تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۱۴۳۶۹۱

« جاناتان کوک » روزنامه نگاری که به عنوان روزنامه نگار مستقل انگلیسی ساکن فلسطین اشغالی شناخته می شود در گفتگویی ضمن بررسی دورنمای حل مناقشه خاورمیانه به افشای ماهیت سرکوبگرانه رژیم صهیونیستی و ماهیت رسانه های طرفدار اسراییل پرداخت .
کوک در گفت وگوی مفصلی با پایگاه اینترنتی « نیو لفت پراجکت » (پروژه چپ جدید) به تشریح مسائلی از قبیل نقش « تونی بلر » در مذاکرات باصطلاح صلح خاورمیانه دموکراسی ادعایی در فلسطین اشغالی و سرکوب شهروندان فلسطینی تبار اسراییل و نیز چگونگی پوشش اخبار مناقشه خاورمیانه در رسانه های بزرگ غربی و بخصوص رسانه های انگلیس پرداخته است .
کوک در مورد اظهارات ماه گذشته « ایهود باراک » وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در کنفرانس هرتزلیا مبنی بر مقایسه اسراییل با آفریقای جنوبی گفت : سیاستمداران ارشد اسراییلی از کاربرد واژه « آپارتاید » در چارچوب مناقشه اعراب و اسراییل به هیچ روی نیت عدالت خواهانه ندارند. باراک در سخنرانی ماه گذشته در کنفرانس « هرتزلیا » نگفت که اسراییل یک رژیم نژادپرست (آپارتایدی ) است بلکه او به دولت نتانیاهو هشدار داد که رویکردش به راه حل تاسیس دو کشور مشروعیت اسراییل را در چشم جهانیان در خطر قرار می دهد و در نهایت منجر به نژادپرست قلمداد شدن اسراییل خواهد شد.
وی افزود : باراک در این بازی سیاسی هدفش مرعوب ساختن نتانیاهو برای پذیرش طرح « جداسازی یک جانبه » (استقلال ملی تحمیلی به فلسطینی ها) به جای راه حل دو کشور است . باراک می داند که نتانیاهو علیرغم تعهد به آمریکا در حال حاضر هیچ قصدی برای ایجاد کشور فلسطینی حتی به صورت جعلی ندارد. باراک به تعریفی کاملا ریاضی و رقمی از آپارتاید قائل است و همانند ایهود اولمرت در سال 2003 (82 ) معتقد است کیفیت حکومت اسراییل بر فلسطینیان فقط زمانی که یهودیان در اقلیت قرار گیرند با آپارتاید یکی می شود و تلاش دارد تا برای جداسازی مناطق جمعیتی مهم کرانه باختری فشار آورد; کاری که اولمرت در زمان نخست وزیری آریل شارون برای جداسازی از غزه انجام داده بود. اما بعید به نظر می رسد که باراک بتواند طرز فکر نتانیاهو را تغییر دهد.
تونی بلر : فرستاده صلح یا دلال بسته‌های توخالی!
« جاناتان کوک » در بخش دیگری از این گفت وگو در مورد نقش تونی بلر به عنوان فرستاده صلح خاورمیانه و توصیف وی به عنوان « خائن بزرگ به غزه » از سوی یک استاد روابط بین الملل دانشگاه آکسفورد اظهار داشت : بلر فروشنده بزرگی است که یک جنس را به مشتریان مختلف می فروشد. بلر برای ذکر نگرانی غرب در مورد بهبود اوضاع در خاورمیانه در اینجاست . وی مدعی می شود که غرب متعهد به اقدام است در حالی که حال و روز فلسطینی ها به طور اعم و ساکنان غزه به طور اخص روز به روز وخیم تر می شود. وی « خلع ید مستمر » فلسطینی ها را با « برچسب صلح » می فروشد. آمریکا آگاه شده که تمام اعتبارش را در مورد این موضوع در جهان از دست داده است . کار بلر طراحی مجدد واسطه گری آمریکا است . وظیفه بعدی او این است که به نمایندگی از فلسطینی ها امتیازهای کوچکی از اسراییل بگیرد و بسته ای توخالی را با برچسب « امید » به عنوان پیشرفتی در روند صلح خاورمیانه بفروشد. بلر در نهایت می خواهد این احساس را ایجاد کند که وظیفه اش دفاع از منافع فلسطینی ها است و برای این هدف تمام بسته های خالی خود را کادو می کند و روی آن می نویسد : « کشور فلسطین » ; وی برای کارهایش به ویژه از طرف اسراییل مورد تقدیر قرار گرفته است .
حکومت مشت آهنین علیه ساکنان عرب‌تبار فلسطین اشغالی
این خبرنگار آزاد انگلیسی در مورد روش های سرکوبگرانه رو به تشدید رژیم صهیونیستی علیه شهروندان عرب ساکن سرزمین های اشغالی اظهار داشت که اسراییل همیشه فلسطینی ها را سرکوب کرده است . مشخصه دو دهه اول اسراییل یک دولت نظامی با برخورد بسیار خشن با جمعیت فلسطینی داخل اسراییل بود. جهت سیاست های اسراییل از زمان آغاز روند « اسلو » به طور فزاینده ای برای اقلیت فلسطینی خطرناک است . قبل از اسلو اسراییل عمدتا علاقه مند به مهار و کنترل این اقلیت بود اما بعد از آن در تلاش است تا بتواند ادعا نماید که بیش از این مسئول فلسطینی های داخل اسراییل با شهروندی رسمی نیست .
کوک افزود : این به سیاست کلی تر جداسازی یک جانبه اسراییل از فلسطینی های تحت اشغال (در غزه از طریق عقب نشینی و در کرانه باختری از طریق ساخت دیوار) گره خورده است . نگرانی عمده اسراییل بعد از جداسازی این است که شهروندان فلسطینی باقی مانده در داخل دولت یهودی در درخواست حقوق یکسان با یهودی ها مشروعیت بیشتری یابند. اسراییلی ها این را به عنوان یک تهدید وجودی برای کشورشان می دانند. شهروندان فلسطینی می توانند از قدرتشان استفاده کرده و با درخواست حق بازگشت بستگان خود یک اکثریت فلسطینی را ایجاد کنند. مساله اسراییل این است که این شهروندان فلسطینی در داخل اسراییل می توانند دروغ بودن ادعاهای اسراییل را در مورد دموکراتیک بودن افشا نمایند. بنابراین اسراییل به عنوان بخشی از سیاست جداسازی به این فکر کرده که چگونه از اقلیت فلسطینی خلاصی یابد یا حداقل چگونه آنها را به روشی که دموکراتیک به نظر برسد از حق رای محروم کند. سیاستمداران محله هایی شبیه آنچه رژیم bantustans اسراییل روش های مختلفی را از جمله اخراج فیزیکی شهروندان فلسطینی به بانتوستان ها( آپارتایدی آفریقای جنوبی سیاه پوستان را با هدف جداسازی آنها از سفید پوستان درآن قرار می داد) تا محرومیت فزاینده آنها از حقوق شهروندی باقی مانده با این امید که خود بروند بررسی کرده اند. در این زمان مشاهده می شود که سیاست دوم دنبال می شود اما افراد زیادی در این رژیم وجود دارند که در زمانی که فضای سیاسی مناسب خواستار دنبال کردن سیاست اول هستند.
ادعای پوچ دموکراسی در اسراییل
« جاناتان کوک » در مورد ادعاهای مکرر مقامات رژیم صهیونیستی مبنی بر اینکه اسراییل دارای دموکراسی است و اعراب اسراییل حقوق یکسانی با شهروندان یهودی دارند اظهار داشت : اسراییل مرزهای مشخصی ندارد و بخش هایی از کرانه باختری را محاصره کرده و یک گروه قومی مذهبی (ساکنان شهرک های یهودی ) در آن رای می دهند در حالی که گروه دیگر ـ فلسطینی ها ـ رای نمی دهند. در واقع ساکنان خارج از مرزهای بین المللی اسراییل بودند که بنیامین نتانیاهو و آویگدور لیبرمن را به قدرت رساندند.
وی افزود : دموکراسی اسراییل به نوعی است که کنترل 13 درصد از سرزمین حاکمیتی و نسبت زیادی از سرزمین مسکونیش را به یک سازمان خارجی (صندوق ملی یهودیان ) انتقال داده که با معیار قومی ـ مذهبی از دسترسی بخش مهمی از شهروندان (20 درصد فلسطینی ) به این سرزمین جلوگیری می کند. کیفیت دموکراسی ادعایی اسراییل به نحوی است که از نظر تاریخی حوزه انتخاباتی خود را با اخراج بیشتر جمعیت بومی خارج از مرزهایش (پناهندگان فلسطینی کنونی ) تغییر داده تا اکثریت یهودی را تامین نماید و با دادن حق اتوماتیک یهودیان اطراف جهان برای شهروند شدن پایه رای گیری را تغییر داده است در حالی که همان حق را برای گروه قومی دیگر (عرب های فلسطینی ) نفی می کند. اسراییل دارای دموکراسی است که علیرغم کثرت احزاب و ضرورت ائتلاف گسترده احزاب برای ایجاد دولت مجموعه ای از احزاب فلسطینی و ضدصهیونیستی همواره از دولت بیرون می مانند. در حقیقت دموکراسی اسراییل رقابت میان دیدگاه موجود در جامعه نیست بلکه رژیمی است که با یک ایدئولوژی یعنی صهیونیزم اداره می شود. از این لحاظ حکمرانی تک حزبی از زمان تاسیس اسراییل در آنجا وجود داشته است .
تاسیس دو کشور فلسطین و اسراییل؛ سراب یا واقعیت
« کوک » در مورد اینکه نویسندگانی مانند « نوام چامسکی » و « نورمن فینکلشتاین » طرفدار راه حل تاسیس دو کشور هستند و معتقدند این راه حل متناسب با افکار عمومی جهان و حقوق بین الملل است اظهار داشت : استدلاهای چامسکی و فینکلشتاین متقاعد کننده نیست و همانطور که چامسکی به وضوح در بسیاری از مناسبت ها اشاره کرده آمریکا در کنار اسراییل طرف سازش ناپذیر هستند که مانع برقراری صلح می شوند و دقیقا به این خاطر و اینکه ظاهرا رهبران آمریکا و اسراییل از راه حل تاسیس دو کشور حمایت می کنند باید نگران پذیرش آن به عنوان یک راه حل عملی برای منازعه بود.
به بیان دقیق تر آمریکا واسراییل برای سرپوش نهادن بر واقعیت در حال ظهور مبنی بر تحمیل یکجانبه راه حل یک کشوری (اسراییل ) از راه حل ادعایی تاسیس دو کشور حمایت می کنند. بدون این پوشش ماهیت آپارتایدی اسراییل و برنامه خزنده پاکسازی قومی به طور چشمگیری آشکار می شود.
وی با رد این ادعا که قوانین بین المللی حامی راه حل دو کشور است گفت : قوانین بین المللی در مورد مسائلی مانند جنگ اصول مشخصی دارد اما در خصوص مرزها و قلمروها اصول بین المللی به این صراحت و شفافیت نیست .
وی تصریح کرد : هدف اصلی قوانین بین المللی دو جنبه دارد تضمین شان و کرامت انسان و تضمین حق انسانها برای خودمختاری و اراده آزاد. از نظر من با توجه به واقعیت های موجود در اراضی اشغالی و شرایط مورد درخواست اسراییل و جامعه بین المللی در خصوص حق حاکمیت فلسطینی ها با راه حل دو کشور نمی توان به این اهداف رسید.
این روزنامه نگار آزاد انگلیسی مقیم فلسطین اشغالی افزود : به جای این طرح باید درصدد استفاده از قوانین بین المللی برای یافتن راه حلی سیاسی برای مناقشه باشیم . هدف ما یافتن هماهنگی و ترتیبات عملی و مبتکرانه سیاسی است که از دیدگاه دوطرف مناقشه مشروعیت داشته باشد; هدف از این کار یافتن یک راه حل فنی نیست بلکه دست یافتن به صلحی پایدار است .
پوشش خبری نامتوازن مناقشه خاورمیانه تحت لوای «خبرنگاری حرفه‌ای»
« کوک » در ادامه این گفت وگو در مورد این واقعیت که رسانه های انگلیس بیشتر با اسراییلی ها همدردی می کنند و معمولا سابقه تاریخی مناقشه خاورمیانه را ذکر نمی کنند گفت که دلایل این امر را می توان در سه مقوله مسائل عملی پیش روی روزنامه نگاران برای پوشش این مناقشه انتظارات تحمیلی ناشی از عملکرد باصطلاح « حرفه ای » خبرنگاری و نیز محدودیت های ایدئولوژیک و ساختاری دسته بندی کرد. وی خاطرنشان کرد که محدودیت های ساختاری نیز بازتاب دهنده این واقعیت است که خبرنگاری باصطلاح حرفه ای حاکم بر رسانه ها نوعی از خبرنگاری است که مرعوب و مطیع منافع سرمایه داری است .
وی افزود : یکی از مهمترین موضوعات عملی این است که تحریریه های خارجی ترجیح می دهند که گزارشگران یهودی را برای پوشش خبری مناقشه به کار بگیرند. باید اضافه کرد که تمایل تاریخی رسانه های انگلستان برای به خدمت گرفتن گزارشگران یهودی در سال های اخیر کاهش یافته اما هنوز در میان رسانه های آمریکایی این تمایل قوی است و این رسانه های آمریکایی هستند که دستور کار اخبار را در این منازعه مشخص می کنند.
کوک در ادامه گفت : دومین موضوع عملی پیش روی خبرنگاران موقعیت جغرافیایی دفاتر خبری رسانه های غربی در محله یهودی بیت المقدس غربی است که منجر به آشنایی و احساس همدردی طبیعی با نگرانی های اسراییلی ها می شود. مستقر ساختن خبرنگاران کمی آن طرف تر در رام الله یا حتی در یک محله فلسطینی در بیت المقدس شرقی کاری ساده و کم هزینه تر است اما تقریبا تحریریه هیچ رسانه انگلیسی این کار را نمی کند.
از طرفی رسانه های اسراییلی اکثرا نسخه انگلیسی دارند و از این رو منازعه از طریق تحلیل و تفاسیر روزنامه نگاران اسراییلی درک می شود. حتی برخی خبرنگاران مطبوعات اسراییل را به زبان عبری می خوانند اما شک دارم که هیچ خبرنگاری رسانه های فلسطینی را به زبان عربی بخواند.
بطور مشابه احتمال بسیار بیشتری وجود دارد که سخنگویان اسراییلی منابع اطلاعاتی خبرنگاران باشند. اما در طرف مقابل فلسطینیان موقعیت ضعیف تری دارند.
وی در ادامه این بحث افزود : در این میان نقش مسائل ناشی از خبرنگاری باصطلاح « حرفه ای » نیز باید در نظر گرفته شود. آموزش حرفه ای روزنامه نگاران آنها را تشویق می کند که معتقد شوند معیارهای عینی تعیین کننده اخبار است . نتیجه این است که این خبرنگاران باصطلاح حرفه ای مسیرهای قبلی و تعیین شده تحقیقات خبری را دنبال کنند و برای کسب اخبار به همان منابع خبری باصطلاح « بی طرف » تعیین شده رجوع کنند. در مورد مساله اسراییل و فلسطین با روایتهای مشابهی از این درگیری مواجه می شویم که معمولا از فیلتر دیدگاههای گروه کوچکی از سیاستمداران چهره های دانشگاهی و دیپلماتها عبور می کند. این افراد نیز تصورات خیالی مشابهی در خصوص مناقشه خاورمیانه دارند; تصوراتی از این قبیل که روند صلح معنی داری در خاورمیانه وجود دارد رهبران اسراییلی با نیت خوب کار می کنند اشغال فلسطین ناخوشایند اما موقتی است فلسطینی ها دارای استعداد ذاتی برای خرابکاری هستند اشغال در غزه پایان یافته و آمریکایی ها یک واسطه بی طرف در این منازعه هستند. در همین ارتباط توازن یک ویژگی ضروری در اینگونه خبرنگاری به شمار می رود که در این مورد خاص اجرای توازن و کاربرد عباراتی مانند « اسراییل اعلام کرد » و « فلسطین اعلام کرد » مروج این دیدگاه است که دو طرف منازعه مساوی هستند و این به نفع طرف مسلط (اسراییل ) است که حقوق طرف دیگر را پایمال می کند.
کوک افزود : موضوع دیگری که گزارش را منحرف می سازد این است که روزنامه نگاران حرفه ای در گزارش خود از سر دبیران ما فوق که هزاران مایل دور تر هستند جهت می گیرند. جریان غالب رسانه ای دارای سلسله مراتب زیادی است و روزنامه نگاران اندکی ریسک درگیر شدن در نزاع های مکرر با مقامات بالاتر را می پذیرند. مشکل این است که سردبیران مافوق خبرنگاران دیدگاهایشان را در مورد این درگیری تا حدی با خواندن مطالب روزنامه نگاران متنفذ شکل داده اند به ویژه آنهایی که درآمریکا به مراکز قدرت نزدیک هستند. این بدان معناست که صاحبنظران صهیونیست مانند » توماس فریدمن » و « ویلیام سفایر » فهم سردبیران رسانه های انگلیسی از منطقه را شکل می دهند.
کوک در ادامه این بحث به مشکلات ساختاری روزنامه نگاری مدرن پرداخت و گفت : روزنامه نگاری حرفه ای به خاطر این در وضعیت کنونی قرار دارد که بخشی از نیاز مالی خود را از مالکان ثروتمند و سفارش دهندگان آگهی های تبلیغاتی دریافت می کند و این دو گروه در منافع شرکت ها که برجوامع ما حکومت می کنند شریک هستند.
رسانه های تحت مالکیت شرکتها از طریق یک فرایند « تعیین صلاحیت » تضمین می کنند که خبرنگاران آنها ارزش های آنها را قبول دارند. با این تحلیل از روزنامه نگاری تحت سلطه شرکت ها بهتر می توان درک کرد که چرا رسانه ها در غرب جایی که منافع مالی نظامی و صنعتی غلبه دارد باید همدردی بیشتری با نگرانی های اسراییل داشته باشد.