد. با شکست شبه کودتای 18 تیر، طراحان جنگ نرم به این نتیجه رسیدند که باید برای پیشبرد اهدافشان اقشار نخبه و اساتید دانشگاهها را نیز مدنظر قرار دهند، بنابر این سرمایه گذاری بر روی عناصر دانشگاهی، پژوهشگر و اساتید بر جسته آغاز شد. در سال های گذشته بیش از 3هزار تن از اساتید دانشگاه و محققان ایرانی در قالب بورس های تحصیلی، فرصت های مطالعاتی و نشست های علمی از کشور خارج شده اند که یقیناً بخشی از آنها به عنوان سوژه و هدف، مورد توجه سرویس های اطلاعاتی و امنیتی دشمن بوده اند.
در اعترافات یکی از مدیران بنیاد آمریکایی سوروس به این نکته به صراحت تأکید شده است که این بنیاد با ایجاد شبکه ارتباطی غیررسمی و تلاش برای توسعه و نفوذ آن در میان نخبگان و اساتید دانشگاه، وظیفه براندازی را دنبال می کرده است. این فرد مدعی است از طریق راه اندازی کارگاه های مطالعاتی با حضور دانشجویان و جوانان و تدریس اصول و مبانی شبکه سازی اجتماعی به مثابه اصلی ترین مبنای براندازی نرم عمل می شده است.
ناامیدی به آینده کشور ایجاد یأس و سرخوردگی در میان دانشجویان، تخریب چهره دانشجویان در رسانه ها، نبود رغبت به تحصیل، استفاده ابزاری یا ابزاری استفاده شدن دانشجویان از میان بردن روحیه تحقیق و پژوهش عقب ماندگی علمی کشور، عدم رشد و تعالی دانشجویان، از بین رفتن احترام میان استاد و شاگردی، احساس حقارت در مقابل دنیای استکبار و در نهایت واگذاری تمام ارزش ها برای رسیدن به دنیای پست مدرن امروزی، تعطیلی دانشگاه ها و تبدیل شدن آن به ابزار دشمنان و ضایع شدن حقوق دانشجویان و نخبگان از دیگر نمونه های انجام این پروژه است.