برنامههای کنترل جمعیت در ایران به سال 1337 بازمیگردد، اما بیش از یک دهه سپری شد تا از سال 1348، این طرح به صورت مدون و متمرکز ادامه یابد.
«واحد بهداشت و تنظیم خانواده» به عنوان نخستین متولی این طرح در سال 1346، زمانی که نرخ رشد جمعیت، حدود 1/3 درصد بود، در وزارت بهداری وقت، راهاندازی شد.
اجرای این طرح در یک دهه (فاصله سالهای 1345 تا 1355) نرخ رشد جمعیت را به 7/2 درصد کاهش داد.
پس از انقلاب و با آغاز جنگ تحمیلی، اجرای برنامههای کنترل جمعیت متوقف شد و با ورود مشوقهای جدید، نرخ رشد جمعیت در دوران جنگ تحمیلی به حدود 4/2درصد و سرانجام به 2/3 درصد افزایش یافت.
پس از دوران دفاع مقدس در تابستان 1367، کارشناسان سازمان برنامه و بودجه وقت، مرکز آمار ایران، سازمان ثبتاحوال و وزارت بهداشت و درمان در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس جمع شدند تا سیاست واحدی برای تنظیم رشد جمعیت اتخاذ کنند. در آن جلسات، مشکلاتی مانند بیکاری، کمبود فضای آموزشی، آلودگیهای زیستمحیطی و تخریب منابع طبیعی و افزایش نرخ مهاجرت، از جمله پیامدهای رشد جمعیت اعلام و تصمیم گرفته شد، برنامههای تنظیم خانواده به صورت جامع اجرا شود.
اجرای طرحهای مربوط به این موضوع موجب شد، نرخ رشد جمعیت از دهه 1370 به آرامی کاهش یابد و به حدود 5/1درصد در حال حاضر برسد.
در مدت نزدیک به دو دهه با افزایش اطلاعرسانی و بالا بردن فرهنگ عمومی، میل به فرزندآوری زیاد در بین زوجان جوان کاهش یافت؛ با این حال متخصصان علم جمعیتشناسی، معتقدند که نرخ فعلی رشد جمعیت همچنان بالاست و ارائه طرحهای تشویقی رشد جمعیت، پیامدهایی را در دهههای آینده برای کشور ایجاد خواهد کرد.
آهنگ رشد جمعیت
دکتر محمد میرزایی، استاد گروه جمعیتشناسی دانشگاه تهران در گفتوگو با گزارشگر ما به سه شاخص مهم در علم جمعیتشناسی اشاره میکند و میگوید: «در بین عامه مردم و حتی برخی مسئولان، رقم مطلق جمعیت، بیشتر مورد توجه قرار میگیرد، اما متخصصان علم جمعیتشناسی، علاوه بر این شاخص، آهنگ (نرخ) رشد و ساختار سنی جمعیت را مورد توجه قرار میدهند.»
او درباره پیشبینی وضع جمعیت کشور در دهههای آینده، میگوید: «اگر افزایش جمعیت ایران با آهنگ رشد فعلی ادامه یابد، خواه ناخواه رقم جمعیت ایران تا 50 سال آینده به 150 میلیون نفر خواهد رسید.»
این استاد جمعیتشناسی در اینباره که آیا ایران ظرفیت این تعداد جمعیت را دارد یا خیر؟، توضیح میدهد: «ایران تا 200 میلیون نفر، ظرفیت تحمل جمعیت دارد، اما باید توجه داشت، زمانی که جمعیت کشور به این رقم میرسد، آهنگ رشد جمعیت چقدر است و آیا امکانات ما با چنین جمعیتی متناسب است یا خیر؟ مثلاً اگر فرض کنیم، آهنگ رشد جمعیت 2درصد باشد تا 35 سال آینده جمعیت کشور به 150 میلیون نفر وبعداز 70سال به300 میلیون نفر خواهد رسید.
دکتر میرزایی به تجربه ناگهانی افزایش جمعیت در سالهای آغازین دهه 60 اشاره میکند و میافزاید: «به دلیل سیاستهای تشویقی در آن سالها، جمعیت با افزایش ناگهانی روبرو شد. در همان زمان نیز آنچه برای متخصصان علم جمعیتشناسی در اولویت قرار داشت، آهنگ رشد جمعیت 2/3درصدی بود. اگر افزایش جمعیت ایران با همان نرخ رشد ادامه مییافت، در مدت 20 سال جمعیت ایران دو برابر میشد و اگر تمهیدات کنترل جمعیت به کار گرفته نمیشد، جمعیت کشور امروز از مرز 100 میلیون نفر گذشته بود.»
این استاد جمعیتشناسی با بیان این که آهنگ رشد جمعیت ایران، اکنون 56/1درصد است، میگوید:«این آهنگ رشد، کم نیست و با همین نرخ، جمعیت کشور کمتر از50سال آینده دو برابر خواهد شد. بنابراین، اگر باروری در مقایسه با گذشته کنترل شده است، اما آهنگ رشد جمعیت در کشور همچنان بالاست و باید متعادل شود.»او در پاسخ به این پرسش که چه رقمی مناسب نرخ رشد جمعیت است، میگوید: «آهنگ رشد جمعیت در بهترین حالت باید صفر یا چند دهم درصد باشد، اما اگر این نرخ از عدد یک بیشتر شود، آهنگ رشد جمعیت بالاست.»
ساختار سنی جوان
دکتر میرزایی در پاسخ به این سؤال که با وجود کاهش تمایلات باروری و کاهش تعداد فرزندان در هر خانواده، چرا آهنگ رشد جمعیت در ایران بالاست، میگوید: «تمایلات باروری و فرزندآوری، موضوع پیچیده فرهنگی، رفتاری و عقیدتی است که در بستر توسعه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کاهش مییابد. در حال حاضر نرخ فرزندآوری در مقایسه با گذشته، کاهش یافته است، اما نسلی که در یک دهه پس از پیروزی انقلاب متولد شدند، اکنون به سن ازدواج و باروری رسیدهاند و رشد جمعیت فعلی ایران متاثر از باروری دهه نخست پس از انقلاب است.»
او همچنین میافزاید: «به دلیل تغییر شرایط زندگی، امروزه آمار مربوط به مرگ و میر نوزادان و کودکان کاهش یافته است. اگر در گذشته از هر 10 زایمان، شش نوزاد متولد میشد و از این تعداد، چهار کودک به مرحله بزرگسالی میرسید، امروزه همسران جوان از تولد و سلامت کامل نوزاد خود اطمینان بیشتری دارند، درنتیجه با وجود کاهش نرخ باروری، آهنگ رشد جمعیت همچنان بالاست.»
پاسخ جمعیتشناختی
دکتر میرزایی به وجود یک نسبت استثنایی در ساختار جمعیت ایران اشاره میکند و میگوید: «سن کنونی یکسوم جمعیت ایران بین 15 تا 30 سال است که در دنیا، بینظیر است. شکل ساختاری جمعیت ایران، یک واقعه دموگرافیک در پی دارد و آن انتقال این ساختار سنی است. به طوری که این جمعیت عظیم در حال ورود به میانسالی است و تا سال 1415 به بالای 60 سالگی یعنی مرحله سالخوردگی میرسد.»
او درباره این پرسش که «برای جلوگیری با پدیده سالخوردگی جمعیت در دهههای آینده در پیش گرفتن سیاستهای تشویق باروری درست است یا خیر» میگوید: «این طرح در واقع ایجاد یک دور باطل در شکلگیری ساختار سنی کشور است. علاوه بر اینکه وقتی نرخ باروری در جامعه کاهش مییابد، دیگر به آسانی افزایش نمییابد.»
او، باروری زوج های جوان را پدیدهای پیچیده میداند، تصریح میکند: «وقتی در جامعهای زوجهای جوان به این نتیجه میرسند که با وجود دو فرزند، خواستهای عاطفی آنان پاسخ داده میشود، دیگر به سراغ فرزندآوری بیشتر نمیروند. به عنوان مثال زنان امروز با وجود فرصتهای اجتماعی که به دست آوردهاند به راحتی حاضر نمیشوند با فرزندآوری بیشتر در مقابل فرصت های اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی،خود مانع ایجاد کنند.»این استاد جمعیتشناسی میافزاید: «وقتی مرگ و میر نوزادان کاهش مییابد، محدود شدن زاد و ولد، یک پاسخ طبیعی جمعیتشناختی است.»
آهنگ آرام رشد
دکتر میرزایی به یک موضوع تاریخی اشاره میکند و میگوید: «براساس نخستین سرشماری که در سال 1335 در ایران انجام شد، فقط 15درصد جمعیت کشور سواد خواندن و نوشتن داشتند، اما امروز 85 درصد جمعیت کشور باسواد و بخش قابل توجهی از آن نیز تحصیلکرده هستند و با ارائه برخی مشوقها نمیتوان به افزایش قابل توجه باروری امیدوار بود، چون افراد در سطح جامعه خرد یعنی خانواده، تصمیمگیریهای مستقلی فارغ از سیاستگذاریهای کلان دارند.»
او به یک تجربه جهانی اشاره میکند و میافزاید: «برنامههای تشویقی افزایش موالید در کشورهای توسعهیافته در فاصله سالهای میانی جنگ جهانی اول و دوم، یعنی حدود سال 1930میلادی آغاز شد، اما چندان مورد استقبال قرار نگرفت، چرا که اگر در جامعهای نرخ پایین رشد جمعیت جا بیفتند، دیگر به راحتی نمیتوان آن را افزایش داد.»
استاد جمعیتشناسی دانشگاه تهران درباره اینکه برنامههای تشویقی رشد جمعیت برای چه شرایطی مناسب است، میگوید: «زمانی که آهنگ رشد جمعیت صفر یا منفی شود، میتوان این سیاستها را درپیش گرفت، اما چون آهنگ رشد جمعیت در ایران همچنان بالاست بهکارگیری این سیاستها، مشکلات بسیاری را در آینده ایجاد خواهد کرد.»
او درباره سیاستهای تشویقی افزایش جمعیت، میگوید: «در صورت وجود ظرفیت در کشور، مستحقترین گروه برای برخورداری از این ظرفیتها، جمعیت 15 تا 30 سال هستند. معضلات و مشکلاتی نظیر تحصیل، ازدواج، اشتغال و مسکن از جمله دغدغههای این نسل هستند که باید برای حل آنها چارهاندیشی اساسی کرد.»
جمعیت بارور
جمعیت ایران، اکنون از حالتی جوان و مؤثر از نظر باروری برخوردار است. به عبارت دیگر هر چقدر جمعیت جوان در جامعه بیشتر باشد، به همان نسبت باید انتظار افزایش جمعیت بیشتری را در کوتاه مدت داشت. فعالیتهای روزانه همه انسانها در جوامع و کشورهای مختلف، همبستگی درونی با تغییرات جمعیتی، الگوها و سطوح بهرهبرداری از منابع طبیعی، شرایط محیطی و توسعه اجتماعی و اقتصادی دارد.
منافع همه کشورها ـ اعم از در حال توسعه و توسعهیافته ـ در این است که درباره کاهش نرخ رشد جمعیت، اقدامی اساسی به عمل آورند و از آنجا که جهان نیاز به رشد اقتصادی دارد، نیل به آن باید با کنترل جمعیت و کاهش آسیبها و آلودگی محیط تلفیق شود.
مسائل اجتماعی، چون بالا رفتن نرخ بیکاری، انواع بزه اجتماعی، کمبود مسکن، کاهش مواد غذایی و دیگر منابع طبیعی حیاتی، فشارهای روحی و روانی، از جمله پیامدهای رشد سریع جمعیت است.
دکترمحمدتقی شیخی، استاد جامعهشناسی دانشگاه الزهرا درباره رشد جمعیت کشور، میگوید: «رشد جمعیت ایران در 50 سال گذشته به طور پیوسته، روندی صعودی داشته است.»
او، یکی از دلایل رشد جمعیت ایران را ساختار جوان جمعیت در سه دهه گذشته میداند، میافزاید: «هرچه جمعیت پایه افزایش یابد، یا جمعیت جوان جامعه بیشتر شود، به همان نسبت انتظار افزایش جمعیت بیشتری را در کوتاهمدت خواهیم داشت.»
ساختار جوان جمعیت علاوه بر مشکلاتی که در زمان حال برای جامعه برجای میگذارد، در آینده نیز آن جامعه را با نابسامانیهای بسیار مواجه میکند، یعنی چرخه افزایش جمعیت و تجدید نسل در حد بالا به دنبال وجود فقر در جامعه ادامه خواهد داشت.
دکتر شیخی، میافزاید: «جمعیت کشور در حال حاضر در شرایط باروری قرار دارد. این به آن معناست که نزدیک به 60 درصد از جمعیت هم اکنون در سن کمتر از 25 سالگی قرار دارند. این گروههای سنی به تدریج وارد دوره باروری میشوند و در افزایش جمعیت نقش دارند. بنا براین در آینده، نرخ رشد جمعیت کشور روند افزایشی خواهد داشت.»این استاد دانشگاه میگوید: «در شرایطی که ایران، جمعیت جوان را تجربه میکند، باید برنامهریزی تنظیم خانواده به شکل همهجانبه مورد توجه واقع شود. به این معنی که سرمایهگذاری بیشتری شود تا توسعه فرهنگی و اجتماعی به شکل متوازن تحقق یابد.»
کیفی کردن جمعیت
برنامه تنظیم خانواده به عنوان ابزار کاربردی، اجرا میشود تا جمعیت به صورت دلخواه درآید؛ از این راه، خانوادهها در سطح خرد و جامعه در سطح کلان به اهداف اقتصادی و اجتماعی نایل میآیند و روند طبیعی باروری به صورت کنترلشده و دلخواه شکل میگیرد.
دکتر شیخی میگوید: «درحالی که سهم قابل توجهی از جمعیت کشور در نقاط کوچک شهری و روستایی زندگی میکنند، یعنی نقاطی که سنتها بیشتر مورد توجه هستند، روشهای مختلف تنظیم خانواده باید همراه با سیاستهای مشخص و با پشتوانه دولتی دنبال شود. در غیر این صورت و در شرایطی که همسران جوان در نقاط شهری و روستایی، بیش از دو فرزند دارند، احتمال افزایش جمعیت، قطعی است.»
این استاد جامعهشناسی معتقد است: « باید سیاستهای مناسبی در کیفی کردن جمعیت پیش گرفت تا این که نابسامانیهای اقتصادی و اجتماعی تا حد امکان در میانمدت کاهش یابد. از این رو، برنامهریزان اجتماعی و اقتصادی باید این امر را در اولویت برنامههای خود قرار دهند، در غیر این صورت، دسترسی به جنبههای مختلف توسعه، کماکان معلق میماند و محدودیتهای اجتماعی و اقتصادی گسترش خواهد یافت.»
تجربه نشان میدهد، کاهش رشد جمعیت، افزایش تولید ناخالص ملی، ارتقای سطح زندگی، رفاه اجتماعی، افزایش امید به آینده و به طور کلی افزایش شاخص توسعه انسانی را به دنبال خواهد داشت.
دکتر شیخی تأکید میکند: «برای موفق شدن در اهداف توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی باید یکپارچگی، توافق یا همبستگی بین جمعیت و برنامههای توسعه وجود داشته باشد.»
این استاد جامعه شناسی به تجربههای مشابه اشاره میکند و میگوید: «کشورهایی چون کرهجنوبی، هندوستان، سریلانکا و بسیاری از کشورها شرق آسیا پیشرفتهای قابل ملاحظهای در زمینه کنترل جمعیت داشته اندکه باید مورد توجه سیاستگذاران اجتماعی و اقتصادی قرار گیرند. در این زمینه، تداوم یارانهها برای تنظیم خانواده ضروری است. در چنین شرایطی نسلهای آینده را میتوان از نظرتأمین اجتماعی و اقتصادی تضمین کرد، در غیر این صورت سناریوی پیچیده بحران جمعیت همچنان ادامه خواهد داشت.»
عامل اقتصادی به عنوان انگیزه مهم در افزایش یا کاهش باروری، نقش مؤثری را در رشد جمعیت ایفا میکند. به طوری که تلفیق و یکپارچگی جمعیت با استراتژیهای توسعه اقتصادی، موجب سرعت بخشیدن به توسعه پایدار و از بین بردن فقر میشود. این جریان همچنین کمک میکند تا به اهداف جمعیتی و بهبود سطح زندگی نایل آییم.
پیش گرفتن برنامههای مختلف آموزش جمعیت، مدیریت جمعیت، تنظیم خانواده و اختصاص بودجه خاص، کاهش نرخ رشد جمعیت را در پی خواهد داشت و درنتیجه دستیابی به اهداف موردنظر در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و توسعه همهجانبه را میسر میکند.