تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۱۴۳۷۴۸
بازخوانی مناظره‌ای در رادیو گفت‌وگو
مقدمه: در برنامه بدون خط خوردگی رادیو گفت وگو،مهدی کوچک زاده،داریوش قنبری و علی اصغر زارعی، نمایندگان عضو فراکسیون های اکثریت و اقلیت مجلس در باب آینده اصلاح طلبی و مواضع فعلی اصلاح طلبان و اینکه آیا آنها در خط انقلاب و امام حرکت می کنند یا خیر، به بحث و بررسی پرداختند. موضوع این برنامه در پی نطق میان دستور دکتر مصطفی کواکبیان نماینده اصلاح طلب سمنان در مجلس شورای اسلا می انتخاب شده بود. کواکبیان آن روز گفته بود که اصلا حات خط امامی نمی میرد و در دام توطئه براندازان نمی افتد. مهدی کوچک زاده معتقد است در حال حاضر دو واژه اصلاحات و خط امام دو واژه کاملا" متناقض به شمار می آیند. وی با اشاره به ویژگی امام در احترام به رای مردم و بی احترامی اصلاح طلبان به رای مردم در انتخابات 22 خرداد سال 88، می گوید: فکر می کنم این اصلاحاتی که ما امروز می بینیم با آنچه که در ادعای آقای خاتمی بود کاملا متعارض است. همچنین وی اضافه کرد مقایسه این اصلاح طلبی با خط امام اساسا کار عبثی است. داریوش قنبری در پاسخ کوچک زاده بر این اعتقاد بود که اصلاحات اساسا خط امامی است و اصلاح طلب واقعی نمی تواند خارج از خط امام باشد. ممکن است رقبای اصلاح طلب ها این امر را نپذیرند و زبان تهمتشان در ارتباط با اصلاح طلبان باز است. وی می افزاید: نباید اعتراض انتخاباتی را مبنای ارزیابی اندیشه های اصلاح طلبی قرار دهیم چرا که این قیاس، قیاس درستی نیست و اندیشه های اصلاح طلبی بسیار فراتر از آن چیزهایی است که در انتخابات به وقوع افتاد. علی اصغر زارعی در باب انتقاد میر حسین موسوی و برخی از اصلاح طلبان به پخش سخنان امام در صداوسیما،و اینکه آیا در این بیانات تحریف صورت گرفته یا نه می گوید:آنچه پخش شد، یا صحبت های امام در مقاطع مختلف بود یا مطالب مکتوبشان. تحریفی صورت نگرفته است،بلکه این اختلاف برداشت ها به دلیل تغییراتی است که در موضع افراد (اصلاح طلبان معترض ) به وجود آمده است و همین تغییرات باعث می شود که این قضاوت ها صورت بگیرد. علی اصغر زارعی در باب میزان استکبار ستیزی میرحسین موسوی نیز می گوید: هم در تبلیغات انتخاباتی و هم در فضا سازی هایی که آقای موسوی داشتند من شخصا مشاهده نکردم که آقای موسوی در برنامه های تبلیغاتی، قبل از انتخابات 22 خرداد، موضع صریحی علیه استکبار و آمریکا داشته باشند. داریوش قنبری در مقابل، برخی از عملکردهای دولت احمدی نژاد را به نقد کشید که زارعی و کوچک زاده به آن پاسخ دادند. متن این گفت وگو در ادامه می آید.

* یکی از نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی روز یکشنبه در نطق میان دستور خود اعلام کرد اصلاحات در این کشور نمی میرد و اصلاحات خط امامی در دام توطئه براندازان نمی افتد و از بین نخواهد رفت. آقای کوچک زاده تحلیل شما از سخن ایشان و اصلاحات خط امامی چیست؟
** کوچک زاده:تصور بنده این است که در شرایط فعلی،آنچه ما از اصلاحات مشاهده کردیم، این دو واژه به نظر من کاملا متناقض است. یعنی آنچه ما از اصلاحات شناختیم بر تناقض کامل با خط امام است. البته تا قبل از این انتخابات، بی رودروایستی بگویم، در دل من امیدی بود که مثلا یک شخصیت هایی که حالا فرض کنید نامزد ریاست جمهوری هم شدند، با ادعاهایی که می کردند یک کورسویی از این چراغ اصلاحات را در کشور زنده نگه دارند. ولی با توجه به رفتاری که کاندیدای اصلاحات بعد از انتخابات کرد; بی توجهی به آرا» مردم توسط این آقا عجیب است: خود این آقایان مدعی هستند که یکی از بزرگترین ویژگی های امام احترام به رای مردم بود،این به اصطلاح نامزد جبهه اصلاحات که به رای مردم این گونه بی احترامی کرد،به آنچه که نماد دموکراسی بود یعنی به انتخابات و به رای مردم پای صندوق، این طور بی توجهی کرد و مسائل را به کف خیابان کشاند و در کف خیابان ها موجب مفاسد و جنایاتی شد که روی تاریخ را سفید کرد; انقلابی را که مردم با خون خودشان برای حمایت از مظلومین و مستضعفین عالم به ثمر رسانده بودند، با آن اینگونه رفتار کردند.
حامیان این آقا به خیابان ها ریختد و شعار نه غزه نه لبنان گفتند. من فکر می کنم این اصلاحاتی که ما امروز می بینیم با آنچه که در در ادعا آقای خاتمی می خواست تعریف کند کاملا متعارض است. با خط امام که اصلا مقایسه آن یک کار عبثی است و مرده. با گفتن اینکه اصلاحات نمی میرد هم زنده نمی شود. آن آقا فرموده بودند که اصلاحات خط امامی نه در دام توطئه براندازان می افتد نه می میرد، هر دوی اینها شد.متاسفانه یکی از چهره های شاخص این جریان در همین چند روز گذشته ،نسبت هایی را به امام داده که صریحا برعکس اینها را شما می توانید در صحیفه امام پیدا کنید. ایشان فرموده است که امام در یک موقعی گفته است که اگر مردم در یک وقت به یک چیزی رای دادند، شاید مردم 10 سال بعد نخواهند به آن چیز رای دهند. امام هیچ وقت کلمه چیز به کار نبرد. امام یک منطق استبدادی را نفی کرد و گفت: اگر مردم در زمان آقا محمدخان قجر رای دادند به اینکه او سلطان باشد، به چه دلیل مردم چند سال بعد باید به فرزند او هم آری بگویند. امام این نظام سلطنتی را نفی کرد. این را این آقا به امام نسبت داده است. یا اینکه می گویند که امام اگر امروز هم بود هیچ واهمه ای از رفراندوم نداشت. امروز هم هیچکس واهمه ای از رفراندوم ندارد. اما امام در همان سال 61،62 که آن به اصطلاح مخالفین نظام جمهوری اسلامی در لباس ملی گرا و هر چه بودند دم از رفراندوم می زدند،امام در دهان آنها زد گفت این که شما می گویید برای این است که نظام ثبات پیدا نکند.رفراندوم یعنی چه؟ یعنی رای مردم. در پای صندوق های رای . در 23 خرداد مگر چه اتفاقی افتاد؟ در 9 دی مگر چه اتفاقی افتاد. در 22 بهمن مگر چه اتفاقی افتاد؟ اینهایی که گردن به رای مردم نمی گذارند با علم کردن پرچم فراکسیون خط امام یا به اصطلاح اصلاحات خط امامی می خواهند به مردم دروغ بگویند، اینها به نظر من مرده اند. باید من همین جا که وارد این بحث ها شدم تاکید کنم،این هم هیچ ربطی به 13 میلیون جماعت باوجدانی که برای حمایت از این نظام در انتخابات شرکت کردند ندارد. حساب این آقایی که آبروی نظام را در بیانیه هایش مورد تعرض قرار می دهد از مردم متدین، مردم دلسوز نظام که پای صندوق رای حاضر شدند برای تعیین سرنوشت خودشان و به مردم سالاری هم احترام می گذارند از این آقایان جداست.
* آقای قنبری! آقای کوچک زاده اشاره داشتند که اصلاحات خط امامی در حال حاضر وجود ندارد وما نمی توانیم این اصطلاح را به کار ببریم. به نظر شما مهمترین مشخصه ای که اصلاحات خط امامی باید داشته باشد شامل چه مواردی است؟
** قنبری:من در ارتباط با اصلاحات این را خدمتتان عرض کنم که اصلاحات اساسا خط امامی است و اصلاح طلب واقعی نمی تواند خارج از خط امام باشد. به هر حال رقبای اصلاح طلبها هم شاید این را نپذیرند و زبان تهمتشان در ارتباط با اصلاح طلبان باز است و هر گونه انگ و افترایی را معمولا متوجه اصلاح طلبان می کنند. منتها اصلاح طلبان واقعی، واقعا در عمل و در تئوری در نظر همواره پیرو امام بودند و آموزه های امام،اندیشه های امام همواره چراغ راه اصلاح طلبان بوده است بنابراین نمی شود ما بیاییم بگوییم که خطی یا مرزی بین اصلاح طلبان و خط امام واندیشه امام وجود داشته.
* کوچک زاده:آقای قنبری می فرمایید که امام در رابطه با رای مردم و احترام به رای مردم آیا نظرش این رفتاری بود که طرفداران آقای موسوی در بعد از انتخابات از خودشان نشان دادند. این بود خط امام؟ آیا احترام به رای امام به عنوان اصلی ترین ویژگی های رفتاری امام ، این گونه بروز پیدا می کند در جبهه اصلاحات؟
** قنبری: به هر حال آقای کوچک زاده شما دیدگاههای و نظرات خاص خودتان را دارید و همواره هم...
کوچک زاده:خیر، بنده سوال می کنم. آیا رای و نظر مردم در انتخابات بروز پیدا می کند یا شما راه دیگری را پیشنهاد می کنید؟ من می گویم به عنوان یک ویژگی اصلی امام که امروز امثال آقای سید حسین موسوی تبریزی در پوشش او به امام نسبت هایی داده که وارد نیست ، امام هیچ وقت نگفت که مردم اگر به یک چیزی رای دادند و امروز نخواستند می توانند پس بگیرند. امام فرمود که مردم اگر به آقا محمد خان قاجار رای دادند ،به فرض، این چه دلیلی دارد که فرزند او را هم به سلطنت قبول کنند؟ امام این را گفت.
قنبری: این دیگر برای همه مشخص است. اصلاح طلبان یکی از مبانی و معیارهایی که همواره دنبال می کردند احترام به آرای عمومی بوده و همواره از رای مردم دفاع کردند، همواره طرفدار ارجاع امور با رای و نظر مردم بودند و این یک امر بدیهی است. کسی نمی تواند این را انکار کند.اصلاح طلبان همواره جمهوریت را همراه با اسلامیت در نظر داشتند ، بر خلاف حالا دیدگاه های خاصی که با برداشت های غلطی به دنبال بدنام کردن اسلامیت است و می خواهد جمهوریت نظام را نادیده بگیرد . اصلاحات و اصلاح طلبان همواره جمهوریت را راه و روشی می دانستند که از طریق آن اسلامیت هم در جامعه تحقق پیدا می کند و راهی است که در تمام جوامع امروزی و مدرن، جمهوریت را به عنوان یک روش حکومت کردن در نظر گرفتند. محتوا در نظام امام محتوای اسلامی است و اصلاح طلبان هم همواره این را در نظر داشتند. به هر حال هر کسی هم که بیاید تحت عنوان اصلاح طلب حرفی بزند این را نمی شود اصلاح طلب تلقی کرد، اصلاح طلبی مبانی خاص خودش را دارد و در یک چارچوب خاصی حرکت می کند. اصلاح طلبان هم سوابقشان کاملا مشخص است. این طور نیست که با چند حرف مخالفین بشود یک جریان سیاسی را منکوب کرد و چهره آن را کدر کرد. مردم شناخت کافی از عملکرد اصلاح طلبان دارند، اصلاح طلبان را در مقام تجربه هم دیدند. البته من این را هم بگویم که شاید برخی آمدند تحت عنوان اصلاح طلبی سو» استفاده هایی از جریان اصلاحات داشتند اما اصلاح طلبی واقعی تعریف خاص خودش را دارد،چارچوب هایش هم مشخص است. اساسا اصلاح طلبی به معنی زدودن زوایدی است که بر اصول انقلاب افزوده شده و بر اصول جمهوری اسلامی افزوده شده و اصلاح طلبان هم دنبال آن هستند که آن اصول واقعی انقلاب را شناسایی کنند و موانع و مشکلاتی را که در این راه وجود داشته بردارند و چهره واقعی جمهوری اسلامی را به نمایش بگذارند.
آقای کوچک زاده یک چند تا بحث را با هم خلط کردند. ایشان آمدند بحث یک اعتراض انتخاباتی را ربط دادند کاملا به سرنوشت اصلاح طلبان و اصلاح طلبی را تنزل دادند در رابطه با بحث انتخاباتی و همه چیز را از دریچه همان انتخابات ریاست جمهوری دهم دیدند. در واقع ما بحث اندیشه ای و نظری از ایشان ندیدیم در اینجا که بنده بخواهم پاسخی به ایشان بدهم. چون بحث اندیشه ای نشد. دوست داشتیم ایشان بحث اندیشه ای مطرح می کردند و واقعا به افکار، نظرها، دیدگاه ها و اندیشه ها می پرداختند. به هر حال یک اعتراضی بوده در رابطه با انتخابات که حالا بعد از صحبت های رهبری، حتی آنهایی هم که خودشان هم معترض بودند از اعتراضشان الان کوتاه آمدند، دیگر درست نیست که ما الان بیاییم بگوییم که اصلاح طلبان چه کار کردند، فلان کردند و یک اعتراض انتخاباتی را مبنای ارزیابی اندیشه های اصلاح طلبی قرار دهیم. به نظر من این قیاس، قیاس درستی نیست و در واقع اندیشه های اصلاح طلبی بسیار بحثی فراتر از آن چیزهایی است که در انتخابات افتاده . به نظر من مبانی اصلاح طلبی را همان طوری که خدمتتان عرض کردم باید در چارچوب های جمهوری اسلامی و در مفاهیم اصلی و اصول انقلاب ببینیم. این نکته را هم من باید اینجا به آن بپردازم که واقعا اصلاح طلبی به معنای واقعی مقابله با اصول گرایی نیست.اصلاح طلبی زمانی در ادبیات سیاسی ما شکل گرفت که محافظه کاری در مقابلش بود. اصلاح طلبی در مقابل محافظه کاری بود نه در مقابل اصول گرایی . در کل باید بگویم اصلاح طلبی واقعا در معنی واقعی خودشان توجه بسیاری نسبت به بسیاری از اصولگرایان نسبت به اصول انقلاب و نظام داشتند.بنابراین نباید ما بحث های اندیشه ای را در حد چند اتفاقی که افتاده و مشخص هم نیست چقدر می شود این مسائل را ربط داد به اصلاح طلبی و اصلاحات، بیاییم این بحث ها را با هم خلط کنیم و بخواهیم این گونه که آقای کوچک زاده قضاوت کردند، قضاوت کنیم.
* آقای قنبری شما به عنوان یکی از اعضای فراکسیون اقلیت دیدار داشتید با میرحسین موسوی. آیا میرحسین موسوی را همان آدم سابق دیدید یا احساس می کنید تغییراتی در او اتفاق افتاده؟
** قنبری: من فکر می کنم که واقعا اگر یک مناظره ای، یک فرصتی در صدا و سیما به ایشان داده شود و ایشان بیایند نظراتشان را بیان کنند واقعا شاید برخی از قضاوتهایی که در مورد آقای موسوی وجود دارد تغییر خواهد کرد. آقای موسوی همچنان استکبار ستیز است، همچنان در خط نظام است ،در چارچوب نظام است، پیرو ولایت فقیه است. این صحبتهایی که بعضا مخالفین ایشان بیان می کنند به نظر من اگر فرصتی داده شود و ایشان افکار، دیدگاه ها و برنامه هایشان را دوباره یکبار دیگر بیایند عرضه کنند می بینیم که میرحسین موسوی همان میرحسین موسوی گذشته است. حالا اگر احیانا ما می بینیم انتقادی اینجا از صدا و سیما صورت گرفته ، این انتقاد را ما قبلا از طرف نوه حضرت امام هم دیدیم، این انتقاد به این معنی نیست که ما بیاییم منکر شویم مساله ای مثل استکبارستیزی حضرت امام را. این که مسائلی که بیان می شود صحبت های خود حضرت امام است،در این امر هیچ تردیدی نیست. اما بحث اینجاست که به صورت گزینشی صحبت های حضرت امام پخش نشود.اندیشه ها و افکار امام یک مجموعه ای است. باید آن مجموعه را عرضه کرد و در شرایطی که رسانه های وابسته به دشمنان نظام تلاششان این است که چهره امام را ملکوک کنند، چهره امام را خدشه دار کنند، رسانه ملی باید در چنین شرایطی بیاید از امام دفاع کند، نه اینکه بیاید حرفهای آنها را مطرح کند و چهره خشنی را از امام ترسیم کند. به هر حال بحث این است که اگر دوستان ما صحبتی دارند در انتقاد از صدا و سیما، بحث این است که این اندیشه ها و افکار حضرت امام به شکل مجموعه عرضه شود و چهره امام را یک طرفه معرفی نکنند.
آقای کوچک زاده:آقای قنبری اجازه بفرمایید، شما علاقمند بودید به بحث های نظری و فکری و اینها، یک مطلبی را من وجدان شما را قاضی کنم و بپرسم. آیت الله مرتضی مطهری در کتاب جاذبه و دافعه علی (ع)، یک عبارتی راجع به امیرالمومنین دارند که الگوی تام و تمام انسان کامل بود و امام هم فرزند خلف ایشان و در رفتار نزدیک ترین فرد به امیرالمومنین بود. آقای مطهری می فرماید علی مردی دشمن ساز و ناراضی ساز بود. این یکی دیگر از بزرگترین افتخارات اوست. هر آدم مسلکی و هدفدار مبارز و مخصوصا انقلابی که در پی عملی ساختن هدف های مقدس خویش است، و مصداق قول خدا است ، یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومه لائم. دشمن ساز و ناراضی درست کن است. ، بعد می فرماید اگر شخصیت علی امروز تحریف نشود و همچنان که بوده ارائه شود بسیاری از مدعیان دوستی اش در ردیف دشمنانش قرار خواهند گرفت.حالا بیاییم سراغ حضرت امام، دوستان اصلاح طلب ما، نه آنهایی که فرار کردند رفتند خارج مثل کدیور و ابراهیم نبوی، بلکه این هایی که امروز در چشم شما هم به عنوان یک طرفدار صادق اصلاحات محترمند، یک عبارتی را دائما می گویند که در زمان امام این طور نبود که کسی حذف شود، یک جریانی کنار گذاشته شود، وحدت بود،امام همه را نگه می داشت، این عبارات را هیچ کس نمی تواند رد کند که آقایان اصلاح طلب زیاد می گویند و ایرادشان هم مثلا به برنامه هایی مثل شاخص در صداوسیما این است که شما امام را یک بعدی و خشن و ناراضی تراش جلوه می دهید. حالا شما این سوال من را جواب دهید.
این مقدمه بود سوالم را بپرسم جواب دهید. امام در ابتدای انقلاب آقای بازرگان را به نخست وزیری منصوب کرد. آقای بازرگان یک جریان سیاسی در عقبه اش بود که به هر حال آن موقع در چشم مردم احترام داشت. بعد اینها را چه کسی کنار گذاشت، چه کسی در دهانشان زد؟ چه کسی به آنها گفت: "مجاهدین خلق ، فرزندان عزیز آقای مهندس بازرگان " چه کسی جبهه ملی را مرتد اعلام کرد؟ حالا صدا و سیماست که امام را یک بعدی نشان می دهد یا شما؟ یا دوستانی که شما هنوز می خواهید دوستشان داشته باشید؟ چرا خودتان یک خلافی می کنید و دیگران را به آن متهم می کنید؟ امام در دهان خیلی ها زد این گونه نبود که ......
قنبری:شما اجازه دهید من جواب سوالتان را بدهم.
کوچک زاده:شما آیا یک جریان با مقبولیت بالا را .....
قنبری: اجازه دهید من پاسخ شما را الان بدهم.در فرمایش امیرالمومنین که حضرت عالی اشاره داشتید که دشمن ساز و ناراضی ساز بودند...
کوچک زاده:من نگفتم بلکه این را استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری گفتند...
قنبری: بله. من هم این را قبول دارم. اشدا» علی الکفار و رحما» بینهم. ولی شما دارید مقایسه را اشتباه می کنید. اصل حرف، حرف درستی است. کلمه حق د ر اینکه بایستی مرز با دشمن حفظ شود و دشمنی ها سر جای خودش وجود داشته باشد در این هیچ تردیدی نیست. اما اینکه دشمن را اشتباهی فرض کنید این امر اشتباهی است. این قیاس شما قیاس درستی نیست. شما شبیه سازی های نادرستی را خودتان انجام می دهید،همان کاری که در صدا و سیما هم تا حدودی این شبیه سازی نادرست انجام شد و به هر حال بخشی از صحبت های حضرت امام استفاده شد.حرف ما این است که این شبیه سازی های نادرست نباید وجود داشته باشد. بله این درست است که حضرت علی هم دشمن درست کرده. ما هم باید مرز خودمان را با دشمنان درست کنیم. اما مرز با دشمنان. دشمنان چه کسانی هستند؟ اشدا» علی الکفار. نه اینکه اشدا» علی المسلمانان و علی الخودی ها. ما مرزها را یک مقداری نادیده می گیریم، مرزها را یک مقداری اشتباهی گرفتیم و شبیه سازی های تاریخی که حضرت عالی دارید این شبیه سازی های را شما اگر بخواهید ادامه دهید از کشتی نظام و انقلاب چیزی جز حضرتعالی و چند نفر از دوستانتان باقی نخواهد ماند و این به نظر من در راستا ی حرکتی است که دشمنان ما دارند علیه نظام راه می اندازند و مخالف استراتژی رهبری هم هستند. رهبر معظم انقلاب فرمودند استراتژی جذب حداکثری و دفع حداقلی.
اینگونه که مطرح می کنید به هر حال اگر این طوری بخواهید پیش بروید در مجموع در کشتی نظام کسی باقی نخواهد ماند ...
بنده یک سوال دیگر از عملکرد دولتی که حضرتعالی طرفدار آن هستید بپرسم. صحبت هایی که الان گاهی اوقات می شود و ما می شنویم، مثلا راجع به اسرائیل راجع به برخی کشورهای دیگر، یا مسائلی که نامه نگاری هایی که با رئیس جمهور آمریکا، هم رئیس جمهور فعلی، هم رئیس جمهور قبلی صورت گرفت توسط رئیس جمهور محترم شما، البته رئیس جمهور آقای احمدی نژاد، آیا اینها واقعا در راستای استکبارستیزی حضرت امام است؟ شما چرا اینها را نمی بینید؟ چرا نقل حال نمی کنید آنچه الان اتفاق می افتد، ما آنها را باید بیاییم داوری کنیم. آقای کوچک زاده مدام مسائلی به اصلاح طلبان نسبت می دهند که.......
کوچک زاده: من گفتم آقای سید حسین موسوی ا ین حرف را زده، بیاورید ببینیم کجا امام این حرف را زده؟....
قنبری:می دانید که در دولت اصلاح طلبها;هم نه در دوران آقای موسوی نه در دوران آقای هاشمی نه در دوران آقای خاتمی, ما سراغ نداریم رئیس جمهوری آمده باشد به این شکل بیایید در کشور نامه نگاری کند. در کجای تاریخ انقلاب آمده این طور نامه ها را بنوسید...
کوچک زاده:من خدمت شما عرض کنم آقای قنبری. اگر رئیس جمهور مکاتبه ای با رئیس جمهور آمریکا کردند، اگر موضع گیری هایی که الان ایشان دارند استکبارستیزانه نیست، چرا آمریکاییها از ایشان تعریف نمی کنند و حمایت نمی کنند؟ چرا از آقای موسوی حمایت می کنند؟ علیه آقای احمدی نژاد تبلیغات می کنند.
قنبری: اینکه آنها مسائلی را مطرح کنند این به معنی حمایت از آقای موسوی نیست آنها نه طرفدار موسوی اند، نه طرفدار جمهوری اسلامی اند ... آنها می خواهند از به جان هم انداختن مسئولین جمهوری اسلامی استفاده کنند. این حمایت نیست.
کوچک زاده: من نمی خواهم مقایسه کنم ولی در زمان پیامبر هم پیامبر نامه نوشتند به سران کشورهای مختلف.گفتند شما بیایید...
قنبری: آن پیامبر بود . آقای احمدی نژاد را در جایگاه پیامبر قرار ندهید. بله امام هم نامه نوشتند به گورباچوف، اما محتوای نامه ها فرق داشت. این را مقایسه نکنید.
کوچک زاده: من مقایسه نمی کنم. ولی برداشت جنابعالی که نامه صرفا تحقیر است، چنین برداشتی درست نیست.این برداشت شماست. الان شما ادبیات را خوب به کار نمی برید، چرا می گویید رئیس جمهور شما......
آقای قنبری: در زمان آقای احمدی نژاد هم نامه نوشته شد، هم از اسرائیل تعریف شد ..... این چه استکبار ستیزی است .
کوچک زاده : می پرسم پرز از چه کسی حمایت کرده . یک صهیونیست .....
قنبری:صهیونیست را نمی شود انکار کرد. واقعیت را نمی شود انکار کرد.
سیاست های متناقض را چه طور می خواهید توجیه کنید؟
کوچک زاده: اصلا هیچ تناقضی هم در کار نیست. مردم اینها را می فهمند. باز دوباره سعی نکنید مثل بقیه رفتارهای ....
قنبری: اتفاقا مردم خوب فهمیدند این مساله را.
کوچک زاده: مردم در دوره اصلاحات دیدیند که نمایندگان مجلس ششم در عین اینکه طرح سه فوریتی برای پذیرش خفت بار پروتکل الحاقی آماده می کردند، وزرای خارجی آنها را آوردند اینجا و جلوی پایشان فرش قرمز پهن کردند.آقای احمدی نژاد اگر نامه می نویسد به آقای اوباما، در پی این صحبت های مقتدرانه است، که شما هر چه می خواهید بروید ورق پاره صادر کنید در شورای امنیت. بعد به او نصیحت می کند که بیا انسان باش بیا در مسیر پیامبران حرکت کن و دنیا را به خاک و خون نکش. هیچ اشکالی ندارد این گونه نامه نوشتن.
قنبری:وقتی از یک نامه پاسخ نگرفتند چرا نامه های بعدی را نوشتند. آیا این خفت و خواری نیست؟
کوچک زاده: اگر از موضع ضعف بود ، چرا آقای اوباما تعریف نمی کند، چرا ؟؟؟
قنبری: به رئیس جمهور آمریکا تبریک گفتند به خاطر انتخاب شدنش.....
من برخی از سوالاتم را مطرح کردم ولی پاسخ درست و حسابی نگرفتم. بحث استکبار ستیزی را نفهمیدم،واقعا استکبارستیزی دولت آقای احمدی نژاد را ایشان در چه می بینند. نامه هایی که به این شکل نوشته شد و پاسخ نگرفتند، در نامه تبریک به آقای اوباما و حالا صحبت های متناقضی که در دوستی با مردم اسرائیل، از طرف دیگر بحث هلوکاست را مطرح کردند، از طرف دیگر دم از دوستی زدن با مردم اسرائیل. من نمی دانم واقعا آقای کوچک زاده این سیاست های متناقض و این شکلی را ....
کوچک زاده:سیاست استکباری آقای احمدی نژاد مصداقش همین بس که استقلال علمی این کشور را در بحث هسته ای پافشاری کرد و با حمایت رهبری معظم و مردم قهرمان ایستادند و امروز ما در این عرصه و هرعرصه علمی دیگری هیچ کاری به ورق پاره های استکبار در شورای امنیت سازمان ملل نداریم. با شهامت و با اعتماد به نفس، با اعتماد به روحیه ای که خودش دارد نامه هم می نویسیم و هدایتشان می کنیم. این نامه ها هیچ کدام با نیت اینکه آنها پاسخ دهند نوشته نشده. این نامه ها در جهت افشاگری و در جهت رسوا سازی چهره منفور و ریاکار استکبار بوده و نتیجه هم داده. اینکه امروز شما می بینید که در اقصی نقاط عالم بر علیه منافع آمریکا، مردم در خیابانها می ریزند و شعار می دهند، بخشی از آن ناشی از همین تلاش هاست. متاسفانه در دوره اصلاحات با روحیه سستی که بود، این ایستادگی مشاهده نشد. رهبر معظم انقلاب در همین بحث هسته ای فرمودند "عقب نشینی کردند، من گفتم باید این عقب نشینی به پیشرفت تبدیل بشود و این پیشرفت هم باید در همان دولتی صورت گیرد که عقب نشینی شده بود ".
این را دیگر رهبر معظم انقلاب می فرمایند. آقایان عقب نشینی کردند، ما که نمی توانیم خودمان را گول بزنیم....
قنبری: شما بحث توسعه علمی کشور و کارهایی که در طی چند دولت در دوران چند دولت در زمینه پیشرفت های هسته ای صورت گرفته را می خواهید به اسم آقای احمدی نژاد تمام کنید.
کوچک زاده:اصلا ما نمی خواهیم به اسم آقای احمدی نژاد تمام کنیم.
قنبری:چنین چیزی مطرح نبوده، همه می داند به لحاظ تاریخی بحث هسته ای را ما از دوران آقای هاشمی شروع کردیم کار را استارت زدیم و مخصوصا در دولت آقای خاتمی ما در کشورمان شروع کردیم. اگر حالا در یک مقطعی به شکل تاکتیکی یک سیاست خاصی دنبال شده این در واقع نباید به حساب جناح خاصی گذاشته شود ، چون بحث های هسته ای سیاستهای کل نظام است. در بحث هسته ای نمی شود ما به اسم دولت خاص آن را بیاییم ثبت کنیم. بحثی است که استراتژی کلی نظام بوده سیاست کلی نظام بوده و هیچ دولتی حق ندارد آن را به اسم خود تمام کند و مصادره کند. همین طور دولت آقای احمدی نژاد هم نمی تواند این ادعا را داشته باشد چون تاریخ پیشرفت های هسته ای ما، تاریخ شروع کار کاملا مشخص است، مردم هم به خوبی این را می دانند. بحث این است که...
کوچک زاده :آقای قنبری، کار علمی از روز اول پس از انقلاب اسلامی در دانشگاه های کشور در مراکز تحقیقاتی کشور توسط دانشمندان با غیرت بسیجی انجام شده; امروز هم می شود در دوره اصلاحات هم می شده. مهم این است که مسوولین سیاسی کشور در آن دوره جرات و شهامت ایستادگی در راه گسترش و توسعه این فعالیتهای علمی و تزریق روحیه خودباوری و تزریق روحیه اعتماد به نفس به این دانشمندان را نداشتند، اما این آقا داشت. کسی نمی خواهد بگوید همه پیشرفت های هسته ای را آقای احمدی نژاد درست کرده، نه خیر. بلکه زمینه را فراهم کرده. آقای احمدی نژاد بها نداده به تهدیدهای استکبار و قلدورهای عالم،ولی یک عده بها دادند.آن آقا رفته اطلاعات محرمانه ایران را به انگلیسی ها داده به دیگری داده که گرفتند، دستگیرش کردند،بازجویی کردند.
قنبری:باید مشخص شود. شما روی چیزی که فعلا به اثبات نرسیده صحبت نفرمایید.
کوچک زاده: حکم دادگاه صادر شده، چه چیزی به اثبات نرسیده؟ یکی از همین آقایان دو سال و خرده ای حبس تعلیقی گرفته. اینها ما شاهد بودیم که ما حرف نامربوط نزدیم. هیچ کس نگفته که هسته ای در زمان آقای احمدی نژاد شروع و ختم شد. هسته ای و هر علم دیگری با شروع انقلاب اسلامی در این کشور امکان رشد و توسعه پیدا کرد. در زمان شاه اجازه نمی دادند ما به خودمان بگوییم که حتی ما یک آفتابه می توانیم بسازیم. این رویه شاه بود. رویه نظام اسلامی هم ایجاد و تزریق روحیه خودباوری و اعتماد به نفس بود. بله از روز اول انقلاب شروع شد.در زمانی که نه آقای هاشمی بود،... در دوران ریاست جمهوری رهبر معظم انقلاب در جهاد سازندگی بچه های جهاد موشک ساختند به نام موشک های مجتمع.هیچ ربطی نه به آقای هاشمی داشت نه دیگری. آقای هاشمی آن زمان رئیس مجلس بود. می خواهم بگویم که دانشمندان همیشه کار خودشان را کردند. اما مهم این است که مسوولین سیاسی چقدر روحیه و شهامت تقویت این عناصر خدوم را در کشور داشتند. امروز شما در بحث لیزر مگر می گوئیم که آقای احمدی نژاد این کار را کرده، نخیر، ایشان مهندس ترافیک است. ولی ایشان مسوول پیش برد کشور در دنیای وانفسایی است که فقط تهدید می کنند، و به نظر من موفق هم بوده .....
قنبری:بنده خواستم انحرافی را الان خدمتتان عرض کنم که در حال حاضر در بین جناح های سیاسی پیش آمده و آن مایه گذاشتن از امام و رهبری است. امام و رهبری متعلق به همه جناج های سیاسی در کشور است. نباید بعضی از جناح های سیاسی بیایند مسائلی را عنوان کنند، نسبت بدهند به امام یا رهبری و حالا از این موضوعات یا مباحث برای تخریب یک جناح دیگر استفاده کنند. الان انحرافی که در جامعه ما شکل گرفته این است و آنچه که در صحبتهای حضرت امام در صدا و سیما هم بود در همین راستا بود. ما این را نمی پذیریم، وگرنه ....
زارعی: در کدام راستا بود؟
قنبری:در بحث استکبار ستیز بودن حضرت امام که تردیدی نیست. در اینکه همه هم باید به تبعیت حضرت امام استکبار ستیز باشند هم هیچ تردیدی نیست. اما استفاده ابزاری نباید صورت گیرد از صحبت های امام از صحبتهای رهبری. در واقع این ها نقش پدری برای همه جناح های سیاسی داشتند و بایستی آن نقش پدری حفظ شود و جناح های سیاسی حق این را ندارند که اینها را وارد دعواهای سیاسی کنند.
زارعی: آقای قنبری وقتی ما اینجا مطرح می کنیم که چنین بحثی مطرح شده، شما می گویید فردی که این را گفته قبول ندارید، اشکال ندارد، شما بگویید حرف بیجایی زده. اما در واقع یک طوری دارید می پیچانید که انگار شما این حرف را قبول دارید، اگر این حرف را قبول دارید رد می کنید، گوینده آن را هم رد کنید و بگویید حرف بیخودی زده. نکته دیگری که می خواهم عرض کنم این است که آیا امام و رهبری در شرایط سیاسی مختلف موضعی داشتند و رهبری هم موضعی دارد یا ندارد؟ یقینا دارد.
امام به اقتضای شرایط موضع گیری کردند، بعضی را راندند، از برخی حمایت کردند، در واقع یک روش و سنتی را در مدیریت جامعه برای ما گذاشتند. رهبری هم همین گونه عمل می کنند. کسانی که از این موضع تبعیت کنند می شوند طرفدار خط امام و می شوند خط امامی و کسانی که آن موضع را از امام نپذیرند از خط امام فاصله گرفتند. این مصداق در مورد نهضت آزادی این گونه است، درمورد گروهک هایی که اول انقلاب بود این گونه است. الان هم برخی از رفتارها را رهبری نمی پسندند، موضع رهبری درمورد برخی از رفتارها کاملا روشن است. اگر ما تبعیت کردیم می شویم تابع خط رهبری و امام. اگر قبول نکردیم این بحث ماست.مگر کسی می تواند تبعیت را انحصاری کند؟ هر کسی تبعیت کند می شود در خط امام و رهبری. چرا شما می گویید یک عده اینها را مصادره می کنند. چه کسی می خواهد اینها را مصادره کند. بحث ما با دوستان اصلاح طلب این است که نیاییم برای اینکه خودمان را توجیه کنیم، اصول و شاخص ها و مبانی را زیر سوال ببریم. چرا؟می گویند یک عده می خواهند امام را مصادره کنند یا در واقع تحریف کنند. مگر کسی در این کشور جرات دارد امام را تحریف کند، حرف امام را تحریف کند. به مناسبت های مختلف، دیدگاه های امام مطرح می شود. حتی الان آدم هایی در جامعه داریم که موجه هم هستند و چه بسا مسوول هم باشند ولی موضع گیری شان با امام فاصله داشت. حالا به نحوی متوجه شدند، یا متنبه شدند. ما باید خودمان را با شاخص ها اندازه گیری کنیم.نه ما خودمان را محور کنیم. نظر من این است که آقای موسوی در بیانیه هایش در سخنرانی هایش قبل از 22 خرداد، در بیانیه های بعد از 22 خرداد ،ما بویی از اینکه موضع گیری های ایشان حداقل در بعد استکبار ستیزی با خط امام سازگاری دارد، اصلا ما آن را ندیدیم. والان هم ادعا داریم که آقای موسوی اگر بخواهند خودشان را اصلاح کنند، در خط اصلاح طلبی هم هستند باشند ولی به مواضع امام برگردند. مواضع امام را الان بگیرند، نسبت به آمریکا، نسبت به اسرائیل. قرار نیست که ما بگوییم آقای فلانی چرا این طوری کرد. بحث ما این نیست، بحث ما این است که آیا امروز آقای موسوی و آقای زید در خط امام هست یا خیر؟ چه طوری باید اندازه گیری کنیم. در حرفش حرف امام است؟ در رفتارش رفتار امام است؟ اگر بود در آن مسیر است، اگر نبود یقینا او عوض شده. خط امام عوض نشده. آن افراد عوض شدند.روشن ترین استنادی هم که در اختیارداریم صحیفه امام است. فیلم ها و سخنرانیهایی که از امام در اختیار داریم. اینها کماکان، الحمدالله در اختیار ماست و حجت برای مردم ما، جوانان ما، نسل آینده ماست.اینها را در واقع باید بررسی کنیم.
قنبری: راجع به صحبتهای آقای زارعی، ایشان به سنت امام و رهبری اشاره کردند گفتند امام هم گروهک ها را طرد کردند. بله در این هیچ تردیدی نیست. من نمی دانم ایشان با چه منطقی می آیند کسانی که در درون نظام در چارچوب های نظام هستند، معتقدان اصلی به چارچوب های نظام هستند اینها را با گروهک ها مقایسه می کنند. این قیاس، قیاس کاملا مع الفارق است.
زارعی: من گفتم تبعیت از امام تبعیت از امام و رهبری. موضع تبعیت از امام و رهبری.
قنبری: تبعیت از امام و رهبری متعلق به همه گروه های سیاسی است.متعلق به کلیه جناح های سیاسی است. در ارتباط با مسائل بعد از انتخابات شما همه چیز را دارید تحلیل می کنید و بحث ما بحث اصلاح طلبی بود و چارچوب های فکری اصلاح طلبی. اولا در ارتباط با همین بحث های بعد از انتخابات هم خدمتتان عرض می کنم. دیگر الان به شکلی به هر حال آن اعتراض های انتخاباتی بعد از فرمایشات رهبری، به نظر من کسانی که معترضان اصلی انتخاباتی بودند، آنها هم دیگر پذیرفتند که کوتاه بیایند و دیگر بحث خاصی را دیگر مطرح نکردند.آیا این تبعیت از رهبری نیست؟
زارعی: واقعا این کار را کردند؟ خیر ، نکردند.
قنبری: شما پاسخ من را ندادید. آقای احمدی نژاد که حکم رهبری را تعطیل کردند،آن را شما چه طوری توجیه می کنید.آیا ایشان که رئیس جمهور بودند،چرا حکم رهبری را تعطیل کردند. رهبر معظم انقلاب چه حکمی دادند در ارتباط با آن فرد خاص در درون کابینه و ایشان چرا عمل نکردند. شما حکم صریح رهبری را که تعطیل شده نادیده می گیرید چون حالا به نفع دولتی است که شما حامی آن هستید و به نفع جناح خودتان، آن را نمی بینید، اما حالا یک سری مسائل را از مخالفین خودتان از رقبا بهتر است بگوییم ...
زارعی:بحث را عوض نکنید. شما که می گویید آقایان تمکین کردند، کدام یک از بیانیه ها بعد از انتخابات بیانگر تمکین موضع یا تغییر تبعیت موضع آقای موسوی کدام یک از بیانیه ها حاکی از این بوده؟چرا بی انصافید؟
قنبری: بحث،بحث اصلاح طلبی و اصول گرایی بود .
زارعی: خیر اینها بحث اصلاح طلبی است.
قنبری: بحث های شما صرفا انتخاباتی است. عرض کنم خدمت شما اگر بحث انتخاباتی کنیم، بحث طور دیگری می شود. انتخابات ریاست جمهوری را خدمت تان عرض می کنم. در رابطه با آقای موسوی هم اصلاح طلبان و هم اصولگرایان من شاهد بودم که از آقای موسوی حمایت کردند.
زارعی: من کاری ندارم که حمایت کردند.
قنبری:چون کسانی بودند که واقعا نخبگان کشور که احساس می کردند شیوه اداره کشور به روش فعلی به ضرر کشور است آمدند از ایشان دفاع کردند، حمایت کردند. اگر می خواهید بروید روی بحث های انتخاباتی آن یک منطق دیگر دارد با یک الگوی بحث دیگری.
جمله آخر این است که یک خلط مبحثی صورت گرفت و کسانی که معتقد به چارچوب های نظام،رهبری، اصول انقلاب و نظام هستند، اینها را می آیند مقایسه می کنند با گروهک ها و می گویند آن رفتاری که با گروهک ها صورت گرفته باید با اینها هم صورت گیرد. در واقع صحبتهای آقای کوچک زاده هم به شکلی با همین روش بود.حالا ایشان با زبان دیگری مطرح کردند و به شکلی سیره حضرت علی را در مثال آوردند. اما این را نادیده گرفتند که اشدا» علی الکفار بود و رحما» بینهم.