تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۱۴۴۳۵۸
نویسنده: حجت‌الاسلام و المسلمین میرباقری اشاره: هر انقلابی در مسیر حرکت و تکامل خود با ریزش و رویش روبه رو است. ریزش ها و رویش ها را باید از منظری تاریخی تحلیل کرد و در همان بستر به واکاوی علل این ریزش و رویش پرداخت. به عبارت دیگر، باید مشخص کرد که در چه مرحله ای از انقلاب، چه کسانی و به چه دلیل، ریزش کرده اند و چه کسانی و به چه علت به انقلاب گرویده اند.

1ـ مبنای ریزش‌ها و رویش‌ها
رنسانس در غرب به تدریج به تولید مفاهیم پایه مادی و انسان مدارانه پرداخت و به سمت تشکیل تمدن مادی فراگیر و جهانی پیش رفت و در این مسیر و برای پیشبرد پروژه جهانی شدن، مرز های فرهنگی سایر تمدن ها و از جمله تمدن اسلامی و شیعی را مورد هجمه قرار داد.
انقلاب اسلامی حرکتی در برابر کلیت این تمدن است که برای مقابله می بایست چند مرحله را پشت سر بگذارد: نخست، مرحله سیاسی است که در آن، تمایلات عمومی متناسب با ایده های انقلاب اسلامی بسط و شرح می یابد. دوم، مرحله انقلاب فرهنگی است که در آن عقلانیت اجتماعی به تولید می رسد و سازو کار های علمی و عقلی برای رسیدن به آرمانی ها و ارزش ها پی ریزی می شود؛ سوم، انقلاب در صنعت و محصولات است که در مجموع، تمدن همه جانبه نوینی شکل می گیرد. انقلاب ما اکنون در مرحله دوم است؛ مرحله کنونی، مرحله عبور از عقلانیت غربی و ورود به عقلانیت دینی است. اگر انقلاب اسلامی بخواهد آرمانی های خود را در مقیاس ملی، منطقه ای و جهانی بسط دهد و به یک راه جدید در مقابل راه برآمده از رنسانس تبدیل شود، باید عقلانیت جدید اسلامی تولید و از عقلانیت سکولار که سدی در مقابل سیر تکاملی انقلاب اسلامی است، گذر کند.
به طور طبیعی، انقلاب اسلامی در این مرحله و در مراحل قبل و بعد، با ریزش هایی روبه روست؛ زیرا در هر دوره، کسانی که نمی توانند با آرمان ها و برنامه های انقلاب اسلامی هم گام شوند، به تدریج ریزش می کنند و راه دیگری می پیمایند. به عنوان نمونه، آن ها که نمی خواهند از عقلانیت مدرن عبور کنند، با تکیه بر این عقلانیت به نفی اصل انقلاب می پردازند؛ آن ها راه وصول به سعادت و عدالت اجتماعی را همین عقلانیت مدرن می دانند و می پندارند که انقلاب اسلامی به بی راهه می رود! در واقع، آن ها آرمانی های انقلاب و مقولاتی چون عدالت، امنیت و رفاه بشر را بر اساس همین عقلانیت مدرن، درک و تحلیل می کنند و عبور از آن را به معنای عبور از آرمانی های انقلاب و ناکارآمد و متحجرانه می پندارند؛ از این رو، در مقابل این مرحله از حرکت متعالی انقلاب اسلامی مقاومت می کنند و در نهایت، صف خود را از صف انقلابیون جدا می سازند. بر این اساس ریزش ها، به عدم همراهی عد ه ای با مرحله ای از مراحل تکاملی انقلاب اسلامی تحلیل می شود.
از سوی دیگر در هر مرحله، رویشی هم پدیدار می شود؛ زیرا هنگامی که عقلانیت دینی کاربردی و سازوکار حرکت اجتماعی الهی در دنیای جدید، طراحی می شود، قشر وسیعی از نخبگان و روشن فکران و یا مستضعفان و مظلومان در دنیای اسلام و در مقیاس جامعه جهانی، مجذوب انقلاب اسلامی می شوند و به این سو می آیند.
2ـ ریزش و رویش در مراحل مختلف
این ریزش و رویش، در همه مراحل تاریخی انقلاب اسلامی وجود داشته و خواهد داشت. انقلاب اسلامی از آغاز در پی بسط خلافت الهیه بود. در قدم اول، به مبارزه با زیاده خواهی قدرت ها پرداخت و به مبارزه با نظام سلطنتی به عنوان یک ساختار عدالت گریز و دین ستیز مبدل شد و در نهایت، به یک ایده اثباتی به نام "حکومت اسلامی " رسید. در هر یک از این مراحل، با دقیق تر شدن و تبیین بیشتر آرمانی های اسلامی، عده ای که برخی از ایده های نظری و عملی خود را حذف شده می دیدند، از انقلاب جدا شدند! به عنوان مثال، هنگامی که مبارزه به مرحله درگیری با اصل نظام سلطنت منتهی شد، گروهی هایی که سلطنت مشروطه یا مشروعه و یا دموکراتیزه شده را می خواستند، از قطار انقلاب پیاده شدند؛ چون گمان کردند که این انقلاب از آرمانی های صحیح خود فاصله گرفته است! یا در آن جا که امام انقلاب بر "جمهوری اسلامی " تأکید کرد؛ برخی که به دنبال تحقق جمهوری سوسیالیستی و یا جمهوری با قید های دیگر بودند، این جهت گیری را متناسب با آرمان ها خود ندیدند و ریزش کردند؛ مبارزات مارکسیستی بر علیه انقلاب اسلامی عمدتا از همین مرحله شروع شد.
هنگامی که قانون اساسی تدوین شد نیز ریزش بر همین منوال بود. هواداران حکومت دموکراتیک و دین حداقلی وقتی مشاهده کردند که اسلام و ولایت فقیه به یک نظام حقوقی کلان در جامعه تبدیل می شود از انقلاب فاصله گرفتند.
از مرحله ای که انقلاب اسلامی وارد مبارزه جهانی شد نیز طیفی که به یک رفرم یا انقلاب در مقیاس ملی می اندیشیدند، فریاد برآوردند که ضرورتی ندارد ما هزینه یک انقلاب جهانی را بپردازیم؛ باید در حد حل و فصل مسائل ملی و عمران و آبادانی کشور خود تلاش کنیم. بنابراین، حاضر نشدند در بسط فرهنگی اسلام و انقلاب اسلامی در مقیاس جهانی و مبارزه با نظام استکباری حاکم بر جهان همکاری کنند. به عبارت دیگر، وقتی انقلاب اسلامی برای دفاع از اسلامیت نظام، تا مرز درگیری نظامی با استکبار ایستاد، حتی عده ای از طرفداران انقلاب اسلامی، به دلیل هزینه این حرکت، راه خود را جدا کردند؛ بدون آن که به دستاوردهای این حرکت توجه داشته باشند.
در کنار همه ریزش هایی که در مراحل تکاملی انقلاب اسلامی روی می دهد، رویش هایی نیز به وقوع پیوسته است که از آن جمله می توان به هویت یابی افتخارآمیز شیعیان در جهان و رشد تشیع در جهان اسلام و سایر کشورها، توجه و گرایش به اسلام انقلابی و حتی تمایل بسیاری از کشور های انقلابی به اسلام اشاره کرد. حداقل این که انقلاب های مادی و مارکسیستی به تاریخ پیوست و با طی هر مرحله از انقلاب، جمهوری اسلامی هواداران زیادی در جهان یافت.
3ـ ریزش‌های انتخابات نهم و دهم
برنامه ریزی در دوره "بازسازی " و "اصلاحات " با هدف تجمیع تجدد و انقلاب اسلامی بود؛ اما در ادامه، به مشکلی بزرگ منتهی شد؛ طیفی از روشنفکران مدعی دیانت احساس کردند که امکان اجتماع سازوکار های مدرن زندگی بشر و چهارچوبی های تعریف شده برای انقلاب اسلامی وجود ندارد و لذا به فکر عبور از خطوط انقلاب اسلامی به نفع سازوکار های مدرن افتادند. آن ها می خواستند که تلقی دینی مردم را تغییر دهند؛ به این ترتیب، موج اصلاحات و بازسازی، بخشی از جامعه روشنفکری را از سطح طرف داران قانون اساسی و ادامه انقلاب اسلامی جدا کرد و در انتخابات نهم ریاست جمهوری در مقابل اندیشه انقلاب قرار داد. اما مردم در انتخابات نهم و دهم، نه به ادبیات کسانی که معتقد به عبور از انقلاب اسلامی و قانون اساسی بودند رأی دادند و نه به ادبیات کسانی که آرمانی های انقلاب اسلامی را در چهارچوب مدرنیزاسیون تحلیل می کردند؛ بلکه به گفتمان اصیل انقلاب اسلامی رأی دادند و این گفتمان وارد حوزه تفکر اجتماعی شد، و تلاش کرد که سازوکار های جدیدی مطرح کند. و از آن جا که به طور طبیعی، این ساز و کار ها با عبور از عقلانیت مدرن قابل تحقق است؛ لذا چالش بین برنامه ریزی برای رسیدن به آرمانی های ادبیات اسلامی با ادبیات علمی مدرن آشکار شد.
البته اندیشه اصول گرایی با عقلانیت سکولار و عقلانیت مدرن غربی مبارزه می کند نه با مطلق عقلانیت. انقلاب اسلامی برای رسیدن به آرمانی های خویش به دنبال ایجاد یک عقلانیت دیگر است. نقطه اصلی چالش در فضای کنونی، چالش بین آرمانی های انقلاب و پیگیری آن آرمانی ها با عقلانیت سکولار است، لذا مخالفان جریان اصول گرایی و مخالفان ادبیات امام (ره) و انقلاب، دولت را با تکیه بر عقلانیت مدرن تخطئه می کنند و رفتار دولت را غیرعقلانی، غیرکارشناسانه و غیرعلمی می دانند! در حالی که این رفتار، بدون محاسبه و کارشناسی نیست منتها با کارشناسی مدرن فاصله دارد و می خواهد به بنیاد های دیگری تکیه کند. هرچند جبهه انقلاب اسلامی متأسفانه تاکنون نتوانسته است یک عقلانیت تامه تا سطح برنامه های اجرایی به وجود آورد.
ریزشی که در این مرحله اتفاق افتاد، در جبهه کسانی بود که به سازوکار های عقلانی مدرن تعلق دارند و با تکیه بر آن، درصدد تغییر آرمانی های انقلاب اسلامی هستند تا در نهایت نوعی براندازی نرم را رقم بزنند.
از انتخابات نهم تاکنون و به ویژه در فتنه بعد از انتخابات دهم، پالایشی در درون انقلاب اسلامی در حال رخ دادن است. البته باید تمام توان ها به کار گرفته شود که ریزش های انقلاب اسلامی حتی المقدور کمتر شود و رویشی ها افزایش یابد و هزینه عبور از این مرحله برای انقلاب اسلامی هزینه قابل قبولی باشد. اما این بدان معنا نیست که این هزینه ها بر علیه انقلاب اسلامی است؛ بلکه لازمه عبور از این مرحله به شمار می رود. ممکن است برخی تلقی کنند که با این حوادث، انقلاب اسلامی تضعیف می شود، ولی به نظر می رسد با پالایش، تهذیب و شدت خلوصی که در درون انقلاب اسلامی به وجود می آید، از ناخالصیی های درون انقلاب اسلامی کاسته شده و از این رو، سبک بال تر و شکوفاتر از گذشته به پیش خواهد رفت و سرانجام به نهادینه شدن ساختار نظام ولایت اجتماعی خواهد انجامید.
به عبارت بهتر، همان گونه که اگر انقلاب اسلامی درگیری با کفر را به بیرون از مرز های خود نبرده و تا در داخل مرز های فرهنگی و عقیدتی دنیای استکبار نجنگد، نمی تواند تداوم یابد، اگر در درون نیز خلوص نیابد و بخواهد به ناخالصی ها ملتزم باشد، با خطر "انحلال " مواجه خواهد شد.