تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۱۴۶۶۶۱
محمد محمدی مقدمه: قرآن افزون بر شگفت آفرینى در بعد محتوایى بخاطر داشتن برخى دیگر از ویژگى ها منحصر به فرد است. یکى از ویژگى هاى شگفت قرآن جاذبه و جذابیت آن است. جاذبه قرآن به قدرى دلکش و فریباست که روح و روان آدمى را نه شیفته بلکه عاشق بى قرار و واله خود مى سازد. هر کس که چنین جذبه و جاذبه اى را تجربه کرده و با تمام وجود و جانش آن را لمس کرده مى‌داند این جذبه چیست ، هر چند قادر به توصیف آن نباشد. استاد مطهری در دوران حیات پرنشیب و فراز خود توفیق بازکاوی و بررسی مسائل دینی در عرصه‌های مختلف اعم از فلسفه ،کلام، فقه، تاریخ و سیره، اخلاق و از جمله مسائل و مباحث قرآنی را پیدا کرد. مباحث قرآنی ایشان عمدتاً در آثار کلامی نظیر کتاب وحی و نبوت، هشت جلد کتاب با عنوان «آشنایی با قرآن» و بخشی از مباحث کتاب «خدمات متقابل ایران و اسلام» انعکاس یافته که از اشتیاق وافر ایشان به مباحث قرآنی حکایت دارد . در همین مورد با حجت الاسلام والمسلمین دکتر علی نصیری، از قرآن پژوهان برجسته کشور و مؤلف ده ها کتاب و مقاله همچون «رابطه متقابل قرآن وسنت»، «مکتب تفسیری صدرالمتألهین» ترتیب دادیم که می‌خوانید:

*  شهید مطهری چه مقدار به قرآن اهمیت داده است؟
** اگر بتوانیم آثار شهید مطهری را ناظر به چند حوزه از مطالعات دینی و اسلامی همچون فلسفه، کلام، اخلاق، سیره و... ارزیابی کنیم، قطعاً یکی از این حوزه‌های مورد نظر استاد شهید ، قرآن و مطالعات قرآنی است. به گونه‌ای که هشت جلد از آثار ایشان تحت عنوان «آشنایی با قرآن» به بررسی و تفسیر سوره‌هایی از قرآن اختصاص یافته است.
استاد بر اساس آنچه در این کتاب‌ها آمده حدود بیست سوره از سوره‌های قرآن شامل سوره حمد، آیاتی از سوره انفال، توبه، نور، زخرف، دخان، جاثیه ، فتح، قمر، حدید، حشر، ممتحنه، صف، جمعه، منافقون، تغابن، طلاق، تحریم، ملک و قلم را تفسیر کرده است.
استاد مطهری علاوه بر اینکه آثاری مستقل در زمینه قرآن و تفسیر داشت، در سایر آثار خود بویژه آثار کلامی همچون کتاب‌های وحی و نبوت ، به صورت مکرر و پیوسته از آیات قرآن برای اثبات مبانی کلامی متقن اسلامی یا نقد تفکرات رقیب استفاده می‌کرد که نشان از حضور پررنگ قرآن در تفکرات و اندیشه‌های ایشان دارد.
* مطهری دراصلاح جامعه و فرد، چگونه از قرآن استفاده کرد؟
** در روایات معصومان(ع) بر ضرورت زمان شناسی عالمان دین تأکید فراوان شده است. امام صادق(ع) در روایتی معروف فرمود : «العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس ».
بر عالم آگاه به زمان حوادث و رخدادها مشتبه نمی‌شود.»
بی‌گمان هر کس که با تاریخ تحولات فکری ایران در سال‌های پیش از انقلاب آشنا باشد، با قاطعیت ادعا خواهد کرد که شهید مطهری از شمار اندک اندیش‌ورانی بود که با درایت قابل تحسین ، نیازها و ضرورت‌های عصر خود و چگونگی پاسخگویی به این نیازها را می‌شناخت. هجرت از قم به تهران، حضور فعال و تأثیرگذار در دانشگاه تهران، همراهی در بنیانگذاری حسینیه ارشاد، تألیف و آثاری گاه در سطح عموم همچون داستان راستان و نقش آفرینی در انقلاب اسلامی ایران از جمله شواهدی است که به خوبی مدعا را اثبات می‌کند.
رویکرد نسبتاً گسترده شهید مطهری به قرآن حکایت از همین روحیه زمان‌شناسی او دارد. او در آثار خود اذعان می‌کند که هیچ بیانی و پیامی به مشابه بیان قرآنی برای تأثیرگذاری در روح و روان مخاطبان تأثیرگذار نیست.لذا استفاده از قرآن را بهترین مورد راه اصلاح جامعه می‌دانست.
* چرا ایده های فلاسفه را بهترین راهکارمعرفی نکرد؟
** شهید مطهری فلسفه و مباحث فلسفی را خشک، بی‌روح و فاقد قدرت حیات‌بخشی می‌داند. به عنوان نمونه ایشان در بیان تفاوت تصویری که فلسفه از خداوند می‌سازد با تصاویری که قرآن از خداوند ارائه کرده معتقد است که خدایی که فلاسفه الهی همچون ارسطو و افلاطون معرفی می کنند یک موجود خشک بی‌روح است.
شهید مطهری در همین مورد گفته است که فلاسفه نهایتاً علة العلل را اثبات می کنند.
شهید مطهری در تفسیر قرآن خود اینگونه می‌آورد که خدایی که انبیاء و قرآن به بشر معرفی می‌کند جاذبه دارد، جمیل است، زیباست، شایسته است که محبوب و مطلوب بشر قرار بگیرد. از نظر شهید مطهری قرآن به گونه‌ای خدا را به انسان می‌شناساند که در انسان نوعی اشتعال ایجاد می‌شود یعنی انسان برافروخته می‌شود، در او عشق و حرکت به سوی آن خدا به وجود می‌آید.
به اعتقاد مطهری ارسطو قادر نیست که خدا را به این شکل به بشر بشناساند. نهایت تصویری که آنها می دهند «علة العلل» است. اما آن خدایی که ما در قرآن آمده غیر از اینکه علة العلل است به تعبیر قرآن «الاول»؛ یعنی اول مطلق است و همه چیز از آنجا پیدا شده، و نیز «الاخر» است یعنی آن که باز به تعبیر قرآن همه اشیاء طبعاً به سوی او بازگشت می‌کنند و به سوی او می‌روند و نهایت همه چیز به سوی اوست.
* به چه علت شهید مطهری، درس تفسیر قرآن به صورت مستقل را آغاز کرد؟
** اول اینکه مطهری قرآن را تمدن‌ساز می‌دانست و ثانیاً شهید مطهری در سال‌هایی به کار تحقیق، تدریس و تبلیغ مشغول بود که موج مخالفت حکومت وابسته پهلوی با اسلام از یک سو و موج کاذب و پرجاذبه مارکسیسم از سویی دیگر، بنیادهای عقیدتی عموم مردم و اقشار فرهیخته بویژه دانشگاهیان را در معرض خطر جدی قرار داده بود . خطر مارکسیسم و اندیشه‌های مارکسیستی چنان جدی بود که باعث گرایش جمعی قابل توجه از جوانان و فرهیختگان آن عصر و شماری از مبارزان به این مکتب الحادی شد. انحراف گروه مجاهدین خلق و پیدایش گروه فرقان زاییده این پدیده بوده است.
حرکت سیاسی امام خمینی با هدف براندازی حکومت پهلوی و حرکت علمی و فکری علامه طباطبایی با تدوین کتاب‌های خاص فلسفی همچون اصول فلسفه و روش رئالیسم و تربیت شاگردان، تلاشی بود که برای مقابله با این دو جبهه انجام می‌گرفت.
در چنین حال و هوایی شهید مطهری بسان سنگربانی خستگی‌ ناپذیر که در متن این تحولات، آن هم در تهران و در دانشگاه حضور داشت ، به خوبی با این آفات و خطرات آگاهی داشت و درست به همین خاطر تمام جد و جهد خود را برای مقابله با آنها به کار گرفت و با بیان و قلم خود با آنها به مبارزه برخاست و سرانجام در همین راه بدست گروه منحرف فرقان به شهادت رسید.
در چنین شرایطی که توفان‌های سهم آسای دشمنان مغرض و دوستان جاهل، صدمات جبران ناپذیری به پیکره دین و باورهای مردم می‌زد، طبیعی است که استاد شهید مطهری یکی از مؤثرترین راه‌ها برای مقابله با این خطرات را پناه آوردن و بهره جستن از قرآن و نشر معارف این کتاب نور و هدایت میان عوام و خواص می‌دانسته است.
درست به همین خاطر تدریس تفسیر قرآن برای دانشگاهیان و عموم مردم که در مسجد الجواد(ع) و در منطقه قلهک تهران که در طی چند سال متوالی در دهه پنجاه شمسی انجام می‌گرفت، در دستور کار شهید مطهری قرار گرفت.
وی در این مدت توفیق ارائه نیمی از تفسیر قرآن را یافت و قصد داشت از این مباحث به عنوان مقدمه‌ای برای تدوین یک دوره تفسیر موضوعی جامع بهره گیرد.
بدون تردید شهید مطهری پس از رها کردن دانشکده الهیات و برخی دیگر از اشتغالات و با پدید آمدن فضای بسیار مناسب و مساعد با پیروزی انقلاب اسلامی، مجالی مناسب یافته بود که اندیشه‌های قرآنی خود را توسعه و تعمیق بخشد، اما دست ننگین تاریک دلان مانع تحقق این آرمان بلند شد.