تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۱۴۵۵۱۳
محمدمهدی میرباقری مقدمه: کاروان عظیم پیشرفت، تمدن و تکنولوژی در راستای تحقق وصول به رفاه، آسایش و آرامش فردی و اجتماعی با شتابی روزافزون در حرکت است. با نگاهی گذرا به ابداعات، اختراعات و اکتشافات بشر در گستره های گوناگون می بینیم که انسان توانسته است با نیروی عظیم خلاق و کاوشگر خود ریشه بسیاری از مجهولات را بخشکاند. گرچه باید اعتراف کرد که هنوز مجهولات فراوانی در پیش روی اوست که سزاوار است به معلوم تبدیل شود. مباحث این نوشتار در مقام پاسخگویی به پرسش هایی است که پیرامون رابطه دین و تکنولوژی مطرح می شود. آیا مطلقاً دین تکنولوژی را تأیید می کند و با آن سازگار است و یا مطلقاً ناسازگار است؟ و یا در مواردی با یکدیگر سازگار و در جاهایی همدیگر را نفی می کنند؟ اینک با هم مطلب را از نظر می گذرانیم.

تعامل دین و تکنولوژی
سؤال اصلی مورد بحث این است که آیا دین اقتضاء خاصی نسبت به تکنولوژی دارد یا به عکس؟ آیا تکنولوژی، دین و فرهنگ خاصی را همراه می آورد؟ نخست لازم است یادآور شوم که همه ما اکنون با امری جدی به نام تکنولوژی مدرن رو به رو هستیم، که تمام عرصه ها و اوقات زندگی انسان را تحت تاثیر قرار داده است. کم تر عرصه ای از زندگی انسان است که در آن آثار فن آوری جدید به چشم نخورد. پدیده ای که با آن مواجه هستیم، مدعی است که آینده نویدبخشی را برای بشر پیش بینی و تامین می کند. بشر با گسترش فنون مختلف به اصطلاح مدرن توانسته است به تولید طبیعت جدید از طریق شیمی حیات دست یافته و تکنولوژی حیات، بیوشیمی و بیوتکنولوژی و مانند این ها طبیعت ها، انرژی ها و محصولات جدیدی را در اختیار بشر قرار دهد. انرژی هایی که قبلا شناخته شده نبود و توانسته است محصولات جدیدی را تولید کند. گاهی سرعت تولید مواد جدید به حدی زیاد است، که در هر روز قریب به هزار نوع ماده جدید تولید می شود. این پدیده نو توانسته است با ایجاد ابزار جدید، توسعه ارتباطات و ارتباطات الکترونیکی را در دنیای جدید سامان دهی نموده و تصرفات فراوانی که با آن روبه رو هستیم؛ به همراه آورد. این تکنولوژی با عرصه ها و ساحت های گسترده ای که دارد، زمینه های مختلف را تحت تأثیر قرار داده است؛ از جمله ایجاد و پردازش در اطلاعات و نظام اطلاعات جدید و امثال این ها، مدعی است که برای آینده بشر می تواند امنیت و رفاه و آزادی بیشتر را به ارمغان آورد و آن دغدغه های قدیمی و کهن بشر را مرتفع کند. به طور طبیعی می بایستی اندیشمندان و متفکرین دنیای اسلام موضع خویش را با این تکنولوژی مدرن روشن کرده و توضیح دهند که آیا این تکنولوژی و ره آورد جدید بشری را به رسمیت می شناسند، یا خیر؟ آیا تعارض بین این تکنولوژی و فن آوری های جدید و دین وجود ندارد؟ و سؤال های فراوان دیگری که پیش روی متفکرین دنیای اسلام است؛ که به ناچار می بایست به این سؤال ها پاسخ روشنی بدهیم. البته معنی این که ما ناچار هستیم که نسبت خودمان و اسلام را با دنیای مدرن و از جمله تکنولوژی و فن آوری های مدرن ترسیم و روشن کنیم، فقط از این زاویه نیست؛ که این دنیای مدرن در حال جهان گشایی است و به جغرافیای دنیای اسلام هجوم آورده است؛ بلکه از این جهت است؛ که ما مدعی یک تمدن جدید هستیم؛ و در این تمدن جدید باید نسبت خودمان را با این محصولات بشری به روشنی تبیین کنیم. بنابراین تحلیل تکنولوژی مدرن و شناخت و تبیین نسبت آن با تمدنی که ما مدعی آن هستیم، یک ضرورت برای ما در مسیر دست یابی به تمدن جدید است. آیا تمدنی که ما مدعی آن هستیم همین فنون مورد استفاده بشر است و تنها مسیر استفاده آن تغییر می کند، یا این فنون و تکنیک های جدید، ابزار دست یابی به تمدن دینی نیستند؟ آیا می خواهیم، آنها را به طور کلی از عرصه حیات بشر حذف کنیم، یا می خواهیم از بین آن ها متناسب با شرایط فرهنگی و اقلیمی خودمان گزینش کنیم و به طور کلی این تکنولوژی را در یک تکنولوژی جدید منحل و تبدیل کنیم؟ پاسخ به مجموعه این سؤالات نه از موضع ضعف بلکه به خاطر این رویکرد است، که ما مدعی یک تمدن جدید هستیم و این تمدن جدید یکی از موضوعات جدی ای که باید حل و فصل کند و از برخورد ابهام آمیز با آن اجتناب کند؛ همین مساله تکنولوژی و فن آوری های مدرن است. بیش از این لازم به توضیح نیست که برای دست یابی به یک تمدن جدید ما نیاز به یک سلسله ساز و کارها و فن آوری ها داریم.
حال سؤال این است، که آیا این فن آوری هایی که ما در راه نیل به مقاصد و آرمان های خود به کار می گیریم، همین تکنولوژی مدرن است؛ یا چیز دیگری است؟ آیا این تکنولوژی مدرن اصولا بار ارزشی و فرهنگ خاصی را به همراه دارد یا نه ضرورتاً حامل یک فرهنگ خاصی نیست و می توان همین تکنولوژی را در فرهنگ های مختلف به کار گرفت بدون این که تاثیر منفی بر آن فرهنگ ها داشته باشد؟ برای تبیین موضع ضروری است که هم تکنولوژی و هم دین را تعریف نموده و بشناسیم؛ تا بگوئیم تعامل بین دین و تکنولوژی چگونه برقرار می شود. بدون تبیین منظور از این دو تعریف، نسبت بین این دو مقوله ممکن نیست. در واقع بسیاری از اختلاف نظرهایی که در پاسخ به این مسأله که موضع دین نسبت به تکنولوژی چیست؟ ناشی از اختلاف نظر در فهم و تبیین دین و تکنولوژی است. بنابراین به طور مختصر نگاه خود را نسبت به این دو مقوله تبیین می کنیم.
نگاه به دین
در نگاه به دین گاهی دین را به یک سلسله اعتقادات و دستورات اخلاقی و یک سلسله احکام تفسیر می کنید. و به ویژه در توضیح چارچوبه این اخلاق و اعتقادات و احکام هم به معارف دینی موجود بسنده می کنید. یعنی دین را به اخلاق، اعتقادات و احکام فقهی خلاصه می کنید این یک نگاه نسبت به دین است. نگاه دیگر نسبت به دین این است که حتی از این هم دین را حداقل تر کنید. و معتقد باشید، که آنچه در عرصه معارف دینی ما موجود است ضرورتاً تمامی آن مربوط و منسوب به دین نیست. بلکه بسیاری از آموزه هایی که در معارف دینی ما موجود هستند، جزو اجزاء ذاتی دین نیستند. اجزاء ذاتی دین بسیار محدودتر از همین معارف و آموزه هایی است، که در حوزه های معرفت دینی تبیین شده است. لذا به یک دین حداقلی محض می رسیم؛ دینی که هم در عرصه اعتقادات و هم در عرصه اخلاق حداقلی است هم چنانکه برخی مدعی آن هستند. نگاه دیگر هم در باب دین هست و آن این که دین را طریق جریان سرپرستی خدای متعال در مسیر تکامل بشر و تاریخ بشری و ابزار سرپرستی تکامل بشر درهمه عرصه های حیات بدانیم. با این دیدگاه دین ابزار جریان هدایت الهی برای سرپرستی بشر به سمت قرب و ابزار هدایت بشر به سمت تکامل و توسعه قرب و تکامل بندگی خدای متعال است. بنابراین دین صرفاً یک سلسله اعتقادات، احکام واخلاق نیست و تنها عرصه حیات فردی انسان را پوشش نمی دهد بلکه همه عرصه های حیات انسان را درمسیر قرب خدای متعال سرپرستی می کند. به تعبیر دیگر دین به مجاری ولایت و ربوبیت خدای متعال بر حیات بشر تبیین وتفسیر می شود که طبیعی است اخلاق، اعتقادات و رفتار انسان را در همه عرصه های حیات انسانی اعم ازفردی و جمعی تحت تدبیر و پوشش قرار می دهد. اگر دین را از منظر بالا نگاه کنیم و در قوس نزول مورد توجه قراردهیم جریان ولایت الهی درهمه عرصه های حیات می خواهد بشر را به سمت توسعه بندگی خدای متعالی سرپرستی کند؛ تا جایی که حتی تکون اعمالی و اورادی کلها ورداً واحداً و حالی فی خدمتک سرمدا.
اگر قرار است، جریان توحید و پرستش، خضوع، خشوع و تذلل فقط برای خدای متعال در همه عرصه های زندگی بشر جاری شود؛ طبیعی است مناسکی برای بندگی درعرصه های مختلف حیات اجتماعی، فردی، عرصه روح و روان، ذهن و اندیشه و رفتار عینی انسان تبیین شود، که در این صورت همه تحت ولایت و سرپرستی دین قرار می گیرند. اگر از منظر خودمان یعنی درقوس صعود به دین نظر افکنیم دینداری ما تولی به ولایت الهیه درهمه عرصه های حیات است. دین جریان ولایت و تولی است. باطن دین چیزی جز جریان ولایت الهیه نیست. آداب فقهی و احکام و مناسک اخلاقی، و عملی و حتی اعتقادات، مناسک جریان ولایت خدا درعرصه حیات انسان هستند. دین با این نگاه یک مفهومی وسیع تر از صرف اخلاق، اعتقادات و احکام پیدا می کند، آن هم اخلاق و اعتقادات و احکام درعرصه حیات فردی انسان.
نگاه به تکنولوژی
نگاه به تکنولوژی را هم یک بار فقط به عنوان ابزار تولید محصول خاص تعریف می کنید؛ ابزاری که منابع را به یک محصول خاص تبدیل می کند؛ مثل تکنولوژی که به وسیله آن اتومبیل، صنایع و محصولات الکترونیکی جدید تولید می شود به این تکنولوژی می گویند. یعنی تکنولوژی را به ماشین آلات تفسیر می کنید. این یک نگاه به تکنولوژی است. که بگوییم تکنولوژی یک سلسله ماشین آلاتی هستند؛ که وسیله تبدیل منابع به یک محصول خاص هستند. مثلا ماشین لباسشویی تولید می کنند محصولات ماشینی که مورد نیاز بشر امروز است و درزندگی بشر امروز به کار می آید، را تولید می کنند. این یک معنای از تکنولوژی است واین یک منزلت از تکنولوژی هم هست. یک بخش از فن آوری هایی که باید موضوع بحث و مورد توجه قرارگیرد و نسبت آن با دین تبیین بشود همین ماشین آلات مدرن هستند و محصولات صنعتی مدرن را تولید می کنند، باید روشن شود که این ها چه نسبتی با دین دارند؟ و هم چنین محصولاتی صنعتی جدید، محصولات ماشینی جدید، چه نسبتی با دین برقرار می کنند؟ این یک بخش و یک سطح از تکنولوژی است، ولی تکنولوژی دراین خلاصه نمی شود هم چنان که در ادبیات علمی معاصر هم تکنولوژی را فقط به این معنا به کار نمی برند. تکنولوژی دو سطح دیگر هم دارد: یک سطح از تکنولوژی ابزار طراحی و مهندسی است. که تولید محصول خاص را طراحی و مهندسی می کند؛ یعنی طراحی تکنولوژی به مفهوم مهندسی طرح و طراحی کردن تکنولوژی به معنی ماشین آلات صنعتی منزلت دیگری از تکنولوژی است.
تکنولوژی به این معنا یک نرم افزار است. صرفاً سخت افزار نیست. این هم منزلتی از منزلت تکنولوژی است که در اصطلاح امروز جزو تکنولوژی و فن آوری و فنون عملی که درزندگی بشر جاری می شوند به حساب می آید دایره این فن آوری یک مقدار وسیع تر از تکنولوژی به مفهوم قبل است. درتکنولوژی به مفهوم قبل شما ماشین آلاتی دارید؛ که منابع خاصی را صرفاً به یک محصول خاص تبدیل می کنند. فرض کنید کارخانه ای دارید که کارخانه تولید تلفن همراه است و کارخانه دیگری که کارخانه تولید ماشین لباسشویی است. این کارخانه و این سخت افزاری به راحتی نمی تواند محصول دیگری را تولید کند. ابزاری برای تولید محصول خاص و تبدیل منابع خاص به یک محصول خاص است ولی دامنه مهندسی طرح از این وسیع تر است. یک نرم افزاری است که درطراحی های گوناگون به کار می آید. یک مقدار انعطاف پذیری وسیع تر و گسترده تری دارد.
از این مرحله بالاتر ابزار تولید این نرم افزار است. یعنی شما طراحی و مهندسی طرح دارید، خود این مهندسی طرح تابع روشی که از آن روش تولید معادلات و علوم کاربردی است. تولید می شود خود آن روشی که روش تولید معادله و علوم کاربردی است. آن هم بخشی از فن آوری و تکنولوژی جدید. بلکه تکنولوژی اساسی و محوری است. فن آوری اساسی است که حاکم بر مهندسی طرح و طبیعتاً حاکم برماشین آلات و محصولات آن هاست. یعنی مجموعه محصولات صنعتی مدرن که در زندگی بشر به کار می آید و حتی خدمات رسانی مدرن تابع مهندسی طرح ها و مهندسی طرح ها تابع روش تولید معادلات و روش تولید این مهندسی هستند. آن روش ها هم جزو فنون و تکنولوژی به حساب می آیند به این معنا تکنولوژی مفهوم عامی پیدا کرده و مجموع فنون عملی را تحت پوشش قرار می دهد. آن اصطلاحی هم که اکنون درباب تکنولوژی به کار می رود معمولا همین معنای عام را درنظر دارد.
مراد ازتکنولوژی فقط ناظر بر ماشین آلاتی که ابزار تولید محصول خاص هستند و منابع و مواد اولیه ای را به یک محصول خاص تبدیل می کنند، نیست؛ بلکه مجموع فن آوری هایی که درتولید خدمات و کالا به کار می روند و بالاتر، فن آوری هایی که در مهندسی طرح اعمال می شوند و بلکه مجموع فن آوری هایی که خود توسعه مهندسی طرح و توسعه معادلات و علوم کاربردی به وسیله آن ها اتفاق می افتد به نام تکنولوژی نامیده می شوند، که در این اصطلاح بین تکنولوژی و علم ارتباطی تنگاتنگ برقرار می شود. اگر شما تکنولوژی را به این معنا تعریف کنید و دین را با آن نگاه عام و جامع بنگرید؛ طبیعی است، که نوع ارتباطی که بین تکنولوژی و دین تعریف می کنید با نگاه حداقلی به دین و محدود کردن تکنولوژی صرفا به ماشین آلات، کاملا متفاوت است. ماشین آلات صنعتی که تولید یک سلسله کالاهای صنعتی می کنند. این نگاه ها کاملا بر موضع گیری و موقفی که ما تبیین می کنیم، تأثیرگذار است. بر این اساس اگر تکنولوژی را شامل این سه سطح ببینید و برای دین هم یک مفهوم عام تبیین کنید طبیعی است، بین این دو تعاملی ضروری و جدی برقرار می شود؛ یعنی بی تردید بین دین و تکنولوژی ارتباط قطعی و جدی برقرار می شود. لذا نمی توان گفت دین ارتباطی با تکنولوژی ندارد و یا تکنولوژی ارتباطی با دین ندارد. تکنولوژی می خواهد مجموع فنون عملی ای را که زندگی عملی انسان را تبیین و سازوکار زندگی عملی انسان را هدایت و رهبری می کند؛ فرا بگیرد و دین هم برای همین کار آمده است. دین را شما به یک معنویت مبهم تعریف نمی کنید. دین را صرفا به یک معرفت دینی محدود، تبیین نمی کنید بلکه دین را جریان ولایت الهیه می دانید؛ که همه عرصه های حیات را تحت پوشش قرار می دهد و می خواهد همه عرصه های حیات را در مسیر قرب و بندگی خدای متعال سازماندهی کند و تکنولوژی هم مجموعه فنون عملی است که می خواهد همه عرصه های حیات بشر را تحت پوشش قرار داده و سازماندهی کند. با این نگاه تعامل جدی بین دین و تکنولوژی پیدا می شود که باید توضیح دهیم که این تعامل چیست؟
چگونگی تعامل دین و تکنولوژی
بنابراین تعریف و تبیین اولیه ای که باید نسبت به دین و تکنولوژی داشته باشیم. براساس این نگاه است که این صورت مسئله ها پاسخ پیدا می کند. آیا ما می توانیم در دست یابی به یک تمدن جدید از این تکنولوژی استفاده کنیم؟ یا این تکنولوژی ابزار دست یابی به یک تمدن جدید نیست؟ آیا ما باید مدعی تمدن جدید باشیم یا نباشیم؟ این ها صورت مسئله هایی است که موضع ما را در ارتباط با دین و تکنولوژی تبیین می کند. بر همین اساس من ابتدا به سه نوع موضع گیری که نسبت به تکنولوژی وجود دارد اشاره می کنیم و در بین این سه نظریه دیدگاه مورد نظر را بیشتر تبیین می کنیم. با توجه به مقدمات مذکور سه دیدگاه کلی نسبت به تکنولوژی وجود دارد. یک رویکرد این است که تکنولوژی فن آوری جدید، فن آوری مطلوب است و نقطه ضعف و کاستی دارد که باید در دل خودش رفع شود. در همین مسیر توسعه تکنولوژی است که باید تکنولوژی را بهینه و نقطه ضعف هایش را مرتفع کنیم. بنابراین ما در مواجهه با این تکنولوژی باید تکنولوژی مدرن را بپذیریم، بلکه سعی کنیم به قافله بشری برسیم و شتاب بگیریم و حتی اگر بتوانیم از قافله کنونی سبقت بگیریم، یعنی به تعبیر دیگر ما می بایست تکنولوژی مدرن را به رسمیت شناخته و از آن تبعیت کنیم. یکی از کشورهای به اصطلاح توسعه یافته و پیشرفته را پیش روی خودمان قرار داده و سعی کنیم همانند آن ها به تکنولوژی مدرن دست یابیم. فرض کنید کشوری مثل ژاپن را به عنوان ایده ال خود بشناسیم و سعی کنیم به فن آوری هایی که ژاپن به آن دست یافته است، نائل شویم.
نگاه دوم این است که می بایست تکنولوژی را بومی کنیم؛ یعنی تکنولوژی مدرن را بیاوریم و از بین تکنولوژی ها گزینش کرده و آن تکنولوژی را با شرایط اقلیمی و جغرافیایی و فرهنگ خودمان سازگار کنیم.
بنابراین ما باید در تکنولوژی مدرن تصرف کنیم و آن را با فضای فرهنگی و اقلیمی مان هماهنگ کنیم. دیدگاه سوم این است، که می بایست دنبال تولید تکنولوژی جدید باشیم و سعی کنیم که تکنولوژی کنونی را در یک فرایند تاریخی در تکنولوژی منظور نظر خودمان منحل کنیم. این سه تا دیدگاه است. این دیدگاه ها گاهی ضرورت های عملی را توضیح می دهند که چرا ما باید در تکنولوژی تابع دنیای غرب باشیم و یا باید از تکنولوژی غرب گزینش و انتخاب کنیم؟ یا این که باید تکنولوژی جدید و فن آوری جدیدی را تولید کنیم؟ یک سلسله ضرورت های عملی را گاهی توضیح می دهند که ما اضطرارهای عملی داریم که این اضطرارهای عملی ما را مجبور به این موضع گیری می کند. گاهی اوقات، بیش ازاین است یعنی صرفا این نیست، که اضطرار عملی را توضیح دهند. بلکه بحث های ارزشی را هم مطرح می کنند. یعنی مدعی هستند که این تکنولوژی موجود جزو بایسته های حتی جامعه دینی ما است، یا خیر؟ بایسته ما ایجاد یک تکنولوژی جدید است. ما ازهر دو زاویه بحث را پی گیری می کنیم. کسانی که مدعی هستند که ما باید تکنولوژی مدرن را به رسمیت بشناسیم و از غرب در تکنولوژی تبعیت کنیم ادله ای دارند که درواقع ادله عملی است. می گویند اولا این یک راهی است که بشریت طی کرده و به یک نقطه ای رسیده است. شما هرگز نمی توانید از نقطه صفر شروع کنید و به یک تکنولوژی مدرن دست یابید و امکان آن در فضای کنونی فراهم نیست. از سوی دیگر حرکت از نقطه صفر معقول نیست و ثانیا شما مقدورات و امکانات چنین چیزی را ندارید؛ فرض کنید بخواهید در دنیای کنونی بروید به طرف تولید تکنولوژی از نقطه صفر شروع کنید. اختلاف موجود بین کشورهای توسعه یافته و نیافته به تعبیر و ادبیات امروز، بین کشورهای شمال و جنوب و محدودیت مقدوراتی که کشورهای توسعه نیافته و یا کشورهای قطب جنوب دارند، به آنان اجازه نمی دهد، دنبال تولید فن آوری جدید رفته و بتوانند یک فن آوری جدیدی که قادر باشد با فن آوریهای مدرن رقابت کند دست یابند. اختلاف فاصله بین این کشورها و ضعف مقدورات شان چنین چیزی را ممتنع می کند. ببینید این درواقع یک نگاه عملی است. می گویند در عمل شما مجبور به تکنولوژی هستید و نمی توانید تخلف از آن داشته باشید. ضعف مقدورات شما، اختلافی که بین آن ها و شما است؛ میزان مقدوراتی که برای رقابت با تکنولوژی موجود لازم است در اختیار شما نیست. بنابراین شما نمی توانید تکنولوژی موجود را شکست دهید یا از آن سبقت بگیرید یا چیزی در عرض آن تولید کنید؛ شما مجبورید همان را به رسمیت بشناسید. علاوه بر آن که تکنولوژی موجود امتحان خودش را داده است، یک سلسله مراحلی را از سر گذرانده و چالش هایی را پشت سر گذاشته است. این یک راه آسفالت شده کاملا روشن و شناخته شده و علامت گذاری شده ای است که شما این راه را باید طی کنید و اگر این راه را طی کنید از یک سلسله مقدورات و امکاناتی برخوردارید که دیگران تجربه اش را پشت سر گذاشته اند. بنابراین این یک جاده همواری است که بشر قرن ها آن را تجربه کرده است.
شما اگر بخواهید یک راه جدیدی را در عرصه تکنولوژی بروید که یک راه نرفته و تجربه نشده است. قطعا با یک امتحانات و چالش های سنگین روبه رو خواهید بود و علاوه بر این که مقدورات چنین چیزی را ندارید، و دنیای مدرن اجازه چنین کاری را به شما نخواهد داد. این یک سلسله مبانی عملی است که پیش رو طرح می کنند. از نظر ارزش هم مهم ترین مسئله این است که مدعی هستند که تکنولوژی مدرن هیچ بار ارزش خاصی ندارد؛ یعنی این طور نیست که تکنولوژی با خودش فرهنگ، ارزش و اعتقادات خاصی را به دنبال بیاورد بلکه از این ناحیه پدیده ای خنثی است. شما هستید که در عمل به او بار ارزشی می دهید، او را در مسیر خاص و برای اهداف خاص به کار می گیرید. البته گروهی که این اندیشه دوم را ندارند، متوجه هستند که تکنولوژی مدرن فرهنگ و اخلاق خودش را می آورد و فرهنگ و اخلاق زیباشناسی و سایر شئون حیات اجتماعی تأثیرگذار است. اینها معتقدند وقتی که تکنولوژی مدرن می آید بافت نیروی انسانی را همراه با خودش تغییر می دهد. اندیشه ها و رفتار انسان را تحت تأثیر قرار می دهد. متوجه این نکته هستند، اما فقط به این ضرورت ها تکیه می کنند. می گویند شما ناچار در تبعیت از این تکنولوژی هستید، علاوه بر این که می دانید بعضی ها چون در دین حداقلی هستند و یا به دینی معتقد نیستند، معتقدند که این ارزش هایی که تکنولوژی مدرن به دنبال خود می آورد ارزش های بدی نیست. چه اشکالی دارد که این ارزش ها هم وارد فضای جامعه ما بشود. پس بین این ها باید تفکیک کنیم. گاهی بحث بر سر این است که آیا تکنولوژی مدرن حامل ارزش و فرهنگ و مبانی نظری خاصی است و وقتی وارد جامعه ای می شود با خودش فرهنگ و اخلاق خودش را می آورد یا نمی آورد؟ آیا تکنولوژی صرفا یک پدیده خنثایی است که در اختیار شما قرار می گیرد و شما هستید که از آن استفاده می کنید یا وقتی می آید اقتضائات خودش را بر شما تحمیل می کند؟ اساسا تکنولوژی اقتضایی دارد یا ندارد؟ این اقتضا، اقتضای فرهنگی و ارزشی خاصی است، می شود بار ارزشی روی آن گذاشت و گفت از نظر ارزشی یک تکنولوژی مطلوب یا منفی است یا نه بار ارزشی ندارد؟ این یک مسئله است. مسئله دیگر این است که حالا بر فرض این که تکنولوژی یک بار ارزشی منفی داشته باشد آیا شما چاره ای در مقابل تکنولوژی مدرن جز تسلیم شدن دارید یا نه؟ گروهی هستند که معتقدند تکنولوژی بار ارزشی خاص خودش را دارد ولی مطلوب است و باید او را به رسمیت بشناسید. ارزش هایی هم که به دنبال خودش می آورد، ارزش های مطلوبی است.
دین هم به این عرصه ها اصلا کاری ندارد. عرصه حیات اجتماعی بشر عرصه دین نیست. در مقابل گروهی معتقدند که تکنولوژی اصولا ارزش خاصی را با خودش نمی آورد. یک ابزار خنثایی است، کارآمدی هایی را در اختیار شما قرار می دهد، شما می توانید آن را در مسیر ارزش های خودتان استخدام کنید. بار ارزشی خاصی ندارد. گروهی هم معتقدند که خیر، بار ارزشی خاص دارد و آن هم منفی است ولی شما در مقابل یک امر قاهری واقع شدید که چاره ای جز تبعیت از آن ندارید. رویکرد دیگر آن است که تکنولوژی بار ارزشی خاص ندارد ولی اقتضائات خاص خودش را دارد که شما باید تلاش کنید تکنولوژی مدرن را با اقتضائات اقلیمی و فرهنگی خودتان هماهنگ کنید.
نگاه دیگر هم این است که تکنولوژی بار ارزشی و فرهنگی خاص خودش را دارد و این بار ارزشی هم بار ارزشی مثبت نیست و به همین دلیل شما می بایست تکنولوژی را در یک فرآیند تکنولوژی مدرن منحل کنید.          ادامه دارد...