ارتقای یک نظم بینالمللی عادلانه و پایدار
تعامل ما یک نظم بینالمللی عادلانه و پایدار را پیریزی خواهد کرد- زیرا این تعامل موجب پیشبرد منافع متقابل میشود، از حقوق همه ما حمایت میکند و کسانی را که به مسئولیتهایی خود جامه عمل نمیپوشانند، پاسخگو میشمارد. از این جهت این یک نظام پایدار خواهد بود که بر اساس معیارهای مشترک بنا نهاده شده و اقدامی جامع برای رسیدگی به چالشهای مشترک را به ارمغان میآورد.
همانگونه که بعد از جنگ جهانی دوم عمل کردیم، باید نظام بینالمللی قانونمداری را پیگیری کنیم که بتواند منافع خود ما را با خدمت به منافع متقابل به پیشببرد. نهادهای بینالمللی باید کارآمدتر بوده و نماینده گسترش نفوذ در قرن بیست و یکم باشند. ملتها باید مشوقهایی برای رفتار مسئولانه خود دریافت کنند یا اگر چنین رفتاری نداشتند، منزوی گردند. آزمون این نظم بینالمللی باید همکاریای باشد که این نظم تسهیل کننده آن خواهد بود یا نتایجی که این نظم به بار خواهد آورد- توانایی کشورها در همگرایی در مقابله با چالشهای مشترک مانند افراطگرایی خشونتطلب، گسترش تسلیحات هستهای، تغییرات آبوهوایی و اقتصاد متغیر جهانی. این دقیقا همان دلیلی است که چرا ما باید اجرای قانون بینالمللی و تعهد ما به تعامی و مدرنیزه کرده نهادها و چارچوبهای بینالمللی تقویت کنیم. آن دسته از ملتهایی که به مسئولیتهای خود عمل نمیکنند، فرصتهایی را که همکاری بینالمللی برایشان به همراه خواهد داشت، از دست خواهند داد.
گزینههای معتبر و کارآمد جایگزین اقدام نظامی - از تحریمها گرفته تا انزوا- باید به اندازه کافی قوی باشند که تغییر در رفتار بوجود آورند، درست به همانگونه که ما باید اتحاد و همپیمانی خود و قابلیتهای نظامی خویش را تقویت کنیم. و اگر ملتها نظم جهانی را که بر پایه حقوق و مسئولیتها استوار است به چالش بکشند یا آن را تحلیل ببرند، باید با انزوا مواجه گردند.
ما در دوران بعد از جنگ سرد بخاطر پیگیری منافعمان در چارچوب معیارهای چندجانبه مانند سازمان ملل، موفق بودیم و نه در چارچوبی خارج از این سازمان. ما فهمیدهایم نهادهایی که منافع ملی بسیاری از کشورها را به خطر میاندازند، کامل نیستند. ما همچنین متوجه شدهایم که این نهادها و موسسات، ابزاری واجب برای ادغام منابع بینالمللی و اجرای معیارهای بینالمللی هستند. در حقیقت اساس همکاری بینالمللی از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون معماری نهادها، سازمانها و نظامهای بینالمللی و استانداردهایی بوده است که حقوق و مسئولیتهای خاصی برای همه ملتهای مستقل ایجاد کرده است.
در سالهای اخیر، ناامیدی آمریکا به نهادها و موسسات بینالمللی ما را در برخی اوقات به این امر واداشته است که با نظام سازمان ملل تکمنظورهای تعامل داشته باشیم. اما در جهانی پر از چالشهای فراملی، آمریکا نیاز دارد که در راستای تقویت نظام بینالملل گام بردارد و در درون نهادها و سازمانهای بینالمللی عمل کند تا بتواند همکاریهای فراملی را بسیج کند.
ما باید چشم خود را به روی عواملی که در گذشته مانع کارآیی بودهاند، بگشاییم. برای این که بتوان حرکتی گروهی را بسیج کرد، باید قطبیگرایی که در مناطق مختلف، اقوام و فرقهها وجود دارد را از طریق ایجاد حس منافع مشترک جایگزین کرد. حرکت سریع و کارآمد بینالمللی معمولا اراده سیاسی ائتلاف کشورها را به راه میاندازد، ائتلافی که نهادهای منطقهای و بینالمللی را نیز دربر میگیرد. قدرتهای نوظهور یا در حال ظهوری که به دنبال جایگاه بزرگتر و نشان دادن خود هستند نیاز خواهند داشت که مسئولیتهای بزرگتری را در ازای رسیدگی به چالشهای جهانی بپذیرند. وقتی که ملتها معیارهایی بینالمللی را زیر پا میگذارند که درباره آنها اتفاقنظر وجود دارد، کشورهایی که از این معیارها حمایت میکنند باید این خواست را داشته باشند که برای اجرای این معیارها در کنار هم قرار گیرند.
ما حمایت خود را از مدرنیزه کردن نهادها و سازمانها و سازمانها توسعه خواهیم داد. مانند تحول در گروه هشت کشور صنعتی دنیا و گروه 20 تا منعکس کننده واقعیتهای محیط بینالمللی کنونی باشد. ما با همکاری با نهادها و کشورهایی که تشکیل دهنده این سازمانها و نهادها هستند، ظرفیت بینالمللی را برای جلوگیری از مناقشه، ترغیب رشد اقتصادی، بهبود امنیت، مبارزه با تغییرات آبوهوایی و رسیدگی به چالشهایی که از سوی کشورهای ضعیف یا ناکارامد ممکن است پیش آید، تقویت خواهیم کرد. ما همچنین به مساعدت یا به چالش کشاندن نهادها و موسسات بینالمللی ادامه خواهیم داد تا موقعیتی را که آنها ممکن است نتوانند به قولها و تعهدات خود عمل کنند، اصلاح کنیم. تقویت مشروعیت و اختیار قانون و نهادهای بینالمللی بخصوص سازمان ملل نیازمند تلاش و تقلای بیوقفه برای بهبود عملکردها است.
علاوه بر این، نظم بینالمللی ما باید نقش فزاینده افراد را در جهان امروز به رسمیت بشناسد. باید فرصتهایی برای جامعه مدنی وجود داشته باشد تا در درون ملتها پیشرفت کنند و ارتباطات میان آنها را فراهم سازند. همچنین باید فرصتهایی برای افراد حقیقی و بخش خصوصی وجود داشته باشد تا نقش عمدهای در رسیدگی به چالشهای مشترک - همچون حمایت از بانک سوخت هستهای، ارتقای بهداشت جهانی، ترغیب مشارکت تجاری یا کشف نقض حقوق بشر- بازی کنند. در قرن بیست و یکم، توانایی افراد حقیقی و بازیگران غیردولتی برای ایفای نقش مثبت در شکل دهی به محیط بینالملل فرصت خاصی برای ایالات متحده آمریکا فراهم میسازد.
در این شرایط، ما میدانیم که یک نظم بینالمللی که در آن همه کشورها حقوق و مسئولیتهای خود را داشته باشند، دور از دسترس است. لازم است برخی اوقات برای مقابله با تهدیدات از قدرت و زور استفاده شود. فناوری خطرات خاص خود را به همراه دارد. فقر و بیماری بطور کامل از بین رفتنی نیست. ظلم همواره همراه ما خواهد بود. اما اگر ما این چالشهای را بشناسیم و مسئولیت آمریکا برای مقابله با این چالشها را با کمک شرکا بپذیریم و رویکرد تازهای در پیش گیریم که دیگران را در فایق آمدن بر این چالشها با خود همراه سازیم، آنگاه نظم بینالمللی در عصر جهانی شده می تواند منافع ما و همچنین مناقع مشترک ملتها و مردمان نقاط مختلف دنیا را به پیش ببرد.
تقویت ظرفیت ملی-کلیت رویکرد آمریکا
برای موفقیت، ما باید تمام ابزارهای قدرت آمریکا را به روز، متوازن و یکپارچه کنیم و با همپیمانان و شرکای خود برای انجام اقدامات فوق همکاری کنیم. ارتش ما باید برتری متعارف خود را حفظ کند و تا زمانیکه تسلیحات هستهای وجود دارند، توانمندی بازداردندگی هستهای ما همزمان باید به افزایش ظرفیت خود برای غلبه بر تهدیدات غیرمتقارن ادامه میدهد، دسترسی به مشترکات جهانی را حفظ کند و شرکا را تقویت نماید. ما باید در دیپلماسی و توانمندیها و نهادهای توسعه به طریقی که شرکای جهانی ما را پوشش دهد و تقویت کند، سرمایه گذاری کنیم. توانمندیهای اطلاعاتی ما باید به شکل مداومی برای شناسایی و مشخص کردن تهدیدهای متعارف و غیرمتقارن تکامل یابد و بینش به موقعی را فراهم کند. و ما باید رویکردمان را برای امنیت ملی با رویکرد امنیت ملی گستردهتری یکپارچه کنیم.
ما در حال بهبود انسجام مهارتها و توانمندیهای درون ارتش و نهادهای غیرنظامی هستیم تا آنها مکمل یکدیگر باشند و به طور پیوسته عمل کنند. ما همچنین در حال بهبود برنامه ریزی و سیاستگذاری هماهنگ شده هستیم و باید ظرفیت خود در نواحی کلیدی که در آنجا نقص داریم را ایجاد کنیم. این امر نیازمند همکاری نزدیک با کنگره و یک روند آگاهانه و حساب شده درون سازمانی است تا اینکه به انسجام تلاشهایمان برای اجرا و نظارت بر عملیاتها، سیاستها و راهبردها دست یابیم. برای آغاز این تلاش، باید کاخ سفید کارکنان "شورای امنیت ملی " و "شورای امنیت داخلی " را با هم ادغام کرد.
با این وجود، هنوز جای کار برای افزایش هماهنگی میان ادارات و نهادها وجود دارد. اقدامات کلیدی شامل اطمینان از هماهنگی موثر منابع با راهبرد امنیت ملی ما، وفق دادن آموزش و تربیت مشاغل امنیت ملی برای تجهیز آنها به منظور مقابله با چالشهای مدرن، بازنگری اختیارات و سازوکارها برای اجرا و هماهنگی برنامههای کمکی و دیگر سیاستها و برنامههایی که هماهنگی را افزایش میدهد.
* دفاع: ما در حال تقویت ارتش خود برای اطمینان از این هستیم که میتواند در جنگهای امروزی پیروز شود؛ برای جلوگیری و بازدارندگی از تهدیدهای علیه آمریکا، منافع آن و همپیمانان و شرکایمان؛ و آمادگی برای دفاع از ایالات متحده به صورتی گسترده در مقابل بازیگردان دولتی و غیردولتی. ما به توازن مجدد توانمندیهای نظامی خود برای برتری در زمینه ضد تروریسم، ضد شورش، عملیاتهای باثبات سازی و مقابله با تهدیدات امنیتی پیچیده روزافزون ادامه میدهیم و در عین حال ارتش این تضمین را میدهد که آماده پرداختن به گسترده کاملی از عملیاتهای نظامی است. این امر شامل آمادگی برای مقابله با دشمنان پیشرفته روز افزون، بازدارندگی و غلبه بر تجاوزات در محیطهای بدون دسترسی و دفاع از ایالات متحده و حمایت از مقامات غیرنظامی در داخل آمریکاست. مؤلفه ارزشمند دفاع ملی ما مردان و زنانی است که نیروی تمام داوطلب آمریکا را تشکیل میدهند. آنها انعطاف پذیری، سازگاری و ظرفیت چشمگیری برای نوآوری از خود نشان دادهاند و برای اعضای ارتش منابعی را فراهم خواهیم کرد که برای موفقیت خودمان به منظور ارائه حمایت و مراقبت از نظامیان زخمی، بازنشستگان و خانوادههای نظامی نیاز است. ما باید نیروی نظامی خود را در مسیری قرار دهیم که چرخههای استقرار مداومی داشته باشد. و باید نیروی نظامی ما از طریق استخدام، حفظ و شناخت موفقیتآمیز کسانی که خدمت میکنند سرزندگی دیرینه خود را حفظ و تقویت کند.
دیپلماسی: دیپلماسی به اندازه توانمندی دفاعی ما برای امنیت ما موضوعی اساسی است. دیپلماتهای ما در واقع خط مقدم تعامل هستند. آنها به شرکای ما گوش فرا میدهند، از آنها میآموزند و برای یکدیگر احترام ایجاد میکنند و به دنبال زمینه مشترک هستند. دیپلماتها، کارشناسان توسعه و دیگران در دولت ایالات متحده باید قادر به کار زیاد برای حمایت از یک دستور کار مشترک باشند. مهارتهای جدید به منظور تعامل موثر برای تشکیل جلسه دادن، برقراری ارتباط و انگیزه دادن نه فقط در دولتهای دیگر و سازمانهای بینالمللی نیاز است، بلکه این مهارتها برای بازیگران غیردولتی مانند شرکتها، بنیادها، سازمانهای غیردولتی، دانشگاهها، مراکز مطالعاتی و سازمانهای مذهبی و همه مراکزی که به شکل روزافزونی دارای نقش متمایزی هم در مسایل دیپلماتیک و هم موضوعات توسعهای هستند، مورد نیاز است. برای تحقق این اهداف، پرسنل و هیئتهای نمایندگی دیپلماتیک ما باید در داخل و خارج از آمریکا به منظور حمایت روز افزون از ماهیت گذرای چالشهای قرن بیست و یکم توسعه یابند. و ما باید اختیارات و سازوکارهای مناسب را برای اجرا و هماهنگ سازی برنامههای کمکی فراهم سازیم و باید ظرفیت نیروی اعزامی غیرنظامی مورد نیاز برای کمک به دولتها در زمینههای مختلف را توسعه دهیم.
اقتصاد: نهادهای اقتصادی ما مولفههای ضروری ظرفیت مالی هستند و ابزارهای اقتصادی ما بستر توسعه ملی، کامیابی و نفوذ پایدار هستند. "دفتر مدیریت و بودجه "، وزارتخانههای خزانه داری، امور خارجه، تجارت، انرژی و کشاورزی، نمایندگی تجارت ایالات متحده، هیئت فدرال ریزرو (بانک مرکزی آمریکا) و دیگر نهادها به مدیریت بودجه وجه رایج، تجارت، سرمایه گذاری خارجی، کسری بودجه، تورم، بهره وری و حسن رقابت جویی ملی کمک میکند. حفظ یک قدرت اقتصادی پرشور قرن بیست و یکم نیز نیازمند همکاری نزدیک بین و میان کشورهای توسعه یافته و بازارهای در حال ظهور است زیرا اقتصاد جهانی ماهیتی لازم و ملزوم دارد. آمریکا مانند کشورهای دیگر به بازارهای خارجی برای فروش صادرات خود وابسته است. آمریکا همچنین نیازمند حفظ دسترسی به منابع و کالاهای کمیاب است. بنا بر این، یافتن منافع اقتصادی دو جانبه که با دیگر کشورها همپوشانی دارند و حفظ این روابط اقتصادی عناصر کلیدی راهبرد امنیت ملی ما هستند.
توسعه: توسعه یک ضرورت راهبردی، اقتصادی و اخلاقی است. ما در حال تمرکز بر کمک به کشورهای در حال توسعه و دیگر افراد برای مدیریت تهدیدات امنیتی، تحصیل سودهای توسعه اقتصاد جهانی و قراردادن نهادهای پاسخگو و دموکراتیک که در خدمت نیازهای اساسی انسان باشند، هستیم. از طریق یک دستور کار توسعه تهاجمی و مثبت و منابع متناسب، میتوانیم شرکای منطقهای را که برای کمک به خود برای توقف درگیریها و مقابله با شبکههای جنایی جهانی نیاز داریم، تقویت کنیم. همچنین میتوانیم یک اقتصاد محاسبه شده پویا و ثابت با منابع جدید کامیابی بسازیم؛ دموکراسی و حقوق بشر را به پیش ببریم؛ و در نهایت خود را در جایگاه بهتری برای پرداختن به چالشهای کلیدی جهانی قرار دهیم. این امر با افزایش جایگاه کشورهای ثروتمند، توانمند و دموکراتیک که میتوانند در دهههای آینده شریک ما باشند، انجام میشود. برای این منظور، ما در حال توسعه توانمندی توسعه غیرنظامی خود هستیم؛ در حال برقراری تعامل با نهادهای مالی هستیم که منابع ما را تحت کنترل دارند و اهدافمان را به پیش میبرند؛ تشویق به یک بودجه توسعهای که با آگاهی بیشتری سیاستها و راهبرد ما را منعکس میسازند نه ویژگیهای ناحیهای؛ و تضمین اینکه ابزارهای سیاستی ما در حمایت از اهداف توسعه به هم پیوسته هستند.
امنیت داخلی: ریشههای امنیت داخلی به کارکردهای سنتی و تاریخی دولت و جامعه باز میگردد. این کارکردها عبارتند از دفاع غیرنظامی، واکنش اضطراری، اجرای قانون، گمرک، گشت مرزی و مهاجرت. پس از حادثه 11 سپتامبر و تاسیس وزارت امنیت داخلی، این کارکردها به عهده سازمان جدیدی گذاشته شد. بنا بر این امنیت داخلی، سعی میکند این کارکردهای سنتی را برای مقابله با تهدیدات جدید و خطرات در حال رشد سازگار کند. این موضوع صرفا درباره اقدام دولت به تنهایی نیست، اما تا حدودی درباره قدرت جمعی کل کشور است. رویکرد ما بر تلاشهای مشترک برای شناسایی و جلوگیری از تهدیدات تکیه دارد و همچنین عبارتند از: رد توانایی عوامل دشمن برای انجام اقدامات در داخل مرزهای ما، حفظ کنترل موثر مرزهای فیزیکی ما، تامین امنیت سفر و تجارت قانونی به داخل یا خارج از ایالات متحده، ایجاد اختلال و از هم گسستن تروریست موقت و گذرا و سازمانهای تروریستی و اطمینان دادن در خصوص انعطاف پذیری ملی ما در مواجه با تهدید و خطرات. در جمع بندی این موارد باید گفت، این تلاشها باید از داخل ایالات متحده به گونهای حمایت کند که این کشور از دست تروریسم و دیگر خطرات امن و ایمن باشد و این تلاشها باید به گونهای باشد که در آن منافع و آمال آمریکا و شیوه زندگی بتواند رشد کند.
اطلاعات: ایمنی و کامیابی کشور ما به کیفیت اطلاعاتی که ما جمع آوری میکنیم و تحلیلی که از آن ارائه میدهیم، توانایی ما برای ارزیابی و اشتراک این اطلاعات در زمان مناسب و توانایی ما برای مقابله با تهدیدات اطلاعاتی، بستگی دارد. این موضوع به همان اندازه برای اطلاعات راهبردی که تصمیمات اجرایی ما را مطلع میسازد صحیح است که برای پشتیبانی اطلاعاتی از امنیت داخلی، دولتهای ایالتی، محلی و قبیلهای، نیروهای ما و ماموریتهای ملی حساس صحیح است. ما در حال کار برای انسجام بهتر جامعه اطلاعاتی هستیم و همزمان در حال افزایش توانمندیهای اعضای جامعه اطلاعاتی خودمان. ما در حال تقویت مشارکتهای خود با سرویسهای اطلاعاتی خارجی و حفظ روابط قدرتمند با همپیمانان نزدیک هستیم. و ما به سرمایهگذاری در خصوص مردان و زنان جامعه اطلاعاتی آمریکا ادامه میدهیم.
ارتباطات راهبردی: از میان تمام تلاشهای ما، ارتباطات راهبردی موثر برای حفظ مشروعیت جهانی و حمایت از اهداف سیاستی ما ضروری است. یکپارچه نمودن حرف و عمل ما یک مسئولیت مشترک است که باید به وسیله یک فرهنگ ارتباطی از طریق دولت رواج داده شود. ما همچنین باید در ارتباط و تعامل آگاهانه خود موثرتر باشیم و با درک دیدگاهها، نظرات، نارضایتیها و نگرانیهای مردمان -نه فقط افراد خبره- در سراسر جهان کار بهتری ارائه دهیم. با این کار اجازه مییابیم پیامهای معتبر و متناسبی منتقل کنیم و طرحهای موثر توسعه مییابد و در عین حال درک بهتری از چگونگی اقدمات ما صورت خواهد پذیرفت. ما همچنین باید از روشهای گستردهای مانند رسانههای جدید برای برقراری ارتباط با مردم کشورهای خارجی بهره ببریم.
مردم آمریکا و بخش خصوصی: ایدهها، ارزشها، انرژی، خلاقیت و انعطاف پذیری شهروندان ما بزرگترین منبع آمریکاست. ما از توسعه جوامع آماده، هوشیار و مشارکت جو حمایت خواهیم کرد و تاکید میکنیم که شهروندان ما کانون اصلی یک کشور منعطف هستند. و ما باید از خلاقیت بیرون از چارچوب دولت از طریق مشارکتهای راهبردی با بخش خصوصی، سازمانهای غیردولتی، بنیادها و سازمانهای مردمی بهره ببریم. چنین مشارکتهایی برای موفقیت آمریکا در داخل و خارج حیاتی است و ما از این مشارکتها از طریق فرصتهای افزایش یافته برای تعامل، هماهنگی، شفافیت و اشتراک اطلاعات حمایت خواهیم کرد. ادامه دارد...