تغییر معادلات سیاسی جهان و فروپاشی نظام دوقطبی حاکم بر جهان:
انقلاب اسلامی ایران در دوران جنگ سرد بین دو ابر قدرت جهان یعنی آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی به وقوع پیوست. در آن دوران جهان دوقطبی شده بود و مسائل جهانی و راهبردهای دولتها عموماً با توجه به این واقعیت جهانی جریان مییافت. هر حرکتی علیه بلوک غرب به رهبری آمریکا، لزوماً میبایست سر از دامن بلوک شرق به رهبری اتحاد جماهیر شوروی سر در میآورد و هر حرکتی علیه نظامهای کمونیستی وابسته به اتحاد جماهیر شوروی نیز به غرب به سرکردگی آمریکا وابسته بود.
طبق این معادله انقلاب اسلامی ایران در کشوری که ژاندارم آمریکا در منطقه خوانده میشد میبایست برای پیروزی علیه نظام شاهنشاهی ایران به قدرت شرق یعنی شوروی وابسته شود. اما این انقلاب نه تنها معادلات سیاسی جهان را خدشهدار کرد بلکه راهبردهای منطقهای این دو ابرقدرت را نیز دستخوش تغییر کرد و سپس باعث تغییراتی در راهبردهای جهانی آنها شد، زیرا با طرح شعار نه «شرقی نه غربی جمهوری اسلامی» یکی از اصول سیاست خارجی این انقلاب کاملاً مشخص شد. طبق این اصل، انقلاب اسلامی مسیری جدا از دیکتاتوری شرق و ظلم و ستم غرب در پیش گرفت.
به نظر میرسد تحول در الگوی موازنه قدرت جهانی ناشی از خروج ایران از هم پیمانی با آمریکا و نیز فروپاشی پیمان استراتژیک «سنتو» و شکلگیری رویدادهای سیاسی- نظامی پی در پی در چارچوب فضای رقابتی حاکم، به منظور کنترل حوادث و هدایت رویدادها به نفع خود توسط آمریکا و شوروی، سهم زیادی در تشدید فرایند دگرگون سازی نظام بین المللی به عهده داشت. موضع انقلاب اسلامی در روابط با ابرقدرتهای دوره جنگ سرد و نفی سلطه آنها و پرهیز از فرو رفتن در قالب یکی از اردوگاه های کلاسیک، باعث ورود نیروی سومی در صحنه روابط بینالمللی گردید. نیرویی که از پتانسیل بالا برای تحول آفرینی برخوردار بود و موضعی تهاجمی نسبت به نظام دو قطبی حاکم بر عرصه بینالمللی داشت.
این نیرو علی رغم قرار داشتن در شرایط بی توازنی قدرت نسبت به دو ابرقدرت سنتی یعنی آمریکا و شوروی، توانست روابط بینالمللی را تحت الشعاع قرار داده و روابط متقابل و یا یکسویه موجود در اردوگاههای دوگانه را دچار تزلزل نماید و روحیه اعتراض نسبت به نظام سلطه دوقطبی را در میان دولتها ایجاد نماید. مواضع قوی، ناسازگارانه، تهاجمی و مستحکم امام خمینی (ره) و خط مشی روشنگرانه ایشان در خصوص مناسبات استعماری و سلطهگری حاکم بر نظام بین المللی، به بیداری ملتها، تقویت خود آگاهی و اعتماد به نفس دولتهای استقلالگرا کمک نمود و به تدریج زمینه واگرایی و گسست نظام سلطه دو قطبی را فراهم کرد.
انقلاب اسلامی ایران با طرح اصول و مفاهیمی همچون عدالتطلبی، آزادیخواهی، نفی سلطهطلبی، ظلمستیزی و مبارزه با استکبار جهانی در فضای نظام بینالملل و مبنا قرار دادن اصل «نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی»، خود را خارج از قطببندیهای رایج در نظام جهانی قرار داد. امام خمینی (ره) در این باره میفرمایند: «ما معادله جهانی و معیارهای اجتماعی و سیاسیای که تا به حال به واسطه آن تمام مسائل جهان سنجیده میشده است را شکستهایم. ما خود چارچوب جدیدی ساختهایم که در آن عدل را ملاک دفاع و ظلم را ملاک حمله گرفتهایم از هر عادل دفاع میکنیم و بر هر ظالمی میتازیم… ما این سنگ بنا را خواهیم گذاشت. امید است کسانی پیدا شوند که ساختمان بزرگ سازمان ملل و شورای امنیت و سایر سازمانها و شوراها را بر این پایه بنا کنند، نه بر پایه نفوذ سرمایهداران و قدرتمندان که هر موقعی که خواستند هر کسی را محکوم کنند بلافاصله محکوم نمایند»(صحیفه نور، ج11، ص160).