حدود یک ماه به انتخابات ششم ریاست جمهوری مانده بود. رهبر انقلاب در جمع کارگزاران و فرهنگیان نکاتی را مورد توجه قرار دادند که بیش از هر چیز بیان کننده قضاوت ایشان در خصوص عملکرد دولت و فضای آن روز کشور بود. ایشان «استقلال» را مورد توجه قرار دادند و فرمودند: «3 نوع استقلال داریم و این 3 نوع، پشت سر هم هستند. یکى مشکل است؛ دومى از اولى مشکلتر است؛ سومى از همه مشکلتر است! آنکه مشکل است و ملت ما آن مشکل را حل کرد و نتیجهاش را بهدست آورد، «استقلال سیاسى» است.»
ایشان عدم وابستگی به ابرقدرتها و نقش مردم در انتخاب مسئولین کشور را نشانه وجود استقلال سیاسی دانستند و بلافاصله «استقلال اقتصادی» و استقلال فرهنگی را مورد توجه قرار دادند. رهبر انقلاب از دستگاه های علمی خواستند تا به کمک اقتصاد کشور بیایند و افزودند:«دولت تکیه به متفکرین و علمایى کند که در دانشگاهها هستند و درس مىخوانند. خیال هم نکنند که تحقیق و حرف فلان متفکر اروپایى که چیزى گفته، همیشه همین است. امروز چیزى مىگویند و بیست سال دیگر، 10 سال دیگر، پنج سال دیگر، یک نفر عالم دیگر مىآید و آن حرف را باطل مىکند و حرف دیگرى مىزند. چرا ما عادت کردهایم هر چه غربیها گفتند، بىقید و شرط قبول کنیم و دست روى دست بگذاریم و از آنها گوش کنیم و بپذیریم؟»
سخنان مقام معظم رهبری در حالی ایراد میشد که به نوعی نهضت ترجمه و کپی برداری از غرب در داخل کشور تحت لوای روشنفکری به شکل جدیدی آغاز شده بود و دولتمردان هم در تئوریهای اقتصادی دستورالعملهای نهادهای بینالمللی را مورد توجه قرار میدادند.
ایشان در ادامه استقلال فرهنگی را مورد توجه قرار دادند و فرمودند: «مبارزه براى استقلال فرهنگى، از همه انواع استقلالها سختتر است. من یک وقت گفتم دشمنان «شبیخون فرهنگى» مىزنند. این ادعا راست است و خدا مىداند که راست است.
بعضى نمىفهمند؛ یعنى صحنه را نمىبینند. کسى که صحنه را مىبیند، ملتفت است که دشمن چهکار مىکند و مىفهمد که شبیخون است، و چه شبیخونى هم هست.»
همچنین دولت سازندگی در حوزه عملکرد اقتصادی و نظریههای اقتصادی حاکم بر بدنه دولت با چالش جدی مواجه بود. به نظر می رسید توصیههای بانک جهانی و سازمان بینالمللی پول در این دولت حکمفرما بود و تورم 50 درصدی را هم در پی داشت. در این دوره جمعی از سرمایهداران خارج از کشور به ایران بازگشتند. همان زمان ماهنامه بیان که با مدیر مسئولی محتشمی پور منتشر می شد، نوشت: «مسئولین اجرایی کشور که داعیه پیروی از دیدگاههای حضرت امام(ره) را دارند، باید با زیرکی و کیاست لازم، به منظور حفظ دستاوردهای انقلاب، با ابزارهای نو و کهنه سرمایهداری غرب مقابله نمایند.
در غیر این صورت امپریالیزم غرب با هموار نمودن راه بازگشت خود، دستاوردهای انقلاب را دچار آسیب میکند. در سال جدید با برگزاری جلسات و کنفرانس های در داخل و خارج ـ جهت جلب همکاری افراد فراری ضد انقلاب و شرکتهای خلع ید شده- در حقیقت زنگ خطر به صدا درآمده است. دعوت از سرمایه داران فراری پس از انقلاب، برای شرکت دادن آنها در بازسازی کشور از جمله مواردی است که میتواند زمینه بسط دخالت سرمایهداری غرب در اداره کشور را فراهم نماید. زمانی که اجازه ورود و اقامت در کشوری چون امریکا، فراهم شدن ملزوماتی مانند ارائه سرویس به مدت معین از طرف سازمان جاسوسی امریکا را ایجاب میکند، بدیهی است بازگشت این عده تداوم فعالیتهای جاسوسی را تضمین خواهد کرد و البته اگر نتوانند در کودتا و سرنگونی نظام موفقیتی کسب نمایند، با نفوذی که در زمینه کارشناسی پیدا خواهند کرد، بسط و گسترش فرهنگی غیر دینی و تبلیغ وابستگی به سرمایه داری غرب را به ارمغان خواهند آورد که پس از گذشت مدت زمان کوتاهی زمینه حاکمیت فرهنگ ضد دینی ایجاد خواهد شد. فارغ از همه تبعات منفی فرهنگی و سیاسی که بازگشت سرمایه داران و فراریان پس از انقلاب خواهد داشت. باید تأکید شود که نقش این عده در تأمین نیازهای اقتصادی کشور و رفع مشکلات اقتصادی چندان ناچیز است که به نظر میرسد عمده کردن ضرورتهای اقتصادی کشور برای توجیه دعوت از سرمایه داران و فراریان پس از انقلاب، سفسطهای بیش نباشد چرا که عمق مشکلات و نوع آن از ویژگیهایی برخوردار است که با این مقدار و با این افراد قابل حل و رفع نخواهد بود.»
برگزاری انتخابات
در حالی که فضای انتخابات کم کم گرم می شد، پیشبینیها از قطعیت ریاست جمهوری مجدد هاشمی حکایت داشتند. این قطعیت تا آنجا بود که حتی ناطق نوری رئیس مجلس شورای اسلامی هم حدود یک ماه قبل از انتخابات پیروزی هاشمی را اعلام کرد. او در گفتوگو با روزنامه تهران تایمز ابراز امیدواری کرد که آقای هاشمی رفسنجانی در دور آینده نیز رئیس جمهور باشد. حجت الاسلام ناطق نوری گفت: «ان شاء الله ایشان در انتخابات پیروز خواهد شد.»
اما حضور هاشمی رفسنجانی در رقابت برای دوره دوم در شرایطی دنبال میشد که از سوی هواداران مجمع روحانیون و بهخصوص روزنامه سلام مورد هجمههای جدی قرار گرفته بود. جناح موسوم به چپ که با عدم اقبال مردم در انتخابات مجلس چهارم مواجه شده بود، با بهانه قرار دادن رد صلاحیت برخی از چهرههای خود، موجی از انتقاد را به راه انداخته بود اما عملکردهای بعدی آنها نشان داد که به خوبی پی بردهاند که در افکار عمومی شانسی برای پیروزی ندارند و بنا دارند تا به بازسازی خود بپردازند و فضا را برای رقیب باز بگذارند. اما این استراتژی هرگز به عدم انتقاد آنها از دولت منتهی نشد.
هاشمی از یک سو مورد نقد آنها بود که وی را عامل شکست و حذف خود در انتخابات مجلس چهارم میدانستند و از سوی دیگر، مورد انتقاد جناح راست، بهدلیل استفاده از افرادی در کابینه خود مانند خاتمی بود. در همین دوره بود که سرانجام خاتمی از وزارت ارشاد استعفا داد و علی لاریجانی جای او را گرفت. با همه این احوالات، انتخابات سال 1372 در شرایط نسبتاً آرامی برگزار شد. التهاب سالهای اول انقلاب و ناامنی دوران جنگ پشت سرگذاشته شده بود و انفعال جناح چپ و انزواطلبی آنها، شرایط را برای در دست گرفتن مجدد ریاست دولت توسط هاشمی مهیا میساخت. اما در چنین شرایطی، 3 نامزد برای گرمی بخشیدن به فضای انتخابات پا به عرصه گذاشتند.
رقابت دکتر عبدالله جعفرعلی جاسبی (رئیس دانشگاه آزاد که عملاً منصوب هاشمی بود) و مهندس رجبعلی طاهری (استاندار وقت تهران در دولت اول هاشمی) بیشتر به تأیید سیاستهای هاشمی شباهت داشت و تنها دکتر احمد توکلی بود که او را به چالش میکشید. توکلی در نطقهای انتخاباتیاش با تمرکز بر بیعدالتی اقتصادی و اجتماعی، ناکارآمدی سیاستها و مدیریتها، امتیازطلبی وتجملگرایی کارگزاران، و کماعتنایی آنان به مشارکت سیاسی مردم، سیاستهای ایدئولوژیزدایی و رفاه طلبی، فهرست بلندی از سوء تدبیرها و سوء رفتارهای دولت پنجم را به چالش کشید و موفق شد رأی 4 میلیون ایرانی را جلب کند. این موضوع بی سابقهای در تاریخ انتخاباتهای ریاست جمهوری بود، چون همیشه جز کسی که از ابتدا ریاست جمهوریش پیشبینی پذیر بود، دیگران هرگز رأی قابل توجهی نمیآوردند.در این مقطع، مواضع توکلی مورد توجه جناح چپ واقع شد. روزنامه سلام به نمایندگی از این تفکر، به پوشش خبری مناسبی از انتقادات توکلی نسبت به عملکرد دولت پنجم میپرداخت، اما هیچگاه از او حمایت رسمی نکرد.در مقابل، روزنامه رسالت که توکلی خود روزی سردبیر و از بنیانگذاران آن بود، به حمایت تمام قد از هاشمی پرداخت و اخبار توکلی را بسیار کمرنگتر پوشش میداد.
در این دوره نیز حمایت اغلب تشکلهای جناح راست متوجه هاشمی شد. جامعه روحانیت که همچنان هاشمی را به عنوان عضو شورای مرکزی خود میشناخت و هنوز اختلاف نظر چندانی با دیگر اعضا نداشت، مورد حمایت این تشکل قرار گرفت. جامعه مدرسین نیز در اعلامیهای که برخلاف موارد مشابه که امضای آیتالله مشکینی را در ذیل خود داشت، به امضای آیتالله فاضل اعلام کرد با احترام به تمام نامزدها، هاشمی را ارجح میداند. مجمع روحانیون مبارز اما در دور دوم بر خلاف دور اول از هاشمی حمایت نکرد، موضع رسمی این تشکل سکوت در برابر نامزدها و دعوت به شرکت بود اگرچه برخی از اعضای آن همچون محتشمیپور موضعی تندتر گرفته و اعلام کردند که «نفیاً و اثباتاً در انتخابات شرکت نمی کنند.» سازمان مجاهدین انقلاب اما از این نیز پا را فراتر نهاد. بهزاد نبوی در مصاحبه با روزنامه سلام که یک روز پیش از انتخابات منتشر شد، گفت: «ما یک کاندیدای اصلی بیشتر نداریم که قطعاً انتخاب خواهد شد. تبلیغات موجود هم به نظر با 2 هدف دنبال میشود، اول بالا بردن آرای انتخابات، دوم شناساندن کاندیداهای دیگر برای مقاصد دیگری جز انتخاب آنها به عنوان رئیس جمهور.»
در نهایت انتخابات با کاهش حدود 4 درصدی مشارکت نسبت به دور قبل در تاریخ 21/3/1372برگزار شد. در این انتخابات 128 نفر ثبت نام کردند که در بین آنها 4 نفر تأیید صلاحیت شدند. در کل 33156055 نفر واجد شرایط شرکت بودند که از این تعداد 16796787 نفر معادل 66/50 درصد شرکت کردند. هاشمی رفسنجانی با 10566499 رأی (63درصد) اکثریت آرا را به خود اختصاص داد. دکتر احمد توکلی سردبیر اقتصادی روزنامه رسالت که جدی ترین رقیب هاشمی به شمار میآمد، با 4026879 رأی (97/23 درصد) در رتبه دوم قرار گرفت، جاسبی رئیس دانشگاه آزاد اسلامی 1498084 رأی (92/8 درصد) کسب کرد و رجبعلی طاهری مجری طرح سازمان صنایع دفاع هم 387655 رأی (31/2 درصد) را از آنِ خود کرد.اکبر هاشمی رفسنجانی در دوره اول خود، در رقابت با تنها رقیب که صرفاً جنبه احتیاطی داشت (دکتر عباس شیبانی)، با نزدیک به 15 و نیم میلیون رأی، 94 درصد آرای شرکتکنندگان و 51 درصد آرای کل واجدین شرایط (اعم از شرکتکنندگان و غایبان در انتخابات) را به دست آورده بود.
دلیل ریزش رأی هاشمی رفسنجانی
ریزش نزدیک به 5 میلیون رأی (نسبت به 15 میلیونی که هاشمی رفسنجانی در دور اول آورده بود )در شرایطی رخ داد که کارگزاران دولت پنجم مدعی بودند که رفاه و سازندگی، 2 ارمغان دولتشان است که سبب محبوبیت بیبدیل سردار آن شده است. این ریزش تنها متوجه آرای هاشمی نبود که در کل انتخابات نیز نمایانگر بود، بهطوری که میتوان گفت که مشارکت 50 درصدی مردم در این انتخابات، در طول 30 سال عمر انقلاب، هیچگاه در دیگر انتخاباتهای ریاست جمهوری تکرار نشده است.
پیام دیگر این انتخابات، آرای رقیب اصلی هاشمی بود. توکلی البته نتیجه این حضور خود را شکست نمیداند: «نتیجه کار بنده در آن سال نهتنها شکست نبود، بلکه یک نوع پیروزی بود؛ چرا که بعد از آن، به تدریج دوستان مجلس چهارم برای مقابله با اشتباهات اقتصادی- سیاسی اطرافیان رئیسجمهور وقت (که بعدها کارگزاران سازندگی نام گرفتند) اعتماد به نفس پیدا کردند.» پس از این انتخابات، وی برای ادامه تحصیل به انگلستان سفر کرد.
اما نگاه هاشمی به این رقیب پیش از انتخابات نیز جالب توجه است. دکتر علی لاریجانی در خاطرات خود از روز 29 دی ماه 1372، مینویسد: «یادم هست وقتی بحث ریاست جمهوری در ماهها پیش مطرح بود، روزی قبل از این که دولت تشکیل شود، با آقای هاشمی صحبت کردم که امروز آقای توکلی پیش من آمده و مصمم شده که در انتخابات شرکت کند. به آقای هاشمی گفتم ورود احمد توکلی رأی شما را کم خواهد کرد. آقای هاشمی پرسیدند مثلاً چقدر رأی میآورد. گفتم 2 یا 3 میلیون رأی دارد، خندیدند و گفتند 200، 300 هزار رأی هم ندارد! بعد معلوم شد چنین نیست... قبل از انتخابات ریاست جمهوری که طرحی در مورد ساماندهی افکار عمومی در مورد انتخابات را در دولت به عنوان وزیر فرهنگ مطرح کردم، نقد و بررسی زیادی شد.
سخن آقای غرضی (وزیر پست، تلگراف و تلفن) از همه جالبتر بود که گفتند آقای هاشمی احتیاج به طرح ندارد، همین الآن حدود 18 میلیون رأی مربوط به شماست، یک قدری کار کنیم، 20 میلیون رأی میشود!»
لاریجانی در بخش دیگری از خاطره همان روز درباره تحلیل دولت پس از انتخابات از علل ریزش آرای هاشمی مینویسد: «در حاشیه دولت برخی از دوستان عضو هیأت دولت درباره نحوه تعامل مجلس با دولت انتقاداتی داشتند. آقای محلوجی معتقد بود همین رفتار مجلس باعث شد که رأی آقای هاشمی در این دوره کم باشد. خیلی تعجب کردم که آرای آقای هاشمی را این قدر ساده مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است... این نتایج معلول امور مختلفی است، از جمله بیتوجهی به مشکلات مردم مثل گرانی، عدم توجه به افکار عمومی و کار با آن و برخی شعارهایی که آقای توکلی از آن بهره جستند و خیلی چیزهای دیگر و چندان ربطی به مواضع مجلس ندارد.»
تنفیذ رئیسجمهور
12 مرداد ماه رهبر انقلاب در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی موضوع عدالت اجتماعی را مورد توجه قرار دادند و فرمودند:«دولت عزیزمان برنامه اول را به اواخرش رساند و بزودى برنامه دوم را بعد از یکسال یا کمتر، شروع خواهد کرد اساس در نظام اسلامى، عبارت است از رفاه عمومى و عدالت اجتماعى. فرق عمده ما با نظامهاى سرمایهدارى همین است.»
ایشان به سازوکارهای نظام سرمایه داری اشاره کردند و فرمودند:«در نظامهاى سرمایهدارى، اساس، رشد اقتصادى و شکوفایى اقتصادى و ازدیاد و تولید ثروت است. هر که بیشتر و بهتر تولید ثروت کند، او مقدم است. آنجا مسئله این نیست که تبعیض یا فاصله پیش آید. فاصله در درآمدها و نداشتن رفاهِ جمع کثیرى از مردم، نگرانى نظام سرمایهدارى نیست. در نظام سرمایهدارى، حتى تدابیرى که ثروت را تقسیم کند، از نظر نظام سرمایهدارى، تدابیر منفى و مردودى است. نظام سرمایهدارى مىگوید: «معنى ندارد که ما بگوییم ثروت جمع کنید تا آن را از شما بگیریم تقسیم کنیم! این معنى ندارد. اینکه شکوفایى نخواهد شد!»
نظام اسلامى اینگونه نیست. نظام اسلامى معتقد به یک جامعه ثروتمند است، نه یک جامعه فقیر و عقبمانده. معتقد به رشد اقتصادى است؛ ولى رشد اقتصادى براى عدالت اجتماعى و براى رفاه عمومى، مسئله اول نیست. آنچه در درجه اول است، این است که فقیر در جامعه نباشد؛ محروم نباشد؛ تبعیض در استفاده از امکانات عمومى نباشد. هر کس براى خودش امکاناتى فراهم کرد، متعلق به خود اوست. اما آنچه که عمومى است مثل فرصتها و امکانات متعلق به همه کشور است و باید در اینها تبعیضى وجود نداشته باشد.»
ایشان ضرورت مقابله با ویژهخواری را مورد توجه قرار دادند و فرمودند: معنى ندارد که یک نفر پاى خود را بگذارد روى دوش مأمورین دولتى و با ترفند و خداى ناکرده با اِعمال روشهاى غلط، امتیاز بگیرد، رشدى افسانهاى بکند و بعد بگوید: «آقا، من ثروت را خودم به دست آوردهام.» در نظام اسلامى، چنین چیزى را نداریم. ثروتى که بر پایه صحیحى نیست، از اصل نامشروع است.»