فضای انتخابات هشتم ریاست جمهوری در حالی شکل میگرفت که تردیدهای جدی در خصوص حضور خاتمی در عرصه انتخابات وجود داشت. اگر چه احزاب و شخصیتهای اصلاحطلب از احتمال بالای کاندیداتوری خاتمی سخن میگفتند، اما او خود سکوت را برگزیده بود و در این فضا که میتوانست متأثر از سیاست اصلاحات و یا تردیدهای واقعی خاتمی باشد، گمانه زنیها و نگرانیهایی نیز شکل گرفت.
در ماههای آغازین سال 80 همچنان واکنشها به توقیف برخی نشریات و روزنامهها ادامه داشت و در این حین البته برخی چون تاج زاده طعم بازجویی و دادگاه را تجربه میکردند. در پی تردیدهای خاتمی برای حضور در عرصه انتخابات اسامی مختلفی برای کاندیداتوری مطرح میشد. حسن روحانی از جمله این اسامی بود. اصلاح طلبان میکوشیدند تا به هر نحو ممکن خاتمی را وارد عرصه انتخابات کنند تا از او پلی بسازند برای رسیدن به اهداف ساختارشکنی که در سر میپروراندند. آنها میگفتند خاتمی مجبور است بیاید! دکتر نجفقلی حبیبی عضو انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها در گفتوگو با خبرنگار سیاسی ایسنا به همین مسئله اشاره کرد. او گفت: «حتی اگر آقای خاتمی خودش هم قصد حضور نداشته باشد، ما نمیگذاریم. افرادی جزو سرمایههای ملی هستند و باید به اهداف عالیه جامعه و قوت نظام جمهوری اسلامی بیندیشند و حتماً هم همین طور است.» اصلاحطلبان تأکید میکردند که تصمیم گیرنده حتی شخص خاتمی هم نیست. محمد رضا خاتمی: «تفاوت میان تصمیمگیری حال حاضر آقای خاتمی برای حضور در انتخابات نسبت به سال 76، در این است که تصمیمگیری در آن زمان، مربوط به شخص ایشان میشد؛ اما تصمیمگیری درحال حاضر، باید مبتنی بریک خرد جمعی باشد.»
چندصدایی مسئلهساز!
به موازات تردیدهای خاتمی جمع زیادی میل کاندیداتوری کرده بودند و این تعداد بالا البته چندان برای اصلاحطلبان که از قضا خواستار جامعه چند صدایی هم بودند، خرسندکننده نبود. محمدرضا خاتمی از جمله افرادی بود که به این مسئله واکنش نشان داد. او گفت: «هدف اصلی مطرحشدن نامزدهای احتمالی گوناگون برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری سال 80، بازار گرمی شخصی و بدون برنامه مشخص در ورای آن است. ضمن آن که اگر آقای خاتمی به صحنه بیاید، شاید با کمال تأسف، در جناح مقابل، هیچ کس به خود اجازه ندهد که وارد عرصه رقابت انتخاباتی شود. بنابراین، برخی از تحرکات تبلیغاتی که هماکنون انجام میگیرند، به منظور آمادگی داشتن برای زمانی است که آقای خاتمی، وارد صحنه نشود.» مشکل اینجا بود که برخی چهرههای مطرح اتفاقاً در جبهه اصلاحات بودند و بعضاً حتی وزیر کابینه دولت خاتمی به شمار میآمدند. در حالی که هنوز حضور خاتمی در هالهای از ابهام قرار داشت، 225 تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی نامهای را منتشر کردند و طی آن از خاتمی خواستند تا در هشتمین انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند.
مواضع احمد توکلی
احمد توکلی از کاندیداهای منتقد این دوره به شمار میآمد. او سیاستهای کارگزاران و اصلاحات را مورد نقد قرار میداد. در واقع توکلی اگر چه در نقش ضلع سوم انتخابات حضور داشت و به نوعی مستقل شناخته میشد، اما هیچگاه طی دورههای مختلف نتوانست آن گونه که باید با مردم ارتباط برقرار کند و همین امر به ناکامی او در انتخابات منجر شد. توکلی میگفت: «تا زمانی که بعضی از مسئولین ما سوار بنز میشوند و در قصر زندگی میکنند، تابستانها به رامسر و زمستانها در کیش و در ویلاهای خود زندگی میکنند، نمیتوانند دردهای مملکت و مردم را بفهمند و بعد راهکار اصولی ارائه کنند چرا که وقتی مسئولی تجمل گرا شد، تشخیص مشکلات جامعه تحت تأثیر تمایلات حاکمان قرار میگیرد و راهحلهایی ارائه میشود که در آن نفع مردمی کمتر است چرا که به خاطر مطامع خودشان مجبور میشوند، تصمیمگیری درست نکنند.» پرهیز از تجمل گرایی و رویکرد به عدالت شاکله سخنان توکلی را تشکیل میداد و البته نقدهای اقتصادی هم ضمیمه این رویکرد میشد. توکلی تأکید میکرد: «بنده به جرأت میگویم در نظر مردم ایران افراد تجملگرا جایگاه دوست داشتنی ندارند چرا که وقتی آنها تجمل گرا شدند سلیقه مردم عوض میشود و چون حکومت ما یک حکومت دینی است، روحانیت و کارگزاران نظام به صورت مستقیم با این مسئله در ارتباط هستند و باید مراقب باشند به سمت تجملگرایی پیش نروند که اگر این حرکت تجملگرایی وجود داشته باشد، روز به روز فشار بر مستضعفین جامعه بیشتر میشود.»
احمد توکلی تصریح میکرد: «در صورت رسیدن به ریاست جمهوری، جمهوری دوم را ایجاد خواهم کرد که حاکمان درآن مبنای عقل وعدل رفتار کنند و در هر موردی به اهل آن رجوع کنند، نمیتوان فوق لیسانس ریاضیات را در رأس امور برنامهریزی کلان اقتصادی قرار داد. آن وقت اگر کارها خراب شد بگوئیم دست استکبار جهانی در کار بوده است.» و به این ترتیب شعار جمهوری دوم و دولت پاک شعارهای ستاد انتخاباتی احمد توکلی شد که افرادی مانند شمیرانی و منوچهر متکی آن را راهبری میکردند.
اما در مقابل دولت اصلاحات حاضر به پذیرش کارنامه خود نبود. در این باره زمانی مشکلات به گذشته نسبت داده میشد و نتایج مطلوب به دولت هفتم. الهه کولایی در این باره معتقد بود که مشکلات دولت آقای خاتمی ریشه در تاریخ کشور دارد. او میگفت: «متأسفانه افرادی که درگیر مسائل سیاسی میشوند چه در سطوح بالا، میانی یا پائین القائاتی که انجام میدهند از نظر علوم، زمان و دقیقه است. مثل این مطلب که آقای خاتمی چه کرد؟ نباید این گونه مطرح شود که آقای خاتمی چه کار میتوانست بکند و نکرد.»
ترسیم دوقطبی دیو و دلبر
در فضای سیاسی آن روز اصلاحطلبان رقیب خود را طرفدار اسلام طالبانی و فاشیست معرفی میکردند و معتقد بودند اصولگرایان از همه ابزارهای فشار برای از میان برداشتن آنها بهره میگیرند. ارائه این تصویر سیاه و سفید به صورت گسترده از تریبونهای سراسری و کرسیهای تقنینی و اجرایی کشور، تحلیل وضعیت موجود را برای متن مردم دشوار میکرد. مرتضی نبوی مدیر مسئول روزنامه رسالت در نشست ماهانه اعضای جامعه اسلامی مهندسین در همین رابطه سخن گفت. او تصریح کرد: «ما در سالهای اخیر با روشی مواجه بودهایم که جامعه را به چالش میکشید و سعی میکرد جناحهای سیاسی کشور را به سیاه و سفید تقسیم کند. اینها در اظهاراتشان حتی خطر جناح موسوم به راست را از خطر امریکا هم بیشتر و در واقع ضرورت اصلاحات را حذف یک جناح مینامند.» وی افزود: «جناح دولتی خود را دلبر و رقیب را دیو معرفی میکرد. خود را اصلاحطلب، طرفدار آزادی و جناح رقیب را ضداصلاحات و خشونتطلب معرفی کرد.» عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین همچنین خاطرنشان کرد: «اکنون تلاشهایی صورت میگیرد تا در جامعه تضاد و دو قطبی ایجاد شود، یعنی میخواهد عنوان کند که خطر دیو همچنان وجود دارد. ما نیز به این امر رسیدهایم که جامعه ظرفیت منازعه و کشمکش را ندارد بنابراین دوستان ما با ارزیابی شرایط جامعه به این نتیجه رسیدهاند که به مصلحت جامعه نیست وارد دعواهای سیاسی شوند و تصمیم گرفته شد که در انتخابات ریاست جمهوری هم یک قطب دعوا نباشیم.»
خاتمی آمد...
در حالی که همچنان تردیدهای خاتمی ادامه داشت و نیز اصرار احزاب و جریانات اصلاحطلب، شکوریراد از قضاوت خاتمی در این خصوص و نگرانیهای او سخن گفت. وی تصریح کرد: «آقای خاتمی میگوید آیا من خواهم توانست در جهت برنامهها قدمی برای مردم و مملکت بردارم و آیا حضور من اثر مثبتی خواهد داشت. ما به آقای خاتمی حق میدهیم، اما از وی خواستهایم به احترام خرد جمعی بپذیرد و آقای خاتمی هم به خرد جمعی بیاعتنایی نخواهد کرد.» شکوریراد با تأکید بر اینکه همه باید از خاتمی بخواهند به عرصه بیاید، افزود: «نیامدن آقای خاتمی بسیار سنگین است و استدلالهای او قابل توجه است و نیامدن او هم ممکن است فردای تیره و تاری را رقم بزند.» و سرانجام در سومین روز ثبتنام از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری تردیدها با حضور خاتمی در وزارت کشور پایان یافت. او نخست در مورد اخباری که در خصوص تردیدهایش منتشر شده بود سخن گفت: «در جامعه ما شایع شده بود که من برای حضور در این انتخابات، تردید دارم، البته من ذکری از تردید نکرده بودم؛ ولی این استنباط، استنباط درستی بود، من، دغدغهها و نگرانیهایی نسبت به سرنوشت انقلاب و ایران داشتم و کم و بیش، در جاهای مختلف نیز بیان میکردم این نگرانی، نگرانی همه دلسوزان انقلاب و ایران است و طبیعی است که من هم در مقطع کنونی، این نگرانی و دغدغه را دارم. ضمن آنکه من در این زمینه تأمل کردم که آیا در مقام ریاست جمهوری بیشتر میتوانم به این انقلاب، ملت و کشور، خدمت کنم یا در موقعیت دیگری؟ البته ترجیح میدادم که این فرصت، در موقعیت دیگری باشد؛ علت آن نیز این است که این ملت، در طول تاریخ، خواستههای بزرگی داشته که مهمترین آنها، تحقق مردمسالاری بوده است.»
خاتمی در میان سخنان خود سه مرتبه از گفتن باز ایستاد و اشک چشمانش را پر کرد. او در پایان سخنان خود، با اشاره به این که هر کس به خدا تکیه کند، خداوند او را بس است، این شعر را خواند:
«در عاشقی گریز نباشد جز ســــوز و ســــاز
استـــــادهام چون شمــــــع مترسان ز آتشم
عشق، دردانه است و من غواص و دریا بیکران
سرفروبـــــردن در آن جا تا کجا سر بر کنــم
عاشقـان را گر در آتش میپسنــدد، لطف است
تنـــگ چشمــم گر نظر در چشمه کوثر کنم»
سایر رقبا و حاشیههای انتخاباتی
یکی از موضوعاتی که کمی حاشیه ساز شد، اعلام خبر حضور شمخانی در انتخابات بود؛ چرا که او یک نظامی به شمار میآمد و این همه همان بحث قدیمی امکان حضور نظامیان در عرصه سیاسی را کلید میزد. الهه کولایی نماینده مردم تهران در گفتوگو با ایسنا در این خصوص گفت: «نامزدی آقای شمخانی در چارچوب قواعد یک بازی دموکراتیک برای حضور در عرصه انتخاباتی فینفسه پدیده قابل تأملی نیست. اما با در نظر گرفتن شرایط موجود در کشور و ضرورت به دور ماندن نظامیان از عرصههای سیاسی، به نظر میرسد این گونه اقدامات با دقت نظر بیشتری مورد بررسی قرار گیرد.» روزنامه کیهان همان روزها از حضور شمخانی پس از مشورت با خسرو تهرانی و حجاریان خبر داده بود. شعار انتخاباتی شمخانی «دولت اقدام ملی» بود. او تنها 700 هزار رأی در سبد خود جمع کرد که بیشتر به اقوام عربزبان به خاطر تمرکز او بر روی آن منطقه اختصاص داشت. جاسبی دیگر شخصیتی بود که وارد پیکار انتخاباتی شد. او شعار خود را «knowledge is power» و «دانایی، توانایی» قرار داد. تبلیغات جاسبی بیشتر شامل تابلوهایی بود که کبوتری از میان دو دست به آسمان میرفت و در کنار آن، شعارهای وی را در بر داشت. در این انتخابات دکترحسن کامران نماینده پیشین مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی نیز ثبت نام کرد. وی هدف خود از شرکت در انتخابات را مبارزه با اشرافیت و رانت خواری عنوان کرد و افزود: «بنده همیشه چه آن زمانی که در مجلس بودم و چه حالا، اعتقاد دارم که باید برای خدمت به مردم متعلقات دنیایی را سه طلاقه کرد.» او البته با فاصله چند روز از کاندیداتوری انصراف داد و علت آن را هم شمار غیر قابل پیشبینی نامزدان و هزینه سنگین تبلیغاتی مترتب بر آن عنوان کرد.
با این وجود تعداد نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری این بار نسبت به دورههای گذشته رشد چشمگیری داشت؛ اگر چه رقبای خاتمی هیچ کدام در رسیدن به پیروزی مصمم به نظر نمیرسیدند. احمد توکلی، علی شمخانی، عبدالله جاسبی، حسن غفوری فرد، منصور رضوی،
شهاب الدین صدر، علی فلاحیان، سید محمود مصطفوی کاشانی و مصطفی هاشمیطبا 9 رقیب انتخاباتی خاتمی در این دوره به شمار میآمدند.
دوران تبلیغات
گرچه دوران تبلیغات انتخاباتی دور هشتم ریاست جمهوری بسیار کمرمقتر از دورههای قبل بود اما خالی از حاشیه نبود. علی فلاحیان وزیر اطلاعات دوران هاشمی که برای نشان دادن صلاحیتش کاندیدا شده بود، فیلم تبلیغاتی اش را به دفاع از عملکردش در وزارت اطلاعات اختصاص داد، اما این فیلم تبلیغاتی از سوی وزارت کشور خاتمی تأیید نشد و پخش نگردید. احمد توکلی نیز در فیلم تبلیغاتی اش تصاویری از یک دختر نیمه حجاب را پخش کرد که از نبود اشتغال و فقر گلایه میکرد. فیلم تبلیغاتی توکلی بسیار مؤثر بود به گونهای که جناح دوم خرداد چند روز تمرکزش را برای تخریب اثرات این فیلم به کار برد و در نهایت در عرض 24 ساعت فیلم تبلیغاتی خاتمی تغییر کرد و بهروز افخمی مستند نیم ساعته با موضوع گریه خاتمی در وزارت کشور و میتینگ طرفداران خاتمی در ورزشگاه شهید شیرودی را جایگزین فیلم قبلی کرد.
برگزاری انتخابات و تنفیذ حکم ریاست جمهوری
در نهایت انتخابات در تاریخ 18/3/80 برگزار شد. در این دوره در مجموع 42170230 نفر واجد شرایط شرکت بودند که از این تعداد 28155969نفر در انتخابات شرکت کردند. این میزان معادل 67/77 درصد واجدین شرایط بود. سیدمحمد خاتمی با 21659053 رأی (77 درصد) برای بار دوم به عنوان رئیس جمهور کشور انتخاب شد و پس از او توکلی، شمخانی، غفوریفرد، فلاحیان، جاسبی و... در مراتب بعدی قرار گرفتند.
و سرانجام نوبت به تنفیذ حکم ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی رسید. مقام معظم رهبری طی بیاناتی در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری آقای خاتمی فرمودند: «یکى از مسائلى که دشمن بهطور جدى در کشور تبلیغ مىکند، مسئله اباحیگرى است. اباحیگرى اعتقادى و عملى، یعنى پایبندیها و تقیدات و تکیهگاههایى که یک انسان را در حرکت خود به سمت هدف مشخصى عازم و مصمم مىکند، از او گرفتن و او را سرگردان و لنگ کردن. این را باید جدى بگیرید. یکى از سیاستهاى دشمنان اسلام این است که ایمان مردم را بگیرند و اعتقاد آنها به انقلاب را سلب کنند.» ایشان ضمن اشاره به تهاجم فرهنگی دشمن، انواع فساد را مورد توجه قرار دادند و فرمودند: «فساد انواع و اقسامى دارد که فسادهاى مالى و اقتصادى از جمله آنهاست. یکى از بزرگترین مسئولیتهاى مسئولان کشور - از جمله رئیس جمهورى محترم - تعقیب مفاسد مالى و اقتصادى است که باید در برنامه دولت قرار گیرد. البته قوه قضائیه و قوه مقننه هم در این زمینه مسئولند و خوشبختانه همکاریهایى هم مىکنند. این مبارزه باید جدى شود و خود را در مرحله عمل نشان دهد. مبارزه با مفسده اقتصادى و مالى یکى از کارهایى است که به گشایش اقتصادى کشور هم کمک خواهد کرد. یکى از موانع پیشرفت اقتصادى کشور، وجود گلوگاههاى فساد است که بشدت باید از آن ترسید و با آن مقابله و مبارزه کرد. البته کار سختى هم هست. من در جریان آن نامه هشت مادهاى که نوشتم، هم به رئیس جمهور محترم، هم به رئیس محترم قوه قضائیه و هم به رئیس محترم مجلس گفتم که بدانید مبارزه با فساد، یک مبارزه جدى و واقعى است. مفسدین تهاجم خواهند کرد و فشار خواهند آورد؛ لذا کار سختى است. براى مقابله با شیوع فساد اقتصادى و مالى، باید لباس مبارزه به تن کرد.»