تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۱۴۳۵۹۶
خط نفاق و لزوم شناخت آن

محمدمهدی معتمدی   MOTAMEDI.MAHDI@gmail.com
عوامل پیدایش فتنه بپردازیم لازمست مقدمه ای درباره عوامل شکل دهنده رفتارهای اختیاری انسان بیان کنیم. اگر خواسته باشیم که منشاء و ریشه اصلی تحولات فکری و رفتاری انسان ها را بررسی کنیم، لازم است که عوامل شکل دهنده رفتارهای اختیاری او را بشناسیم. هر کار اختیاری که از انسان سر می زند معلول دو دسته از عوامل است:1 - عوامل شناختی، نگرشی و بینشی2 ؛- عوامل روحی، گرایشی و انگیزشی.
انسان تا در مقام فکر و تحلیل رفتارهای خود به این نتیجه نرسد که کاری خوب و ارزشمند است هرگز بدان اقدام نمی کند، البته این بینش و داوری درخصوص خوب یا بد بودن یک فعل، مبتنی بر یک دسته باورهای کلی ناظر به خدا، جهان و انسان است. کسی که دارای جهان بینی مادی باشد طبیعتا کارهایی را خوب و باارزش می داند که لذت یا سود این جهانی داشته باشد و هیچ توجهی به جهان دیگر ندارد. اما کسی که دارای جهان بینی الهی است و برای انسان و جهان صاحب و خالقی قائل است و به جهان دیگر نیز اعتقاد دارد، کارهایی را ارزشمند می داند که دست کم خلاف خواست خداوند نباشد و در مسیر سعادت حقیقی و واقعی او نیز قرار بگیرد.
در کنار عوامل بینشی، اعمال انسان ناشی از عوامل انگیزشی و گرایشی نیز هست. در مواردی می بینیم افرادی از نظر فکری و اعتقادی، انجام یک کار را خلاف مصالح خود می دانند و آنرا کاری ناپسند معرفی می کنند اما به دلیل علاقه و میلی که بدان دارند، آنرا انجام می دهند. مانند بسیاری از کسانی که به مواد مخدر آلوده هستند. البته این دو عامل اساسی تاثیر و تاثری جدی در یکدیگر دارند. انحرافهای فکری به انحراف در گرایش ها و انگیزش ها منجر می شود و انحراف در انگیزش نیز انحرافهای فکری را تسهیل می کند. فکر سالم و صحیح موجب می شود انسان با سهولت بیشتری حقایق عالم را فهم کند. میل و انگیزش صحیح و سالم نیز موجب می شود از انسان رفتارهای خوب و سعادت آفرین صادر گردد. هرگونه انحرافی در افکار و امیال افراد نیز موجب می شود تصمیم گیری های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شان به انحراف کشیده شود و آنان را از سعادت حقیقی دور کند.
به عنوان مثال در جریان اغتشاش های بعد از انتخابات ریاست جمهوری دور دهم در جمهوری اسلامی ایران و بازجویی های صورت گرفته از بانیان و عاملان اغتشاش، اقرارهای برخی از ایشان نشان می دهد که انحراف فکری چگونه توانسته است زمینه ایجاد انحرافهای عملی آنان و درنتیجه بستر فتنه را در کشور پدید آورد. یکی از این افراد به صراحت اعلام کرد که منشاء اصلی تحلیل ها و نظریه های انحرافی و فتنه انگیز او، انحراف فکری و عقیدتی اش بوده است. وی مدعی شد در تاملات تنهایی اش و با بررسی دیدگاه ها و رفتارهای خود از دهه هفتاد به بعد، به این نتیجه رسیده است که به سبب تبعیت و تقلید از تئوری پردازان و اندیشمندان غربی و تطبیق غیر علمی اندیشه های غربیان با شرایط ایران، نتوانسته است تحلیل واقعی از شرایط جمهوری اسلامی و مبانی حضرتامام و انقلاب اسلامی داشته باشد. بنابراین عامل اصلی تاثیر گذاری خویش در فتنه اجتماعی و سیاسی بعد از انتخابات دهم را پیروی کورکورانه از نظرات اندیشمندانی چون ماکس وبر و تعمیم دیدگاه های او بر شرایط کشور دانست. (ر.ک: روزنامه کیهان، متن کامل اعترافات سعید حجاریان در دادگاه، چهارشنبه،4 شهریور1388 ، شماره19446 ،ص3)
بعد از این بحث مقدماتی، اکنون علل و عوامل پیدایش فتنه در جامعه اسلامی را بررسی می نماییم. امیرالمومنین علی(ع) بعد از پیروزی بر سپاه جمل، در جمع مردم بصره در حال سخنرانی بود و درباره انگیزه های درونی برخی از سران این فتنه روشنگری می نمودند. حضرت در تبیین فتنه از زبان پیامبر اکرم فرمودند: “زمانی که آیات اولیه سوره عنکبوت که از حتمیت آزمایش مومنان خبر می داد نازل شد، از پیامبر(ص) در این موضوع و چگونگی و زمان آن سوال کردم زیرا می دانستم که تا زمانیکه پیامبر در میان ما است، امت اسلامی دچار فتنه نخواهد شد. پیامبر اکرم در پاسخ فرمودند: امت اسلامی در آینده ای نزدیک دچار فتنه های پیچیده و شکننده ای خواهد شد؛ فتنه هایی بسیار گسترده که همه جوانب زندگی آنان را دربر می گیرد. امت اسلامی آزمونهای دشواری را در پیش روی دارد. آزمایش ها و فتنه های سختی در امور مالی و اقتصادی، دینداری و دین شناسی، روابط اداری و حکومتی و امثال آن رخ خواهد داد: “ای علی دیری نپاید که امت اسلامی با اموالشان دچار فتنه می شوند. آنان با دینداری خود بر خدا منت می گذارند و رحمتش را آرزو می کنند و خود را از قهر الهی مصون می پندارند و با شبهات دروغین و هوسهای غافلانه حرام او را حلال می سازند، شراب را به نام آب انگور و رشوه را به اسم هدیه و ربا را به عنوان معامله مباح می شمارند”.
(نهج البلاغه، خطبه156 )
نیز حضرت امیر(ع) در یکی از خطبه های گهربار خویش درخصوص ریشه ها و عوامل پیدایش فتنه می فرمایند: “همانا پیدایش فتنه ها هواهایی است که پیروی می شوند و بدعت هایی است که گذارده می شوند. در چنین شرایطی با کتاب خدا مخالفت می شود و مردانی مردان دیگر را پیروی می کنند. اگر باطل با حق آمیخته نمی شد حق جویان آن را می شناختند و اگر حق به باطل پوشیده نمی گردید دشمنان مجال طعنه زدن به آن را نمی داشتند. لیکن اندکی از حق و اندکی از باطل را می گیرند و با هم می آمیزند و در این هنگام شیطان فرصت می یابد تا بر دوستانش مسلط شود و کسانی که لطف خداوند از پیش شامل حالشان شده است نجات می یابند”.(نهج البلاغه، خطبه50 )
حضرت در این بیانات منشاء اصلی فتنه های اجتماعی را دو عامل می داند:1 - انحراف در خواسته ها و گرایش های افراد یا به عبارت دیگر خودخواهی و هواپرستی و2 - انحراف در باورهای دینی و داوری های ارزشی آنان یا به عبارت دیگر بدعت گذاری در دین و دینداری غیر عالمانه.
گاهی خواسته ها و امیالی در انسان پیدا می شود و انسان نیز آنچنان که باید به آنها توجه نمی کند، درنتیجه کنترلی بر روی آنها ندارد و به مقتضای آنها عمل می کند. این امیال و هوس ها، آرام آرام نه فقط منشاء گرفتار شدن انسان در دام فتنه می شود، که خود منشاء پیدایش فتنه های بزرگتر اجتماعی نیز می گردد. عامل دیگر مسئله بدعت در دین است. در یک جامعه دینی طبیعتا اموری که رنگ و لعاب دینی داشته باشند، بیشتر و سریعتر مورد پذیرش جامعه قرار می گیرد. در این جوامع برخی می کوشند مسائلی را به نام دین مطرح کنند و بدعت هایی در دین ایجاد کنند که رهزن فکر و عمل انسان های ساده لوح و ساده اندیش است. کسانی که با معارف دینی آشنایی عمیق ندارند، وقتی سخنی از این افراد می شنوند که چاشنی ای از آیات و روایات ضمیمه آن شده است، گمان می کنند که آنها از جانب دین سخن می گویند و به اهداف پنهان آنها توجهی ندارند. نتیجه این بدعت ها چنین می شود که شبکه ای از ارتباط های اجتماعی پدید می آید که خلاف معیارهای دینی است و افراد هرچند در ظاهر در زمره اهل ایمان به شمار می روند، در باطن و بدون اینکه خود بدانند، شخصیتی دیگر دارند و باورها و اعتقاداتشان غیر دینی و بدعت آلود است.
خودخواهی و هواپرستی: منشاء بسیاری از فتنه های اجتماعی حب جاه و مقام و ریاست طلبی و خودخواهی و خود بزرگ بینی است. خودخواهی موجب می شود که در مواردی که خواسته های انسان با موازین دینی و الهی سازگاری ندارد، به توجیه رفتار یا تاویل های ناشایست از معارف دینی دست بزند. از دیدگاه چنین افرادی معیار ارزش کارها موافقت و سازگاری آنها با هوسها و خواهش های نفسانی آنان است. تحلیل روانشناختی مسئله بدین صورت است که برخی افراد مومن و مسلمان که عمدتا از افراد ذی نفوذ و تاثیر گذار جامعه هم هستند و به تعبیر دیگر از طبقه الیت ها و نخبگان جامعه شمرده می شوند، از حکومت وقت توقعاتی شخصی دارند، توقعاتی ازقبیل دستیابی به پست و مقام یا بهره برداری بیشتر از ثروت ها و امکانات ملی و امثال آن. اما هنگامی که این خواسته های نامشروع و غیر الهی که مبتنی بر تکبر و غرور دینی، سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی است، مورد توجه حکومت قرار نمی گیرد، برای دستیابی به امیال و هوسهایشان به راه اندازی تشکلات، گروه ها، حزب ها و جبهه ها اقدام می کنند. آنها ظاهر و ویترین فعالیت خود را مبارزه با ظلم، بی عدالتی و بی قانونی قرار می دهند، اما باطن ایشان و پشت پرده اقدام های آنان چیزی جز ریاست طلبی، خودخواهی و حب جاه نیست. هدف آنان اینست که هم از حکومت و نظام عادلانه اسلامی انتقام گیرند و هم به خواسته های خود دست پیدا کنند.
هواپرستی می تواند ابعاد و شاخه های فراوانی داشته باشد. به عنوان مثال، ریاست طلبی، شهرت طلبی، زراندوزی و ثروت گرایی از شاخه های همین عامل است. درخصوص عامل اصلی دوم یعنی انحراف در باورهای دینی می توان به مواردی ازقبیل بدعت گذاری در دین؛ دینداری غیر عالمانه؛ شبهه افکنی بی مبنا در دین و... اشاره نمود.
عوامل دیگری نیز در زمینه سازی و پیدایش فتنه در جامعه موثرند که برخی از آنها عبارتند از: روابط ناسالم اداری، روابط ناسالم حکومتی، نادانی و بی تفاوتی مردم، پیروی از حاکمان و بزرگان متکبر و... که بدین عوامل و عوامل دینی در شماره های بعدی این سلسله مقاله خواهیم پرداخت.