تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۱۴۳۸۶۸
مقدمه: دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، در بخش تلخیص و نقد و بررسی کتب تاریخی، گزیده‌ای از کتاب «ایران و قضیه ایران» را تقدیم حضور می‌نماید. این کتاب در سال 1892 میلادی به قلم جرج ناتانیل کرزن پس از مسافرت شش ماهه‌اش درسال 1889 به ایران، برای نخستین بار به چاپ رسیده است. «ایران و قضیه ایران» در سال 1347 ش. توسط آقای غلامعلی وحید مازندرانی ترجمه گردید، هرچند ایشان در مقدمه‌ای که بر کتاب نگاشته است، خاطرنشان می‌سازد: «در همان نیمه آخر قرن نوزدهم نیز به دستور نظام‌السلطنه (حسینقلی‌خان مافی) والی فارس این کتاب به وسیله میرزا محمد نام، شاگرد دارالفنون تهران در سال 1311 هجری قمری در شیراز به طور خیلی ناقص ترجمه شد.» «ایران و قضیه ایران» در سال 1349 توسط شرکت انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ رسید و چاپ پنجم آن در سال 1380 در شمارگان 1500 نسخه به بازار عرضه شد. این کتاب در دو جلد (جلد اول: 810 صفحه و جلد دوم: 755 صفحه) و مشتمل بر سی فصل است. امید آن که گزیده حاضر بتواند شما را با کلیات و محتوای این کتاب آشنا سازد. (سه‌شنبه 1 اسفند 1385 - مسعود رضایی)

به علت حجم زیاد بولتن و لزوم مناسب نمودن آن برای مطالعه در فضای مجازی، این متن در پایگاه بصیرت در هشت بخش منتشر می‌شود. (بخش اول)

زندگی‌نامه
جرج ناتانیل کرزن در ژانویه 1859 به دنیا آمد. او پس از آن که دوره تحصیلات دبیرستان را با درجه ممتاز به پایان رسانید، به رسم خانواده‌های اشرافی به کالج «ایتن» رفت و تحصیلات خود را در آنجا ادامه داد. وی از همان دوران جوانی دچار غرور و خودبرتربینی بود و سودای ریاست داشت. درعین حال، همواره در کالج شاگرد اول بود و در طول دوران تحصیل، بیش از دیگر همسالانش موفق به کسب جوایز گوناگون شد. او در هجده سالگی سرپرستی چند گروه از دانشجویان را برعهده گرفت و در این کار از خود نبوغ قابل توجهی نشان داد. در سال 1878 به دانشگاه آکسفورد رفت و در همین دوران به هنگام اسب‌سواری، از اسب فرو افتاد و ستون فقراتش آسیب دید به نوعی که تا پایان عمر از اثرات آن در رنج بود. کرزن به دلیل تبحری که در نوشتن کسب کرده بود، عالی‌ترین جایزه ادبی دانشگاه آکسفورد را به دلیل نگارش مقاله‌ای در باب بیت‌المقدس از آن خود ساخت. وی همچنین در سال 1884 جایزه دیگری را در مسابقه مقالات تاریخی در دانشگاه آکسفورد برد و این مسئله موجبات معروفیت او را فراهم آورد.
کرزن در سال 1886 به عضویت مجلس مبعوثان انتخاب شد و پس از آن به مسافرت در اقصی نقاط جهان پرداخت. در همین زمان وی به آسیای مرکزی نیز سفر کرد و کتاب «روس در آسیای مرکزی» را به رشته تحریر درآورد. سپس در سال 1889 با عنوان خبرنگار روزنامه تایمز به ایران آمد و به مسافرتی 6 ماهه در این کشور پرداخت. او حاصل مشاهدات خود را در این سفر در کتاب «ایران و قضیه ایران» نگاشت که نخستین بار در سال 1892 انتشار یافت. کرزن در حالی که مشغول نگارش کتاب مزبور بود از سوی لرد سالزبوری - وزیر امور خارجه وقت- انگلیس در سال 1891 به معاونت دیوان هند منصوب شد و پس از مدتی معاونت او و مقام مهردار سلطنتی را احراز کرد، در حالی که پیش از او هیچ‌کس در آن سن موفق به کسب چنین موقعیتی نشده بود. کتاب بعدی کرزن، «مرزهای هندوستان» است که همین ایام توسط وی نگاشته شد. در سال 1898 کرزن 39 ساله با کسب عنوان لرد از ملکه ویکتوریا به عنوان نایب‌السلطنه هندوستان منصوب گردید. او چندی بعد به عنوان نایب‌السلطنه هند سوار بر یک ناو جنگی بریتانیا وارد خلیج‌فارس شد و بازدیدی از این منطقه به عمل آورد. کرزن در 24 اکتبر 1919 پس از کناره‌گیری لرد بلفور، به عنوان وزیر امور خارجه انگلیس برگزیده شد. از جمله مهمترین اقدامات وی در این مقام، تدوین و تنظیم قرارداد 1919بود که ایران را به تحت‌الحمایه انگلیس مبدل می‌ساخت و البته علی‌رغم تلاش بسیار زیاد او، سرانجام قابلیت اجرایی پیدا نکرد. کرزن در سال 1925 چشم از جهان فرو بست.

---------------------------------------------

جلد اول
مقدمه مترجم
 این کتاب در باب جغرافیا و تاریخ و سیاست ایران و شامل هزار و یک نکته است که براستی خواندنی است.(ص1)
 در فصلهای سی‌گانه کتاب، شاید نکته و مطلبی راجع به وضع و حال کشور ما خاصه در قرن گذشته نیست که نویسنده دقیق از بررسی و تحقیق درباره آن صرف‌نظر کرده باشد و از این جهت هم هست که خود او مدعی است که در زمینه ایران‌شناسی شاهکاری پدید آورده است.(ص2-1)
 در همان نیمه آخر قرن نوزدهم نیز به دستور نظام‌السلطنه (حسینقلی‌خان مافی) والی فارس این کتاب بوسیله میرزامحمد نام، شاگرد دارالفنون تهران در سال 1311 هجری قمری در شیراز بطور خیلی ناقص ترجمه شد.(ص2)
 نباید گفت این کتاب را که در باب ایران‌شناسی قدر و مقام ممتاز دارد و در ادبیات انگلیس هم اثری برجسته بشمار آمده لرد کرزن معروف نوشته است، بلکه در حقیقت جرج ناتانیل کرزن جوان سی و دو ساله‌ای که تازه از سفر شش ماهه خود در ایران بازگشته بود، و فقط عضویت مجلس مبعوثان را داشت نگاشته است. سه تن از نویسندگان شرح حالش زندگانی کرزن را کم و بیش بسه دوره متمایز تقسیم کرده‌اند، نخست از تاریخ تولد (ژانویه 1859) تا 39 سالگی که وی نایب‌السلطنه هندوستان و جوانترین سیاستمداری بود که حائز آن مقام شد. کتاب حاضر جزو آثار این دوره از زندگانی اوست.(ص3)
 درسال 1886 به عضویت مجلس مبعوثان منتخب گردید. سپس به سفر دور دنیا رفت و طی همین مسافرت بود که نام شرق نزدیک در ذهنش نقش بست. سه سال بعد با عنوان خبرنگار روزنامه تایمز به ایران آمد. در بازگشت به مطالعات وسیعی در باب کشور ما پرداخت و در 31 سالگی به تحریر این دو مجلد مشغول شد و می‌گویند نه ماه شب و روز را در خانه حقیری که در حومه لندن اجاره کرده بود صرف کار این تألیف نمود.(صص5-4)
 این کتاب را جراید زمان اثر بزرگی درباره ایران بشمار آوردند و هنگامی که در سال 1892 انتشار یافت دوستانش ستایش‌ها نمودند.(ص5)
 کرزن در دوره وزارت خارجه لرد سالزبوری معاون او و مهردار سلطنتی شد. این مقام ثانوی در آن سن و سال جوانی قبلاً نصیب کسی نشده بود... در 39 سالگی با احراز عنوان لرد از جانب ملکه ویکتوریا جوانترین نایب‌السلطنه هندوستان شد... در 64 سالگی بسال 1925 میلادی درگذشت.(صص6-5)

دیباجه
 وقتی که درپائیز 1889 به عنوان خبرنگار روزنامه تایمز به ایران رفتم منظور عاجلم این بوده است که طی نامه‌هائی که لزوماً از لحاظ تعداد و تفصیل محدود باشد شرح خلاصه‌ای درباره وضع سیاسی قلمرو شاه برای روزنامه مزبور فراهم سازم... هنگامی که راجع به موضوع مورد نظر خود بررسی بیشتری نمودم به این حقیقت پی بردم که منابع اطلاعاتی ما در باب ایران بسیار ناقص است.(ص7)
 تا همین تاریخ‌ ثانوی کتاب جامعی راجع به همه مسائل ایران نوشته نشده است.(ص8)
 سرانجام به این حقیقت برخوردم که احتیاج مبرم و بسیار ضرور برای تألیف کردن اثری جامع راجع به همه شئون زندگانی عمومی در ایران درباره سکنه آن، ولایات آن، شهرهای آن، راهها و جاده‌های آن و در باب آثار باستانی آن و حکومت و مؤسسات آن و منابع آن و تجارت و دارائی و سیاست آن و در باب اقدامات عمرانی فعلی و آینده آن و خلاصه راجع به تمام آن مبانی که زندگی این ملت بر آن مبتنی بوده است در میان است.(ص8)
 کتابهائی را که به زبان‌های اروپائی راجع به ایران در عرض پانصد سال اخیر نوشته شده است که به 200 تا 300 جلد می‌رسد شخصاً یکایک آن‌ها را خوانده و یا به هر کدام مراجعه کرده‌ام.(ص9)
 با آنکه غایت اصلی این تألیف را می‌توان سیاسی محسوب داشت مقادیر عمده‌ای مطالب تاریخی در صفحات آن مندرج است.(ص9)
 سعی نمایم مراحلی را که ایران از عالم بی‌تمدنی به مرحله تمدن پیموده است و هنوز هم طی می‌کند نشان بدهم... به همین قسم در عالم باستان‌شناسی نیز من فراموش نکرده‌ام که در حالی که ایران بیش از هر چیز دیگر میدان زورآزمائی دیپلماتها و بازار کسب و کار تجار بوده است آثار باستانی فراوانی دارد که موضوع قلمفرسائی‌ها واقع شده و هنوز هم فکر و هوش دانشمندان مشهور را مشغول می‌دارد.(ص10)
 در توصیف شهرها و اماکن به حدی بسط و دقت به کار برده‌ام که هیچ کشور شناخته دیگر به آسانی امکان ادعای آن را ندارد و کمتر محل عمده و معتبر در ایران هست که در طی این دو مجلد وصف کافی و یا اشاره‌ای راجع به آن نشده باشد.(ص10)
 امیدوارم نقشه‌ای که یک سال کار و مراقبت در تهیه آن صرف شده است پیشرفت نمایانی نسبت به آثار چاپ شده قبلی در نظر آید. طرح اصلی آن به دست ماهر آقای تورنر تهیه شده است و طبع آن را در اینجا، مدیون همت عالی انجمن پادشاهی جغرافیائی می‌باشم که مسئولیت فراهم کردنش را برعهده گرفته‌اند.(ص10)
 در پایان آن بخشهائی که راجع است به ولایتی مخصوص یا قسمتی از کشور، فهرستی از جاده‌های عمده که در نواحی مجاور هست و نویسندگان سابق از آنها عبور یا نامشان را ذکر کرده‌اند ترتیب داده‌ام.(صص12-11)
 اگر نظریاتم در نزد دوستداران ایران خوش‌آیند ننماید بی‌شک و گمان ناشی از هیچگونه احساس غیر دوستانه نسبت به آن ملت و سرزمین نیست که حفظ منافع حقیقی آن منظور من است و همچنین با این اعتقاد صمیمانه اظهار شده‌اند که عین صواب‌اند.(ص12)
 کلیه مطالب این دو مجلد غیر از فصل راجع به تخت‌جمشید در زیر چاپ بود که من رسماً با دیوان هند بستگی یافته‌ام [معاون وزارت هند شده بود] از این رو نظریات مندرج در این کتاب تماماً متعلق به فردی عادی است و مبتنی بر استقلال کامل از رأی مقامات رسمی و عاری از هر قسم الهام و تلقین است.(صص13-12)
 یکی از این همکاران ارجمند، چه از جهت فضل و دانش و چه به مناسبت میزان مساعدت و یاری ژنرال آ. هوتوم شیندلر همان وجود گرامی است که بعد از تصدی چند مقام مهم در خدمات وابسته به ایران اینک مشاور بانک شاهنشاهی در تهران است.(ص14)
 از میان عده دیگری که در خود ایران یاری‌ام کرده‌اند باید نام آقای جی.ار.پریس که اکنون کنسول بریتانیا در اصفهان است و آقای جی.جی. فاهی معاون اداره خط تلگراف هند و اروپ در شیراز را یاد کنم.(ص14)
 در انگلستان سر.اف. گلد اسمید با نهایت کرامت همکاری خود را برای امعان نظر در فصول مربوط به سیستان و ایالات جنوب شرقی ایران که وی راجع به آن صاحب‌نظر عمده ماست ارزانی داشته و در موردهای دیگر نیز با من یاری نموده است. سرهنگ ای.سی. راس که تا این اواخر نماینده انگلستان در بوشهر بوده همکاری مشابهی در باب فصل‌های راجع به جنوب ایران و خلیج فارس کرده است و سرهنگ استیوارت سرکنسول شایسته ما در تبریز راجع به بیشتر فصولی که شامل شمال آن کشور است، آقای سسیل اسمیت عضو موزه بریتانیا تفاصیل مربوط به پاسارگاد و تخت‌جمشید را که شخصاً هم بازدید کرده است از راه لطف از مد نظر گذرانید و سرانجام در موردهای متعدد از رأی فاضلانه و نیک‌آزموده سرآلفرد لیال بهره‌مند شده‌ام.(صص15-14)
 لحظه‌ای پیش راجع به تهیه جلد مکملی اشاره کرده‌ام. امیدوارم چنین مجلدی را در عرض سال جاری انتشار بدهم و آن مشتمل بر فهرست کتابها در باب تاریخ و جغرافیا و سیاحت در ایران و جدول اوزان و مقادیر و سکه‌ها و مبالغ سرشاری هم اطلاعات اضافی و آمار خواهد بود که در حین تألیف این کتاب فراهم آمده است. این مجموعه بیشتر در خور استفاده پژوهندگان خواهد بود نه خوانندگان عادی...(ص15)

فصل اول: پیش‌گفتار
 بنا بر شواهدی که به رأی‌العین در خود ایران دیده‌ام در صدد شرح و بیان چگونگی و اهمیت سرشار این قضیه برمی‌آیم تا برای خوانندگان انگلیسی واضح شود که آن سرزمین دور افتاده چه منابع سرشاری دارد و چرا ناگزیرند که سیاست و آبادانی آن را با علاقه تام بنگرند و معنی اتحاد با ایران چیست و چه آثاری در برخواهد داشت و به چه دلیل برای ما مقدور نیست که خواه نسبت به فرمانروای آن و یا نسبت به ملت ایران با رویه بی‌اعتنائی فقط قرین احترام رفتار کنیم.(ص19)
 مرحوم سرمک گرگور هنگامی که به سال 1875 یعنی اندکی بعد از مسافرت اول شاه به اروپا به ایران رفته بود عقیده خود را در این عبارت بیان کرده است: «گمان نمی‌کنم که پذیرائی ما از شاه (ناصرالدین) هیچگونه اثرنیکوئی داشته است. ایرانیان می‌دانند که نگرانی ما از جانب روس است و ایشان به این موضوع از لحاظ سیاسی محض می‌نگرند...».(ص20)
 بی‌تعارف هم ترجیح می‌دهم که پدید آورنده اثری سیاسی باشم که فراخور سلیقه طبقه مطلع باشد نه سفرنامه‌ای که در نزد عموم مورد پسند واقع شود و به این موضوع نیز از این جهت اعتراف می‌نمایم که در صورت احراز این منظور خاص شاید نتیجه کارم پایدار بماند وگرنه وضع و صورتی گذران خواهد داشت. اما در مقام غور و تأمل راجع به کشورها و امارتهای مرکزی در نظر من هیچ قضیه‌ای از لحاظ اهمیت با نقشی که ترکستان و افغانستان و منطقه ماوراء بحر خزر و ایران ممکن است و یا قادرند درباره سرنوشت آینده شرق ایفا نمایند قابل مقایسه نیست. در نظر بسیاری از مردم، نام این کشورها فقط نشانه‌هائی از نقاط دور دست و یا یادآور عجائب روزگار و هزاران داستان عشقی است ولی به نظر من آنها مهره‌های شطرنج فرمانروائی بر جهان‌اند. از این رو آینده بریتانیای کبیر در اروپا و حتی در دریاها و اقیانوس‌ها که در زیر سایه پرچم اویند و یا در خود انگلستان که هستیش وابسته به وجود فرزندان اوست تعیین نخواهد گردید، بلکه در آن قاره‌ای تعیین خواهد شد که نیاکان مهاجر ما اصلاً از آنجا فراآمده‌اند و فرزندان ایشان به صورت کشورگشایان به همانجا بازگشته‌اند. انگلستان بدون هندوستان امکان زیست ندارد. در دست داشتن هند سند تعویض ناپذیری در فرمانروائی بر جهان شرق است.(ص21)
 اگر چه ارتباط ایران با مسائل کلی‌تر سیاست آسیائی عمده‌ترین منظوری است که من پیوسته در سر داشته‌ام، مقصود دیگری نیز که اهمیت آن به هیچ وجه کمتر نیست همواره در مد نظرم بوده است... شرح بدهم تا اینکه هر کسی که به نحوی از انحاء مشتاق درک این حقیقت باشد که ایران دوره ناصری چه وضع و حالی دارد و چگونه باید به آن سرزمین رسید و بعد از ورود در آن کشور به کجاها رفت و در پی چه بود و چه دید و راجع به آن سابقاً چه کارهایی شده است و دیگران چه اکتشافی نموده و یا مطلبی گفته‌اند و از چنین فردی چه کار تازه‌ای ساخته است شاید طی این اوراق دستگیر او بشود... خلاصه من سعی خواهم نمود که در باب ایران همان خدمتی را انجام بدهم که نویسندگان زبردست‌تری راجع به بسیاری از کشورهای دیگر که واجد اهمیت مشابهی بوده‌اند کرده‌اند.(صص23-22)
 وقتی که از مدارج عالی و پرشکوه تاریخ ایران به پائین می‌نگریم با نامهای بسیاری برمی‌خوریم که از دوران کودکی در خاطرمان مانده است... اسامی پادشاهانی مانند کوروش و داریوش و خشایارشا و اردشیر را خواهیم دید که کتیبه‌های ایشان هنوز آوازه عظمتشان را از تالارهائی که از آنجا فرمانروائی می‌نموده و جشن‌ها برپا می‌داشته‌اند منعکس می‌سازد.(ص25)
 اگر ایران سبب دیگری هم در زمینه جلب قدر و احترام نمی‌داشت دست کم یک تاریخ با دوام و پایدار دو هزار و پانصد ساله‌اش وجه امتیازی است که فقط معدودی از کشورها را امکان ادعای آن است.(ص26)
 بین این دو مرحله پیشرفت روزافزون نیروی دریائی بریتانیا راه تجارت به ایران را از طرف خلیج فارس باز کرد و سهمی از این تجارت و نظارت بر آن را به کشور ما داد.(ص26)
 ابتدا خوانندگانم را در بقایای سرزمینی که روزگاری امیرنشین مقتدر خراسان بود سیر می‌دهم و آن مشتمل بر مرو تا خیوه به ضمیمه هرات و قندهار تا حدود رودخانه جیحون است... خواهیم دید که کانون مسائل و اموری است که اهمیتی نقصان‌ناپذیر و ارزش و اثر خاص دارد.(ص27)
 ضروری است که آخرین اطلاعات راجع به ایالات و نواحی مجاور را هم بنویسم اطلاعاتی که تماماً حاصل تحقیقاتی است که در حین سیر و سفر خود در آن حدود انجام داده‌ام و همه آن بوسیله صالح‌ترین افراد بصیر نیز مورد رسیدگی واقع شده است و این اطلاعات شامل سرحدات ایران و افغانستان و قضیه سیستان درشرق یعنی در همان حدود و سامانی است که هر لحظه در معرض بحرانی سیاسی است و گاهی نیز این خطر حدت تمام دارد و در همانجاست که مسئله غامض مرز هندوستان چون عامل سهمگینی همه وضع و حال این منطقه را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.(ص28)
 از درباری دیدن خواهیم کرد که می‌گویند سابقاً از حیث شکوه و جلال با دربار مغول کبیر برابری می‌نمود و دولتی خواهیم دید که غیر از چین هنوز شرقی‌ترین دستگاه مشرق زمین است.(ص29)
 اصفهان با شکستگی کاخ‌های ورافتاده و هزاران جریب باغ و بوستان عاطل و پل‌های چند طبقه که روزگاری محل رفت وآمد جمعیتی که بالغ بر 650 هزار نفر بود حاکی از داستان دوره و زمان جالب نظر عمیق‌تر است. هر چند که در بازارهای پر سروصدا و پر آمد و شد آن هنوز هم علایم فعالیت تجارتی و رونق و رواج دادوستدهای ملل به نظر می‌رسد.(ص29)
 در میان جلگه هنوز مزار مرمرین سفیدی هست که با احتمال قوی تابوت طلائی و پیکر کوروش را زمانی در برداشته است.(ص30)
 در اینجاست که هنوز در بسیاری از نواحی اهالی عادات بومی و راه و رسم زندگی آسیائی خود را نگاهداشته‌اند و با وجود دق‌البابی که بر سرای ایشان شده است هنوز بیدار نشده‌اند. پنجاه سال دیگر طرز شهرسازی در ایران شاید مقداری از جذبه و جلال پایتخت را نابود کند و وضع اختصاصی آمیخته با وقار و عقب‌ماندگی آن از میان برود. اما در حال حاضر ایران شرقی‌ترین کشور مشرق زمین است.(ص33)
 در همان دیاری که اگر مسافر زین و برگی داشته باشد و قدری هم صابون، بحد وافی اسباب سفر فراهم خواهد داشت، چنین ممالکی با اختلافی کم و بیش کافی با کشور ما فرق دارند و همین عین مطلوب فرد مشتاقی است که طالب تنوع باشد.(صص35-34)
 در هیچ کشوری از آسیا که من دیده‌ام اختلاف کلی بین صورت ظاهری منظره‌ای شرقی و اروپائی زننده‌تر از ایران نیست.(ص35)
 حتی در منطقه خرم و مزروع همینکه از حوزه دلپذیر آبیاری دور شویم باز صحرای خشک و سخت شروع می‌گردد و این دگرگونی به همان اندازه مخوف می‌نماید که گذشتن از عالم هستی به دیار مرگ ترس‌آور است.(ص36)
 فرد واحدی در یک لحظه از فرط غرور خدا را بنده نیست و در لحظه دیگر بنده‌ای عاجز و فرومایه است. با اینکه ایرانیان آشنائی قابل ملاحظه‌ای با مبانی تمدن دارند باز این مانع از آن نیست که تعصبات چرند و خرافات هم داشته باشند.(ص37)
 دولت، هم شأنی پدرانه دارد هم فطانت ماکیاولی، از جهت سادگی سازمانی خود حامی و پدرانه است و از لحاظ مهارت در تمشیت امور ماکیاولی است.(ص37)
 کمتر کشوری که تا این اندازه کم مسافر داشته این همه زیاد کتاب و آثار راجع به آن تصنیف شده است. دلیل این کار هم روشن است. در نظر هر تازه واردی قدرت نسبی تجربیات او انگیزه تألیف کتابی شده است.(ص37)
 در این جا جدولی هم ضمیمه می‌کنم که در اثر بررسی‌های شخصی ترتیب داده‌ام و آن شامل نام و نشان سفرنامه‌هائی است که از وجودشان اطلاع داریم و از آغاز قرن دهم (میلادی-م) بر معلومات ما درباره جغرافیا و تاریخ ایران که نویسندگانش خود به آن کشور سفر کرده‌اند می‌افزایند و آثار ایشان با چند استثنا در دسترس عامه است.(ص38)
 گمان می‌کنم جای تصدیق باشد که چنین فهرستی در نوع خود اولین مجموعه است که درباره ایران تنظیم یافته حاصل کار کم ارجی نیست. در جدول‌های ذیل نام هیچ نویسنده‌ای که اثرش اصیل نباشد و یا به یکی از زبان‌های اروپائی ترجمه نشده باشد ذکر نخواهد شد.(ص38)
 از قرون بلافاصله بعد از فتح اسلام سفرنامه‌های محدودی راجع به سرزمین ایران در دست است.(ص48)
 در نیمه دوم قرن پانزدهم به واسطه اهمیتی که جمهوری ونیز از لحاظ تجارتی احراز کرده بود عده‌ای از بازرگانان و نجبای آنجا نیز وارد میدان شدند چنانکه یک قرن بعد هم علاقه‌های روز افزون تجارتی انگلستان را عده مشابه دیگری از پیشقدمان این کشور به منصه ظهور آوردند و راه تجارتی را از دو جهت جنوب و شمال گشودند.(ص49)
 برادران شرلی و مستر تامس هربرت که همراه سر ددمور کتن Sir Dodmore Cotton سفیر چارلز رفته بودند شیرین‌ترین کتابی را که تا این تاریخ در باب ایران هست و نشانه طرز فکر انگلیسی‌ها است نوشته‌اند.(ص49)
 این دوره قرن هفدهم، هم عصر درخشان عظمت وضع و حال ایران است و هم از لحاظ سفرنامه‌های خارجی که درباره ایران نوشته شده است ممتاز می‌باشد.(ص49)
 در صحایف تألیفات ایشان نه فقط راجع به رسوم و عادات مردم ایران در آن زمان و شکوه و جلال دوران شاهان صفوی کسب اطلاعات می‌کنیم، بلکه نخستین شرح کارهائی که درباره خرابه‌های مشهور تخت جمشید و جاهای دیگر شده است در این اوراق مندرج است، همان آثاری که توجه آنها را جلب نموده و ایشان را پیشقدمانی برای تحریک ذوق و خیال طبقه فرهنگی اروپا ساخته است.(ص50)
 قرن بعدی یعنی هجدهم دوره طوفان سیاسی در ایران است که از لحاظ جهانگردی یا کار تحقیقات سخت نامساعد به شمار می‌رفته و موجب کاهش نسبی مؤلفان خارجی خواه از نظر تعداد و یا میزان کار و یا همکاری آنها گردیده است.(ص51)
 مقارن نیمه آخر همین قرن جی.فورستر (J.Forster) که نخستین مسافری بود که از هندوستان از راه افغانستان و ایران به انگلستان رفت و با سفر پرماجرای خود از طریق شمال بر اطلاعات جغرافیائی ما بیفزود و از طرف دیگر شرح نواحی جنوب تابع رژیم آزادمنش و محبوب کریم‌خان زند که با عنوان وکیل یا ریجنت در شیراز حکومت می‌نمود به وسیله فرانکلین نام انگلیسی که در ارتش هند و انگلیس خدمت می‌کرد و همچنین کارستن نی‌بور که تازه از سفر خود به عربستان باز آمده بود بیان شده است.(صص52-51)
 دو بار مأموریت سرجان ملکم یکی در سال 1800 و دیگری 1810 به تألیف دو کتاب تراوش قلم او منجر گردید.(ص52)
 سفرنامه‌ها و کاوش‌های چند تن از افسران انگلیسی و هندی بخصوص گرنت پوتین‌گز کریستی و مون‌تایث تقریباً مقارن زمانی بود که ناپلئون هیئت فرانسوی ژنرال گاردان را به ایران اعزام داشته بود. او با خود گروهی از نویسندگان رقیب را همراه داشته که در میان ایشان ترویل هیه، ترزل، تانکوانی و دوپره را که این شخص آخری بهترین کتاب را تألیف کرده است می‌توان نام برد.(ص52)
 هیچ هیئت و سفارتی بیشتر از سفارت اوزلی وقایع نگار و تاریخ‌نویس همراه نداشت چون علاوه بر کتاب ثانوی موریه، وقایع این دوره بوسیله سردبلیو اوزلی برادر سفیر که دانشمند خاورشناس شهیری بود و همچنین به وسیله دبلیو. پرایس به رشته تحریر درآمده است.(ص53)
 بواسطه سروصدای روز افزونی که ایران در جهان غرب برانگیخته بود چند تن از جهانگردان انگلیسی که به هیچ دستگاهی وابسته نبودند ایران را عرصه گردش و تحقیق خویش انتخاب کردند و بدین ترتیب از ده سال اول این قرن تا حال زمینه بررسی‌های جغرافیائی و باستان‌شاسی و مآلا اقدامات ادبی فراهم شد.(ص53)
 عده دیگری از نویسندگان را دستگاه اداری و نظامی حکومت هند فراهم ساخت. افسران نظامی مربوط به هر دو صنف در حین رفت و آمد به هندوستان از راه ایران عبور کردند.(ص54)
 در همین دوره چند نام دیگر با شایستگی و تقدم کامل برجستگی دارند که اولین نفر ایشان سرگرد (وحالا سرهنری) رالینسن است که در اثر اکتشافات خویش در رشته خط شناسی هنگامی که در خدمت محمدشاه کار می‌کرد چنان وقوف و بصیرت سیاسی درباره ایران بدست آورد که مآلا او را وزیر مختار بریتانیا در تهران نمود و چندی بعد وی مورخ سیاسی روابط ایران و انگلستان و باستان‌شناسی هوشمند شد و معمای خط میخی را هم باز نمود که او را در زمره اشخاص ممتاز از خاور شناسان دانشمند قرار داد.(ص54)
 دولت فرانسه هیئت اکتشافی تکسیه و فلاندن و کوست و در سالهای آینده دیو لافوا را به ایران فرستاد. کاوش‌ها یا اکتشافات او که با کمک‌های مالی فراوان انجام یافت به طبع و نشر مجلدات گرانبهائی که با ذوق و قریحه ممتازی به تصاویر آراسته شده است منجر گشت.(ص55)
 در آلمان شپیگل، یوستی، نولدکه و گوت‌اشمیت این اهتمام را با شایستگی تمام بین خود تقسیم کرده‌اند.(ص55)
 طی سه قرن اخیر بخش شمال شرقی ایران با تصنیفات چند تن از مکتشفین ممتاز بیشتر از پیش در نظر ما روشن گردیده است که از آن جمله‌اند خانیکف روسی که نامش را قبلاً یاد کرده‌ام و سرهنگ والنتین بیکر و سروان جیل.(صص56-55)
 کتاب قطور مادام دیولافوا تصاویر بسیار عالی دارد و ضمن آن طنزها و همچنین اطلاعات مفیدی دیده می‌شود. بانوی دیگر بیشاپ است که به تازگی کتابی در باب مسافرت خود به نواحی کردنشین و بختیاری انتشار داده که حاوی مطالب بدیع و اطلاعات نافع است. (صص57-56)
 جا دارد چندتن از ایشان را بواسطه تبحر بیشتر و یا وسعت حدود مشاهدات، در زمره عالی‌ترین افراد از میان همگنان قرار دهیم. به عقیده من شاردن، تاورنیه هانوای، ملکم، موریه، اوزلی، بیلی، فریزر ورالینسن جزو این دسته‌اند. از سه نویسنده‌ای که تألیفات آنها دیر زمانی مبنای فکر انگلیسی درباره ایران به شمار می‌رفته است یعنی موریه و اوزلی نویسنده داستان حاجی بابا (موریه) به این مناسبت بیشتر شهرت یافته تا سفرنامه‌ای که نوشته بوده است و بیشتر هم مورد علاقه عامه است.(ص57)
 از مسافران دوران اول جان‌ استریوس هلندی از همه بیشتر در این سرزمین‌های جالب نظر سیروسفر نموده است و در قرن حاضر سر.ار.کرپورتر از این حیث مقام دوم دارد.(ص58)

فصل دوم: راهها و وسایل- اهدا به مسافران و جهانگردان
 نوشتن فصلی توضیحی در باب این موضوع که مسافرت به ایران یا بازگشت از آنجا از چه راهی بهتر است و برای هر مسافر چه نوع و مقدار تدارکات ضرور است کار بیهوده‌ای نخواهد بود... جدول راهها و مسافت‌ها که ذکر خواهم کرد همه از منابع معتبر اقتباس گردیده است و کاملاً تازگی دارد و در هیچ مجموعه دیگر آنها را یکجا نمی‌توان یافت.(ص60)
 بیشتر مسافران یا از راه دریای خزر به ایران می‌روند و یا راه خلیج فارس را انتخاب می‌کنند.(ص61)
 در قرن هفدهم که پادشاهان صفوی دربار پرشکوهی در اصفهان داشتند خلیج‌فارس راه متداول مسافرت بشمار می‌رفت... هیئتهای نمایندگی سرجان ملکم و سرهارفرد جونز و سرگور اوزلی برای نخستین بار از راه بوشهر قدم به سرزمین شاه شاهان نهادند.(ص61)
 چون قول داده‌ام ساده‌ترین و سرراست‌ترین راه رسیدن به ایران را نشان دهم راه شمالی انزلی به تهران را مبنای گفتار خویش قرار می‌دهم.(ص61)
 تنها بندرگاه ایران یا بهتر بگوئیم لنگرگاه آن کشور (زیرا چنانکه بزودی ملاحظه خواهد شد ایران محل آبرومندی که بتوان نام بندر بر آن نهاد ندارد) در دریای خزر انزلی است.(ص61)
 در انزلی (بندر پهلوی) سرویس کشتی‌رانی کمپانی روسی «قفقاز» و شرکت «مرکوری» دائر است که از بادکوبه به آنجا رفت وآمد دارند.(ص62)
 ولی از اینجاست که راه و رسم خاص و غم‌انگیز مسافرت در خاک ایران آغاز می‌شود... این مرداب کم‌عمق و بادخیز از مشرق به مغرب سی میل طول دارد و از شمال به جنوب بیشترین پهنای آن 12 میل است.(ص63)
 درشکه‌های وارفته و خراب مسافران را از راهی در میان جنگل که شش میل است به رشت می‌رسانند... این شهر کرسی‌ایالت گیلان است و باید گفت که اولین شهری است که مسافر خارجی که به خاک ایران قدم می‌گذارد وارد آن می‌شود و ابتدای سفر او به داخل ایران است.(ص64)
 در رشت مسافر باید یکی از دو ترتیب مسافرت در ایران را انتخاب کند: یا بوسیله چاپار پستی دولتی حرکت کند و یا با اسب و قاطر که از کاروان کرایه خواهد کرد. ترتیب اولی سریع‌تر است هرچند که خسته کننده و گاهی‌ طاقت‌فرساست.(ص65)
 طریق دیگر پیش‌بینی‌ها و تدارکات کلی را ایجاب می‌کند از قبیل خریداری چادر و لوازم آن و کرایه چندین چهارپا و حیوان باربر و نوکرانی که از هر دو دسته حیوانات مراقبت نمایند.(ص65)
 سرانجام از قزوین می‌تواند همه آنها را بکلی مرخص و با وسیله راحت که درشکه باشد مسافرت کند و بقیه صد میل راه تا پایتخت را در یگانه جاده‌ای که در ایران هست و طرز سفر و رفت و آمد اروپائی کم و بیش در آن دیده می‌شود به مقصد خواهد رفت.(ص66)
 در رشت یک قنسولخانه انگلیس هست و یکی هم قنسولخانه دولت روس. عمارت کنسولگری انگلستان که دیر زمانی خالی افتاده بود اخیراً مأمور رسمی جدیدی یافته است از این رو در صورت لزوم قطعی، دستیاری فردی از هموطنان را به مناسبت قدر و مقام رسمی او می‌توان انتظار داشت.(ص68)
 اراضی بین رشت و تهران را به سه نوع می‌توان تقسیم کرد: 1- کمربند جنگلی بین رشت و کوهستان که قسمتی از نواحی وسیع جنگلی است که رشته‌های هموار ساحلی را از طالش در مغرب تا استرآباد در مشرق که جمعاً 400 میل است فراگرفته است. 2- برآمدگی‌ها و ارتفاعات اصلی جبال البرز که مرتفعترین نقطه آن 700 پا از سطح دریا ارتفاع دارد. 3- دشت بلند حدود جنوبی آن تمایل شیب هم از قزوین به طرف تهران است.(صص69-68)
 بعد از خروج از رشت جاده از قسمت ابتدائی کمربند جنگلی و سپس از جنگل که بخار و بوی بدی دارد می‌گذرد در آنجا حیوانات شکاری فراوان است و نه فقط حیوانات کوچک که ما در انگلستان می‌شناسیم مثل خرگوش و روباه و قرقاول بلکه گرگ و شغال و پلنگ و ببر و سیاه‌گوش و کفتار و خرس هم دارد. بطور کلی ببرهای سواحل دریای خزر آدمخوار نیستند غالباً جثه عظیم دارند و من پوست یکی از آنها را دیدم که در نزدیکی رشت شکار کرده بودند و یک شکارچی معروف هندی اظهار می‌داشت که بزرگتر از همه ببرهائی بوده که او در کشور خود دیده بود.(صص70-69)
 قزوین- شهرت دارد این شهر دارای چهل هزار نفر جمعیت است، ولی شاید بیش از دو سوم این مقدار سکنه نداشته باشد... مانند چند شهر دیگر روزگاری پایتخت مملکت بود و از این بابت با بلاد دیگر از قبیل اصفهان و شیراز و تهران و تبریز و سلیمانیه و اردبیل و نیشابور و مشهد قدر و مقام برابر داشته است و مثل بسیاری از آن شهرهای هم طراز آفتاب عظمت و جلالش غروب کرده است و میدان‌های خالی و آثار ویرانی دارد حاکی از این که روزگاری مقر باشکوه فرمانروایان بوده است.(ص71)
 پیترو دلاواله جهانگرد ایتالیائی که در سال 1618 میلادی یعنی زمان حیات شاه عباس در اصفهان بود آنجا را محل ممتازی در خور اقامتگاه همایونی باشد نیافته بود و نوشته است که فقط دو چیز در آنجا قابل توجه می‌نمود یکی دروازه قصر شاهی و دیگر میدان بزرگ.(ص72)
 با آنکه قزوین وضع ممتاز دیرین خود را از دست داده است از این لحاظ که نقطه اتصال سه راه رشت به تهران، تبریز به تهران و قم به تهران است و تاکستان‌های آن که شراب معروفی در ایران تولید می‌کند و پارچه‌بافی‌اش که در خور توجه است بر اهمیت آن می‌افزاید و در کنار آثار انحطاط آبادانی و شکوه قدیم اینک آثار رفاه و ظاهری قابل توجه دارد. این شهر دروازه‌های پرشکوه جدید و بهترین مهمانخانه را در ایران داراست و فقط یک مهمانخانه دیگر نظیر آن در ایران هست.(ص74)
 بعلاوه در قزوین یک ایستگاه مشترک تلگراف ایرانی و هند و اروپا هست که سیم‌های آن تهران را به تبریز مربوط می‌کند و اداره سیم آنجا به رشت را ایرانیان در دست دارند.(ص74)
 از مهمانخانه قزوین می‌توان درشکه‌های بی‌فنر و ارابه چهار چرخ اروپائی فراهم کرد که مسافر را در بقیه صد میل راه تا تهران حمل کند و باید حتی‌الامکان از آن استفاده بنماید چون راهی که می‌گذرد یکی از دو جاده ساخته شده در سراسر ایران است.(ص74)
 این راه را بیست و چهار فرسخ کامل محسوب می‌دارند یا 96 میل و به شش منزل تقسیم می‌شود هر کدام 16 میل، ایستگاههای بین راه ساختمانهائی آجری است که وسایل پاکیزه‌ای برای توقف شبانه دارد و عبارتند از کاونده، قشلاق، ینگی امام، حصارک و شاه‌آباد.(صص75-74)
 در صورت استثنائی شرایط مساعد و ارتباط دادن کامل ترن و کشتی‌ها، سفر از لندن به تهران در ظرف دو هفته مقدور خواهد بود و در اکثر موارد روی همرفته بیش از سه هفته طول می‌کشد.(ص76)
 شرح مسافرت از تفلیس به تبریز در سفرنامه شاردن 1671 و سفرنامه دوم جی.بی. موریه 1814 و کتاب سرهنگ استوارت 1835 به نام خاطرات یک نفر ساکن شمال ایران و کتاب خاطرات یک مأمور سیاسی. ایستویک (1860) و کتاب ای.اچ. مونزی 1865 بنام «مسافرتی از راه قفقاز» و مقاله هوتوم شیندلر 1881 در مجله ایران‌شناسی چاپ برلن و مادام دیولافوا (1881) در کتاب ایران و اچ بیندر (1884) در کتاب کردستان درج شده و نویسنده اخیر شرح درستی درباره مسافرتی که اکنون بوسیله خط آهن به اکستافه و با وسیله نقلیه‌ای به جلفا و با چاپار تا تبریز برگزار می‌شود نوشته است.(ص77)
 جاده از تبریز به تهران دومین راه پرعبور و مرور در ایران است و مسافران سرشناس بسیاری از این راه گذشته و شرح مشاهده و تجربیات خود را شامل دو قرن برای ما باقی گذاشته‌اند... من فقط نام چند تن از ایشان را ذکر می‌کنم: سرجان شاردن (1671) کتاب مسافرت به ایران. جی‌پی. موریه (1809) سفرنامه اول. سردبلیو. اوزلی (1812) سفرنامه جلد سوم. سرآر. کی.پورتر (1818) سفرنامه جلد اول. سرهنگ استیوارت (1835) خاطرات یکی از ساکنان شمال ایران. لیدی شیل نظری به زندگانی مردم در ایران. ای.اچ مونزی (1865) سفری از راه قفقاز. مادام دیولافوا (1881) کتاب ایران.(ص79)
 زنجان شهر عمده‌ای است که بیست هزار نفر سکنه دارد و کرسی منطقه خمسه است و مرکز مستحکم اصلی فرقه بابیها بوده است در همین جا در سال 1850 پس از اعدام باب در تبریز از پیروان متعصب وی کشتار عظیمی شده است. سلطانیه یکی از پایتختهای قدیمی است که فعلاً اثری از گذشته آن نیست. سه قرن پیش مسافران از قصرهای عالی و مساجد آن صحبت داشته و شرح و تفصیلی از وضع ظاهری و حومه آن بجا گذاشته‌اند.(ص81)
 چون فوقاً شرح دو تا از راههای عمده ورود به ایران را از سمت شمال غربی و شمال بیان داشتم باقی می‌ماند دو راه ورودی فرعی دیگر از سمت شمال از طریق دریای خزر به مقصد تهران که کمتر مورد استفاده است... اولین این دو راه از کنار رشته‌های البرز از بندرگاه مشهدسر (بابلسر) در ساحل جنوبی دریای خزر بین رشت و استرآباد از راه بارفروش (بابل) و آمل به تهران است... از لحاظ مسافت این خط نزدیکترین راه بین دریای خزر و تهران است.(ص82)
 لنگرگاه مشهدسر و جاده از آنجا را برای حمل و نقل کالای تجارتی روس به مازندران و حتی به تهران مورد استفاده قرار می‌دهند.(ص83)
 جاده فرعی دیگر از بندر گز است واقع در انتهای جنوب شرقی دریای خزر که از آنجا می‌توان راه ارتباطی با جاده بارفروش برقرار کرد و یا از راه دیگری به استرآباد (23 میل) رفت و از راه گردنه‌های تندی (65 میل) به شاهرود رسید که محل عبور جاده پستی بین تهران و خراسان است.(ص83)
 اندکی به سمت شرق خط آهن ماوراء بحر خزر واقع است که اخیراً روسها در این نواحی تازه فتح شده خویش در شمال ایران ساخته‌اند و از آنجا وسیله ارتباطی به عشق‌آباد هست که پایتخت نظامی و اداری روس در شمال ایران است و مشغول ادامه دادن آن خط در سمت مرز ایران به طرف قوچان و مشهد می‌باشند.(ص83)
 در حال حاضر هیچ مسافر انگلیسی خیال ورود به ایران را از سمت مشرق در سر نمی‌پروراند. وقوع افغانستان بین هند و ایران در این منطقه و سیاست بسیار سخت‌گیرانه‌ای که امیر عبدالرحمن‌خان تعقیب می‌کند برای هر فرد انگلیسی امکان این قصد را که از طرف مشرق به ایران وارد شود بکلی غیرمقدور می‌سازد.(ص84)
 در اینجا منظور عمده من تعریف راه ورود اصلی جنوبی است که در ابتدای این فصل اشاره کردم که از لحاظ کثرت رفت و آمد بعد از جاده مطلوب رشت در درجه دوم اهمیت است و آن در خلیج فارس از بندر(باز می‌گویم که من در مورد ایران از بکار بردن کلمه بندر اکراه دارم) بوشهر شروع میشود. این همان راهی است که مسافرانی که از هندوستان می‌آیند انتخاب می‌کنند و از همین راه تمام کالای تجارتی هند و انگلستان به اصفهان و مقدار معتنابهی نیز به تهران می‌رسد... از این راه به شیراز، اصفهان، کاشان و قم به تهران می‌روند که جمعاً 770 میل است.(ص85)
 جاده محمره (خرمشهر) به تهران- خطرات و ناگواریهای این جاده که نسبتاً هم زیاد است شاید بزودی با ایجاد راه ورود جدیدی به داخل ایران از نقطه‌ای مقداری دورتر در سمت مغرب در سامان ساحلی جنوبی مرتفع شود همچنانکه توسعه خاک روس در حدود شمال شرقی ایران به ساختمان جاده عشق‌آباد - قوچان که اشاره کردم منجر شده است به همان ترتیب نیز مسئله پیشرفت نفوذ بریتانیا در جنوب ایجاب می‌کند که راه تازه‌ای از طریق رودخانه کارون به اهواز و شوشتر و دزفول و خرم‌آباد و بروجرد به تهران ایجاد شود. در این قسمت بانک شاهنشاهی ایران جهت اجرای این نقشه اجازه تحصیل کرده و کار از پائیز 1890 آغاز شده است که هرگاه با موفقیت تمام شود قسمت کلی رفت وآمدهای آینده بجای بوشهر از راه جدید خواهد شد که از بندر ورودی آن تا پایتخت 250 میل کوتاه‌تر است.(ص86)
 سیری در حدود ایران که خوانندگانم را تا اینجا به انتهای جنوب غربی خلیج فارس و دهانه رودخانه‌های دجله و فرات آورده ضمناً آنها راه دروازه بغداد نزدیک ساخته است و شاید بسیاری از هموطنانم از این کلام تعجب نمایند که آنجا یکی از نقاط بسیار جالب توجه برای شروع مسافرت به مرز ایران و داخل این کشور است در این خط سیر نه فقط حمل و نقل مقدار عمده کالای تجارتی به ایران و برعکس دیده میشود، بلکه چند تا از مشهورترین شهرهای ایران و آثار قدیمی را هم می‌توان بازدید نمود.(ص86)
 از طریق دریای سیاه بوسیله یکی از دو جاده می‌توان رهسپار بغداد شد یا از راه طرابوزان و دیار بکر و موصول و رودخانه دجله و یا از طریق سامسون و دیار بکر و دجله.(ص87)
 از راه مدیترانه یا اسکندرون از طریق حلب یا بیروت و دمشق هم می‌توان به بغداد رسید.(ص88)
 از میان صحرا برای مسافر عادی راهی هست در حدود 150 ساعت (اسماً 450 میل) یا 15 روز که مأمور پست در عرض 10 روز طی می‌کند. بالغ بر چهل سال از 1838 تا 1881 کنسولگری انگلیس در بغداد که با کمک مالی حکومت هند اداره می‌شد این سرویس نیم بند را حفظ نمود.(ص89)
 کشتی‌های کمپانی هند و انگلیس از بمبئی بوسیله ارتباط با کشتیهای کمپانی P,O که از اروپا می‌آیند از طریق کراچی و خلیج‌فارس به بصره می‌روند و از آنجا می‌توان با انتقال کشتی‌های عالی شرکت دریانوردی فرات و دجله مسافرت را تعقیب کرد و بسته بوضع آب شط در عرض سه یا چهار روز از راه رودخانه بالا رفت و به بغداد رسید.(ص89)
 مجموع مسافت بین بغداد و تهران 90+408 یا تقریباً مساوی 500 میل است.(ص91)
 با اختصاص دادن مقداری از گنجایش این کتاب و تحمل زحماتی که تصور آن برای بسا از کسان آسان نیست من سیر و گردش سرحدات ایران را تمام می‌کنم و برای استفاده مسافران آینده اطلاعاتی فراهم کرده‌ام که در هیچ منبع دیگر یک جا بدست نخواهد آمد و به عقیده من ذکرش در این جامع‌ترین اثر راجع به ایران عین ضرورت را داشته است.(ص92)
 در حومه تهران شکارگاه‌ها مختص شاه است، ولی شکی نیست که اگر شکارچی با یکی از نگهبانان شاهی برخورد نماید با پرداخت یک شلینگ قادر است او را به صورت راهنمای صالح و مساعد در آورد.(ص99)
 هر راه‌پیما که قصد هلاکت احدی را هم نداشته باشد باز کار عاقلانه‌ای خواهد کرد که هفت‌تیری همراه داشته باشد. فقط اطلاع بر وجود هفت‌تیر او را تا حدی از شر عناصر دزد و شریر حفظ خواهد نمود.(ص99)

فصل سوم: از لندن به عشق‌آباد
 در اواخر سپتامبر 1889 از پاریس بوسیله اریان اکسپرس عزیمت نمودم. این خط آهن پس از عبور از پست (بوداپست) از راه بلگراد و صوفیه و ادرنه به قسطنطنیه می‌رسد.(ص101)
 من گذرنامه چاپار سیاسی داشتم و مأموری هم از سفارت به ملاقاتم آمده بود، اما با وجود این مدارک در خور احترام باز یک ساعت و ربع معطل شدم.(ص101)
 دوستم پروفسور وامبری در همان هتلی که من بودم اقامت داشت. او به دعوت سلطان برای رسیدگی و استخراج آثار تاریخی و ادبی که در انبار کاخ‌های اسلامبول وجود داشت به آنجا آمده بود.(ص102)
 نفت بانی باطوم‌ و مایه حیاتی آن است در همه پناهگاههای خلیج و سواحل هموار و پیچ و خم‌دار که آنرا از منطقه جنگلی کنار شهر مجزا می‌سازد، پر از انبارها و املاک مؤسسات متعددی است که در این تجارت پرسود شرکت دارند بیش از پنج هزار دستگاه نفت‌کش بین بادکوبه و باطوم در رفت و آمد است. بزرگترین شرکتها هم کمپانی نوبل و روسچیلد می‌باشند.(ص105)
 میزان تجارت خارجی که باطوم در حال حاضر دارد از این حقیقت آشکار می‌شود که در سال 1889 تعداد 417 کشتی غیرروسی به این بندر آمدند که 214 تا انگلیسی بود با قدرت حمل 781/268 تن بار و مجموعاًً 213/480 تن بوده است... بندر باطوم که تاکنون وضع مطلوب خاصی نداشت مگر عمق دریا که در ساحل هم زیاد است در دست روسها رو به توسعه و ترقی است.(ص106)
 در باطوم اقدامات سوق‌الجیشی به هیچ وجه مورد اهمال واقع نشده است... توپخانه اصلی در مرکز شهر که مشرف بر ساحل است دوازده توپ دارد که می‌گویند هر یک از 18 تا 22 تن ظرفیت دارد و همه خارجیها و افراد روسی از نزدیک شدن به آنجا ممنوع‌اند.(ص107)
 خط آهن باطوم به تفلیس که در حدود 220 میل است یا دست‌کم از بوتی به تفلیس سالیان درازی است که افتتاح شده است، ولی روسها از دیرباز به اصلاح این خط مشغول بوده‌اند.(ص109)
 وقتی که یکسال پیش از این حدود می‌گذشتم عده زیادی کارگر مشغول بودند و در فاصله این مدت پیشرفتهای کلی حاصل شده است.(ص109)
 در تفلیس مهمانخانه لندن شاید عالیترین قرارگاه افراد سرشناس در مشرق زمین است چون در بین راه اروپا- آسیا و در مسیر خاور دور واقع شده است... در آنجا مسافرین عازم مشرق آخرین حظ را از وسایل زندگانی غربی درک می‌کنند. پیش از آنکه به جهان نامعلومی گام بگذارند.(صص111-110)
 بادکوبه با منظره دودکش‌ها و مخازن و تصفیه‌خانه‌ها و چندین جریب زمین اطراف ایستگاه راه‌آهن که از ماشینهای نفت‌کش انباشته بوده است... اکنون عده جمعیتش کمتر از 90000 تن نیست با مقیاس افزایشی که در پانزده سال اخیر تفاوتی ننموده است و فقط از برکت صنعت نفت است.(ص112)
 از بادکوبه تا اوزون‌آدا، من در همان کشتی مسافری انگلستان بنام باریاتینسکی بحر خزر را طی کردم که سال قبل هم در آن سفر کرده بودم. این کشتی با آنکه حالا کهنه است هنوز یکی از بهترین کشتیهای کمپانی مرکوری است. مجموع کشتی‌های این شرکت که در بحر خزر رفت و آمد دارند پانزده تاست.(ص112)
 ژنرال انن کف این موقع در اوزون آدا اقامت داشت و بار دیگر مرا مشمول مهمان‌نوازی معمولی خود ساخت و راجع به وضع فعلی و آتیه خطوط آهن خود با ابراز حرارت صحبت و خیالات خود را درباره یک راه‌آهن بین روس و هندوستان و اتحاد میان روس و فرانسه و انگلستان تبلیغ می‌کرد.(ص113)
 در اوزون آدا عده مسافران محلی در جلو یگانه باجه کوچک بلیت‌فروشی ازدحام کرده بودند... چنین می‌نمود که کاری بسیار دشوار بود که به این شرقی‌های بد ادا ثابت کرد که مقدار بلیت نامحدود نیست و باید سیستم نوبت رعایت شود.(ص114)
 نوزده ساعت بعد از عزیمت از اوزون‌آدا به ایستگاه عشق‌آباد، کرسی ناحیه ماوراء بحر خزر که در 300 میلی دریا واقع شده است رسیدم. قرار بود در اینجا قطار راه‌آهن را وداع و مسافرتی را در حدود 2000 میل که در برنامه سفر خود به ایران در پیش داشتم سواره شروع کنم.(ص115)

فصل چهارم: منطقه ماوراء بحر خزر
 قصد دارم در فصلی اجمالی تازه‌ترین اطلاعات درباره خط آهن ماوراء بحر خزر و سرگذشت آن خطه را نیز بیان کنم.(ص116)
 در کتاب سابق خود به نام «روس در آسیای مرکزی» تاریخچه این راه‌آهن را تا سال 1889 شرح دادم.(ص116)
 خیال می‌کنم قدرت این ادعا را داشته باشم که یگانه فرد انگلیسی هستم که دو بار از این حدود عبور کرده است و اطلاعات این فصل مکمل مطالبی است که در کتاب مزبور مندرج است. این فصل با داستانی که «ایران و قضیه ایران» نام دارد البته بی‌ارتباط نیست، زیرا که تقریباً 300 میل از راه‌آهن حوزه کار ژنرال انن کف در موازات و از نزدیک مرزهای ایران می‌گذرد و این موضوع تاکنون اهمیت فراوان از جهت تأثیر و نفوذ بر سیاست و تجارت ایالت عمده ایران یعنی خراسان داشته است.(صص117-116)
 تا موقع مسافرتم مسئله بسیار مورد بحث، انتقال انتهای خط آهن اوزون آدا به کراسنودسک هنوز حل نشده بود.(ص118)
 جای تردید نیست که این راه حلی نهائی خواهد بود، زیرا که کراسنودسک از لحاظ عمق ساحلی مزیت بیشتری دارد (20 تا 25 پا عمق در مقابل 12 تا 14 پا) و بواسطه وفور آب و یا در واقع وجود آب سالم بیشتر و بعلاوه راه کوتاه‌تر آن تا بادکوبه، در هر حال بمناسبت پاره‌ای پیشرفت‌های تجارتی و احتیاجات احتمالی نظامی خط آهن ماوراء بحر خزر و بسط کار کشتی‌رانی تجارتی در دریای خزر که ناشی از ترقی شهر بادکوبه است.(ص118)
 در غزل اروات که 160 میل تا اوزون آدا فاصله دارد کارخانه بزرگی تأسیس کرده‌اند با هزینه‌ای در حدود پنجاه هزار لیره و مهندس انگلیسی مقیم سن پطرزبورگ این کارگاه را ساخت و گفته‌اند لوکومتیو و لوازم عمومی سراسر خط را تأمین خواهد کرد.(ص119)
 از قرار معلوم 120 تا 130 لوکومتیو در سراسر این خط هست و در حدود جمعاً دو هزار واگون و کامیون و ماشین از هر قبیل دارند و می‌گویند تعداد تانکر حمل آب 150 عدد است. این ارقام حاکی از پیشرفتهائی است که حاصل شده است هرچند که میزان کافی احتیاجات بازرگانی یا نظامی هنوز تأمین نشده است.(ص123)
 سه رشته سیم به موازات خط آهن از بحر خزر تا سمرقند و از آنجا به تاشکند امتداد دارد و از اینجا هم رشته فرعی از قزل‌اروات تا بجنورد و از آنجا به چیکیش‌لر و استرآباد و از قره‌بند به سرخس و از مرو به تخته بازار (پنجه) و از چارجوی به خیوه و از ایستگاه راه‌آهن بخارا به شهر هست.(ص123)
 یک موضوع قابل شک نیست که مقدار حمل و نقل کالا در این خط سریعاً رو به افزایش است و باز هم بیشتر از این خواهد شد.(ص125)
 بواسطه استفاده عمده تجارتی که از این خط آهن می‌شود و جریان یافتن اجناس از هر سو به این مقصد ایجاد سازمان کامل گمرکی را در ماوراء بحر خزر ایجاب نموده است و چنانکه در روسیه مرسوم است اساس آن هم بر این فکر نهاده شده است که حتی‌الامکان از رقابت بیگانه جلوگیری شود و اتباع روس را مشمول حمایت قرار دهد و از محصولات داخلی و فرآورده‌های روس تقویت گردد.(ص126)
 همه قسم کالای ایرانی که به رسم ترانزیت به مقصد اروپا صادر می‌شود از گمرک معاف می‌باشد مشروط بر اینکه از طریق عشق‌آباد و یا ایستگاههای دیگر خطوط آهن ماوراء قفقاز به مقصد ارسال گردد.(ص126)
 خط آهن ماوراء بحر خزر آینده بسیار درخشانی دارد. این راه آهن که از کشورهائی سیر و عبور می‌کند که هنوز منابع پیشرفته کافی ندارند تأثیر قاطع در محمولات وارداتی و صادراتی ماوراء بحر خزر و خراسان و بخارا و افغانستان شمالی و ترکستان روس دارد.(ص127)
 این خط آهن در دست روس جهت فرمانروائی برآسیا بیش از ده‌ها گئوک‌تپه یا پنجه ارزش دارد. این نشانه تسخیر کامل و بی‌خونریزی است.(ص127)
 تزار پیشنهاد کمیسیونی را که برای رسیدگی این کار مأمور شده بود تصویب نمود و درباره ایجاد راه‌آهن سراسری سیبری رضایت خود را اعلام داشت.(ص128)
 اگر این نقشه عملی شود طولی نخواهد کشید که راه‌آهن ماوراء بحر خزر که تا تاشکند امتداد یافته است دیر یا زود با خط عمده سیبری اتصال یابد و حلقه دور روسیه اروپائی را کامل خواهد کرد و می‌گویند محل تلاقی شهر امسک خواهد بود. در آن سوی بحر خزر هم صحبت از یک خط فرعی در میان است از قری‌بند به تجن و سرخس که با این ترتیب روسیه 80 میل بیشتر به هرات نزدیک می‌شود.(ص129)
 روسیه عاقلانه اهمیت سرشاری برای اصلاح رشته‌های ارتباطی مستقیم بین روسیه اروپائی و خطه خزر قائل است چون هرگونه عملیات نظامی که در جناح شرقی بحر خزر پیش آید از لحاظ تقویت و تأمین لوازم آن باید تقریباً به نحو تمام و کمال به حفاظت ارتباط خود با غرب متکی باشد.(ص130)
 ژنرال کوروپاتکین هم‌اکنون (1891) دوره فرمانروائی تازه‌ای را در ماوراء بحر خزر آغاز نموده و تمرین‌های نظامی و جنب و جوش نفرات برنامه روزانه است.(ص133)
 بنابراین به موجب این سه انتصاب، انگلیسی‌ها دلیل معقولی در اختیار دارند تا بپندارند که قضیه آسیای مرکزی لزوماً دوره جدید و پرحدتی خواهد داشت و از مصالح روس در آن نواحی شاید با مراقبت و هوشیاری کم‌نظیری دفاع خواهد شد.(ص134)
 به راستی که این نکته از نظر ما پوشیده نیست که روس با بینش فراوان ساعی است که این دوره صلح و آرامش را برای استقرار قدرت خویش در متصرفات جدید صرف کند. تأثیرات این فتوحات بزرگ نیک‌عیان است اگرچه چندی اختلال در وضع و حال قوای او ایجاد نمود.(ص134)
 اگر ما فاصله پانصد میلی آنجا را با محلی که در نقشه تحت عنوان افغانستان هست، خیز برداریم و به داخل آن سرزمین فاصل مرموز که حریم نفوذ هندوستان است نظر بیاندازیم و ملاحظه کنیم که چه اقداماتی در آنجا شده است شاید مثل روسها در طرف خود، ما نیز از آنچه کرده‌ایم موجبات خوشنودی فراهم داشته باشیم. هر دو طرف سرگرم گردآوردن تدارکات‌اند، اما این آمادگی برای جنگ سبب دوام صلح می‌شود و تجربه نیک آموخته است که دو کشور آماده جنگ به ندرت گلاویز می‌شوند تا دو دولت دیگری که خود را برای جنگ و ستیز درست آماده نکرده باشد.(ص135)
 چنانکه طی نیم قرن اخیر مشهود بوده افغانستان کلید معضلات زمان است و اگر دولت روس کماکان رعایت احترام و حفظ تعهد و کلام خود و همچنین سرحدات همسایگانش را بنماید سالیان دراز قزاق‌ها و افراد سپاهی (هند) با دوستی و صفا خواهند زیست.(ص136)

فصل پنجم: ‌از عشق‌آباد به قوچان
 در ایستگاه راه‌آهن عشق‌آباد گماشته ایرانی که سرهنگ استیوارت از سرکنسولی بریتانیا در مشهد لطفاً جلو فرستاده بود به من ملحق شد و خیمه و اسبابی که فرستاده بودند در آن طرف مرز ایران که در سی میلی واقع است در انتظار ورودم ماند.(ص137)
 حقیقت امر این است که مقامات روسی هیچ دوست ندارند افراد انگلیسی را در عشق‌آباد مشاهده کنند و بارها نیز بی‌نزاکتی نشان دادند که از چنان ملت با آدابی بسیار بعید است.(ص138)
 دولت روس که بواسطه متصرفات جدید تفوق سوق‌الجیشی بدست آورده بود با عهدنامه سرحدی که بدون تأخیر با ایران امضاء کرد قله‌های ارتفاعات و همچنین تسلط بر منابع آب در اختیار او افتاد. خطوط آهن ژنرال انن کف نیز برتری تجارتی را برای او تأمین کرده است البته مشروط بر اینکه کالای روس بدون اشکال از مرز قابل عبور باشد.(ص139)
 کشیدن خط آهن بین قوچان و مشهد آسان است چون زمینی هموار دارد، ولی این کاری بی‌ثمر خواهد بود و چنانکه بعداً بیان خواهم کرد اگر بخواهند مشهد را با سیستم راه‌آهن روس مربوط سازند بهتر این است که این کار از طرف دیگر بشود.(ص142)
 از باجگیران وقتی که جلگه را به سمت جنوب شرقی سیر می‌کنیم جاده فعلی از میان تپه‌های پرسنگ و دره‌های تنگ می‌گذرد که به طرز حیرت‌انگیزی یادآور ناحیه پریشان سرزمین فلسطین است که بین بیت‌المقدس و سماریه واقع شده است.(ص143)
 پیام‌رسانی از جانب ایلخانی یا سرکرده قوچان که بنا بود مقرش را روز بعد زیارت کنم و از آمدنم خبر داشت نزد من آمد... اربابش در نظر داشت که پیشواز شایسته‌ای از اینجانب بکند. من ساعت ورود را موقع ظهر قرار دادم.(ص145)
 در این مورد تعجب بسیار داشتم که مرکب یا کسی از جانب خان پیشواز نیامده بود آن هم با وجود رسم استقبال که در مراکز اداری دولت ایران نسبت به خارجی‌ها مرعی می‌دارند و مقدماتی که روز قبل فراهم شده بود... پس در خارج دیوار شهر توقف و تحت چنان شرایطی از ورود خودداری نمودم و سر پیشخدمت افغانی خود و یکی از سواران ترکمن را به منزل خان فرستادم که به او اطلاع دهند که من سر موقع مقرر وارد شدم و از بی‌احترامی که شده است تعجب دارم.(ص147)
 پس از ده دقیقه سروصدای سم ستوری برخاست و در حدود هشت تا ده سوار که چهار نعل جلو می‌آمدند درشکه فرسوده‌ای را که دو یابوی ابرش می‌کشیدند و بر یکی از آنها محلی مشرف به درآماده کرده بودند همراه آوردند.(ص148)
 چون احساسات جریحه‌دارم بدین نحو تسکین یافته بود بر آن ارابه سوار شدم. من از جلو و همراهانم به دنبال حرکت کردند و سواران خان پیشاپیش چهار نعل میراندند و در کوچه و بازار با سرعتی حیرت‌انگیز راه را برای عبور باز می‌کردند.(ص148)
 سیصد سال پیش مرز شمال شرقی ایران در معرض تاخت و تاز تاتارها بود همچنانکه تا ده سال قبل نیز گرفتار تک‌های آخال ترکمن بود.(ص150)
 شاه عباس درصدد برآمد مدافعان سرحدی خود را از محل دیگر تأمین کند... وی باز از همان ناحیه مملکت تمام نفرات طایفه‌ای کرد را به این ناحیه خراسان کوچ و آنها را در کوهستان و ارتفاعات این ایالت اسکان داد و با این کار عاقلانه دو منظور حاصل کرد هم وضع خود را در مشرق استحکام بخشید و هم از لطمه نقار و کشتار تیره‌های کرد که در خطه غرب مزاحم او بودند جلوگیری نمود.(صص151-150)
 از پنج مرکز اصلی اسکان کردها در خراسان فقط سه تا از آنها تاکنون باقی مانده است. قوچان، بجنورد و درگز.(ص152)
 اقتدار ایلخانی همواره در این خانوار ارثی بوده است هرچند که آن ظاهراً منوط به تصویب شاه است.(ص153)
 از موقع بر تخت نشستن و یا در واقع ابراز قدرت شاه فعلی در بیست و پنج سال اخیر کردها سلسله قاجار را غاصبان بیگانه می‌شناخته‌اند و ایشان اتباع سرکرده‌های خود بوده‌اند نه پادشاه.(ص153)
 نسب‌نامه خانواده ایلخانی به شرح زیر است: اولین نفر رئیس خانواده که مدرک آن در دست است محمد حسین بود که اواخر قرن گذشته (18 میلادی) در شیروان حکومت می‌کرد.(ص153)
 میزبان من امیرحسین خان که عناوین پرآب و تاب‌ امیرالامراء و شجاع‌الدوله دارد و لقب دوم را شاه به او داده است در دوره زندگانی شصت ساله‌اش رویهمرفته زیرنظر و مراقبت دولت بوده...(ص154)
 باید بگویم که بدبختانه شهرت عمده ایلخانی پیر در نزد نویسندگان انگلیسی که غالباً ذکر کرده‌اند می‌خوارگی اوست. طی بیست سال گذشته چندین نفر انگلیسی با او ملاقات و صحبت کرده‌اند از جمله سرهنگ والنتین بیکر در 1873 و سروان ناپیر در سال 1874، سرمک گرگور 1875 و ادموند او دونوان در سال 1881 و بیشتر این نویسندگان هم او را یا مست دیده‌اند یا در حالت میگساری و یا در حال خمار.(صص156-155)
 نویسندگانی که راجع به قوچان نوشته‌اند: فرایزر 1822 «مسافرتی به خراسان» سر. ای برنز 1832 «مسافرتی به بخارا»، سرهنگ وال بیکر 1873 «ابرهائی در مشرق زمین»، سروان ناپیر 1874 «یادداشت‌های گردش در خراسان»، سرهنگ مک گرگور 1875 «سفری در خراسان»، اودونوان 1880 «واحه مرو»، ژنرال گرودکف Crodekooff«جنگ در سرزمین ترکمنستان» به زبان روسی.(ص156)
 نمونه دیگر طرز فکر خاص و عادت خانواده او سؤالاتی راجع به منظور و دلیل مسافرتم بود (پدرش رضاقلی‌خان همین پرسش را از فریزر کرده بود و خود ایلخانی هم این سؤال را هفده سال پیش از سفر من از بیکر کرده بود) چرا به قوچان آمده‌اید؟ منظورتان چیست؟ آیا دولت انگلیس خرج سفرتان را می‌دهد؟ چه مبلغی می‌دهند؟ اگر دولت نمی‌دهد پس کی پرداخت می‌کند؟ حظ مسافرت و اشتیاق وافر بی‌اجر و پاداش در راه دانش و معرفت حسن و خاصیتی است که با سبک فکر شرقی منافات دارد همچنین برای توضیح دادن شغل و کارم و وضع خانوادگی‌ام دچار اشکال بسیار شدم و اسم پارلمان هیچ وقت به گوش او نخورده بود وقتی که به او گفتم که من عضو مجلس کبیر هستم جواب داد آیا شما در خدمت نظام هستید.(ص162)
 با پیروی بی‌خیال از کار فریزر که تقریباً هفتاد سال پیش از من ساعت نقره مختص به شکار به پدر میزبانم داده بود من هم سعی نمودم به عنوان علامت امتنان از مهمان‌نوازی که نسبت به این جانب نموده بود به ایلخانی ساعتی اهداء کنم.(ص163)
 هنگام توقف در قوچان سواره به بازدید شهر وحومه آن رفتم می‌گفتند که در حال حاضر دوازده هزار نفر جمعیت دارد. اما این تخمین به نظر من خالی از مبالغه نیست.(ص165)
 مجاورت قوچان به عشق‌آباد و ارتباط امن و آسان بین این دو محل کافی است که برتری روس را تأمین کند. شهر با یک رشته تلگراف که ایرانی است از یک طرف با مشهد و از طرف دیگر با بجنورد که در جلگه اترک سی میل دورتر واقع است و از آنجا هم با خطوط تلگرافی روسیه در قزل اروات مرتبط است.(ص167)
 در سراسر شمال ایران محل حاصلخیزتر و پرآب‌تر از جلگه قوچان نیست و با آبیاری درست هر دانه صد دانه بار می‌دهد، از لحاظ غلات هم می‌توان آن را انبار گندم خراسان نامید. اسکوبلف خوب می‌دانست که به چه دلیل گرود کف را برای تهیه علیق اسب و شتر نزد شجاع‌الدوله می‌فرستد. روسهای امروزی هم از روی بصیرت کامل در آن ناحیه ممتاز سوق‌الجیشی که دسترسی به آن برایشان آسان است مستقر می‌شوند. تا خواربار لشکر بزرگی را تأمین و بر سراسر خراسان اعمال نفوذ کنند.(صص168-167)          ادامه دارد ...